رشید کاکاوند
وبلاگ اختصاصی رشید کاکاوند

 
تاريخ : چهارشنبه دوازدهم تیر 1392



ارسال توسط حسام
 
تاريخ : جمعه چهاردهم آذر 1393

 

موسیقی استان قزوین را چگونه ارزیابی می نمایید؟

وضع موسیقی استان فعلا  بد نیست. قزوین را باید با خودش سنجید  و بعد با دیگر استان ها و در مرحله بعد با موسیقی حرفه ای ایران در حالت ایده ال هم با سایر کشورهای جهان !!

پس میشود گفت  موسیقی قزوین نسبت به ده سال قبل خودش پیشرفت های چشمگیری داشته است و دوم اینکه  جزوچند استانهای برتر کشور است  که از لحاظ موسیقی هم به لحاظ کمیت و هم کیفیت ،غنی هستند. در مقایسه با موسیقی حرفه ای کشورمان نیز باید بگویم هم از لحاظ نوازندگی و هم از لحاظ آهنگسازی هنوز جا برای کار  کردن داریم ... در مقایسه با موسیقی جهانی فعلا حرفی برای گفتن نداریم !!

به نظر شما فقط اجرای جشنواره میتواند به موسیقی استان کمک بکند؟ یا باید کارگاه و مستر کلاس هایی هم کنار آن برگزار شود ؟

اجرای جشنواره خوب است اما واقعا کافی نیست .در طول سال باید گروههای موسیقی فعال باشند و در هر فصل به اجرا بپردازند همه ی ژانرها و همه ی سلایق ...

و البته  بعضي اوقات ، جشنواره اتفاقا آسیب است!!!

یعنی به جای ایجاد دوستی ها وایجاد یک فضای سالم رقابتی ـ تحلیلی ، آموزشی و تجربی فقط اتفاقات  مقطعی و کم عمر شکل میگیرد  و از سوی دیگر زمینه ساز  کدورت ها و سو تفاهمات  میشود.  به این دلیل که رتبه ها و عناوینی  که توسط داوران داده می شود مورد اعتراض واقع میشود ... هرچند اعتراض هم در بطن جشنواره متصور شده است ، اما گاهی  باعث کدر شدن آسمان  موسیقی استان میشود که البته این موضوع و آسیب هم راه حل هایی دارد.

همین طور که اشاره کردید  باید فضای موسیقی استان را با مسترکلاس هایی که مورد نیاز موزیسین ها است پویا نگه داریم و سواد بچه ها را  ارتقا بدهیم .

با همایش های فصلی و گردهماییهای موسیقایی را بیشتر کنیم  یعنی همه گروه ها بیایند ودیده شوند و خودشان ، خودشان را مقایسه کنند . این اتفاق فکر میکنم که در آینده ای نزدیک بیفتد و احتمالا دوباره به سمت همایشی شدن جشنواره خواهیم رفت  که دراین صورت بخش داوری حذف خواهد شد .

به جای آن مهمان های ویژه ای میاوریم که برنامه هارا بدون هیچ قضاوتی ببینند و نقد و تحلیل کند ...

 در این طرح که البته  قبلا بوده و دوباره باید احیا شود و در واقع در دستور کار قرار بگیرد  کسانی که در سرپرستی گروه ها  صاحب تجربه هستند دعوت میشوند و گروه هایی با توجه به سن  و سازبندی تشکیل می شوند و در اختیارشان قرار میگیردکه در  یک بازه ی زمانی مشخص باید گروه ها را رهبری کنند . در اینجا آن فضای رقابتی سالم پیش می آید. یک قضاوتی هم داریم که آن قضاوت بعهده ی مخاطب است.

این چیزی است که در برنامه انجمن موسیقی در اولویت است یعنی جایگزین شدن همایش ها و مستر کلاس هایی که مورد نیاز است به جای جشنواره ...

بعضی از مسئولين موسيقی شهر در رسانه گفته اند : ما جشنواره برگزار می کنیم كه نقاط ضعف و قدرت  هنرجويان را شناسايي كنيم و گروهها را در عرصه تولید حمایت کنیم ،ولی از سال قبل تا کنون حتی 1بار هم از گروه ها خبري نگرفته اند. در واقع کار انجمن موسیقی حمایتی است یا نظارتی؟

بنده2 جواب دارم.

 خودم را عضوی از خانواده ی موسیقی می دانم پس بنابراین منتقد انجمن موسیقی هستم چه از قبل و چه در حال حاضر .. .انجمن موسیقی تنها متولی امر موسیقی استان است ولی بخاطر سازوکارهای بیمار اداری و نوعی نگاه از بالا به پایین توسط مدیران کل ،بسیار منفعل عمل کرده است .شما به خوبی  اشاره کردید ما در اساسنامه یا فراخوان جشنواره می گوییم کشف و شناسایی استعدادها حال سوال پیش می اید که این کشف وشناسایی بعدا به کجا منجر میشود ؟آیا این استعداد ها به امان خدا رهانمی شوند؟ این هنرمندان که خود

می دانند استعداد هستند ولی مهم این است که ما اینجا باید ورود پیدا کنیم و نقش حمایتی خود را لحاظ کنیم یعنی به گروه های برتر وبرگزیده امکاناتی برای ضبط و تولید کارهایشان بدهیم. اجراهای مناسبتی و ارگانی را معطوف کنیم به سمتی که از گروه های داخلی استان و برگزیده ی جشنواره استفاده بکنند و به ازای ارائه ی کارهایشان درآمد زایی هم بشود .

در مرحله ی بعد بحث ارتقا این گروه ها است. صرف برگزاری جشنواره نمی توانیم بگوییم کار بسیار مهمی انجامی شده است . برنامه ریزی مستمر و دراز مدت نیاز دارد که امیدوارم  بعدها به این مهم برسیم .البته برگزاری جشنواره خود کار سخت و نفسگیر و پرحاشیه ای است. در کنار برگزاری جشنواره وظایف دیگری هم برای ما ایجاد می شود که خیلی مهمتر است.

اگر استعدادی کشف و سپس به او بی اعتنایی  شود این استعداد سرخورده خواهد شد. شما به عنوان یک هنرمند توقع دارید که رابطه دوطرفه ای با انجمن داشته باشید ، بعد مدام منتظر می شوید ولی خبری نیست. این است که انجمن موسیقی باید  نقش حمایتی خود را جدی بگیرد.

نقش نظارتی هم باید باشد. نقش نظارتی یعنی اینکه باید بانک اطلاعاتی داشته باشیم و هنرمندان را براساس سوابقشان در درجات مختلف دسته بندی کنیم و به ترتیب شروع به حمایت از این ها مثل بحث بیمه ی آن ها بکنیم.یا کانونهای متعدد تشکیل شود و همه اهالی موسیقی استان درگیر شوند و انجمن را خانه دوم خودشان بدانند ... این اتفاقاتی است که از لحاظ حمایتی باید رخ دهد. در نقش حمایتی هم باید در صدور مجوز کاملا میانبر زده شود و زمانش کوتاه شود. لزومی ندارد که یک هنرمند برای گرفتن مجوز شخصا به نهاد های امنیتی برود این وظیفه ی انجمن است که خود مکاتبه ای با دیگر نهاد ها داشته باشد.

بعد دوم ، نظارت در خصوص اجراهای صحنه ای ست که  باید آیین نامه ای مصوب شود و در اختیار گروه ها قرار بگیرد که اجرا ها با کمترین حاشیه برگزار شود.

پس از برگزاری ششمین دوره جشنواره موسیقی استان قزوین نظرات داوران درمورد موسیقی شهرمان چه بود؟

هیئت داروان از کیفیت اجرای موسیقی گروه ها در ژانر های کلاسیک ایرانی ، کوبه ای ، ارکسترال و تلفیقی نسبتا راضی بودند. در مورد بخش مقامی نیز متاسفانه امسال تعداد گروه های شرکت کننده کم بودند و در اصل نباید داوری بین آنها صورت می گرفت ولی چون جریان موسیقی مقامی در این شهر تقریبا پویاست به همین دلیل بر آن شدیم تا بین گروه های شرکت کننده داوری صورت گیرد.

قرار است جشنواره را در سالهای آتی منطقه ای برگزار کنید . اگر امکان دارد کمی در مورد این موضوع برایمان صحبت کنید .

وقتی جشنواره منطقه ای می شود یعنی دیگر فقط با گروه های استانی رقابت صورت نمیگیرد بلکه این رقابت ها وسیع تر می شود. هدف این است که یک شبه جشنواره ای در استان برگزار کنیم که چند گروه از استان معرفی نماییم و با گروه هایی که از شهرهای نزدیک می آیند به رقابت می پردازند.

بعد از جشنواره حاشیه هایی در دنیای مجازی از سوی برخی از شرکت کنندگان به وجود آمد که به مرز توهین به داور نیز کشیده شد.به نظر شما چگونه می توان این حواشی را از بین برد یا حداقل کم کرد؟

به هرحال در جشنواره فقط یک گروه به عنوان گروه برتر مطرح می شود. انجمن موسیقی در فراخوان جشنواره ابلاغ میکند شرکت در جشنواره به معنای پذیرفتن تمام شرایط جشنواره است. وقتی کسی فراخوان را امضاء میکند یعنی تمام شرایط را پذیرفته است . وقتی حاشیه ای  این چنینی در فضای موسیقی شهر بعد از جشنواره اتفاق می افتد یعنی اینکه به قوانین جشنواره که خودشان امضا کرده اند پایبند نبوده اند. من از دوستان هنرمندم خواهش میکنم به این راحتی در مورد اساتید و نام اوران موسیقی استان و کشور اظهار نظر نکنند ... البته نوع بد آن را میگویم ..!

نوازنده های برتر این دوره از جشنواره نیز کمی برای مخاطبان و شرکت کنندگان بحث برانگیز بود. نظر شما در این مورد چیست؟

آنها نوازنده برتر جشنواره نبودند. به اشتباه (از سوی مجری) به عنوان نوازنده برتر، اعلام شدند. در واقع کسانی که معرفی شدند در گروه خوشان وظیفه خود را به خوبی انجام دادند  ونسبت به دیگر اعضای گروهی که در آن  ساز میزدند سطح بالاتری را دارا بودند و به نوعی تشویق شدند که از سوی داوران جشنواره انتخاب شده بودند.

جشنواره تکنوازی استانی برگزار نمی گردد؟

ما یک دوره به برگزاری جشنواره تکنوازی پرداختیم. متاسفانه از سوی مخاطبین آنقدر بی انصافی و حاشیه ساز شد که دیگر مجالی برای برگزاری این جشنواره نمانده است.

و اما جمله آخر:

متاسفانه یک مسئله در کشورمان وجود دارد که با اجرای زنده بانوان در بعضی از شهرها به مخالفت می پردازند . انجمن موسیقی استان قزوین در این جشنواره سعی کرد تا بستری را فراهم کند که بانوان هنرمند این شهر در فضایی مناسب به اجرای خود بپردازند و از هرگونه نقد و انتقادی در امان بمانند...

نکته ای دیگر این که ، کسانی به هر نحوی در رسانه ها مشغول فعالیت کردن هستند باید منتقد انجمن موسیقی باشند منتها با نقدی سالم و به دور از هرگونه حاشیه پراکنی تا خانواده موسیقی این شهر را پویا نگه دارند...انجمن موسیقی آماده هرگونه نقد  عملکرد خود طی سیزده سال گذشته میباشد .


برچسب‌ها: اسحق چگینی, اسحاق چگینی

ارسال توسط حسام
 
تاريخ : پنجشنبه سیزدهم آذر 1393

کیهان کلهر در سال 1342 خورشیدی در خانواده‌ای کرمانشاهی و موسیقی‌دوست در تهران چشم به جهان گشود. کار موسیقی را از پنج سالگی به صورت آزاد شروع کرد. دوازده ساله بود که به صورت حرفه‌ای به موسیقی پرداخت و در سیزده سالگی با ارکستر رادیو تلویزیون کرمانشاه شروع به همکاری کرد.

کلهر مدتی کوتاه با گروه شیدا در مرکز هنری «چاووش» همکار بود. در هفده سالگی مقیم ایتالیا شد و سپس به نیت ادامه تحصیل راهی کانادا شد و در رشته آهنگسازی از دانشگاه کارلتون اتاوا فارغ‌التحصیل شد.

کیهان کلهر در چند سخنرانی و مصاحبه مجموعه جاده ابریشم انگیزه و الگو خود را در نوازندگی کمانچه استاد علی اصغری بهار نام برده‌است. برای شناساندن موسیقی ایرانی به غیر ایرانی‌ها تلاش بسیاری کرده‌است، همکاری وی با هنرمندان هندی از جمله «شجاعت حسین خان» (غزل) و یا با کوارتت کرونوس (Kronos Quartet) (جاده ابریشم)، یویوما و ارکستر فیلارمونیک نیویورک وی را به هنرمندی جهانی تبدیل کرده‌است و شنوندگان زیادی در بین غیرایرانی‌ها دارد. او معتقد است: «موزیسین، موسیقی‌دان یا موسیقی‌شناس باید به ریاضیات، تاریخ و ادبیات آشنا باشد.»

اساتیدی از «کیهان کلهر» به عنوان جهانی‌ترین مرد موسیقی ایران یاد کرده‌اند. وی مدتها عضو گروه دستان بود و در کنسرتهای این گروه به همراه استاد شهرام ناظری به نوازندگی و تنظیم پرداخت. از میان این آثار می‌توان به سفر به دیگر سو و دو اثر دیگر که در ایران انتشار نیافته‌اند اشاره نمود. پس از جدایی از گروه دستان و آغاز فعالیتهای مستقل با موسیقیدانهای خارجی، با همکاری اساتید موسیقی سنتی ایران محمد رضا شجریان و حسین علیزاده آثاری را پدید آورد که شامل شش آلبوم زمستان است، بی تو به سر نمی‌شود، فریاد، ساز خاموش، شب، سکوت، کویر و سرود مهر می‌شوند.

کیهان کلهر تنها موسیقدان ایرانی است که ۴ بار نامزد جایزه گرمی امریکا شده‌است. نوای کمانچه کیهان کلهر در موسیقی متن فیلم " جوانی بدون جوانی " ساخته فرانسیس فورد کاپولا از جمله آثار بیادماندنی اوست. 'جوانی بدون جوانی' که در سال ۲۰۰۷ میلادی ساخته شد، فیلمی کاملاً شخصی از فیلمسازی است که در میانسالی قرار داشته و اتفاقا تجربه دلنشینی را هم رقم زده‌است. موسیقی شنیدنی و گوش نواز 'اسالدو گولیچف' از نقاط مثبت فیلم است که شنیدن نوای مسحورکننده کمانچه 'کیهان کلهر' آن را دو چندان می‌کند.

کنسرت‌ها

 

وی همراه با نوازندهٔ باقلامای ترکیه، اردال ارزنجان کنسرت‌هایی را هم در مناطق مختلف جهان در حال اجرا دارد و آلبومی نیز با این نوازنده ترک به نام The Wind در شرکت ECM ارائه کرده‌است. کلهر همچنین در ژانویه سال ۲۰۰۸ میلادی کنسرتی را به همراه کوارت زهی بروکلین رایدر در شهر نیویورک به روی صحنه برد که در آن قطعاتی از آلبوم شهر خاموش نواخته شد.

آثار:

  • شب، سکوت، کویر
  • زمستان است
  • بی تو به سر نمی‌شود
  • فریاد
  • سرود مهر
  • سازخاموش
  • نخستین دیدار بامدادی همراه تمبک پژمان حدادی
  • غزل ۱
  • غزل ۲
  • غزل ۳
  • در آینهٔ آسمان به همراه تنبور علی اکبر مرادی
  • شب‌های فیروزه‌ای نیشابور به همراه یویوما
  • موسیقی برای فیلم جادهٔ ابریشم به همراه یویوما(چهار نعل هزار اسب)
  • باد (در ایران با نام: تا بی‌کران دوردست) به همراه اردال ارزنجان موسیقی‌دان ترک که در خارج از ایران توسط شرکت ECM و با نام The Wind انتشار یافته‌است.
  • باران به همراه استاد شجاعت حسین خان و ساندیپ داس که در خارج از ایران با نام The Rain و توسط شرکت ECM انتشار یافت و نامزد جایزه گرمی نیز شد.
  • شهر خاموش به همراه کوارت زهی بروکلین رایدر
  • سامان سایه‌ها به همراه مجید خلج که در سال ۲۰۱۱، خارج از ایران توسط کمپانی Ba Music Records انتشار یافته‌است.
  • [تنها نخواهم ماند] به همراه [علی بهرامی فرد] در سال 1391 در ایران منتشر شد که دو نوازی شاه کمان و سنتور بم میباشد.

برای دانلود کیلیک نمایید

حجم فایل: 13 میگ

زمان فایل: 2 دقیقه



ارسال توسط شاهين ثقفي
 
تاريخ : پنجشنبه بیست و نهم آبان 1393

رشید کاکاوند - مدرس تمبک


متولد 1355 - قزوین

مدرس رسمی اداره فرهنگ و ارشاد 

مدرس آموزشگاه موسیقی گام (درجه یک)

مدیر و صاحب امتیاز آموزشگاه موسیقی صبا (قزوین)

نوازنده گروه های برون مرزی با هنرمندانی چون : شهرام ناظری ، پژمان طاهری ، علیرضا قربانی و...

نفر اول برگزیده تکنوازی تمبک در جشنواره موسیقی تلاش – سال 1385

نوازندگی در آلبومهای : 

سوگواران خموش (با آهنگسازی پژمان طاهری و خوانندگی علیرضا قربانی)

سر روران (به آهنگسازی علی قمصری و خوانددگی علسرضا قربانی)

قاف عشق (با تنظیم حمیدرضا خبازی و خوانندگی علیرضا قربانی)

تابش مهر (با آهنگسازی علی اصغر عربشاهی)

آغاز پر پایان (آلبوم دو نوازی تار و تمبک ، صائب کاکاوند)

همکاری در موسیقی فیلم "بی پولی " و "فریدون مهربان است"

گوشه ای از فعالیت های هنری وی :

1. تشکیل و سرپرستی گروه کوبه ای افتتاح و کسب مقام نخست چهار دوره از جشنواره کوبه ای استان قزوین

2. اجرای کنسرتبه همراه گروه ایرانی به سرپرستی پژمان طاهری در مقر اصلی سازمان ملل و کشورهای ایتالیا ، سویس ، اتریش 

3. اجرای کنسرت همراه گروه ایرانی و خوانندگی علیرضا قربانی . تالار وحدت آبان 1385

4. شرکت در افتتاح بیست و دومین جشنواره موسیقی فجر با گروه ایرانی به سرپرستی پژمان طاهری

5. شرکت در جشنواره بین المللی موسیقات با گروه اشتیاق به سرپرستی و خوانندگی علیرضا قربانی – تونس – اکتبر 2007

6. شرکت در فستیوال جهانی ((RUDOLSTADT)) همراه گروه اشتیاق - آلمان – جولای 2007

7. اجرای گروه ایرنی به خوانندگی شهرام ناظری در ساختمان مرکزی دانشگاه موسیقی وین به مناسبت سال مولانا – ژانویه 2007

8. شرکت در فستیوال ((VOIX)) همراه گروه اشتیاق – فرانسه – ژانویه 2008

9. اجرای کنسرت همراه گروه اشتیاق در فستیوال مولانا – قونیه 1387

10. اجرا کنسرت به همراه گروه اشتیاق و کوارتت زهی ایرانی به سرپرستی علی قمصری کاخ نیاوران - 1387

11. اجرا کنسرت در قزوین به سرپرستی علی قمصری و خوانندگی علیرضا قربانی - سال 1387

12. اجرا کنسرت در قزوین به سرپرستی علی قمصری و خوانندگی حسین علیشاپور- سال 1391

13. اجرا کنسرت در قزوین به سرپرستی علی قمصری و گروه همنوازان حصار - سال 1392


برچسب‌ها: رشيد كاكاوند

ارسال توسط حسام
 
تاريخ : دوشنبه نوزدهم آبان 1393

کیوان ساکت در سال 1340 در خانواده‌ای فرهنگی در شهرستان مشهد چشم به جهان گشود. وی از کودکی با تشویق مادر و پدر خویش به موسیقی و نقاشی پرداخت، در نقاشی شاگرد اساتیدی همچون استاد صادق پور، در طراحی ،استاد پیراسته، در رنگ و روغن و آبرنگ نیز شاگرد استاد دوّلّو بود. اولین درسهای موسیقی را از دایی خویش منوچهر زمانیان در کارگاه موسیقی کودکان و نوجوانان که در آن زمان از سوی صداو سیمای وقت به مدیریت مرتضی دلشب در مشهد تاسیس شده بود، فرا گرفت. پس از مدت کوتاهی منوچهر زمانیان به دلیل ادامه تحصیل از مشهد مراجعت کرد. پس از مدتی همشهری و دوست دایی وی، حمید متبسم که در آن زمان در دانشسرای هنر تهران موسیقی تحصیل می‌کرد به مشهد آمده و همزمان در کارگاه موسیقی به تدریس مشغول شد و حدود ۲ تابستان پیاپی تا پیش از انقلاب مدرس آنجا باقی ماند. با پیروزی انقلاب متبسم به مشهد نقل مکان کرد و دوستی وی با ساکت عمیق و صمیمی شد ولی پس از چند مدت وی دوباره به تهران و سپس به خارج از کشور مهاجرت کرد.

کیوان ساکت در سال ۱۳۷۵ گروه وزیری را تاسیس کرد و از آن زمان تا کنون آثار زیادی را با این گروه اجرا کرده‌است. او در سال ۱۳۶۹ به دعوت پرویز مشکاتیان به عنوان نوازنده و تکنواز به گروه عارف دعوت شد و حاصل این همکاری آثاری است نظیر افشاری مرکب، افق مهر، وطن من با صدای ایرج بسطامی،و مقام صبر از ساخته های استاد مشکاتیان با تکنوازی تار و سه تار ساکت.از دیگر فعالیتهای کیوان ساکت می توان به کنسرتهای متعدد در داخل و خارج از ایران اشاره کرد.وی اکنون ارکستر بزرگ کیوان ساکت را تاسیس کرده با بیش از ٦٠ نوازنده و خواننده که در سالهای اخیر کنسرت های متعددی را در تهران با موفقیت اجرا کرده است.به زودی البوم تصویری اجرای وی با سالار عقیلی به بازار هنر روانه خواهد شد.

آثار

آلبوم‌ها و اجراها

  • جامعه دران تکنوازی تار و تنبک در اصفهان، شور و چهار گاه
  • سبکبال اجرای ۱۸ چهار مضراب نوشته شده در کتاب سبکبال
  • ای وطن بازسازی و اجرای برخی آثار استاد علینقی وزیری با آواز فاضل جمشیدی و پیانو هومن خلعتبری
  • آشنایی با آواز دشتی اجرای برخی درسهای دفتر دوم شیوه نوین آموختن تار و سه تار
  • فسانه اجرای ابو عطا، راست پنجگاه با ارکستر وزیری با صدای ایرج بسطلامی
  • دیدارشرق وغرب(مرغ سحر) اجرای مرغ سحر با صدای فاضل جمشیدی و نیز اجرای ۸ آهنگ معروف جهان از ساخته‌های مشاهیر غرب با تارو همراهی پیانوی مازیار حیدری
  • قاصدک تکنوازی سه تار به همراهی دکلمه شعر توسط ژاله صادقیان از آثار شاعران معاصر
  • شرق اندوه اجرای تار و ارکستر زهی در دو بخش نخست : ایرانی و سپس: موسیقی دوران مختلف غرب با همکاری امید نیک بین – نوید مصطفی پور و بهنام ابوالقاسم.
  • بی کاروان کولی اجرای آثاری از ساخته‌های ساکت با ارکستر وزیری باصدای ایرج بسطامی در مایهُ شوشتری و شور.

شرق اندوه

  • شبی با خورشید
  • یادگار خون سرو
  • زندگی با صدای سعید لاری
  • نغمه‌ی مهر (در ایران منتشر نشده)
  • آهنگسازی و ساخت و اجرای ده برنامه به سبک گلهای جاویدان به نام نغمه‌های جاویدان به سفارش واحد موسیقی صدا و سیما با دکلمهٔ ژاله صادقیان وتکنوازی ساکت و حسین ناهید (نی) و محمود محمدی (کلارنیت)و سینا جهان آبادی (کمانچه) و بااجرای ارکستر وزیری و صدابردای آقای صابر و خانم بخشایش و صدای سالار عقیلی – رضا رضایی – محسن روح افزا – تمیر تفتی و فاضل جمشیدی
  • ساخت برنامه های ۱۵ دقیقه‌ای به نام قول و غزل، اجرا با سه تار به منظور شناخت و تجزیه و تحلیل رذیف موسیقی ایرانی به دو روایت یکی آنچه خود در کتابهای خویش نگاشته دوم روایت میرزا عبدالله.
  • می تراود مهتاب با صدای سالارعقیلی تنبک حسین رعنائی پیانو بهنام ابوالقاسم.

کتاب‌ها

  1. بیایید تار و سه تار بنوازیم در 10جلد که تا کنون 5 جلد آن چاپ شده است. (برای 5 سال آموزش)
  2. سبکبال ۱۸ چهار مضراب برای تار و سه تار
  3. ده تمرین ۱۰ اتود برای تار و سه تار
  4. با موج تا کرانه، نت تعدادی از آهنگ‌های آلبوم‌های شرق اندوه و شبی با خوزشید
  5. حرکت دائمی ۲۰ اتود برای تار و سه تار
  6. چرخ نیلوفری ۲۰ تمرین برای تار و سه تار
  7. هشت آهنگ معروف جهان . نت آهنگ‌های کلاسیکی که در آلبوم دیدار شرق و غرب وجود دارند .
  8. در سایه سار بید (15 چهار مضراب ساده)
  9. رقص انگشتان (( یادگار سفر مسکوضبط شده در استودیوی کنسرواتوار چایکوفسکی )

برای دانلود کیلیک نمایید

حجم فایل:10 میگ

زمان فایل:4 دقیقه

 

 

 



ارسال توسط شاهين ثقفي
 
تاريخ : سه شنبه سیزدهم آبان 1393
زندگی نامه حمید متبسم
 
حمید متبسم (زاده 24مرداد 1337 مشهد) آهنگساز و نوازنده معاصر تار و سه تار و بنیان‌گذار گروه دستان است. وی که در هلند اقامت دارد از نوازندگان و اهنگ سازان حال حاضر کشور می‌باشد که به همراه گروه دستان در طرح‌ریزی و اجرای موسیقی سازی همگام با موسیقی آوازی نقشی به‌سزا داشته است.

زندگی‌نامه و فعالیت‌هنری

حمید متبسم زاده 24 مرداد سال 1337 شمسی، ۱۵ آگوست ۱۹۵۸ میلادی در شهر مشهد می‌باشد. وی در اوان کودکی آموزش تار را نزد پدرش علی متبسم آغاز کرد و سپس از اساتید بزرگ زمان خویش نظیر حیبب الله صالحی، زیدالله طلوعی، هوشنگ ظریف، محمد رضا لطفی و حسین علیزاده بهره جست.


وی به طور مداوم با کانون چاووش و گروه عارف همکاری داشت و پس از مهاجرت به المان گروه موسیقی دستان و چکاوک را به همراه دیگر هنرمندان راه‌اندازی کرد. از دیگر فعالیت‌های وی تأسیس انجمن تار و سه‌تار، برگزاری سمینارهای موسیقی سالانه و تشکیل گروه مضراب (از هنرجویان) و پردیس (ارکستر بین‌الملل) است.

حمید متبسم در سال ۱۳۸۷ ارکستر بزرگ سازهای ایرانی مشتمل بر ۴۰ نوازنده و خواننده کر را با همکاری بهرنگ تنکابنی تاسیس کرد. این ارکستر به منظور اجرای قطعه سیمرغ اثری از ایشان برای ارکستر بزرگ، گروه کر و به خوانندگی همایون شجریان تاسیس شد و کار خود را از پاییز ۱۳۸۸ با رهبری محمد رضا درویشی آغاز کرد و در مرداد سال ۱۳۸۹ اولین اجرای سیمرغ در استادیوم تنیس مجموعه ورزشی انقلاب به روی صحنه رفت. این اثر یک بار دیگر در تابستان ۱۳۹۰ در تالار وحدت به رهبری آهنگساز اثر به روی صحنه رفت و پس از آن در مهر همان سال به رهبری هومن خلعتیری دو کنسرت دیگر از سیمرغ در شهرهای هرلن و لاهه در کشور هلند برگزار شد.

 

برای دانلود کیلیک نمایید

حجم:10 میگ

مدت:5 دقیقه



ارسال توسط شاهين ثقفي
 
تاريخ : سه شنبه سیزدهم آبان 1393

رَباب (Rabab) یک ساز قدیمی است که خاستگاه از آریانای کهن، خراسان دوره اسلامی و افغانستان امروز که هم‌اکنون در قسمت‌های سیستان و بلوچستان و افغانستان کنونی می‌باشد. به روایت تاریخ: این سازواره بیش از یک هزار سال قدمت داشته و شخصی بنام “نتن خان” در عصر اکبر شاه، در دامنه‌های پامیر بدخشان آن را اختراع کرده بوده که نخست به شکل ساز آرشه یی بوده و با آرشه یا کمان نواخته می شده اما به مرور زمان تکامل یافته و در نهایت، امروز با ناخنک یا شهباز نواخته می‌شود. ساز اخیر قبلاً دو سیم داشته که بعدها یک سیم دیگر به آن اضافه شده‌است. این ساز با کمانه به صدا درآمده و همان است که ما امروز آن را کمانچه می‌نامیم. از نوازندگان این ساز در افغانستان می‌توان به استاد رحیم خوشنواز و در ایران می‌توان به استاد بیژن کامکار و اشاره کرد.

 نواختن انواع رباب در برخی نواحی ایران و دیگر کشورهای همجوار نیز متداول است. این ساز در دهه 30 و 40 شمسی در گروه‌نوازی سازهای ملی ایران مورد استفاده قرار می‌گرفته است. در گروه‌نوازی‌های شهری، رباب را به صورت افقی روی زانو می‌گذارند (مانند عود یا تار) و با مضراب می نوازند.رباب به صورتی که امروزه در گروه‌نوازی شهرها متداول است سازی است که غالبا از چوب گردو یا توت و چوب‌های سخت دیگر ساخته می‌شود.

اجزای اصلی رباب عبارتند از:

کاسه طنینی: شامل 2 قسمت کاسه و سینه است. کاسه تو خالی و بزرگ‌تر است و بر دهانه آن پوست قرار می گیرد. در دو طرف بالای این کاسه که به سمت سینه می رود، دو فرو رفتگی وجود دارد که باعث می شود کاسه دو قسمتی به نظر آید. در ساخت برخی رباب ها این دو فرو رفتگی کمی بالاتر، بین کاسه و سینه ایجاد شده اند.

سینه: سینه جعبه ای است تو خالی و تقریبا مثلثی شکل، به طول تقریبی کاسه ساز که از یک طرف هم عرض کاسه در محل اتصال و از یک طرف هم عرض دسته در محل اتصال به سر پنجه است. سطح سینه با صفحه ای چوبی که تراش نازکی خورده پوشیده شده است.در نوع شهری رباب چون از وترهای واخوان استفاده نمی شود، گوشی های کوچک سطح جانبی آن، تزیینی به نظر می رسد و سوراخ‌های آن که برای عبور وترهای واخوان ایجاد شده اند به خاطر خروج بهتر صدا از جعبه طنینی، باز می ماند.

دسته: دسته رباب کوتاه و ادامه چوب سینه است و به صورت هرم به سرپنجه می رسد. تعداد چهار دستان بر آن بسته می شود و غالبا تزئیناتی با استخوان در ادامه سینه است بر روی آن دیده می شود.

سرپنجه: جعبه کوچک تو خالی، در ابتدای طول دسته و محل قرار گرفتن یک سر ِ وترهای اصلی و گوشی هاست. سر پنجه را کمی متمایل به عقب می سازند و شش گوشی به تعداد وتر های رباب (در هر طرف سه گوشی) در طرفین آن قرار دارد. اگر در انتهای سر پنجه شکل ها و حالتهای تزیینی به کار رود آن را صراحی می گویند.

 پوست: پوست روی کاسه رباب معمولا کلفت تر از سازهای مشابه است زیرا استفاده از وترهای ضخیم تر و دسته کوتاه ، فشار زیادی بر خرک و پوست وارد می کند.

خرک: قطعه چوبی یا استخوان کوچکی از جنس شاخ به طول تقریبی 6 سانتی متر است که با دو پایه کوچک خود روی پوست ساز قرار می گیرد و وترها از درون شیارهای کم عمق آن عبور می کند. برای صدادهی بهتر ساز باید مضراب را کمی دورتر از خرک نزدیک به سینه ساز بر وترها فرود آورد.

شیطانک: قطعه استخوان باریک و کم ارتفاعی به عرض دسته ساز است که بین دسته و سرپنجه قرار دارد و وترها برای بسته شدن به گوشی‌ها از درون شیارهای کم عمق آن عبود می‌کنند.

سیم گیر: قطعه‌ای است کوچک و معمولا از فلز در انتهای بدنه کاسه نصب می شود و گره وترها به آن بسته می شود.

وتر: رباب دارای 6 وتر اصلی است که دو به دو همصدا کوک می شوند. امروز از سیمهای گیتار برای رباب استفاده می شود ولی در گذشته از روده تابیده یا نخ ابریشم استفاده می شد.

وسعت: معمولا وسعت صدای معمول رباب یک اکتاو و نیم است. 


برچسب‌ها: رباب

ارسال توسط هما جليلوند
 
تاريخ : سه شنبه ششم آبان 1393

وی در سال ۱۲۹۰ شمسی در تهران، خیابان ایران متولد شد و تحصیلات ابتدایی خود را در دبستان امیر اتابک به پایان رساند.

تهرانی در کودکی زحمات و مصائب فراوانی متحمل شده بود و آثار آلام و مصائب دوران طفولیت تا پایان عمر در چهره اش باقی بود. وی در جوانی با آنکه از حیث مادی در مضیقه بود ولی هیچگاه از عشق خود که همین یک مشت پوست چوب باشد مأیوس نشد و ضرب را به زیر عبا می‌گرفت و با پشتکار وجدیت به نزد استاد خود حسین‌خان اسماعیل‌زاده می‌رفت.

تهرانی از سال ۱۳۰۷ کار جدی خود را نزد اسماعیل‌زاده آغاز کرد و به علت رایج نبودن خط موسیقی، تمرینات تنبک را به کمک اصطلاحاتی مثل: بله و بله و بله دیگه و یکصدو بیست و چهار و غیره به حافظه می‌سپرد. چندی بعد تهرانی به محضر استادانی چون: رضا روانبخش، مهدی قیاسی و کنگرلو که در تنبک نوازی تبحری داشتند، راه یافت و به سبک هر یک آشنایی کامل پیدا کرد. ولی او استاد اصلی خود را ابوالحسن خان صبا می‌دانست زیرا نکات فراوانی از او آموخت که بعدها بسیار از آن بهره گرفت و آن قدر زحمت کشید تا در سایهٔ سعی و کوشش و عمل توانست با هر کوشش و نغمه‌ای، ریتم آن را با انگشتان سحرآور خود به روی ضرب بیاورد. او در سال اول تأسیس رادیو تهران در آن مؤسسه به فعالیت پرداخت و در سال ۱۳۲۳ به مدرسهٔ موسیقی کلنل وزیری راه یافت و تدریس تنبک را در آن مدرسه به عهده گرفت و کار خود را تا سال ۱۳۲۸ که هنرستان موسیقی ملی به همت روح الله خالقی شروع به کار کرد، ادامه داد. وی برای اولین بار دست به ایجاد گروه تنبک زد و برای آنها قطعاتی را تنظیم کرد که در اجرای آنها، گروه لزوماً به دو یا چند دسته مختلف تقسیم می‌شدند.

آثار وی دربارهٔ مرحوم حسین تهرانی، مطلبی به قلم منوچهر همایون پور در کیهان شمارهٔ ۹۸۰۳ مورخ اسفند ماه ۱۳۵۴ چنین آمده: حسین تهرانی پسر میرزا اسماعیل، یکی از کسبهٔ مورد احترام خیابان عین الدوله بود. میرزا اسماعیل دوستدار موسیقی بود و گهگاه دوستان نوازندهٔ خود را به خانه، میهمان می‌کرد. در آن روزها، حسین کودکی خردسال بود اما مجالس شبانهٔ پدر، و ساز و آواز دوستان او، شوق و عشق به موسیقی را در وجود او بر می‌انگیخت هرچند که از ترس پدر جرأت ابراز و افشای آن را نداشت. حسین کمی که بزرگتر شد، دور از چشم پدر، پوستی تهیه کرد و بر روی گلدانی کشید و در زیر زمین خانه، بدون معلّم، به نواختن ضرب مشغول شد. او شب‌ها هم از ترس پدر و هم از شدت اشتیاق به ضرب، تنبک گلدانی خود را در رختخواب خویش می‌گذاشت ولی سرانجام پدرش از قضیه آگاه شد و با تندخویی حسین را از محبوب خود جدا کرد. آرامگاه حسین تهرانیحسین ظاهراً و به احترام پدر تنبک را کنار گذاشت امّا عشق او به ضرب آنچنان سرسری نبود که با این حیله‌ها از بین برود. او همواره با نواختن به در و پنجرهٔ خانه پیشخوان دکان و هر چیزی که صدا می‌داد، انگشتان سحر آفرین خود را به کار می‌گرفت و به هر چه که به دستش می‌رسید صدا در می‌آورد. چند سال بعد حسین به زورخانه راه پیدا کرد و ریتم‌های زورخانه، هنر ضرب را در وجود او پرورش دادند اما در همان احوال، حادثهٔ مهمّی در زندگی او روی داد که زندگی‌اش را دگرگون کرد، به این معنی که یک روز در خانهٔ یکی از اعیان آن روز خیابان عین الدوله با آقای بدیع زاده استاد آواز و موسیقی ایرانی آشنا شد و استعداد ونبوغ او، بدیع زاده را تحت تأثیر قرار داد.

چند روز پس از آن مجلس، جشنی در خانهٔ یکی از محترمین آن زمان برپا بود و شخصیت‌های ادبی و هنری مهمّی مانند مرحوم ذکاءالملک فروغی و استاد ملک الشعرا بهار و ابوالحسن خان صبا و حبیب سماعی و بدیع زاده در آن شرکت داشتند. آقای بدیع زاده در این مجلس داستان حسین و استعداد فوق‌العادهٔ او را در ضرب نوازی با حضار در میان گذاشت و آن قدر از او تعریف کرد که فی‌المجلس کسی را به دنبال حسین فرستادند. و به این ترتیب حسین برای نخستین بار در چنان مجلسی و با چنان اساتیدی روبرو شد. سازها کوک شدند و طبق معمول صبا و سماعی پیش درآمدی را شروع کردند و حسین نخستین آزمایش هنری خود را با دو استاد مسلم موسیقی و ریتم آغاز کرد. در آغاز کار، چهرهٔ معصوم و سادهٔ حسین سبب شده بود که کسی به او توجه نکند ولی پس از شروع شدن چهار مضراب، حضار کم کم متوجه شدند که با تنبک نواز چیره دستی روبرو هستند.

صبا که از همان اول به استعداد حسین پی برده بود، از این آشنایی خوشحال بود اما حبیب سماعی که خود ضرب می‌نواخت بی‌میل نبود که سر به سر حسین بگذارد لذا ریتم عوض کرد ولی حسین از عهدهٔ همراهی آن برآمد. سماعی ریتم را تندتر کرد بلکه حسین را جا بگذارد اما حسین باز هم از عهده برآمد. آنگاه نوبت به بدیع زاده رسید که آهنگ ضربی سنگینی آغاز کرد و حسین هم به خوبی از عهدهٔ آن برآمد و چون ساز آواز تمام شد مرحوم فروغی و مرحوم بهار دربارهٔ ظهور هنرمندان نابغه از قشرهای ناشناختهٔ اجتماع به تفضیل سخن گفتند و به گرمی حسین را به ادامهٔ کارش تشویق کردند. اما کار حسین تهرانی و استاد صبا به اینجا ختم نشد. صبا بی‌اندازه از حسین و استعداد او خوشش آمده بود و حسین به شدت مجذوب وشیفتهٔ استاد شد و این اشتیاق او را به کلاس درس استاد صبا کشاند واین آشنایی و دوستی ولطف و ارادت به جایی کشید که حسین رحل اقامت به خانهٔ استاد صبا کشید و معتکف آن استان گردید. پس از شهریور ۱۳۲۰ مرحوم روح‌الله خالقی با شرکت و همت جمعی از دوستان هنرمند و هنر دوست خود انجمن موسیقی ملی را پایه گذاری کرد که حسین از اعضای اصلی آن و تنها نوازندهٔ تنبک در انجمن بود. به همین سبب با تشویق و راهنمایی خالقی، کلاس آموزش تنبک تأسیس کرد و شاگردانی تربیت نمود که مرحوم علی زاهدی معروف‌ترین آنها بود. حسین در سال‌های بعد همچنین فعالانه به این کلاس می‌رسید و تا آخرین روزهای عمر، آن را رها نکرد. به این ترتیب آنچه که امروز به نام هنر ضرب یا تنبک نوازی در همهٔ محافل هنری و ارکسترهای معروف کشور اجرا می‌شود مرهون زحمات چهل سالهٔ حسین تهرانی است.

در واقع تا قبل از حسین تهرانی، آلت ضرب یا تنبک از کم‌ارزش‌ترین آلات موسیقی بود و نوازندهٔ تنبک بی‌ارج‌ترین عضو یک ارکستر به شمار می‌رفت و موظف به انجام کارهای دیگر ارکستر بود و مثلاً آلات موسیقی را از محل کار به درشکه و از محل درشکه به محل جشن یا میهمانی می‌برد و می‌آورد و در یک کلمه پادوی ارکستر بود. زیرا نواختن تنبک، کار مهمی به شمار نمی‌رفت و واقعیت هم همین بود. صفحه‌های موسیقی که در پنجاه شصت سال پیش ضبط شده‌اند نشان می‌دهند که نوازندگان ضرب یک صدای مبهم و بی‌ارزشی از ضرب درمی‌آوردند که هیچ شباهتی با صدایی که اکنون از از تنبک درمی‌آید ندارد. اما حسین تهرانی با نبوغ ذاتی و استعداد خدادادی و گذشت و فداکاری، این آلت کم‌ارزش را از ذلت نجات و به درجه و مقام کنونی خود رساند.

حسین تهرانی از ثروت و مال و منال دنیا بهرهٔ چندانی نداشت. همهٔ ثروت او منحصر به خانهٔ محقری در یکی از محلات دوردست تهران بود که با قرض از بانک‌ها و کمک وزارت فرهنگ و هنر تهیه کرده بود. او در تنبک‌نوازی تحول‌های اساسی ایجاد نمود، به طوری که می‌توان او را پایه‌گذار ضرب‌نوازی نوین نام نهاد.

 


برچسب‌ها: حسین تهرانی

ارسال توسط حسام
ارسال توسط حسام
 
تاريخ : دوشنبه بیست و یکم مهر 1393

کاخون(Cajon) لغتی اسپانیایی به معنی«جعبه ، صندوق ، صندوقچه ، کمد کوچک يا ميز کشودار کوچک» است که به نوعی ساز کوبه ای اطلاق می شود . نوازنده بر روی کاخون می نشيند و با ضربات کف دست و انگشتان که بر روی صفحه جلويی ساز می کوبد ، صدايی خاص و زنگ دار توليد می کند .

«« ريشه ها :


به نظر می رسد بردگانی که از آفریقای مرکزی و غربی توسط اسپانيايی های فاتح ، به سرزمين های تحت سلطه ایشان در آمريکای لاتين ، به خصوص پرو و کوبا برده شدند ، این نوع ساز کوبه ای و فرم ساده آن را به اهالی آن سرزمين ها معرفی کردند. بدين ترتيب دو نظريه در مورد پیدایش این ساز ارائه شد
ممکن است این نوع درام نواده مستقيم آلات موسیقایی جعبه مانندی باشد که در کشورهای آفریقایی غربی و مرکزی مانند آنگولا و آنتیل استفاده می شدند

این آلات موسیقی توسط بردگان و خدمتکاران پرویی که در ناوگان کشتیرانی اسپانیایی ها خدمت می کردند به تدريج تغییر یافت و به صورت یک ساز کوبه ای به کار رفت. بردگان پرويی مذكور در نواحی ساحلی مانند „ماتانزاس” (Matanzas) و „کوبا” (Cuba) جعبه ها و صندوق های حمل ماهی ماهیگیران را به ساز تبديل کردند ؛ در حالي که در ساير نواحی، مردم بومی با کوبیدن بر روی کمدهای کوچک لباس و دراورها ریتم می ساختند و پایکوبی می کردند .


برخی ديگر عقیده دارند که بردگان سياهپوست از جعبه های ساده ای به عنوان يک ساز استفاده می کردند تا بدین وسیله علیه حکم اسپانیاییهای حاکم بر نواحی آفريقايی نشين که موسیقی و ساز و آواز را برای بردگان تحريم کرده بودند مبارزه کرده باشند . بدين ترتيب ايشان می توانستند بدون ترس از مجازات و بدون زير پا گذاشتن قوانين جابرانه اسپانيايی ها وسايلی مانند چهارپايه و جعبه و کمدهای چوبی کوچک را که هويت موسيقايی ندارند به جای ساز به کار ببرند .

وقتی کليه نظريات و احتمالات را بررسی می کنیم می بینیم که در هر صورت ترکیبی از موسیقی و ساز آفريقايی به همراه اجبار و محدوديت اعمال شده توسط حاکمان اسپانيايی بوده که مسیر پيدايش کاخون را شکل داده و تعيين کرده است.


«« تکامل و توسعه :

بر اساس شواهد موجود و نقل قول های مردمی ، کاخون در اوايل قرن نوزدهم ميلادی در نواحی ساحلی پرو تکامل يافت و اندک اندک استفاده از آن در میان مردم افزايش يافت ،به طوری که در حوالی دهه 1850 میلادی تبديل به سازی محبوب و پرطرفدار شد .


در اواخر قرن نوزدهم برخی از نوازندگان کاخون یا „کاخونادورها”(Cajonador) با بستن تخته هايی نازک به بدنه آن ، به الگوی جديدی از ايجاد لرزش (ویبراسیون) در صدای کاخون دست يافتند .


در کوبا نوازندگان درام در سبک رومبا که یک سبک موسیقی „آفرو_کوبایی” شامل رقص و آواز و درام (پرکاشن) است ، از کاخون استفاده می کنند ؛ در حالی که در پرو اين ساز درچندین ژانر موسيقايی „آفرو – پرويی” به کار می رود .

در قرن بیستم کاخون توسعه بین المللی یافت و به عنوان نوعی پرکاشن با منشاء „آفرو – پرويی” در بسياری از نقاط دنيا و انواع ژانرهای موسيقی به کار گرفته شد ، تا جايی که در سال 2001 میلادی از طرف «سازمان فرهنگ ملی پرو» رسماً به عنوان «ميراث فرهنگی ملی پرو» ثبت و اعلام شد .

«« ساختار :

کاخون جعبه ای شش وجهی و مکعب مستطیل شکل است که پنج وجه آن را از يک لايه چوب نازک به ضخامت 3/1 تا 2 سانتیمتر (5/0 تا 75/0 اينچ) می سازند . وجه ششم (که يکی از مستطيل هاست) از یک لایه تخته سه لای نازک پوشانيده می شود . اين وجه که سطح ضربه خورنده يا سر(Head) کاحون است „تاپا” (Tapa) نام دارد . حفره صدا(Sound hole) در وجه كناري „تاپا” تعبيه می گردد

صفحه چوبی „تاپا” را معمولا به طور کامل به جعبه کاخون نمی چسبانند ، به طوری که در نواحی فوقانی اش فقط در چند نقطه به کاخون متصل است. با اين تمهيد هنگام ضربه زدن به „تاپا” صدايی گِزمانند و خاص با افه لرزشی از کاخون به گوش می رسد .

فاکتورهايی که در خصوصيات صوتی کاخون از قبيل ارتفاع (زيری و بمی) ، حجم ، طنين و کاراکتر ويه صدای آن موثرند عبارتند از اندازه و شکل کاخون ، جنس و ضخامت چوب مورد استفاده در ساخت آن و اندازه و محل تعبيه حفره صدا


نوع چوبی که صفحه „تاپا” را تشکيل می دهد بسيار متنوع است و بستگی دارد به اينکه سازنده (يا سفارش دهنده) چه نوع صدايی را ترجيح می دهد .


 صداهای با تناليته پايين (بم) گرم و مطبوعند و صداهای با تناليته بالا (زير) واضح و درخشانند ، بدون آنکه تغييری در ویژگیهای صوتی کاخون از نظر کاراکتر ايجاد شود . برای ساخت صفحه „تاپا” معمولا از چوبهای درخت گيلاس ، ماهون و افرا استفاده می کنند ؛ در حالیکه بقيه قسمتهای کاخون را از چوب کاج ، صنوبر و يا سایر چوبهای سفيد مرغوب می سازند .

اخیراً یک پرکاشنسیت پرویی به نام روبرتو چینو بولانیوس (Roberto chino Bolanos) یک کاخون از جنس پلِکسی گلاس (Plexiglass) ابداع نمود که پلِکسی کاخون (Plexicajon) نام دارد


بدنه شفاف این کاخون از کاخون سنتی بزرگتر و سنگین تر است و حجم صدای آن اندکی از کاخون سنتی بیشتر می باشد


کريس نيسِن (Chris Nissen) سازنده درام است و مبدع چند نوع کاخون قابل حمل درام های وي با نام „Slapdrum” از شهرت جهاني برخوردارند .

در زير دو نمونه از كاحونهاي پرتابل وي به نام هاي Lapdrum „” و „” Slapboxx دیده مي شود
„Lapdrum” را بين رانها قرار مي دهند و „Slapboxx” روي رانها واقع مي شود . بدين ترتيب نوازنده مي تواند براحتي بنشيند و پشتش به پشتي صندلي تكيه داشته باشد . ضمن اينكه كوچك و قابل حمل نقل هستند واز لحاظ نوع صدا نیز كاملا كاراكتر ويژه كاخون سنتي را القا مي كنند .
 
نوعي ديگر از كاخون به نام سُل كاخون (Solcajon) به صورت لوله هاي بلند ساخته شده مانند كونگا (Conga)نواخته مي شود.


برچسب‌ها: کاخن

ارسال توسط شاهين ثقفي

اسلایدر