رشید کاکاوند
وبلاگ اختصاصی رشید کاکاوند

 
تاريخ : چهارشنبه دوازدهم تیر 1392



ارسال توسط حسام
 
تاريخ : چهارشنبه یکم مرداد 1393

عكس برگزيده شده ماه پنجم سال 1393

رشید کاکاوند و شهرام ناظری

رشيد كاكاوند و شهرام ناظري


برچسب‌ها: رشيد كاكاوند, شهرام ناظري

ارسال توسط حسام

شروع فعالیت هنری او با ساز سنتور نزد محمد وکیلها بود. آهنگسازی و تئوری موسیقی را نزد استاد پرویز منصوری و استاد محمدرضا درویشی آموخته و در سال 1368 که دانشکده موسیقی افتتاح شد جزء اولین ورودی های این دانشگاه بود. در سال 72 فارغ التحصیل شد و از سال 70 تا 76 نزد استاد فقید فرامرز پایور کسب علم نمود. در سال 75  موفق به قبولی کارشناسی ارشد در رشته پژوهش هنر شد و تدریس در دانشگاه را در سال 78 شروع کرد . در سال 80 پس از مدیر گروه شدن در دانشگاه در رشته پژوهش هنر به مقطع دکتری راه یافت .او از 1390 عضو هیئت علمی و هم اکنون رئیس دانشکده موسیقی دانشگاه هنر می باشد.

در یکی از روزهای گرم تابستان با دکتر حسین میثمی به گفتگو پرداختیم و او برای ما از پیرامون موسیقی شهر گفت.

موسیقی استان قزوین را چه طور می بینید؟ این چند سال پیشرفتی داشته یا خیر؟

پیشرفت بله داشته است.  به لحاظ نوازندگی ماپیشرفت داشته ایم ، علت آن هم نزدیکی به تهران است. اکثر نوازندگان ما یا آموزش آکادمیک دیده اند و یا اگر دانشگاه نرفته اند زیر نظر اساتید بزرگ درس گرفته اند.سطح نوازندگی در استان قزوین خوب است ونمونه اش آمارهایی است که در جشنواره های مختلف ما شاهد آن هستیم و بعضی از آنها در گروه های مطرح ساز می زنند.

شما سالها در انجمن موسیقی استان قزوین به فعالیت پرداخته اید . سطح جشنواره قزوین را چگونه می بینید؟

نفس  جشنواره این است که ما بتوانیم با ایده ها و نوآوری ها و تکنیک ها و... روبرو شویم و از آنها استفاده کنیم . در واقع یک گردهمایی است برای اینکه ما بتوانیم دانش هنری خودمان را تقویت نماییم. رقابت بخش دوم جشنواره است و بد هم نیست که چند گروه به رقابت بپردازند و از میان آنان گروه برتر انتخاب شود. این دید از جشنواره خیلی خوب است.

به نظر شما تنها یک جشنواره می تواند تاثیری بر روند روبه رشد  موسیقی استان داشته باشد؟ در واقع فقط یک جشنواره کافی است یا باید کارهای دیگر در کنار جشنواره صورت بگیرد؟

خیر . فقط یک جشنواره نمی تواند تاثیر به سزایی در روند رو به رشد موسیقیایی شهرمان داشته باشد. به عقیده بنده معمولا جشنواره مواقعی معنی دارد که بنادی قوی داشته باشد . وقتی ما اعلام می کنیم جشنواره ، ممکن است چندین گروه دور هم جمع بشنود وشروع به فعالیت کنند و به اجرای برنامه در جشنواره بپردازند . ولی این کار بنیاد ندارد. چندین سال پیش، بنده یک طرحی در انجمن مطرح کردم ، آن هم این بود که یک سری از گروه های آماتور را دور هم جمع کنیم و که این ها چند سال با هم کار کنند زیر نظر یک سرپرست که از تجربه لازم برخوردار باشد یا اینکه حداقل لیسانس موسیقی داشته باشد. در ابتدا سه یا چهار گروه تشکیل شد . بعد از گذشت یک سال تصمیم گرفتیم که گروه ها را افزایش دهیم. اواخر به هشت یا نه گروه رسیده بود . بعد طرحی دادم به نام" مکتب آواز قزوین" . همانطور که می دانید گروه های قزوین از نبود یک خواننده خوب رنج می بردند. طرح مکتب آواز قزوین این بود که هنرجویان با استعداد آواز زیر نظر اساتید کشوری در شهر قزوین به یادگیری مشغول شوند. دوازده نفر از سی نفری که شرکت کرده بودند پذیرفته شدند تا نظیر نظر اساتیدی چون مرحوم ابراهیمی و جناب آقای ناصح پور کار کنند . این برنامه یک سال برگزار شد. متاسفانه با عوض شدن مسئولین در ارشاد این طرح به راحتی منتفی شد و دیگر اجرا نشد.

در جشنواره استان قزوین یک اتفاق خوب افتاده آن هم برگزاری رقابت بین گروه های کوبه ای است که حتی در جشنواره فجر نیز همچین ژانر اختصاصی نیز وجود ندارد. به نظر شما ما برای اینکه این ژانر را بیشتر در کشور جا بیندازیم چه کارهایی باید انجام دهیم؟

خب هر استانی یک ویژگی منحصر به فرد دارد . مثلا در لرستان شما اکثریت نوازنده های کمانچه قوی می بینید، در اصفهان نوازنده نی قوی می بیند ، در کردستان نوازندگان تنبور میبینید. ما در این زمینه قدرت کافی داریم باید مسئولین به فکر باشند تا بتوانیم این موضوع را ساماندهی نماییم. ما هم در قزوین هشت یا نه گروه حرفه ای کوبه ای داریم که باید این گروه هارا پشتیبانی کنیم تا به هدف اصلیشان نزدیک تر شوند تا بتوانند در عرصه ملی بیشتر بدرخشند و در واقع باید این ویژگی خوب و شایسته استان را بزرگ و مطرح کنیم. این وظیفه برعهده اداره ارشاد می باشد و کارشناسان باید بیشتر در این مسئله یاری نمایند.

چه کتاب هایی از شما به چاپ رسیده؟ اگر امکان دارد کمی در مورد مقاله هایتان نیز  برایمان توضیح دهید.

بنده شش کتاب تالیف کرده ام که چهار كتاب  آن به چاپ رسیده است. یکی در رابطه با مباحث فقهی است و دومین کتاب بنده در رابطه با موسیقی دوران صفویه است ، سومین کتاب در موردحاج ملا عبدالکریم جناب قزوینی . چهارمین آن نیزدر مورد موسیقی استان قزوین است .

 دو عدد کتاب دیگر که هنوز به چاپ نرسیده است با موضوع بیوگرافی چهرهای موسیقی استان قزوین و دومین کتابی که هنوز به چاپ نرسیده در  ارتباط با تاریخ موسیقی ایران است که برای آموزش و پرورش تالیف شده است. در زمینه مقاله نیز حدودا سی مقاله نوشته ام در زمینه های مختلف موسیقی.

چرا در دانشگاه ها اکثریت سازها به عنوان ساز تخصصی تدریس می شود ولی سازهای کوبه ای نظیر(تمبک و دف) به عنوان ساز تخصص در لیست دروس موسیقی نیست؟

این موضوع برمیگردد به سیاست گذاری هایی که اوایل برای تاسیس این رشته راه انداختند. در واقع هدف از راه اندازی رشته موسیقی در دانشگاه ردیف موسیقی کلاسیک ایرانی بود. چون با سازهای کوبه ای هنرجونمی تواند ردیف بنوازد بنابراین سازهای ملودیک را در لیست رشته موسیقی قرارداده اند.

یعنی هیچ طرحی برای وارد شدن ساز کوبه ای به دانشگاه تا به الان مطرح نشده؟

معاون آموزشی دانشگاه یک طرحی در این زمینه مطرح کرد و در حال پیگری می باشد وسیاست این است که بتوانیم واحد های ریتمیک این دانشجویان را بیشتر کنیم ویک رشته مجزابه نام نوازندگی ساز کوبه ای به وجود بیاوریم. ولی اینکه بتوانیم این امر رامحقق کنیم یک مقدار زمان بر است.

نیاز جامعه موسیقی استان قزوین چیست؟

علاوه بر سرمایه گذاری نیاز به مدیریت و  طرح داریم. این سه وجه مانند یک مثلث می ماند ، اگر یکی از آنها را نداشته باشیم طبیعتاً نمیتوانیم در راستای هدفمند شدن موسیقی استان قدم برداریم.

و اما سخن آخر...

تصمیمات نباید روی تصورات لحظه ای صورت گیرد. توجه مسئولین را به این مسئله جلب می کنم که به این جنبه ها وایده ها فکر کنند و  در کارهای بنیادین موسیقی شهرمان سرمایه گذاری نمایند . کاری که بتواند نوازنده خوب در سطح استان بسازد...



ارسال توسط حسام

نوشته ای که پیش روی شماست رساله پژوهشی فیلم مستند "اقبال ایران" ساخته نیما حسن بیگی است . ایـن پژوهش طی مدت تقریبـا هفت ماه (از بهمن مـاه ۹۰ تـا مرداد مـاه ۹۱) گرد آوری شده و در آن تـلاش کرده ایم با کنار هم قرار دادن اطلاعات منابع مکتوب و تصویری مختلف ، زندگی طولانی و پر فراز و نشیب استاد اقبال آذر به طور دقیق قبل بررسی کنیم و به جرات می توان گفت این کاملترین و بی تعصب ترین تحقیقی است که درباره ابوالحسن اقبال آذر انجام شده .

با تشکر از دکتر حسین میثمی (مدرس موسیقی و استادیار دانشگاه هنر) ، بهروز خاماچی (پژوهشگر و نویسنده تاریخ و عضو شورای اسلامی شهر تبریز) ، محمدعلی حضرتی (شاعر و پژوهشگر) و نادر ساعی ور (نویسنده و فیلمساز تبریزی)

رساله ی پژوهشیِ فیلم مستند "اقبال ایران"

گرد آورنده: نیما حسن بیگی –  صبا کاظمی

ابوالحسن خانِ قزوینی ملقب به اقبال السلطان و مشهور به اقبال آذر در روستای الوند در یک فرسخی قزوین چشم به جهان گشود . از تاریخ تولد او چهار روایت در دست است؛ یکی 1242 خورشیدی (به گفته بهروز خاماچی پژوهشگرِ تاریخِ آذربایجان) ، دیگری 1246 خورشیدی است که این تاریخ بر اساس جشن سده ی اقبال است که در سال 1346 در تبریز گرفته شد . تاریخ سوم 1252 خورشیدی است و چهارمی 1260 خورشیدی مصادف با 1300 هجری قمری است . تاریخهای سوم و چهارم بر اساس اسناد دولتی آن زمان است و به همین دلیل مستندتر به نظر می رسد . در گواهینامه عدم سو پیشینه اقبال آذر که در 28/6/1342 خورشیدی توسط دادگستری آذربایجان تهیه شده تاریخ تولد ایشان 1252خورشیدی به ثبت رسیده ، اما در اوراقِ خلاصه ی سجلِ احوال او که توسط اداره آمارِ بلدیه تهران در 1304 تنظیم شده تاریخ تولد اقبال آذر 1260 خورشیدی ثبت شده است .

پدر ایشان "مُلا موسا خان" معروف به موسا خان الوندی (از مجتهدان به نام آن زمان) بـوده و مادر ابوالحسن عزت خانم نام داشته است .

 

در عکس: ابوالحسن خان قزوینی (اقبال آذر) در ایام جوانی

نقل کرده اند ابوالحسن از کودکی صدای دلنشینی داشته و در باغهای سر سبز روستای الوند گردش می کرده و به صدای بلبلان گوش می داده و سعی می کرده مثل آنها تحریر بزند . به گفته خودش تقلید صدای پرندگان برایش جذابیت خاص داشته . ابوالحسن هفت سال بیشتر نداشته که پدرش مُلا موسا خان فوت می کنـد و چندی بعد ابـوالحسن همراه خانواده اش راهی قزویـن می شود . در قزوین او مدتی در مدرسه صالحیه ی مشغول تحصیل شده اما چون صدایی خوش و رسا داشته ، تحصیل را رها می کند و به دسته تعزیه خوانی میرزا حسن ثقفی می پیوندد . میرزا حسن ثقفی استعداد ابوالحسن را کشف کرده و او را زیر پر و بال خود می گیرد و به نوعی پدرخوانده ابوالحسن می شود . ابوالحسن طی سالهای بعد در دسته شبیه خوانی میرزا حسن ثقفی پرورش می یابد . همچنین میرزا حسن به منظور آشنا شدن ابوالحسن با دستگاه‌های موسیقیِ ایرانی ، وی را نزد استاد "حاج مُلا عبدالکریم جنابِ قزوینی" می بَرد . مُلا جناب قزوینی ملقب به "ناظم البـکا" از خوانندگان بنام آن زمان و مورد توجه خاص ناصرالدین شاه قاجار بوده است .

ابوالحسن از میرزا حسن ثقفی تکنیـک های تعزیـه خوانی و از مُلا جنابِ قزوینی تکنیـک هـای آوازی و دستگاه های موسیقی ایرانی را می آموزد . به گفته خودِ اقبال آذر ، تنها استادِ آوازش مُلا جناب قزوینی بوده که دستگاه ها ، گوشه ها و ردیفهای موسیقی ایرانی را به او آموخته است .

گویا جنابِ قزوینی چهار شاگرد سرشناس تربیت کرده است؛ قربان خان شاهی (قربان خان قزوینی) ، ابوالحسن خان قزوینی (اقبال السطان) ، عارف قزوینی و سید یحیا مجابی (سید یحیا عندلیب) .

میرزا حسن ثقفی شش فرزند داشته به نامهای؛ میرزا هدایت الله ، میرزا یحیـا ، میرزا حسین ، میرزا ابوالفضل ، عاتقه و صفیه . ابوالحسن که شغل بُنکداری را پیشه کرده بوده در سال 1271 خورشیدی با "صفیه" دخترِ میرزا حسن ثقفی ازدواج می کند که ثمره ی این ازدواج پسری می شود به نام "غلامحسین" و دختری به نام "نواب" . صفیه در سال 1276 ، هنگام زایمانِ نواب فوت می کند .

دسته شبیه خوانان میرزا حسن ثقفی شامل 28 نفر می شده که از میان آنان می توان به نام های زیر اشاره کرد: غلامحسین زره باف (امام خوان) – مشهدی یوسف خالو ، میرزا محمود صحاف و احمد شفیعی (مخالف خوان) – باقر خان صراف (عباس خوان) – کربلایی قنبر و غلام (شمر خوان) – حاج مهدی احمدی (تخت خوان) حاج محمدعلی بزاز (متفرقه خوان) – میرزا ابوالحسن (مولف خوان) – میرزا جواد – حاج میرزا علی علاقه بند – علی اکبر طالقانی – مُلا شریف و پسرش (زن پوش) – مُلا علی جان – مُلا تراب و سید قارا .

 

 در عکس: دسته شبیه خوانان قزوینی در زمان قاجار به سرپرستی میرزا حسن ثقفی معین البکا . (میرزا حسن نسخه تعزیه به دست در سمت چپ عکس دیده می شود)

و اما نقطه عطف زندگی ابوالحسن زمانی است که او با محمدعلی میرزای ولیعهد دیدار می کند . از این ماجرا دو روایت وجود دارد . تاریخ نویسان آورده اند؛ محمدعلی میرزا که آوازه ی تعزیه خوانان قزوینی را شنیده بوده ، دسته میرزا حسن ثقفی را برای برگزاری مجالس تعزیه در ماه محرم به تبریز دعوت می کند . در ماه محرم سال ۱۲۷7 خورشیدی دسته میرزا حسن ثقفی ، به مدت ده روز در تکیه دولتی آذربایجان تعزیه اجرا می کند و در پایان آن مراسم میرزا حسن ثقفی از جانب محمدعلی میرزا به "معین البکا" ملقب می شود . پس از پایانِ ایامِ عزاداری ، ولیعهد می خواهد ابوالحسن را نزد خودش نگه دارد . ابوالحسن به همراه دسته تعزیه به قزوین برمی گردد . او دخترش نواب را به مادر زنش (مُلا کوکب) می سپارد و خود به همراه مادرش و پسرشغلامحسین دوباره راهی تبریز می شود تا در دربارِ ولیعهدِ قاجار خدمت کند .

و اما ابراهیم بوذری – نزدیکترین شاگرد و دوست اقبال آذر – نقل می کند؛

که گویا در سال 1277 خورشیدی  – پیش از شروع ماه محرم – محمدعلی میرزای ولیعهد در سفر خود از تهران به تبریز ، به قزوین می رسد و شب را در عمارت سپهسالار اقامت می کند . ولیعهد که گویا مدتها برای دربارش به دنبال یک آواز خوان متبحر و خوش صدا می گشتـه از استادش جواد خان کمانچه کِش میخواهد خواننده ای به او معرفی کند تا با خودش به دربار تبریز ببرد . جواد خان نیز ، ابوالحسن را که جوانی حدودا 25 ساله بوده به ولیعهد معرفی می کند . ولیعهد دستور می دهد بنکداری ابوالحسن را بفروشند و او را همراه خود راهی تبریز می کند .

در هر صورت ، ابوالحسن طی حُکمی در 24 آذر ماه 1277 خورشیدی از جانب محمدعلی میرزا ، فراش و آواز خوانِ مخصوصِ دربارِ تبریز می شود . ابوالحسن در تبریز ، هنر موسیقی و تعزیه را دنبال می کند . محمدعلی میرزا لقب "خان" به او می دهد و بعد از آن او را "ابوالحسن خان" می نامند . ابوالحسن خان به دلیـل داشتن صدایی شش دانگ ، توانایی بالا در اجرای تحریرهای ظریف ، تسلط داشتن بر دستگاه ها و گوشه ها و ردیفهای موسیقی ایرانی به عنوان یکی از خوانندگان برجسته و صاحب سبک ایران شناخته می شود . یکی از تخصصهای اقبال آذر "مرکب خوانی" بـوده که مرکب خوانی از ویژگی های مکتبِ آوازی قزوین است و گویا ملا جناب قزوینی در این کار تبحری خاص داشته است  . یکی از معروف ترین مرکب خوانی های اقبال آذر که منسوب به جناب قزوینی است به شرح زیر است؛

راست گویان حجازی به نوا می گفتند / که حسین کشته شد از جور مخالف به عراق

در 14 مرداد ماه 1285 خورشیدی مظفرالدین شاه فرمان مشروطه را امضا می کند و چندی بعد در 14 مهر ماه همان سال نخستین جلسه دوره ی اول مجلس شورای ملی ایران برگزار می شود . مجلسیان مکانِ خانه ملت را در میدان بهارستان در خانه "میرزا حسین خان مشیرالدوله" صدراعظم معروف ناصرالدین شاه در نظر می گیرند . در هشتم دی ماه 1285 قانون اساسی ایران به امضای مظفرالدین شاه می رسد و شاه ده روز پس از آن تاریخ می میرد . با مرگ او پسرش محمدعلی میرزا بر تخت می نشیند . بنابراین ابوالحسن خان نیز در دربار شاهِ جدید به تهران می رود .

در تهران ابوالحسن خانِ قزوینی با حفظِ سمتِ رسمي درباري ، شبيه خوان شاخص تكيه دولت شده و با اساتيد مقيم پایتخت دیدار می کند . او پس مدتی با انجمن اُخوَت آشنا می شود . این انجمن در جوارِ خانهعلي خان قاجار ملقب به ظهيرالدوله وزیر تشریفات دربارِ ناصری برپا بوده . ظهیر الدوله که دختر ناصر الدین شاه "فروغ الدوله" ملقب به تومان آغا را به زنی گرفته بوده ، گویا خود قطبِ درويشان صفايي بوده است .

ظهیر الدوله یکی از مریدانِ وفادارِ صفی علیشاه ، در ابتدا از سوی پدر زنش ناصرالدین شاه مامور می شود رفتار "صفی علی شاه" را زیر نظر بگیرد و مراقب او باشد ولی پس از چندی خود شیفته صفی علی شاه و مرید او شده و از جناب صفی علیشاه به "صفا علیشاه" ملقب می شود .

انجمن اُخوَت كه حدوداً در سال 1278 خورشیدی توسط ظهيرالدوله تأسيس شد ، براي تبليغ آزادي و تربيت مردم خدمات ارزنده اي انجام مي داده . گفته اند ظهیر الدوله انجمن اُخوَت را با حضور و عضویت یکصد و ده نفر (معادل نام امام علی به حروف ابجد) افتتاح کرده . نام اعضای برجسته این انجمن عبارت بود از ظهیرالدوله ، دبیرالملک و حاجی سیف الدوله (برادر عین الدوله ی صدر اعظم) .

گویا شبهای جمعه در این انجمن جلسات معمول برقرار بوده و غیر از آن هر سال به مناسبت های گوناگون  مانند عیدهای مذهبی و یا عید نوروز جشن و گلریزان بر پا می کردند . ظهیر الدوله و همراهانش در انجمن اُخوَت پول اعانه براي خانواده ی مجاهدانِ کشته شده جمع آوری مي كردند و براي اين كار جشن نصرت ملي مي گرفتند .

همچنین این انجمن کوششهایی داشته جهت آموزش فن و حرفه به مردم ، به خصوص به زنان . فنونی مثل: قلاب بافی ، نقاشی ، بافندگی ، سوزن دوزی ، خیاطی و ...

 

در عکس: علی خان ظهیرالدوله (صفا علیشاه)

از امور دیگری که در این انجمن باب شد چاپ نشریه ای ادواری بود به نامه "مجموعه ی اخلاق" که از سال 1323 قمری به نشر آن اقدام شد و در کل 18 شماره در 146 صفحه به چاپ رسید . مدیر آن تا شماره 16میرزا علی اکبرخان متخلص به سروش بود . شماره های 17 و 18 آن به مدیریت میرزا ابراهیم خان منشی انتشار یافت . در این نشریه بعضی از آثار فکری ظهیرالدوله هم به چاپ رسیده است . برپشت جلدِمجموعه اخلاق این دو بیت نوشته می شده :

لوحی به مثل همچو کتاب مسطور                     از انجمن اُخوَت آمد به ظهور

دیدش چو سروش از پی تاریخش گفت               مجموعه اخلاقی آن مطلع نو

اعضای این انجمن در حیاط خانه ظهیر الدوله از بيرق ها و فانوسها اتاقی زيبا مثل صحنه تئاتر درست می کردند و در آن به اجراي موسيقي مي پرداختند . گروه موسیقی انجمن اُخوَت از هنرمندانی برجسته و صاحب نام تشکیل می شده . بعدها ابوالحسن خان بر حسب دعوت غلامحسين درويش خان سرپرست اركستر این انجمن ، با آنها كنسرت اجرا می کند . در ارکستر انجمن اُخوَت اساتید برجسته ای با یکديگر همكاري می کردند ، اساتیدی چون؛

غلامحسین درویش خان ، علی اکبر خان شیدا ، دكتر مهدي صُلحي ملقب به منتظم الحكما ، حسين خان هنگ آفرين ، حبیب الله خان سپهسالار معروف به مشير همايون شهردار ، غلامرضا خان مین ‌باشیان ملقب به سـالار مُعزز ، يوسف فروتن ، ارفع الملك ، يوسف خان صفايي ، يحيي خان قوام الدوله ، کُلنل علي نقي وزيري ، فخام الدوله بهزادی ، اسماعيل قهرماني ، حاج غلامرضا گـاوي ، حسين خان اسماعيل زاده ، باقر خان رامشگر ، تقي دانشور ملقب به اَعلم السلطان ، سرتیپ ركن الدين خان مختاري ، جهانگیر مراد ملقب به حسام السلطنه ، حشمت دفتری ، حاجي خان ، رضا قليخان تجریشی ، استاد نـایب اسدالله ، یدالله میرزا شاهيدي ، سيد احمد خان ساوه ای ، سرتیپ ناصر سيف ، ميرزا حسين ساعت ساز و سيدحسين طاهرزاده 

 

 در عکس: ارکستر انجمن اُخوت در حیاط خانه علی خان ظهیر الدوله (درویش خان به عنوان سرپرست گروه در عکس دیده می شود)

 

در عکس: ارکستر انجمن اُخوت در حیاط خانه علی خان ظهیر الدوله

اما محمدعلی شاه که از همان ابتدای امر دشمنی خود را با مجلس مشروطه نشان داده بود و مدام در کار مجلسیان خلل ایجاد می کرد ، بالاخره در دوم تیر ماه 1287 خورشیدی به لیاخوف روس دستور می دهد مجلس را به توپ ببندند و این چنین روزهای خونین و هولناک انقلاب مشروطه فرا می رسد .

نصرالله فتحی (ادیب و پژوهشگر) روایت می کند که ابوالحسن خانِ قزوینی در تمام آن دوران (از به توپ بسته شدن مجلسِ شورای ملی تا پیروزی دوباره مشروطه خواهان و فتح تهران توسط مجاهدان گیلان و بختیاری در 1288 و پناهنده شدن محمدعلی شاه به سفارت روسیه) نـزد شاه قاجار بوده و برای وی آواز می خوانده . اما وقتی شاهِ مخلوع قصد می کند از کشور خارج شود و از ابوالحسن خان می خواهد همراه او کشور را ترک کند ، ابوالحسن که مهر وطن به دل داشته نمی پذیرد و نارضایتی اش را به ميرزا علي ثقه الاسلام می رساند . ثقه الاسلام نیز ستار خان – سردار ملی – را در جریان کار می گذارد و با تلگرافی که ستارخان به سفارت روسیه و شاه مخلوع می زند ، ابوالحسن خان رها می شود و پس از مدت کوتاهی به تبریز باز می گردد .

با برکنار شدن محمدعلی شاه ، پسر نوجوان او احمد میرزا بر تخت سلطنت قاجار می نشیند .

 

 در عکس: مشروطه خواهان (قشون مجاهدان بختیاری به فرماندهی سردار اسد بختیاری)

 این قشون به همراه مجاهدان گیلان به فرماندهی سپهدار تنکابنی تهران را فتح کردند و محمدعلی شاه را از تخت پادشاهی به زیر کشیدند .

 در سال 1290 خورشیدی از مورگان شوستر امریکایی و یال مارسن سوئدی دعوت می شود تا برای سر و سازمان دادن به اوضاع اقتصادی و نظامی کشور به ایران بیایند . روسیه و انگلستان که منافع خود را در خطر می دیدند از این اقدام به شدت خشمگین می شوند و به ایران جهت اخراج اتباع امریکایی و سوئدی اولتیماتوم می دهند و کشمکشی بین دولت و مجلسِ ایران بر سر پذیرش این اولتیماتوم پیش می آید . بالاخره در روز پنج شنبه هفت دی ماه 1290 خورشیدی ، قوای روس به بهانه پایان زمان اولتیماتوم تبریز را اشغال می کند . فرمانده قشون روسیه ژنرال وردان اوف بوده که طی سه روز جنگ خیابانی در تبریز این شهر را به طور کامل اشغال کرده و با بی رحمی هشت تن از مشروطه خواهان از جمله ثقه الاسلام ، شیخ سلیم ، حسن و قدیر – پسران علی موسیو –  را بـه دار می آویزد .

چندی بعد ژنرال وردان اوف "صمد خان شجاع الدوله" را که سرسپرده ی محمدعلی شاه مخلوع بود به حکمرانی تبریز می گمارد .

در همان ایام شجاع الدوله از ابوالحسن خان می خواهد در ضیافتی برای آنها آواز بخواند . ابوالحسن خان که نمی پذیرد و مجبور به این کار می شود ، در آن مجلس این شعر را می خواند: "من ملک بودم و فردوس برین جایم بود / آدم آورد درین دیر خراب آبادم" .

می گویند شجاع الدوله که منظور ابـوالحسن خان را فهمیده بوده ، بـه خشم می آیـد و با او بـد رفتـاری می کند . اما چنـدی بعد شجاع الدوله با دادن لقب "اقبال السلطان" بـه او ، از ایـن هنرمنـد توانـا دلجویی می کند .

پس از شهادت ثقه الاسلام و یـارانش ، میـرزا حسن مشکوه المَمالک (داماد ثقه الاسلام) بـه تفلیس تبعیـد می شود . اقبال السلطان نیز به میل خود به همراه او می رود تا میرزا حسن تنها نباشد .

البته احتمال می رود اقبال السطان گرایشهای مشروطه خواهی پیدا کرده بوده و از این جهت شجاع الدوله او را به تفلیس تبعید می کند .

در هر صورت اقبال السلطان مدتی در تفلیس زندگی می کند و با موسیقی دانانِ آنجا آشنا شده و خود را خواننده ی دربار ایران معرفی می کند . هنگامی که موسیقی دانانِ تفلیس از توانایی و هنر کم نظیر اقبال السطان آگاه می شوند از او دعوت می کنند تا کنسرتی در آن شهر برگزار کند . اما در همین ایام خبر میرسد که شجاع الدوله از حکومت آذربایجان برکنار و به تفلیس فرار کرده است . پس اقبال السطان و میرزا حسن مشکوه المَمالک در یازده مهر ماه 1292 خورشیدی به تبریز باز می گردند .

گویا اقبال السلطان در همان سال در تهران و در منزل ظهیرالدوله ، به همراهی ارکستر انجمن اُخوَت و به سرپرستی درویش خان کنسرت برگزار می کند .

در 30 تیر ماه 1293 خورشیدی ، احمد شاه قاجار تاجگذاری می کند .

در مرداد ماه 1293 خورشیدی جنگ جهانی اول آغاز می شود و مدتی بعد ایران به اشغال نیروهای درگیر جنگ در می آید و میان انگلستان و روسیه تقسیم می شود .

در آن ایام اقبال السطان که در تهران به سر می بُرده ، قضیه کنسرت تفلیس را با اساتید تهران مطرح می کند . مدتی بعد او به دعوت کمپانی آلمانی Monarch Record برای پر کردن صفحه گرامافون و برگزاری کنسرت به همراه غلامحسین درویش‌خان (تار) ، باقرخان رامشگر (کمانچه) ، سید حسین طاهر زاده (آواز) و عبدالله ‌خان دوامی (تنبک ، آواز و تصنیف) به تفلیس می رود . گویا عارف قزوینی هم قرار بوده با این گروه همراه شود ولی به علت اختلافش با درویش خان از این سفر جا می ماند . از این پروژه ی ضبط صفحه ، فقط یازده قطعه موسیقی موجود است چرا که بیشتر صفحه ها در جنگ جهانی اول در اثر بمبارانِ تفلیس نابود شده است .

اقبال السطان در تفلیس با "سید شوشینسکی" خواننده مشهور آن سرزمین دیدار می کند . شوشینسکی امکان برگزاری کنسرتی با شکوه را برای آن گروه ایرانی فراهم کرده و به خرج خود برای آنها لباس فراک تهیه می کند . اقبال السلطان و همراهانش در "کازیونع تئاتر" شهر تفلیس برنامه ای با نام "کنسرتِ شرق" برگزار می کنند . آنها در این کنسرت قطعاتی در "بیات شیراز" و "راست پنجگاه" اجرا می کنند .

اقبال السطان تمام سهمش از درآمد این کنسرت را به مدرسه اتفاق (مدرسه ایرانیان قفقاز) اهدا می کند .

 

در عکس: اولین گروه ایرانی اعزام شده به تفلیس برای ضبط صفحه گرامافون (به سرپرستی درویش خان)

ایستاده از راست؛ عبدالله خان دوامی و باقر خان رامشگر

نشسته از راست: اقبال السطان ، درویش خان ، سید حسین طاهر زاده

گویا وانوسارا جاشویلی بنیانگذار اُپرای گرجستان با حضور در آن کنسرت ، ضمن تحسین موسیقی ایرانی و موسیقی دانان ایرانی ، اقبال السلطان را یکی از خوانندگان برجسته و متبحر شرق می داند .

چندی بعد اقبال السطان و گروهش به ایران باز می گردند . در آن زمان قشون روسیه هنوز در ایران بودند .

در روز 10 اسفند ماه 1293 خورشیدی ، قشون ترکان عثمانی تبریز را اشغال می کند . اشغال تبریز توسط عثمانی – که در جنگ جهانی اول هم پیمان آلمان بودند – زیـاد بـه درازا نـمی کشد چرا که قشون روسیـه وارد عمل می شود و ترکان عثمانی را از تبریز بیرون می راند .

اما در سال 1296 خورشیدی برابر با در 1917 میلادی حکومت تزاری سوریه در اثر انقلاب بلشویکی سرنگون شده و لنین ، رهبر حکومتِ جدیدِ آن سرزمین می شود . لنین تمام قرار دادهای بین روسیه و ایران را که در زمان حکومت تزاری بسته شده بوده لغو می کند و دستور می دهد ارتش روسیه بدون جنگ و خونریزی خاک ایران را ترک کند .

در طی سالهای بعد رضا خان میر پنج ، که بعدها به سردار سپه معروف می شود به تدریج قدرت می گیرد تا در اسفند ماه 1299 در طی کودتایی قدرت نظامی کشور را در دست می گیرد .

اقبال السلطان در حدود 1300 خورشیدی به نایب الحکومگی خلخال منصوب می شود .

سرانـجام در سال 1304 خورشیـدی رضا خـان سردار سپـه بـا رای مجلس موسسان بـر تخت پـادشاهی می نشیند .

با سقوط سلسله ی قاجار و روی کار آمدن پهلوی و منسوخ شدن القاب پر طمطراق قجری ، ابوالحسن به "اقبال آذر" مشهور می شود و با نام "ابوالحسن اقبال آذر" سجل احوال می گیرد .

پس از به سلطنت رسیدن رضا خانِ سردار سپه ، وقتی کلیه مستخدمان دربار قاجار در اسفند ماه 1304 مشمول قانون استخدام شدند ، اقبال آذر نیز در زمره آنان با ده سال و دو ماه و 25 روز سابقه خدمت در دربار قاجار ، با رتبه چهار اداری وارد خدمت رسمی وزارت داخله شده و در تهران مشغول کار می شود .

در اواسط سال 1305 خورشیدی که اقبال آذر در تهران به سر می بُرده به دعوت نماینده کمپانی انگلیسی "هایز ماسترزویز" در مجموعه ی ضبط های تهران با همکاری علی اکبر خان شهنازی ، عبدالحسین خان شهنازی و کمانچه ی هایگ نومیان (معروف به موسیو هایگ) دوباره موفق به ضبط صفحه می شود .

اقبال آذر در همان سال – 1305 – از طرف وزارت داخله ماموریت می گیرد و به عنوان بازرس اداره سجل احوال به تبریز می رود . او در سال 1307 به سمت مفتش دایره ارزاق تبریز منصوب می شود و در سال 1311 از طرف رییس شهرداری تبریز به سمت ریاست دایره ارزاق منصوب می شود .

 

در عکس: اقبال آذر در روزگار میانسالی

اقبال آذر در سالهای 1309 ، 1310 و 1313 خورشیدی نیز در تبریز کنسرت اجرا کرده است . در سال 1309 در شهر سلماس زلزله شدیدی رخ می دهد و اقبال آذر با همکاری محمدحسین عُذاری (نوازنده تار) به نفع زلزله زدگان سلماس کنسرت می دهد . همچنین در سال ۱۳10 اقبال آذر با همراهی علی‌اکبر خان شهنازی ، حسین استوار و حسین سنجری کنسرتی در تبریز برگزار می کند که بسیار مورد توجه و تشویق مردم قرار می گیرد . در مهر ماه 1313 در تبریز سیل جاری می شود و به مردم خسارت زیادی می زند . اقبال آذر باز هم با همراهی محمدحسین عذاری کنسرتی برگزار می کند و عواید آن را به سیل زدگان می دهد . گویا تمام این کنسرتها در تالار شیر و خورشید شهر تبریز برگزار شده است .

از دیگر کنسرتهای اقبال آذر می توان به موارد زیر اشاره کرد:

کنسرت تبریز در سال 1298 خورشیدی . کنسرت تهران در سال 1313 به نفع توسعه ی مدرسه ی زرتشتانِ فیروز بهرام . کنسرت تبریز به همراه تارِ محمدحسن عذاری به نفع روزنامه شاهین . و کنسرت تبریز در اواخرِ اسفند ماه سال 1313 به همراه تارِ محمدحسن عذاری به نفع کلوپ ایالتی آذربایجان .

در سال 1318 خورشیدی جنگ جهانی دوم آغاز می شود و در شهریور ماه 1320 ، ایران به اشغال ارتش متفقین در می آید .

اقبال آذر در هفتم تیر ماه سال ‪۱۳۲۱ به ریاست کارگزینی شهرداری تبریز منصوب می شود . در دوم اردیبهشت ماه سال 1323 هنگامی که غلامرضا الهامی – رییس شهرداری تبریز – به خاطر همکاری با روسها از سمت خود برکنار می شود ، اقبال آذر از سوی وزارت کشور برای مدتی به کفالت شهرداری تبریز می رسد .

در اردیبهشت ماه 1324 خورشیدی ، آلمان بدون شرط تسلیم متفقین و در شهریور ماه همان سال ژاپن تسلیم می شود ، بدین ترتیب جنگ جهانی دوم به پایان می رسد . پس مردم ایران به انتظار خارج شدن قشون متفقین از خاک سرزمینشان می نشینند . نیروهای امریکایی به سرعت خاک ایران را ترک می کنند و چندی بعد قوای انگلیس از کشور ما خارج می شوند . اما ارتشِ سرخِ جماهیر اتحاد شوروی همچنان در ایران باقی می ماند تا در 21 آذر ماه 1324 در تبریز ، "فرقه دموکرات آذربایجان" (به رهبری سید جعفر پیشه وری) با حمایت آشکار و نهانِ شوروی سوسیالیستی بر منطقه آذربـایجانِ ایران مسلط می شود . این فرقه چندی بعد رسما با عنوان "حکومت ملی آذربایجان" اعلان وجود می کند . در شبِ روز 21 آذر از اقبال آذر دعوت می کنند تا در مهمانی یی که در عمارت شهرداری تبریز بر پا بوده ، برای فرقه دموکرات آذربایجان کنسرتی اجرا کند . اقبال السلطان که این خواسته را به سختی می پذیرد ، در طول ایـن کنسرت – بدون هیچ سازی – تمام آوازهایش را بـه فـارسی می خوانـد و وقتـی از او می پرسنـد چرا تُـرکی نمی خوانی ، می گوید؛ "من ایرانی ام و عقد نامه ی مادرم به زبان فارسی نوشته شده" .

اقبال آذر در پایان این کنسرت آوازی از عارف قزوینی می خواند که این گونه به پایان می رسد؛

لباس مرگ بر اندام عالمی زیباست / چه شد که کوته و زشت این قبا به قامت ماست

چرا که مجلس شورا نمی کند معلوم / که خانه خانه ی غیر است یا که خانه ی ماست

ز حد گذشت تعدی کسی نمی پرسد / حدود خانه ی بی خانمان ما به کجاست

خراب ، مملکت از دست دزد خانگی است / ز دست غیر چه نالیم ، هر چه هست از ماست

می گویند در این هنگام مردم بـه شور می آینـد و گریـه می کننـد و بلوا به پا می شود . به گفته ی خودِ اقبال آذر؛ در آن لحظه سرتیپ درخشـانی (فرمانده لشگر تبریز) بـه اعتراض به او می گوید؛ "چه می خوانی ؟ مردم دارند گریه می کنند !" و اقبال آذر در جواب می گوید؛ "مردم ایران باید خون گریه کنند !"

شاهدان این ماجرا نقل می کنند که در آن لحظه ، دوستداران اقبال آذر او را از درِ پشتیِ عمارتِ شهرداری فراری می دهند تا موردِ خشم و غضبِ مامورانِ فرقه ی دموکرات قرار نگیرد . در پی این اتفاق ، اقبال آذر از ریاست شهرداری تبریز بر کنار می شود .

 

 در عکس: سید جعفر پیشه وری رهبر فرقه دموکرات آذربایجان

 

در عکس: جمعی از اعضای فرقه دموکرات آذربایجان در همان سالها (عکس استالین در دست آنها دیده می شود)

اقبال آذر در هشتم اسفند ماه 1324 خورشیدی به دستور محمد بی ریا (وزیر معارف و اوقاف حکومت به اصطلاح ملی آذربایجان) و به درخواست رسام موزع زاده (رییس اداره هنرهای ظریفه این حکومت) به ریاست شعبه موسیقی "اداره هنرهای ظریفه" ی تبریز گمارده می شود .

عیوض صادق‌زاده همکار نزدیک اقبال آذر در ادارة هنرهای ظریفه ، به تاریخ 7/6/1325 در مقاله‌ای تحت عنوان "موسیقی آذربایجان ایران و هنرمندان آن" دربارة اقبال آذر و هنر آوازخوانی او می‌نویسد:

"ابوالحسن خان اقبال آذر ، اکنون مشهورترین هنرمند موسیقی آذربایجان ایران است . ابوالحسن خان که دوران پیری را می‌گذراند شهرت خوانندگی‌اش به سی ـ چهل سال پیش بر می‌گردد . او همزمان با خوانندگان مشهور آذربایجان شوروی (ایران شمالی) مانند جبار قاریاغدی اوغلو ، علعسگر عبدالله‌یوف و سیدشوشینسکی به عرصة هنر گام نهاده و شهرت بسزایی کسب نموده است . ابوالحسن خان استاد مسلّم موسیقی مقامی است و می‌توان گفت که از معدود بنیانگذاران مقام کلاسیک به شمار می‌رود . ابوالحسن خان ضمن ایفای مقام‌ها سعی می‌کند ظریف‌ترین جهات و نکات آن را به شنونده انتقال دهد . او به هنگام خواندن ، برخلاف سایر خواننده‌ها دایره به دست نمی‌گیرد و نمی‌نشیند . گاهی نیز به خاطر اینکه تار و کمانچه مخّل ملاحت صدایش نشود بدون همراهی ساز می‌خواند ."

 

 در عکس: اقبال آذر در روزگار پیری

اما در سالهای بین 1324 تا 1325 خورشیدی ایران برای حل مساله آذربایجان با شوروی و سازمان ملل متحد رای زنی می کند . روسها که خود را از همه جا بی خبر نشان می دادند آشکارا از فرقه دموکرات آذربایجان حمایت می کردند به طوری که ارتش سرخ شوروی در کرج و قزوین بارها مانع از حرکت ارتش ایران به سوی تبریز می شود . مهمترین دست آورد شوروی از حمایت کردن از فرقه دموکرات آذربایجان تصاحب نفت شمال ایران بود . ایران که چه از لحاظ نظامی و چه از لحاظ اعتبار و نفوذِ بین المللی در مقابل شوروی حرفی برای گفتن نداشت دست به کار عجیب و پر ماجرایی می زند . ابراهیم حکیمی (نخست وزیر ایران) که مورد تـایید روسها نبوده ، شکایت نـامه ای به شورای امنیت سازمان ملل متحد می فرستد و خود استعفا می دهد واحمد قوام (قوام السلطنه) به عنوان نخست وزیر ایران انتخاب می شود . سید حسن تقی زاده (سفیر ایران در انگلیس و نماینده ایران در شورای امنیت سازمان ملل) شکایت ایران را پیگری می کند و همزمان احمد قوامِ پیر و با تجربه ، بازی پیچیده ای را آغاز می کند . او دستور می دهد تمام رجال سیاسی راستگرا را دستگیر کنند . سپس برای جلب اعتماد روسها حزبی بنام حزب دموکرات قوام که ظاهرا چپگرا و طرفدار کمونیست بودند تاسیس می کند . قوام در مرحله بعد برای مذاکره مستقیم با استالین وارد مسکو می شود . احمد قوام در مسکو تلاش می کند اعتماد استالین و مولوتوف را جلب کند . سپس به تهران باز می گردد و با سادوچیکوف (سفیر کبیر وقت شوروی در تهران) به رای زنی می پردازد . از طرفی با منتقل شدن سازمان ملل متحد به کشور امریکا ،  حسین اعلا سفیر ایران در امریکا به عنوان نماینده ی جدید ایران در شورای امنیت ، شکایت ایران را پیگیری می کند . امریکا ، انگلستان ، کانادا و بسیاری از کشورهای دیگر عملکرد شوروی را محکوم کرده و او را تحت فشار قرار می دهند . در نتیجه پس از هفته ها رای زنی بالاخره پیمان نـامه ای بین سادوچیکوف و احمد قوام بـه امضا می رسد . بـر حسب این پیمان نـامه شوروی ملزم می شود سریعا ارتش خود را از خاک ایران بیرون بکشد و تمامیت ارضی کشورمان را به رسمیت بشناسد و در عوض احمد قواملایحه ی واگذاری نفت شمال کشور را تقدیم به چهاردهمین مجلس شورای ملی ایران کند . پس بر این اساس ، در اردیبهشت 1325 خورشیدی ارتش سرخ شوروی خاک ایران را ترک می کند . به این ترتیب پیشه وری تنها می ماند و فرقه دموکرات آذربایجان خلع سلاح می شود . اما مراحل بعدی بازی قوام به این ترتیب اتفاق افتاد؛ او می دانست که عمر مجلس چهاردهم رو به پایان است و تصویب لایحه واگذاری نفت شمال باید در انتظار تشکیل مجلس پانزدهم بماند . و بر طبق قانون اساسی ایران ، برای برگزاری انتخابات پارلمانی ، ارتش ایران باید در همه جای کشور حضور یابد تا امنیت کامل بر قرار شود . پس به این بهانه ارتش مرکزی ایران در 19 آذر همان سال به سوی تبریز حرکت کرده و در روستای باسمنج با قوای فرقه دموکرات درگیر می شود و در 21 آذر ماه ۱۳۲۵ تبریز را فتح می کند . سید جعفر پیشه وری و حدودا هشتاد هزار نفر از همدستانش به شوروی می گریزند و بسیاری کشته می شوند . اندکی بعد از این اتفاق انتخابات پارلمانی برگزار می شود و حزب دموکرات قوام بیشترین کُرسی مجلس پانزدهم را از آن خود می کند . احمد قوام نیز به عهد خود وفا کرده و لایحه نامبرده را تقدیم مجلس شورای ملی ایران می کند . اما بر طبق نقشه ای از پیش طراحی شده ، مجلس لایحه ی قوام را رد می کند . به این ترتیب دست شوروی هم از نفت ایران و هم از خاک ایران کوتاه می ماند .

بعدها اقبال آذر دوباره به ریاست کارگزینی شهرداری تبریز منسوب می شود تا بالاخره در سال 1328 خورشیدی بازنشسته می شود .

اقبال آذر در روز ملی شدن صنعت نفت ایران به تاریخ 29 اسفنده ماه 1331 خورشیدی ، در جشنی که توسط طرفداران جبهه ملی در تالارِ فرهنگِ دبیرستانِ فردوسیِ تبریز برگزار می شود شرکت می کند و آواز می خواند . او همچنین پس از کودتای 28 مرداد 1332 که موجب سقوط دولت دکتر محمد مصدق و تبعید ایشان شد ، جهت تبریک عید نوروز و سالِ جدید نامه ای برای پسر دکتر مصدق می فرستد تا او نامه را به دست پدرش برساند . اقبال آذر در این نامه بیت زیر را با خط درشت می نویسد:

به شب نشینی زندانیان برم حسرت / که نقل مجلسشان دانه های زنجیر است

در مرداد ماه سال 1334 خورشیدی ، ابوالحسن خان صبا و عبدالله خان دوامی برای دیدار با اقبال آذر به تبریز می روند .

در سال 1336 در پی دومین سفر محمدرضا شاه پهلوی به تبریز و ملاقات با اقبال آذر در یک مهمانی ، شاه از او می خواهد برای سر و سامان دادن به موسیقی اصیل ایرانی به تهران برود . چندی بعد آقای معینیانرییس وقت اداره رادیو از تهران به تبریز می رود و با اقبال آذر ملاقات می کند . وی پس از مراجعت به تهران طی حکمی رسما اقبال آذر را به عضویت شورای موسیقی رادیو منسوب می کند . اقبال می پذیرد و راهی تهران می شود .

 در عکس: اقبال آذر در کنار غلامحسین بیگجه خانی در حال اجرای آواز - سال ۱۳۳۶ - باشگاه افسران تبریز

 

در 20/2/1338 اقبال آذر به اداره رادیو تبریز منتقل می شود .

آثار اقبال آذر در سه دوره ضبط شده است؛ دوره نخست در تفلیس به سال 1293 خورشیدی ، دوره دوم بین سالهای 1305 تا 1313 در تهران توسط کمپانی "هایز ماسترزویز" و دوره سوم به سال 1342 در رادیو تبریز به در خواست محمدحسن عزیز عرب (رییس وقت اداره رادیو تبریز) . مجموعه ضبط های تبریز به نام "آوازهای صد سالگی اقبال آذر" معروف است .

قطعه هایی را که از اقبال آذر ضبط شده در دستگاه ها و گوشه های زیر می توان شنید؛

شور ، بیات اصفهان ، افشاری ، چهار گاه ، ماهور ، همایون ، بیات زند ، منصوری ، شوشتری منصوری ، ابوعطا (حجاز) ، دشتی ، بیات کُرد (هم کوک با دشتی) ، سه گاه (مخالف) ، نوا ، همایون (چکاوک) ، همایون (بیداد) ، ماهور (راک) ، ماهور (گشایش) ، نوا (نهفت) ، ابوعطا ، بیات ترک ، دلکش و عراق ، زابل و مخالف ، بیات شیراز و راست پنج گاه ، تصنیف افشاری (به همراه ضرب و آواز عبدالله خان دوامی)

از دیگر کسانی که در اجرای کنسرتها و یا در ضبطِ صفحه های موسیقی با اقبال آذر همکاری داشته اند می توان به غلامحسین بیگجه خانی ، محمدحسین بیگجه خانی ، حسن دشتی ، ابـوالحسن خان صبا ، روح الله خالقی ، شهباز بَرمَکی ، آقای یگانه ، محمود فرنام و ابراهیم منصوری اشاره کرد .

در سال 1346 اداره کل فرهنگ و هنر آذربایجان شرقی ، به مناسبت صدمین سال تولد اقبال آذر جشن صد سالگی ایشان را با عنوان "سده ی اقبال" برگزار کرد . این جشن با حضور هنرمندان ، اساتید و رجال سیاسی وقت تبریز برگزار شد .

  در عکس: تالار فرهنگ تبریز - سال ۱۳۴۶ - جشن سده اقبال

  اقبال آذر چهار بار ازدواج می کند که از همسر اولش (صفیه)  و همسر دومش (خورشید بانو) صاحب پنج فرزند به نام‌های غلامحسین ، نواب ، اکرم ، عفت و نصرت می شود .

از شاگردانِ بنامِ اقبال آذر می توان به رضاقلی میـرزا ظلی ، ابراهیم بوذری ، عبدالحسین سرداور (بلبلک) ، سرتیپ نـاصر سِیف ، شیخ عبدالحسین تُرک ، بانو مُلوک ضرابی ، ابوالحسن بخشایشی ، حاج غلامرضا قیطانچیان عظیمی اشاره کرد .

اقبال آذر در روز دو شنبه سوم اسفند ماه ۱۳۴۹ به علت نارسایی کبد ، در خانه خود در محله اَهراب تبریز درگذشت . آرامگاه اقبال آذر در قطعه هنرمندانِ گورستان "وادی رحمت" تبریز است .

سال های زندگی "اقبال آذر" که همزمان بوده با وقایع مهم سیاسی - اجتماعی :

1268 خورشیدی؛ جنبش تنباکو و لغو قرار داد رژی . صدر اعظمی علی اصغر خان امین السطان معروف به اتابک (در 16 سالگی اقبال)

1274 خورشیدی؛ ترور ناصر الدین شاه قاجار توسط میرزا رضای کرمانی و به تخت نشستن پسرش مظفرالدین میرزا (در 22 سالگی اقبال)

1277 خورشیدی؛ سفر همراه با دسته تعزیه ی میرزا حسن ثقفی به تبریز و آشنایی اقبال آذر با محمدعلی میرزای ولیعهد (در 25 سالگی اقبال)

1285 خورشیدی؛ امضای فرمان مشروطه توسط مظفر الدین شاه قاجار (در 33 سالگی اقبال)

1287 خورشیدی؛ به توپ بسته شدن مجلس توسط کُلنل لیاخوف روس به دستور محمدعلی شاه (آغاز دوران استبداد صغیر و مقاومت تبریز)

1288 خورشیدی؛ پیروزی دوباره مشروطه خواهان بر سلطنت طلبان ، سقوط محمدعلی شاه و بر تخت نشستن احمد شاه نوجوان . (در 36 سالگی اقبال)

1290 خورشیدی؛ اشغال تبریز توسط قشون روس به فرماندهی ژنرال وردان اوف و قضیه مورگان شوستر امریکایی .

1293 خورشیدی؛ تاجگذاری احمد شاه جوان / آغاز جنگ جهانی اول/ اشغال تبریز توسط قشون عثمانی (در 43 سالگی اقبال)

1296 خورشیدی؛ مصادف با 1917 میلادی ، انقلاب سوسیالیستی شوروی و فروپاشی روسیه تزاری / خروج قشون روسیه از خاک ایران .

1297 خورشیدی؛ پایان جنگ جهانی اول

1299 خورشیدی؛ قیام شیخ محمد خیابانی در تبریز / کودتای رضا خان میر پنج در سوم اسفند ماه و افتادن تمام قدرت نظامی کشور به دست رضا خان / قیام میرزا کوچک خان در گیلان .

1304 خورشیدی؛ تغییر سلطنت از قاجار به پهلوی با رای مجلس موسسان و به پادشاهی رسیدن رضا خان سردار سپه در 21 آذر (در 52 سالگی اقبال)

1305 خورشیدی؛ تاجگذاری رضا شاه پهلوی در چهارم اردیبهشت در تالار کاخ گلستان .

1318 خورشیدی؛ آغاز جنگ جهانی دوم (در 76 سالگی اقبال)

1320 خورشیدی؛ وقایع شهریور 20 (ورود ارتش متفقین به ایران  / استعفای رضا شاه از سلطنت و به تخت نشستن محمدرضا پهلوی / اعلام موجودیت حزب توده ایران)

1322 خورشیدی؛ کنفرانس تهران با حضور سران کشورهای متفق در جنگ جهانی دوم (روز وِلت ، چرچیل و استالین)

1324 خورشیدی؛ پایان جنگ جهانی دوم / تسلط فرقه دموکرات آذربایجان بر تبریز ، اردبیل و ارومیه به رهبری سید جعفر پیشه وری با اندیشه استقلال طلبی و تجزیه ایران (در 72 سالگی اقبال)

1325 خورشیدی؛ در هم شکستن سلطه ی فرقه دموکرات آذربایجان با تدبیر قوام السلطنه و عملیات ارتش مرکزی ایران .

1329 خورشیدی؛ ملی شدن صنعت نفت ایران با تلاشهای دکتر محمد مصدق (در 77 سالگی اقبال)

1332 خورشیدی؛ کودتای 28 مرداد و سقوط جبهه ملی و دولت دکتر مصدق .

1342 خورشیدی؛ وقایع 15 خرداد 42 (دستگیری آیت الله خمینی / کشته شدن کف پوشان ورامین توسط نیروهای دولتی / قیام مردم تهران)

1343 خورشیدی؛ تصویب لایحه کاپیتولاسیون در مجلس شورای ملی در 21 مهر ماه و سخنرانی آیت الله خمینی در اعتراض به قانون کاپیتولاسیون در آبان ماه همان سال / دستگیری دوباره ی آیت الله خمینی و تبعید کردن ایشان به ترکیه در 13 آبان / نخست وزیری امیر عباس هویدا (در 91 سالگی اقبال)

1346 خورشیدی؛ جشن تاجگذاری محمدرضا شاه پهلوی / جشن بزرگداشت صد سالگی اقبال آذر

1345 خورشیدی؛ ترور حسنعلی منصور توسط محمد بخارایی

1349 خورشیدی؛ واقعه ی سیاهکل در 19 بهمن (مرگ اقبال آذر در 3 اسفند 49)

 

منابع پژوهش:

با زمزمه ی هزار دستان – نوشته ی سید جواد حسینی – نشر نی

سرگذشت موسیقی دانان قزوین – نوشته ی مهدی نورمحمدی – انتشارات حدیث امروز

تاریخ بیداری ایرانیان – نوشته ی ناظم الاسلام کرمانی

تاریخ مشروطه ایران – نوشته ی احمد کسروی

انقلاب مشروطیت ایران – نوشته ی ادوارد براون – انتشارات کویر

تاریخ تجزیه ایران (دفتر اول)  – نوشته ی هوشنگ طالع – انتشارات سمرقند

تاریخ نهضت های ملی ایران – نوشته ی عبدالرفیع حقیقت – نشر کومش

نگاهی به تاریخ پهلوی دوم – نوشته ی عباس قدیانی – نشر فرهنگ مکتوب

کتابچه های نشر موسیقی ماهور

فیلمِ مستند از گذشته با گذشته – ساخته ی منوچهر عسکری – 1348

فیلم تبلیغی فرقه دموکرات آذربایجان - ساخته اتحاد جماهیر شوروی - ۱۹۴۵ 

 


برچسب‌ها: استاد اقبال آذر, زندگينامه اقبال آذر

ارسال توسط حسام
 
تاريخ : چهارشنبه هجدهم تیر 1393

 

 آلبوم «آغاز پر پایان» حاصل همکاری صائب کاکاوند و رشید کاکاوند، به یاد استاد لطف اله مجد آهنگسازی شده و از روز شنبه توزیع آن در فروشگاه‌ای فرهنگی سرایر کشور آغاز می‌شود.

رشید کاکاوند با اعلام این خبر به خبرنگار موسیقی ما گفت: این آلبوم شامل دونوازی تار و تنبک است که نوازندگی تار و آهنگسازی آن توسط آقای صائب کاکاوند انجام داده و من هم در این کار تنبک و سازهای کوبه‌ای مثل دهل، بندیر و کوزه نواخته‌ام.

کاکاوند درباره مایه‌ها و دستگه‌هایی از موسیقی ایرانی که کار‌ها در قالب آن‌ها ارائه شده افزود: این آلبوم در دو بخش ابوعطا و همایون طراحی شده و شامل ۶ ترک ابوعطا و هشت ترک همایون است. طبیعتا چون کار به یاد استاد مجد ساخته شده است دو قطعه از قطعات ایشان هم در این آلبوم قرار گرفته‌اند. بقیه آثار ساخته آقای صائب کاکاوند است و البته یکی از کار‌ها هم تنظیم جدیدی از یکی از قطعات استاد فرامز پایور است.

رشید کاکاوند نوازنده سازهای کوبه‌ای سابقه نوازندگی در آلبوم‌های «سوگواران خموش» در همکاری با پژمان طاهری و «قاف عشق» با خوانندگی علیرضا قربانی را داردو البته در ۴ آلبوم دیگر هم نوازندگی کرده است.

وی همچنین در موسیقی فیلم‌های «بی‌پولی» و «فریدون مهربان» به عنوان نوازنده سازهای کوبه‌ای حضور داشته است.

این نوازنده موسیقی ایرانی با گروه اشتیاق به سرپرستی و خوانندگی علیرضا قربانی در ۱۰ جشنواره بین المللی شرکت کرده که از جمله آن‌ها می‌توان به شرکت در جشنواره «رودل اشتت» آلمان، فستیوال «الموسیقات» تونس و «VOIX» در فرانسه و بزرگداشت حضرت مولانا در قونیه اشاره کرد.
تشکیل و سرپرستی گروه کوبه‌ای افتتاح از جمله دیگر فعالیت‌های کاکاوند است که همراه با‌‌ همان گروه در جشنواره‌های استانی و آموزگاه‌های آزاد کل کشور شرکت داشته است.


برچسب‌ها: آغاز پر پايان, صائب كاكاوند, رشيد كاكاوند

ارسال توسط حسام
 
تاريخ : سه شنبه هفدهم تیر 1393
جشنواره موسيقي استان قزوين اين بار ششمين دوره خود را در روزهاي 4 تا 7 مهر ماه 1393 برگزار مي كند.

اهداف اين جشنواره شامل موارد زير است:

1. انسجام گروه هاي موسيقي و رقابت سالم با يكديگر

2. شناسايي استعداد ها و تشويق و معرفي آنها

3.توجه به ظرفيت هاي موسيقي ايراني و هدايت و حمايت گروهها در اين راستا

4. ارتقا سطح فرهنگ شنيداري مخاطبان موسيقي استان

اميد است با بهره گيري از امكانات و داوران مناسب گروه ها در اين جشنواره به رقابتي سالم بپردازند

گفتني است ژانر كوبه اي(پوستي خود صدا) اين جشنواره اولين ژانر مستقل كوبه اي در ايران است كه به صورت مجزا داوري مي شود و اين قسمت از جشنواره فقط در شهر قزوين اجرا مي شود و جشنواره هاي ديگر در شهر هاي مختلف (حتي جشنواره فجر) از داشتن اين ژانر محرومند.


برچسب‌ها: ششمين جشنواره موسيقي استان قزوين

ارسال توسط حسام

حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند

محرمی کو که فرستم به تو پیغامی چند

ما بدان مقصد عالی نتوانیم رسید

هم مگر پیش نهد لطف شما گامی چند

چون می از خم به سبو رفت و گل افکند نقاب

فرصت عیش نگه دار و بزن جامی چند

قند آمیخته با گل نه علاج دل ماست

بوسه‌ای چند برآمیز به دشنامی چند

زاهد از کوچه رندان به سلامت بگذر

تا خرابت نکند صحبت بدنامی چند

عیب می جمله چو گفتی هنرش نیز بگو

نفی حکمت مکن از بهر دل عامی چند

ای گدایان خرابات خدا یار شماست

چشم انعام مدارید ز انعامی چند

پیر میخانه چه خوش گفت به دردی کش خویش

که مگو حال دل سوخته با خامی چند

حافظ از شوق رخ مهر فروغ تو بسوخت

کامگارا نظری کن سوی ناکامی چند

برای دانلود کیلیک نمایید

حجم فايل : 44 مگابايت

زمان فايل : 5 دقيقه


برچسب‌ها: همايون شجريان, محمدرضا شجريان, هابيل علي اف

ارسال توسط حسام

تصنیف بسیار زیبای سپیده از ساخته های استاد محمد رضا لطفی که در سالهای اول انقلاب بر روی شعری از هوشنگ ابتهاج(سايه.) میباشد که در سال 1358 اجرا شد و یاد آور خاطرات بسیاری برای ما ایرانیان است.

اما این آلبوم بار دیگر در آذر ماه 1384 توسط گروه همنوازان شیدا به سرپرستی استاد لطفی و با صدای محمد معتمدی در تالار بزرگ کشور بر روی صحنه رفت که بسیار مورد استقبال قرار گرفت و خاطرات ایرانیان را زنده کرد.

ايران اي سراي اميد

بر بامت سپيده دميد

بنگر كزين ره پر خون

خورشيدي خجسته رسيد

ايران اي سراي اميد

بر بامت سپيده دميد

بنگر كزين ره پر خون

خورشيدي خجسته رسيد

اگر چه دل‌ها پر خون است

شكوه شادي افزون است

سپيده ما گلگون است

واي گلگون است

كه دست دشمن در خون است

اي ايران غمت مرساد

جاويدان شكوه تو باد

راه ما راه حق راه بهروزي است

اتحاد اتحاد رمز پيروزي است

صلح و آزادي

جاودانه در همه جهان خوش باد

يادگار خون عاشقان اي بهار

اي بهار تازه جاودان در اين چمن شكفته باد

فايل تصويري 

برای دانلود کیلیک نمایید

حجم فايل : 16 مگابايت

زمان فايل : 5 دقيقه و 41 ثانيه


برچسب‌ها: محمد معتمدي, محمدرضا لطفي, سپيده

ارسال توسط حسام
 
تاريخ : یکشنبه هشتم تیر 1393

سه تار یکی از خوش نوا ترین ساز های ایرانی  است.سازی که همه ما  صدای آن را شنیده ایم و تصنیف ها و قطعه هایی با تکنوازی آن در ذهنمان مانده و جاودانه شده است.

استادان بزرگی در راه ترویج این ساز و موسیقی سنتی این سرزمین کوشیده اند. به گفتگو با «حسین جباری»نشسته ایم که نزد استادانی چون مسعود شعاری،جلال ذولفنون و محمدر رضا لطفی مشق موسیقی کرده است.وی یکی از مشکلات مهم استان برای اجرای موسیقی سنتی را کمبود سالن و امکانات مناسب میداند.

چطور شد به موسیقی علاقه مند شدید؟

از سال 65 وارد این عرصه شدم و در محضر استادان بزرگ تعلیم دیدم با این حال در حقیقت تمام دانش موسیقی ام را مدیون زحمات استاد شعاری هستم و ساز اصلی ام سه تار است.

از چه زمانی گروه موسیقی شباهنگ را تشکیل دادید؟

گروه شباهنگ از سال87 با گرد هم آمدن جمعی از نوازندگان موسیقی سنتی تشکیل شد و تا کنون به فعالیت خود ادامه داده است.این گروه با حضور رضا رضایی پایور،آرش ابوترابی،امیر جباری فرد ،محمدرضا کاکاوند،مهدی لطفی پور،محمد مظهری و امید توفیقی تشکیل شد که آهنگسازی و سرپرستی آن به عهده بنده بوده است.

این گروه چه آثاری عرضه کرده است؟

در سال88یک آلبوم با نام سرمستی با آهنگسازی من و آواز رضا رضایی پایور ضبط کردیم.در این اثر حضور نوازندگان مطرح کشور چون پژهام اخواث نوازنده تمبک ،مسعود حبیبی دف نواز،آرش ابوترابی نوازنده نی و آرمان سیگارچی نوازنده عود و سایر دوستان استفاده کردیم که در تهران انجام شد و کارهای میکس و مسترینگ آن هم به پایان رسیده است.

علاوه براین یک ارکستر سه تار هم در دست داریم که سال آینده روانه بازار خواهد شد.همچنین در سال 87 با گروه موسیقی شباهنگ  و در زمستان 80 و تابستان 91 نیز با گروه همساز استاد شعاری در قزوین کنسرت برگزار کردیم.دوست خوبم آرش ابوترابی نی نواز گروه شباهنگ آلبومی در دست تهیه دارد که به زودی روانه بازار خواهد شد.

 وضع برگزاری کنسرت در قزوین چگونه است؟

در حقیقت کنسرت توجیه اقتصادی ندارد و هزینه های بالای آن را  خود هنرمند باید متقبل شود.ما به خاطر عشق و علاقه به موسیقی  کنسرت برگزار کرده ایم و علاوه براین که کوچک ترین منفعت مالی در پی نداشت چه بسا ضرر هم کردیم.البته از ابتدا هم انتظار مالی هم نداشتیم.

 ارزیابی شما از تولیدات موسیقیایی در استان چیست؟

وضع موسیقی در قزوین و بزگزاری کنسرت خوب است وی ارتباطات موثر بین هنرمندان وجود ندارد.عموما در شهرستان ها به همین ترتیب است؛اما شاید در قزوین کمبود اتحاد و ارتباط پررنگ تر باشد . در زمینه انتشار آلبوم هم تاکنون ندیده ام که آلبوم موفقی به بازار بیاید و عرضه مناسبی داشته باشد.

اداره ارشاد و حوزه هنری استان تا چه اندازه از اهالی  موسیقی حمایت می کنند؟سال گذشته قرار بئ آلبئم سرمستی از طریق حوزه هنری منتشر شود که دخالت های دوستان مانع آن شد و این اتفاق نیفتاد.خود من تاکنون حمایتی از سوی هیچ نهادی دریافت نکرده ام.

 برای ضبط آلبوم و برپایی کنسرت با چه مشکلاتی روبرو هستند؟

خوشبختانه حوزه هنری یک استودیوی حرفه ای ضبط موسیقی راه اندازی کرده است که سطح کیفی مطلوبی دارد،اما برای برگزاری کنسرت با مشکل کمبود سالن مواجه هستیم.اکثر سالن ها متعلق به نهادهای دولتی هستند و ما برای اجاره کردن سالن باید از طریق واسطه اقدام کنیم،ضمن این که هزینه های اجاره سالن سنگین و برای هر شب اجرا در حدود4 میلیون تومان است که تامین آن به عهده خودهنرمند است.از طرفی به این که سه تار قدرت صدایی چندانی ندارد در گروه نوازی نیاز به صدابرداری فوق العاده قوی دارد.وقتی صدابردار حرفه ای از تهران دعوت میکنیم شبی در حدود 4 میلیون تومان هم به صدابردار می پردازیم . همیشه از مشکلات و حمایت نشدن ها گفته و نوشته شده است ولی رفع مشکلات است که اهمیت دارد.

 



ارسال توسط حسام
 
تاريخ : شنبه هفتم تیر 1393

عكس برگزيده شده ماه چهارم سال 1393

سومين اجراي زير پانزده سال كانون گيتار استان قزوين


برچسب‌ها: كانون گيتار استان قزوين

ارسال توسط حسام
 
تاريخ : یکشنبه یازدهم خرداد 1393

                                  

امیر ناصرافتتاح فرزند احمد افتتاح افسر ارتش ومجروح جنگ جهانی دوم به سال 1314 خورشیدی در تهران متولد شد. وی بهرمند از تعلیم هوشنگ مهرورزان ، حسین تهرانی ، ابوالحسن صبا وروح الله خالقی بود.

زنده یاد افتتاح هنرمندی که تنبک وریتم از زمان او تابه امروز تحولات بنیادینی پیدا کرد .تاثیر گذاری موسیقی ایشان نه تنها در دوران خودش بلکه حتی امروز نیزبه وضوح دیده میشود.

بسیاری از الگو های ریتمی درزمان او به وجود آمد و بسیاری دیگر با او به کمال رسیدند. برای ریشه یابی چگونگی کار کرد یک سبک هنرنمی توان تنها خود ان سبک را مورد برسی قرار داد وبرای درک بهتر وپی بردن به خاستگاه  تفکرات هنری ایشان باید به بافت تاریخی اثر مشاهده کرد.

چرا که معتقیدیم بشر در هرعصر دانسته های خویش را باورمی سازد واین مناسبت اهمیت و تاثیرگذاری او را در موسیقی ایران یادآور میکند.و میتوان گفت او بیشترین سهم را در این مسیر داشته است وشاگردان ایشان دلیل بر این مدعا می باشند.

کافی است فقط به تاثیر آشکار ایشان ویا رد پای پنهان او را در شیوه ی اجرای نوازندگان بعد مرحوم افتتاح اشاره کنیم. این حد از تاثیر گذاری پرسشی را در پیش روی ما می نهد که در موسیقی ایشان چه چیزپنهان است که این نوازنده تاثیر گذار و ماندگار است. در این مورد بایستی  به بافت تاریخی که افتتاح در ان میزیسته و ناگزیر باید به آنچه در زمان او هویت داشته پرداخت بنابراین بستر فرهنگی و اقتصادی در یک طرف و بستر فکری فلسفی دیگر موضوع قرار داد که بنیان زیباشناسی ذهنی ایشان را به نمایش میگذارد.

نظر افتتاح در مورد تحول موسیقی ایران

هرتغیری را نمی توان تحول نامید. منظور از تحول نوعی دگرگونی  در شکل مثبت است وبیشتر تغیرات در موسیقی ما در چند سال اخیر نوعی تحریف بوده.شرطی لازم برای تحول در هنر وموسیقی است.

1-شناخت همه جانبه و عمیق نظری وعلمی از پشتوانه های گذشته

2-پایبندی به اصول صحیح ودرست هنری و پرهیز ازتقلید و تحریف

3-داشتن قوه ی ابتکار وقریحه طبیعی که گاه  نبوغ نیز نامیده میشود

آثار موسیقایی

آثار موسیقیایی ایشان را می توان به سه دسته تقسیم کرد.

1-دسته اول شامل اجراهایی که در برنامه های مختلف گل ها اجرا شده

2-مسافرت هایی که براساس مبادلات فرهنگی جهت معرفی موسیقی ایران انجام شده

3-آثار ماندگاری ازضیط های خصوصی بعد از دوران باز نشستگی با هنرمندانی چون شهناز-یاحقی-بدیعی-خرم-کسایی وسایر اساتید به جای مانده.

باشنیدن اثر ایشان پیوستگی عمیق و ریشه دار بیشتر مشخص میشود و از امتیازات خاص ایشان در نوازندگی پنجه بسیار پرقدرت اوست که دربین نوازندگان هم عصرش به ندرت نظیر اویافت میشود.به خصوص در هنگام نواختن  اجرای تمپانی و ریز پلنگ که افتتاح در نواختن دو تکنیکی که ذکر شد از مهارت کامل برخور دارست.

در ادامه مطلب باید گفت عواملی که در سبک ایشان مطرح است:

1-کوک دقیق صدای تنبک در ارکستر

2-روش نوازندگی که نتیجه بهترین و صحیح ترین روش آموزش درباره ی وضع استقرار دست هاست(پوزسیون دست ها)استقرار درست وصحیح  انگشتها و قرار گرفتن اصولی ساز دردست به هنگام ناختن.

3-ارایه مطلب یعنی ارایه جملات موسیقی به صورتی قابل فهم و رک به نحوه ای که شنونده لذت جمله نواخته شده را دریافته و اماده ی استماع جمله بعد شود.

4- مبدع ابتکاراتی در ایجاد صدا وهمچنین نظم در ارایه تاکید ها.

5-تسلط بر صدا در اوج و فرود و ادای حق مطلب.

6-دارای خلاقیت هایی استوار ساختن الوهای ریتمیک به خصوص در پاساژها.

7-نوانس یا شدت صدای تنبک و نوسان صدایی ساز ایشان چنانکه صدای تنبک ایشان همیشه چه در دو نوازی ها و چه درگروه نوازی ها زیر صدای ساز یا ارکستر بوده و به اصطلاح حل می شد و در عین حال سر ضرب ها کاملا درست و به جا اجرا وشنیده می شود.

8-عدم استفاده بیش ازحد  از کار های اکروباتیک ونمایشی روی تنبک که متاسفانه در زمان ما بسیار مرسوم و رایج شده وتوانایی نوازندگان بر اساس ان سنجیده میشود.

9-شعور بالای ریتمیک خصوصا در قطعات وضرب های سنگین که از عهده هر کس بر نمی اید.

10-اجرای روان وسلیس ریتم ها وتکنیک ها خصوصا در ریز ها که بسیار پر و روان اجرا می شد که در نسل بعد از ایشان این توانایی را می توان در اجرای تمبک مرحوم ناصر فرهنگفر که افتخار شاگردی یکی از شاگردان استاد افتتاح به نام ترکمان را داراست مشاهده کرد.

11-سونوریته خاص تنبک که از حجم بسیار خوبی برخوردار بودو تناسب مشهوری با ارکستر یاساز همراه داشت و به اصلاح صدای ساز در ارکستر حل می شد.

12-نوازندگی استاد امیر ناصر افتتاح مور تاکید همه بزرگان موسیقی آن زمان بود به طوری که جز افتخارات هر نوازنده این بود که تنبک افتتاح همراه ساز انها باشد بدین جهت که در عین زیبایی و روانی وسلامت ریتمی ایشان تنبک . اصالت وقانونمندی ویژه ای برخوردار است.

 قضاوت در مورد شاگردانش

افتتاح قضاوت در مورد شاگردانش را در پاسخ به سوالی که کدام بهترند؟را به آینده و قضاوت آیندگان واگذار نموده است.

او هر یک از شاگردانش را از لحاظ روحیه کاملا میشناخت و هر یک را مطابق شان کاری و سابقه هنری و رفتارشان بها میداد.

در مورد متد ایشان

در ارتباط با طرز نگارش علائم ومطالب با استفاده از روش مرحوم صبا براساس حامل یک خطی که نمونه ای از یادداشت های استاد فقید صبا در مجله موزیک ایران به تاریخ1338 یعنی دوسال پس از فوت این استاد گرانمایه به چاپ رسیده است.

پس از فوت مرحوم اقتتاح به سال1366 در سال 1371 حاصل زحمات و تجارب ارزنده این استاد گرانمایه که مشتمل بر چند دفترچه بر ارسال روش نت نویسی حامل یک خطی مرحوم صبا بود در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی ( توسط یکی از شاکردان ایشان به نام امیر بابک رکنی والا ) به عنوان روش تدریس تمبک برای سه دوره ابتدایی و متوسطه و عالی نوشته شد.

متد اموزشی مرحوم افتتاح از یک سو از ویژگیهای موسیقی ملی ما الهام گرفته است و نیازهای جامعه ما را دارا بود.ضمنا دقت به موزیک ساز و ارائه جدیدی از جملات موسیقی که حاوی پیامی خاص و تکنیک یا اصول اجرا می باشند در ان به چشم میخورد و همچنین نحوه انگشت گذاری ارائه و اجرای ان در ریتم های متداول اکل خاصی را در نوازندگی دنبال می کرد.

ابتکار در اجرای اشاره نت زینت دوبل با دست راست و ابداع نوع دیگری از اجرای ریز به نام (ریز پلنگ) که از طریق رادیو به همگان انتقال یافت. بعدها این ریز که توسط یک پلنگ اجرا میشد به انگشتان دیگر نیز انتقال و گسترده تر شد.و استفاده از این تکنیک در بسیاری از قسمت های متد ایشان به چشم می خورد.

هنر کده ایشان به عنوان آکادمی تمبک شناخته می شد و اکثر علاقمندان جهت یادگیری این ساز به کلاس ایشان مراجعه می کردند که طبق یک آمار تقریبی نزدیک به دویست نفر از کلاس ایشان استفاده کرده اند.

شادروان افتتاح با مطالعه بر روی آثار به جای مانده از گذشتگان نظیر: اقبال آذر و سید حسین طاهزاده (خواننده) و عبدالله دوامی (نوازنده ضرب و تصنیف خوان) و باقر خان( نوازنده کمانچه )و رضاقلی خان تجریشی (نوازنده ضرب و تصنیف خوان) و مشیر همایون شهردار( نوازنده پیانو) و اکبر خان( نوازنده فلوت) و میرزا اسدالله خان( نوازنده سنتور) و حسین هنگ آفرین (نوازنده ویلن و سه تار) و نایب اسدالله (نوازنده نی) ، متوجه نوانس ها و ویبراسیون هایی شد که با نوانس ها و ویبراسیون های موسیقی جهانی فرق می کند و با توجه به ذوق سلیم و سرشار خود از انها استفاده کرده است.

مرحوم افتتاح از مفاخر موسیقی ملی ایران است و بهترین سالهای زندگیش را صرف هنرش کرد. از نظر موسیقایی در گروه موسیقی دانهایی است که پس از ایجاد موسیقی نوین توسط کلنل وزیری و با تغییراتی در حول و حوش همان مکتب به کار پرداخت و خدمات افتتاح در هنر کد هاش دنباله منطقی همین راه می باشد. بطوری که شاهدیم در ان دوره فقط دو نام در بین نوازندگان تمبک به چشم می خورد (حسین تهرانی و امیرناصر افتتاح)وی مردی مهربان مودب و خوشمحضر بود و سالیان متمادی را در موسیقی ایران از ویژگی های مثبت اخلاقی وی می باشد.

از سال 1330 به طور جدی و مداوم به تعلیم موسیقی به شاگردانش پرداخت و این انسجام و مسئو لیتپذیری ایشان در قبال حفظ کلاس و پرورش شاگردان متعددی که هر کدام صاحب سبک یا بیان هنر خاص خود هستند به طوریکه در دوره ای آبتین اجلالی و بهمن رجبی و محمد اسماعیلی و در دوره ای دیگر مرتضی اعیان و محمود فرهمند و در دوره ای دیگر امیر بابک رکنی والا از کلاس ایشان بیرون آمدند و هر کدام به نوعی به ادامه راه استاد پرداخته اند.

ضمناً در زمینه ساخت و تکامل ساز تمبک امیر همتی یکی از شاگردانش را تشویق و وی تا به امروز به نتایجی نیز در این زمینه رسیده است افتتاح استاد بزرگ و فرزانه ای که بدون تظاهر و دور از هر گونه خودنمایی در سنین بازنشستگی هم برای پیشرفت فرهنگ و هنر صوتی و طنش ایران دست از فعالیت بر نداشت. بطوری که تا یک هفته قبل از فوت ایشان در بهمن ماه 1366 با توجه به کسالت شدید بر سر کلاس حاضر شده و در اواخر عمر به غیر از روزهای دوشنبه و پنج شنبه و جمعه ها را نیز به کلاس های گروهی اختصاص داده و اخرین جمعه عمر این استاد فرزانه با توجه به کسالت شدید در نهایت توانایی برگزار شد.

 

  پدر خوب زنده است     گر چه در شمار مردگان باشد

  روحش شاد

 

منبع : باکاروان هنرمندان جلد سوم (صفحه   129 تا   138 ) نوشته :حبیب اله نصیری فر

انتشارات شباهنگ

 


برچسب‌ها: استاد اميرناصر افتتاح, سبك اميرناصر افتتاح, تمبك, تنبك

ارسال توسط حسام

بنیاد پژوهشی هنر و موسیقی قزوین با مدیریت محمدرضا درویشی، روز گذشته دوشنبه 22 اردیبهشت‌ماه، با حضور معاون امور هنری وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، جمعی از هنرمندان عرصه موسیقی و مسئولان شهر قزوین، در سرای تاریخی سعد‌السلطنه افتتاح شد.

به گزارش بخش موسیقی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، علی مرادخانی با ابراز خرسندی از آغاز به کار این مرکز پژوهشی، ضمن تاکید بر ماندگاری کوشش‌های صورت گرفته، خطاب به محمدرضا درویشی گفت: «شما سال‌ها تلاش کردید فضایی اندک برای پی‌گیری پژوهش و ثبت موسیقی بومی و نواحی ایران در اختیار داشته باشید اما امروز چنین فضای بزرگ و زیبایی در اختیار شما قرار دارد که نشان می‌دهد در مسیر صحیح گام برمی‌داریم.»

او ادامه داد: «تمدن ایران جایگاه ویژه‌ای در جهان دارد و درست نیست کشوری با بیش از پنج هزار سال تمدن و داشتن فرهنگ غنی، امکانی برای ثبت و حراست از داشته‌های فرهنگی خود در اختیار نداشته باشد.»

معاون امور هنری وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت: «اعتقاد دارم باید در زمینه موسیقی فعالیت و کوشش بیش‌تری صورت بگیرد، چون هنری بسیار ظریف و شکننده است و همین عامل موجب می‌شود صیانت از آن به لحاظ ملی، میهنی و دینی وظیفه ما باشد.»

مرادخانی گفت که یکی از ویژگی‌های ما این است که بزرگان خود را درست معرفی نمی‌کنیم: «در سفرهایی که به نقاط مختلف جهان داشتم بارها شاهد بودم فردی را که شاید جایگاه چندان رفیع هنری هم نداشت، بسیار پررنگ تعریف می‌کنند و من همواره افسوس می‌خوردم که چرا ما در معرفی بزرگان خود کم‌جوشش و بی‌بنیه عمل کردیم.» او تلاش‌های افراد برای حفظ موسیقی نواحی و مقامی کشور را خوشحال‌کننده دانست و افزود: «این توجه و معرفی شایسته باید برای خود محمدرضا درویشی هم اتفاق می‌افتاد چون طی سی ‌سال گذشته همواره شاهد کوشش او برای جمع‌آوری داشته‌های فرهنگی باقی‌مانده در کشور بوده‌ام. این عمل می‌تواند احیا و بازگشت بسیاری از موارد به جامعه‌ای را که در جست‌وجوی شناخت هویت خود است، در پی داشته باشد و چه خوب است که ما مجموعه‌هایی از این دست را تقویت کنیم تا حفظ هویت ملی را ادامه دهیم. ما مدیران نیز وظیفه داریم که از این‌گونه فعالیت‌ها به شکلی موثر حمایت کنیم.»

معاون امور هنری وزیر ارشاد به دغدغه درویشی در جذب حمایت مالی برای پیشبرد اهداف بنیاد پژوهشی هنر و موسیقی اشاره کرد و گفت: «هنگامی که این پژوهشکده فعالیت‌ خود را آغاز کند تولیدهایی شکل می‌گیرد که قطعا نگاه حمایتی ما را در پی خواهد داشت و دوستان کمیسیون فرهنگی مجلس نیز طی چند ماه گذشته همواره با من همراهی کرده‌اند. حوزه‌ موسیقی مسائل خاص خود را دارد که من امیدوارم با همراهی دوستان در مجلس شورای اسلامی و شناخت‌هایی که پیش می‌آید طی چند سال آینده مجموعه را راه‌اندازی کنید، مدیریت را به افراد توانا بسپارید و سپس برای تاسیس پژوهشکده مشابه به دیگر نقاط کشور سفر کنید.»

مرادخانی در پایان صحبت‌های خود برای گسترش هرچه بیش‌تر پژوهشکده‌های مشابه در سراسر کشور ابراز امیدواری کرد و گفت: «این موضوع برای ما در معاونت امور هنری بسیار مهم است و من از دوستان خود در اداره ارشاد استان قزوین نیز می‌خواهم با مسئولان این مجموعه همراهی کنند تا امکانات نرم‌افزاری مورد نیاز در اختیار آن‌ها قرار بگیرد.»

محمدرضا درویشی که مدیریت بنیاد پژوهشی هنر و موسیقی قزوین را برعهده دارد در ابتدای این مراسم به هم‌زمانی گشایش مجموعه با درگذشت محمدرضا لطفی، چهره نامدار موسیقی ایران اشاره کرد و گفت: «افتتاح نخستین پژوهشکده موسیقی در سراسر تاریخ پرفراز و نشیب موسیقی ایران از ابتدا تا امروز را در حالی جشن می‌گیریم که استاد لطفی از میان ما رفت ولی اعتقاد دارم در این شادی با ما شریک است.»

او سپس گزارشی از مراحل راه‌اندازی این مجموعه ارائه و عنوان کرد: «حدود 2 سال پیش، به دلیل خستگی از شهر تهران و همچنین اشباع شدن فعالیت‌های موسیقی در پایتخت، و به واسطه دوستانی که در این شهر داشتم تصمیم گرفتم به قزوین بیایم به این امید که شاید محیط بکر و آماده این شهر پاسخ‌گوی بخشی از نیازها و علایق من برای راه‌اندازی پژوهشکده‌ای کوچک باشد. چون تصور می‌کردم این امکان در تهران وجود ندارد و تلاش بیست ساله من به ثمر نرسید.»

درویشی اذعان کرد که وقتی فعالیت برای تاسیس پژوهشکده موسیقی آغاز شد تصور فراهم شدن امکاناتی به این گستردگی را نداشته است.

او در ارتباط با اهداف راه‌اندازی این مجموعه گفت: «هدف ما فقط تحقیق و پژوهش است و اگر آموزشی هم اتفاق بیفتد حتما در خدمت پژوهش خواهد بود. چون تحقیق در زمینه موسیقی کلاسیک ایران در تهران صورت می‌گیرد اما آن‌چه با غفلت مواجه شده موسیقی مظلوم نواحی ایران است که هیچ متولی ندارد. در دانشکده‌های ما موسیقی دستگاهی را آموزش می‌دهند و از موسیقی نواحی، که متاسفانه رو به زوال است، خبری نیست. در حالی که موسیقی نواحی زیربنای موسیقی کشور و حتی به اعتباری ردیف‌های موسیقی ما به حساب می‌آید.»

مدیر بنیاد پژوهشی هنر و موسیقی قزوین خاطرنشان کرد: «هدف ما این است که متولی تحقیق و انتشار تحقیقات باشیم نه هیچ چیز دیگر. اما تاکید می‌کنم برای پیشبرد برنامه‌ها به حمایت مالی نیاز داریم، چون این مرکز مانند کتابخانه مجلس امکان درآمدزایی ندارد و اگر مسئولان حمایت مالی نکنند باید گفت امروز فقط یک بنای زیبا را افتتاح کرده‌ایم.»

درویشی در پایان خطاب به هنرمندان استان قزوین گفت: «من برای تحقق یک اتفاق مثبت ترک شهر و خانواده کرده‌ام و دست همکاری به سوی همه شما دراز می‌کنم. همه باید دست در دست یکدیگر حرکت کنیم و اگر قرار باشد چوب لای چرخ بگذاریم هیچ کاری پیش نمی‌رود.»

بیژن نوباوه، عضو کمیسیون فرهنگی مجلس شواری اسلامی، پیروز ارجمند، مدیرکل دفتر موسیقی، محمد سریر، داریوش پیرنیاکان، شاهین فرهت، کیوان ساکت، پروین غلامشاهی، محمدرضا اصلانی، حمیدرضا اردلان، حمیدرضا نوربخش، علی ترابی، رییس انجمن موسیقی تهران، محمد وکیل‌ها، رییس انجمن موسیقی استان قزوین، حسن مهرجردی، بهروز فتحی، مرتضی باقرنژاد، محمد خوشرو، مشاوران معاون امور هنری، سیدمحمد میثمی، علیرضا خزائلی، مدیرعامل سازمان نوسازی و بهسازی قزوین و مرتضی روزبه، استاندار قزوین از جمله هنرمندان و مسئولانی بودند که در آیین گشایش بنیاد پژوهشی هنر و موسیقی قزوین حضور داشتند.


برچسب‌ها: بنياد پژوهشي, محمدرضا درويشي

ارسال توسط حسام

اولين نشست انجمن موسيقي با هنرمندان ، نوازندگان و پيشكسوت هاي استان قزوين در تاريخ 20 ارديبهشت ماه يك هزارو سيصد و نود وسه تحت عنوان "مهر موسيقي" در تالار ايران زمين باحضور استاندار محترم استان برگزار شد.

در ابتداي اين برنامه از رياست محترم انجمن موسيقي استان قزوين (محمد وكيلها) دعوت به عمل آمد تا چند جمله اي براي هنرمندان صحبت كند. وكيلها بعد از خير مقدم به مدعوين محترم  سخنان خود رااينگونه آغاز كرد :

"امشب براي من بهترين شب زندكي ام استچون دوستاني را ميبنم كه بعضي هايشان را چند سالي است نديده ام. اولين نشست هم انديشي كه امشب برگزار ميگردد پيشنهاد هئيت مديره انجمن بوده و اين امر امسال براي اولين بار تحقق يافت كه مصادف با پانزدهمين سالگرد تاسيس انجمن موسيقي استان قزوين است. در سال 1378 ايده تاسيس اين انجمن مطرح گرديد و در نهايت در پانزدهم ارديبهشت ماه افتتاح گرديد و فعاليت هاي اصلي آن در سه بخش بود . امروز مفتخريم با داشتن بيش از 20 آموزشگاه آزاد در سطح استان ميانگين تعداد هنرجويان بيش از 5000 نفر مي باشد و به اين اميد هستيم اين آموزشگاه هاي آزاد بيش تر بشوند و بتوانيم  بيشتر را دراين عرصه به مردم خدمت رساني كنيم. قزوين شهر ستاره ها است . ستارگاني چون : اقبال آذز ، جواد خان ،قمرالملوك ، عارف قزويني و... كه هر كدام از اين بزرگان براي يك كشور كافي است. از استاندار محترم براي تشريف فرمايي خود در جمع هنرمندان استان تشكر و قدرداني مي نمايم."

در اين برنامه 3 منتخب از طرف انجمن كه مربوط به دوره هاي مختلف موسيقي بوده اند به سخن پرداختند و از طرف نسل خود موضوعات مورد نظر خود را بيان كردند اين سه نفر آقايان: رشيد كاكاوند ، كمال رضايي و مهرداد ميرزايي بودند كه متن بيايانيه هاي آنها در زير آمده است:

كمال رضايي منتخب نسل پيشين موسيقي بودند كه به انتخاب از سوي انجمن موسيقي استان به ايراد سخن پرداخت:

"در اين چند سالي كه ما به ياد داريم معمولا موسيقي در لبه ي تيزي قرار داشته است . قضيه ي موسيقي اين است كه آدم هم چشم درد داشته باشد و هم نابينا باشدمعمولا آدم هايي كه نابينا هستند درد چشمي ندارند منتها داستان ما هنرمندان اينگونه است كه در جامعه جايگاهي نداريم و هميشه نقطه تيز انتقادات به سمت هنرمندان است. ايشان تاكيد كرد سخنان من با انجمن موسيقي است نه با خود فرد و در ادامه فرمودند: اي كاش كه اين نشست  در ده ، دوازده سال پيش انجام مي شد. اما مهمترين بخش بحثم اين است كه انجمن موسيقي بخش حمايتي است و يا بخش نظارتي ؟ ، ما هنرمندان هيچ تعريفي از اين موضوع براي خودمان نداريم. آيا به شرح و وظايف خود عمل كرده يا خير؟ و اما اگر بحث نظارتي بوده است اصلا نيازي به انجمن نيست.بحث ديگري كه دوست دارم مطرح كنم بيمه هنرمندان است كه در اين دوازده سالي كه به وجود آمده حتي شامل خود بنده نيز نشده است . انجمن موسيقي مي توانست يك نامه به آموزشگاه هاي آزاد بزنند مبني بر اينكه به مدرسين خود اطلاع دهيد كه كارهاي بيمه خود را پيگيري كنند كه متاسفانه اين امر كوچك نيز انجام نشد."

نفر بعد منتخب نسل موسيقي جوان ، مهرداد ميرزايي ديگر موزيسين استان قزوين بودند. میرزایی گفت :

"دغدغه هاي نسل من ، روشن است و نياز به گفتن ندارد. نسل من به يك فضاي آرام و امن براي ارائه هنرش . آنقدر واضح است كه مسئولين بداند كه ما چه نياز هايي داريم و از تكرار مكررات جلوگيري مي كنم. يك مسئله  در ذهن من وجود دارد اين است كه ما چقدر از موفقيت هاي يكديگر خوشحال مي شويم. اينكه چقدر به دانش و توانايي خودمان باور داريم و چقدر از هم ياد ميگيريم؟ و ... تاريخ موسيقي ايران نشان داده است كه هر زماني كه موسيقيدانان با هم متحد و يكپارچه بودند اتفاقات خوب و رو به رشدي افتاده سا نمونه بارز اين امر "چاوس" بود."

رشيد كاكاوند سخنران ديگر اين محفل بودند كه ايشان نيز اينگونه سخنان خود را بيان كرد:

"بنده بسيار خرسندم از اين كه خيلي از دوستان خودم را در اين محفل بعد گذشت چند سال ميبينم . در بحث آموزشگاههاي آزاد استان نيز ما يك سري مشكلات داريم و دوست دارم اكنون كه جناب آقاي شفيعي ها و آقاي رمضاني تشريف دارند مطرح كنم و اميدوارم اين مشكلات رفع بشود.مشكل اصلي براي آموزشگاهها خط قرمز هايي است كه براي آموزشگاهها كشيد شده است كه نمي توان در بعضي از نقاط شهر به تاسيس آموزشگاه پرداخت. طبيعتا اين امر با ياري مسئولين امكان پذير خواهد بود.مورد ديگري كه ميخواستم مطرح كنم بحث جنگالي سال گذشته بعد از كنسرت همنوازان حصار به سرپرستي علي قمصري در قزوين بود كه بنده نيز در آن كنسرت بودم اين بود كه خوشبختانه مديران و مسئولين بعد از قضاياي به وجود آمده پشت موسيقي را خالي نكردند و صادقانه جلوي انقادهايي كه به ناحق شده بود ايستادند"

استاندار محترم استا قزوين جناب آقاي روزبه در جمع هنرمندان موسيقي اين شهر به صحبت كردن پرداخت:

"خيلي خوشحالم در بين هنرمندان فرهيخته قزويني هستم. بنده براي خود فرصت را غنيمت شمردم تا در ميان شما حضار گرامي و سروران محترم باشم. بايد قدر اين هنرمندان را بدانيم و در انجام امور هنر يبايد مسئولين پيش قدم باشند . بايد از اين ظرفيت حداكثر استفاده و بهره برداري را داشته باشيم .از نوع فرمايشات دوستان عزيز كه قبل از من به سخن گفتن پرداختن معلوم است كه گلايه هايي وجود دارد كه البته در هر كار جمعي اين امر ضروري است منتهي بايد يك مقدار صبر و حوصله خود را بالا ببريم تا بتوانيم قواعد كار جمعي را رعايت كرده باشيم . بنده ميخواهم اين نكته را بگويم كه اگر ما مي خواهيم در حوزه موسيقي در استانمانكاري انجام دهيم و قدم هايي را برداريم شرط اول اين است كه اين تشكيلات يك انسجامي داشته باشد.اين انسجام خيلي مهم است. فرهيختگان بتوانند دور هم جمع باشند  و با فهم بزرگي كه از اين رشته دارند بتوانند اهداف خود را در راستاي بهبودي اوضاع پياده سازس نمايند. مطمئن باشيد همه مسئولين همراهي خواهند كرد. اما اگر اين انسجامات نباشد نبايد انتظار داشت كه ديگران در اين امور قدمي بردارند. درخواست جدي بنده از تمامي هنرمندان عزيز اين است كه انسجام بين خود را بيشتر نماييد . ما در جامعه اي زندگي مي كنم كه يه سري ويژگي هايي دارد"

در اين نشست كه بيش از 250 نوازنده مطرح استان گردهم آمده بودند براي اهداف موسيقي استان قزوين صحبت هاي مورد نظر بيان گرديد.

 

اميدواريم اين نشست براي هميشه ادامه داشته باشد تا پل ارتباطي ميان مسئولين و هنرمندان شهر وجود داشته باشد.


برچسب‌ها: اولين نشست موسيقي استان قزوين

ارسال توسط حسام
 
تاريخ : سه شنبه شانزدهم اردیبهشت 1393

 

موسیقی قزوین از ابتدای تاریخ هنری و موسیقیایی کشور به طور قطع بر جریان موسیقی ایرانی و پیشرفت آن تاثیر فراوانی گذاشته است ولیکن آغاز فعالیت های موسیقی در عصر صفویه،زمانیکه قزوین پایتخت بوده صورت گرفته است.در این دوره نظام موسیقی برمبنای موسیقی" مقامی قدیمی" بوده و به تدریج مفهوم "دستگاه" متفاوت با عصرهای بعدی چون قاجاریه شکل گرفت.در دوره قاجار نگاه موسیقی معطوف به تعزیه خوانی شد جایی که ناصرالدین شاه برای اجرای تعزیه به سوی استادان آواز قزوین جذب و در پی همکاری تهران با قزوین اساتید بزرگی چون "ملا عبدالکریم جناب قزوینی، اقبال‌السلطان(اقبال آذر)، قمر، عارف قزوینی" و دیگران به وجود می آیند که در ادامه همین افراد، مکتب قزوین را پایه گذاری می کنند.بعد از دوران اوج موسیقی قزوین و رخوت پس از آن چند سالی است دوباره موسیقی در این شهر جان تازه ای گرفته.با روی کار آمدن نسل تحصیل کرده و با ذوق موسیقی روند رو به رشد موسیقی در استان به خوبی قابل لمس است.اجراهای هنرجویی،جشنواره موسیقی استان و ... نشان از تکاپو و روح هنری شهر می باشد.در این راستا به بهانه آلبوم در آستانه انتشار "آغاز بر پایان" با رشید کاکاوند مصاحبه ای ترتیب دادیم تا بیشتر با ملودی های در جریان شهر آشنا شویم.

سطح موسیقی استان را چگونه ارزیابی می نمایید؟

قزوین از پتانسیل خوبی در زمینه موسیقی برخوردار است، در حال حاظر مدرسین و نوازندگان توانمندی در سطح استان مشغول به فعالیت هستند که برخی از آنان صاحب آثار فاخری در حیطه موسیقی این مرز و بوم میباشند. ویا اینکه شاهد هنرنمایی برخی از این عزیزان در گروههای موسیقی طراز اول کشورمان هستیم، که بسی جای خوشحالی است .

نا گفته نماند در سالهای اخیر متولد شدن آموزشگاههای آزاد موسیقی در سطح استان در پررنگ تر شدن این امر بی تاثیر نبوده و همچنین بستر مناسبی که با حمایت مسئولین شهر در برگزاری کنسرتهای متعدد و جشنواره های موسیقی فراهم آمده است ، خود حاکی از وجود هنرمندان فعال و مستعدی در سطح استان میباشد.

 موسیقی سنتی و پاپ در استان قزوین در چه شرایطی است ؟

جریان موسیقی در قزوین پویا بوده واز سطح خوبی برخوردار است.و می توان گفت حال «موسیقی سنتی» خوب است.

 کیفیت و سطح جشنواره موسیقی استان در چه شرایطی است ؟

در هر صورت وجود جشنواره های مستمر فواید زیادی برای موسیقی شهرمان دارد که نمیتوان از آنها چشم پوشی کرد .از قبیل :ایجاد انگیزه واشتیاق در هنرجویان،  بالا رفتن سطح کیفی گروه ها و آثارشان ، متولد شدن گروه های جدید ... در کل جشنواره در سطح قابل قبولی بر گزار میشود .قطعا کاستی هایی هم وجود دارد ولی اگر جشنواره سال گذشته را با اولین جشنواره سال 81 مقایسه نماییم از نظر کمی و کیفی قابل قیاس نیستند، خصوصا سال گذشته که با رایزنیهای مسئولین محترم اداره فرهنگ و ارشاد در سالن شهید رجایی دانشگاه تربیت معلم بر گزار شد .

 آیا در جشنواره ها صرفا گروههای سنتی به رقابت میپردازند ؟

خیر. گروهها در ژانرهای مختلفی از قبیل سنتی، مقامی ،کوبه ای و کلاسیک با یکدیگر به رقابت میپردازند . لازم به ذکر میدانم که از دیدگاه بنده ،بخش حائز اهمیت این جشنواره ها ژانر کوبه ای آن است ، چرا که تمامی جشنواره هایی که در سطح کشور برگزار میشود ، حتی جشنواره موسیقی بین المللی فجر هم بخش مستقلی برای رقابت گروههای کوبه ای وجود ندارد وما برای اولین بار در استان توانستیم این ژانر را به جشنواره اضافه نماییم.

 کیفیت و کمیت در سالنها چگونه است؟

با کمال تاسف سالن مناسب و در خور اجرا نداریم که پاسخگوی مشتاقان وهنرمندان باشد و هر ساله شاهد هستیم اساتید نامی کشور برای اجرای کنسرت به شهرمان میآیند ولی به دلیل عدم امکانات کافی ، با مشکلاتی روبرو میشویم که برای استان هنر پروری مانند قزوین شایسته نیست. تنها سالن تقریبا مناسب،سالن شهید رجایی دانشگاه تربیت معلم است که سال گذشته اینجانب برای برگزاری کنسرت هنرجویی در خواست داده بودم که متاسفانه با قیمت شبی شش میلیون تومان مواجه شدم که تقریبا هیچ کدام از هنرمندان بومی توان پرداخت این هزینه را ندارند.

 از چه سالی کنسرتهای هنرجویی در استان برگزار میشود و هدف از این برنامه ها چیست؟

 در سال 89 اولین کنسرت هنرجویی استان با حدود 60 هنرجو توسط اینجانب برگزار شد. که در سالهای بعد آموزشگاه های دیگر هم به اجرای این دست برنامه ها پرداختند که جای بسی خوشحالی است ، چرا که برگزاری این اجراها باعث میشود هنرجویان تجربه روی صحنه رفتن( که یکی از ملزومات رشته موسیقی است ) را تجربه کنند و نیز باعث تقویت اعتماد به نفس هنرجویان میشود و دیگر اینکه با ادامه پیدا کردن این برنامه ها گروه های جدیدی شکل میگیرند، و به زودی میتوانیم به فکر برگزاری جشنواره های آموزشگاهی باشیم.

نظر شما در رابطه با اظهار نظر یکی از مسئولین که در شهر احتیاجی به سالن کنسرت نداریم چیست؟

بنده سخنان ایشان را نشنیده ام و نمی دانم منظور ایشان چه بوده است .

اما در مورد این جمله شما ، باید عرض کنم که جوان امروز ما همانطور که خوراک جسم میخواهد خوراک روح هم میخواهد و اگر حق داشتن چیزی را از او بگیریم ، به سرعت به دنبال جایگزینی برای  آن می گردد و اگر فرهنگ  سازی نکرده باشیم به هر فرهنگ بیگانه ای  چنگ میزند.

از طرفی هر چیزی جایگاه خود را دارد ، اگر سالن کنسرتی نداشته باشیم بنده حاضر هستم که در مکانهای عمومی به اجرای موسیقی بپردازم، چرا که معتقد هستم همانگونه که اجرای تاتر خیابانی داریم می توانیم اجرای  موسیقی خیابانی هم داشته باشیم. اما آیا مسئولین شهری ما در این زمینه فرهنگ سازی کرده اند ؟

بنده در فستیوال بین المللی موسیقی که در شهر ]ودلشتد[ کشور آلمان برگزار میشد به همراه گروه اشتیاق  با خوانندگی علیرضا قربانی از ایران حضور داشتم و شاهد این موضوع بودم که شهرداری آنجا برای 10-15روزی که این فستیوال اجرا میشد بخش عظیمی از شهر را حصار کشیده بود و 13 سن سرباز و سر پوشیده در مکانهای مختلف ایجاد کرده بود تا مشتاقان دیدن برنامه ها با پرداخت ورودی داخل این محدوده شوند و هر کدام از کنسرتها یی که تمایل داشتند را ببینند.و یا اینکه در اتریش خیابانی وجود داشت که هنرمندان میتوانستند درآن خیابان به کشیدن نقاشی مشغول باشند و یا به اجرای موسیقی بپردازند ، مجسمه سازی کنند و ... . باز هم بر جمله قبلی خود تاکید میکنم ، وقتی فرهنگ سازی مناسبی ایجاد نشده ، برای اجرای کنسرت به سالن مناسب احتیاج داریم.

آیا بین فرهنگ عمومی وفرهنگ هنری رابطه ای وجود دارد؟

بدون شک هنرمندان تاثیر مسیقیم بر فرهنگ عمومی جامعه دارند چرا که بارها شاهد بوده ایم ساخت یک فیلم توانسته نگرش عمومی مردم را در مورد یک موضوع خاص کاملا تغییر دهد، و یا اجرای یک کنسرت موسیقی روحیه عمومی جامعه را خوب نماید ،یا اینکه یک تابلوی نقاشی واقعه ای را در اذهان عمومی ثبت کند.

و تمام این موضوعات حاکی از تاثیر هنر و هنرمند بر فرهنگ یک جامعه است، حال اگر در سبد مصرفی خانواده ها تماشای یک فیلم خوب،شنیدن یک موسیقی فاخر، دیدن یک تاتر زیبا ، رفتن به سالن کنسرت و بازدید از نمایشگاه های خط ونقاشی وجود نداشته باشد، میتوان گفت که آن خانواده با فرهنگ خود آشناست ؟

و فرزندی که در دامان پر مهراین خانواده بزرگ میشود چگونه فرهنگ سرزمین خود را حس و لمس می کند؟

سخنان خود را با جمله ای از اسکار وایلد به پایان میرسانم : هنر کلید فهم زندگی است.


برچسب‌ها: رشید کاکاوند, مصاحبه یا رشید کاکاوند

ارسال توسط حسام

اسلایدر