رشید کاکاوند
وبلاگ اختصاصی رشید کاکاوند

 
تاريخ : چهارشنبه دوازدهم تیر 1392



ارسال توسط حسام
 
تاريخ : دوشنبه بیست و هفتم مرداد 1393

بهمن رجبي در سال 1318 در شهر رشت متولد شد. او نويسنده، محقق و سخنور نظام موسيقي ايران مي باشد. وي دو کتاب تحققي و دو کتاب آموزشي دارد و دو کتاب تحققي او عبارتند از:
1- تنبک و نگرشي به ريتم از زواياي مختلف.( کتاب اول )
2- تنبک و نگرشي به ريتم از زواياي مختلف.( کتاب دوم )
که کتاب دوم تحقيقي وي مشتمل بر سه فصل است:
1- آيا در رشته ي تنبک نوازي هر نوازنده الزاما هنرمند هم است؟
2- رد تحريم موسيقي در تشيع.
3- جامعه شناسي ريتم.

و دو کتاب آموزشي وي در زمينه ي هنر والاي تنبک نوازي عبارتنداز:



1- آموزش دوره ي ابتدايي و متوسطه.
2- آموزش دوره ي عالي وفوق عالي.

بهمن رجبي تکنوازي و دو نوازي تنبک و همکاري با سازهاي ملوديک را از سال 1350 نشان داده است.آخرين اجراي تکنوازي، گروه نوازي خود را با سازهاي ملوديک در سال 1384 با ارکستر ملل به رهبري پيمان سلطاني اجرا کرده که طي آن از تکنوازي ( که تجسم ريتميک قسمت اول قطعه ي موتزارت بود ) با تنبک نوازي خود ، قطعه را نيز پياده کرده است.

يکي از قطعات معروف تنبک نوازي که مطعلق به بهمن رجبي است قطعه ي معروف به گفتگوي چپ و راست است که در کتاب عالي و فوق عالي وي موجود است.

او در دو کتاب آموزشي خود قطعه اي از قطعات ملوديک موسيقي ايراني را با ريتم تجسم کرده است مانند:قطعه ي ( در قفس ) که نغمه اي است از ابولحسن صبا .



قطعه ي زيباي ديگري که انسان را به ياد کودکي مي اندازد قطعه ي زيباي -اتل متل توتوله- است.
بهمن رجبي وابسته به هيچ يک از نهادهاي موسيقي - چه دولتي و چه غير دولتي - نبوده است.  او از ورزشها ورزش کوهنوردي را برگزيده است. رجبي در مورد تکنوازي تنبک معتقد است که نوازنده بايد دو ويژگي داشته باشد:
اول : قدرت اجرايي

 دوم : ظرافت اجرايي كه در پس و پشت آن ، خلاقيت آشکاري نهفته است.به عبارت ديگر تار قدرت و پود ظرافت.در مورد مکتب بهمن رجبي قابل ذکر است که بگويم يکي از تکنيک هاي اين مکتب اين است که عکس و بر گردان ، خيلي از قطعات موجود در کتابهايش هم نوشته و مي نوازد.

يکي ديگر از ويژگي هاي مکتب وي اين است که ميزان هايي از گذشتگان گرفته و آن را به زيبايي هر چه تمام تر بسط و گسترش داده که نمونه ي آن هشت ميزان از ميزان هاي زنده ياد ( امير ناصر افتتاح ) است که آنها را بسط و گسترش داده و سه قطعه ي مستقل بوجود آورده است.

از کارها ي بزرگي که بهمن رجبي براي تنبک نوازي ايران انجام داده است ساخت ريزهاي شانزده گانه است ؛ و يکي ديگر ، بسط و گسترش ريتم هاي مطربي است توام با ظرافت که زمان آن حدود 12 دقيقه است.

او زنده ياد حسين تهراني را به عنوان پدر تنبک نوازي و از زنده ياد امير ناصر افتتاح به عنوان معلم بزرگ تنبک نوازي ايران ياد مي کند.مطلب را با يکي از جملات کوتاه وي تمام ميکنيم : ومن ميگويم که بايستي از دريچه اي به عظمت آفرينش به ريتم نگريست .



و سر انجام به اعتقاد بهمن رجبي اطلاق کلمه ي « ضرب » به اين ساز ايراني به طور کلي غلط است منتها يک « غلط مصطلح » که استعمال آن هم به اينصورت اشکالي در بر نخواهد داشت .

در اين مورد قبل از هر چيز لازم است ياد آور شويم که ايراد و اعتراض ما به کلمه ي « ضرب » ناشي از عربي بودن واژه ، و به عبارت کلي تر خارجي بودن کلمه مذ کور نيست و يا اينکه به هيچ وجه تعصبي مبني بر اينکه چرا بايد يک ساز اصيل ملي توسط يک کلمه غير ايراني ، شناسانده شود در بين نيست و نخواهد بود ؛

زيرا به خوبي بر اين مهم واقف هستيم که وجود « تعصب » در هر زمينه اي از زمينه هاي مختلف زندگي ، صرفا ناشي از « يکدندگي » و « جهل » بوده و مانع بزرگي براي تحقيق و پژوهش مي باشد و لذا اعمال آن _ هر چند که موجه نيز جلوه کند _ شايسته نيست .
مي دانيم که « ضرب » کلمه اي است عربي از نوع مصدر آن هم ثلاثي مجرد توضيح اينکه مصدر هاي ثلاثي مجرد قاعده ي کلي ندارند و در اصطلاح ادبا « سماعي » هستند به اين معني که معيار به کاربردشان فقط « شنيدن » از متقدمين و استنباط از نصر و نظم ادبا و فصحاي بزرگ و استعمال ديگران هست و بر آنها ، قياس نمي توان کرد و به عبارت ديگر « قياسي » نيستند .
مصدر هاي ثلاثي مجرد در عربي داراي اوزان بسيار است وبرخي از آنها که در زبان فارسي وجود دارند عبارتند از وزنهايي مانند : « ضرب » ، « صدق » ، « طلب » ، « شغل » وامثال آن .

تذکر اين نکته ، ضروري است که ظهر هر يک از اسامي مذکور در زمان خاصي وبه مناسبت خاصي بوده است زيرا همانطوريکه اطلاق کلمه ي « ضرب » به اين ساز ايراني مستقيما با آمدن اعراب به ايران ارتباط دارد لذا ديگر نامگذاري هاي مربوطه نيز نمي توان بي مناسبت باشد .

تنبک از پنج قسمت به شرح زير تشکيل شده است :

1. پوست.
2. دهانه ي بزرگتر.
3. تنه.
4. نفير يا گلويي.
5. کاليبر يا دهانه ي بزرگتر.

تنبک کاملترين ساز ضربه اي موجود در دنياست :

قبل از هر چيز لازم است اين نکته را ياد آور شويم که منظور و مقصود ما از عنوان « تنبک کاملترين ساز ضربه اي موجود در دنياست » ، لذا از جهت ساختمان ظاهري آن بسيار ساده واز يک تکه پوست ويک تکه چوب درست شده وبه عبارت ديگر سازي است : ناقص حتي به تعبيري وحشي _ بلکه منظور و مقصود مااز عنوان مذکور جهت امکانات وسيعي است که نوازنده ي آن در اختيار دارد و يا ميتواند داشته باشد و اين درست همان چيزي است که در اين مطلب دربارهاش بررسي و تحقيق به عمل مي آوريم .

نکته ي دوم اينکه خواندن عبارت فوق در وهله ي اول ، شايد اين تصوير را در اذهان عمومي ايجاد کند که نگارنده با توجه به « نوازنده بودن » خود ، بدون شک به حالت مذموم ، « خود پسندي » و « خد برتر بيني » دچار گشته و لذا به اين وسيله از قلم خود سوء استفاده کرده است .به عبارت ديگر قصدش اين است که ضمن « بيش از اندازه » بالا بردن ارزش تنبک ، به طور غير مستقيم به قول معروف وجه چنين نيست چرا که ديگران نيز ، مشابه نظريه ي نگارنده را داشته و دارند و بدون اينکه از اين رهگذر ، نفعي عايدشان شود .



« لئون کني پر » آهنگساز نامي روس در اين مورد عقيده اش را اينطور بيان کرده که :

« شما بي جهت نام اين آلت را ضرب گذاشته ايد من آن را ساز مي دانم چه در عين سادگي ، کاملترين ساز ضربي است ... » در اينجا قبل از هر چيز نکته اي را به طور کلي عنوان مي کنيم .
تنبک تنها ساز ضربه اي دنياست که نوازنده ي آن ، امکان استفاده ي کامل از تمام انگشتان دو دست خود را دارا ميباشد . درحاليکه نوازندگان ديگر ساز هاي ضربه اي دنيا به دلايل مختلف چه از جهت ساختمان ظاهر و چه از جهت نقش ذات ريتم هاي نواخته شده درمحدوده ي مليت هاي مختلف فاقد چنين امکاني هستند .

خدايا مطربان را انگبين ده براي ضرب دستي پر آهنين ده «مولاناجلالدين »

و آنجا که فتد مال تو در معرض قسمت تنبک زند و حق طمع ها بگذارد «حکيم انوري »

کنگر اگر اين است که من مي بينم خوبان دگر ، تنبک تعليم کنند «سيد برهنه »

به دوستي که ز دست تو ضربت شمشير چنان موافق طبع آمدم که ضرب اصول «شيخ سعدي » 

تار زن زاغي و ريحان و مليخاي يهود ضرب گير، اکبري و احمدي و بابائي «حبيب قاآني »

تنبک محمل ارباب وفا را بردار بلبل باغ دلي ، شور و نوا را بردار «میر نجات اصفهانی»

 

قطعه تصويري "گفتگوي چپ و راست " از استاد بهمن رجبي

برای دانلود کیلیک نمایید

حجم فايل : 6 مگابايت

زمان فايل : 2 دقيقه


برچسب‌ها: بهمن رجبي, زندگينامه بهمن رجبي, تمبك, تنبك

ارسال توسط حسام
 
تاريخ : پنجشنبه بیست و سوم مرداد 1393

نشست بررسی سند اصول و سیاست های موسیقی کشور صبح روز 21 مردادماه در مرکز بررسی های استراتژیک ریاست جمهوی برگزار شد. در این برنامه علاوه بر حضور جمعی از اساتید و پیشکسوتان موسیقی، دکتر «حسام الدین آشنا» مشاور فرهنگی رییس جمهور، دکتر «علی مرادخانی» معاونت هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ، دکتر «پیروز ارجمند» ریاست دفتر موسیقی وزارت ارشاد  و دكتر «حسين ميثمي» رياست دانشكده موسيقي دانشگاه هنر حضور داشتند. حدودا یک سال و نیم قبل سندی برای اصول و سیاست های موسیقی کشور تدوین شد اما مورد تایید جامعه موسیقی قرار نگرفت و اجرایی نشد. بر اساس سیاست های دولت «تدبیر و امید» مبنی بر شرکت متخصصین هر صنف در تصمیم گیری های مربوطه، آن سند با حضور اساتید و چهره ها و فعالان موسیقی به بحث گذاشته شد. آن سند در دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی بود و به درخواست دکتر «حسن روحانی» ریاست محترم جمهوری ایران، به مرکز بررسی های استراتژیک ارجاع داده شد.



پس از اتمام این نشست چهره های حاضر به میان خبرنگاران آمدند و نظرات خود را درباره سند فوق و جزئیات مباحث مطرح شده عنوان کردند. اما کلیدی ترین نکته مورد تایید مشاور رییس جمهور و اهالی موسیقی این بود که جلسات هم اندیشی و بررسی ادامه خواهد داشت.
 

  • *معاون هنری وزارت ارشاد: سعی می کنیم که اهالی موسیقی پاپ هم در جلسات آینده حضور داشته باشند

دکتر علی مرادخانی توضیحات پیرامون این سند و جلسه مذکور را اینگونه آغاز کرد:«این جلسه بنا به دعوت مشاور محترم فرهنگی رییس جمهور و برای بررسی سند راهبردی موسیقی کشور که توسط دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی تهیه شده بود، تشکیل شد. جناب آقای دکتر «آشنا» به دلیل اینکه این سند به عنوان یک ابزار کاربردی اساسی و استراتژیک در حوزه موسیقی کشور مطرح است، سوالاتی را طرح کردند و نگاه هایی داشتند. پیرامون این قضیه تحقیق و پژوهش های اساسی را لازم می دانستند. به همین دلیل از اساتید موسیقی ایران، دانشگاهیان و دست اندرکاران و فعالان حوزه های مختلف اجرایی دعوت به عمل آورند. این دعوت صورت گرفت تا تمامی نظرات را بشنوند و مطالب را بررسی کنند. این اولین جلسه است و موضوع به صورت میدانی بررسی و تحقیق می شود. قرار شد که در آینده در زمینه های مختلف، کمیسیون ها و کارگروه هایی تشکیل شود تا اگر قرار است سندی به تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی برسد، سندی دقیق و درست با توجه به تمامی ویژگی های موسیقی کشور باشد.»


وی در ادامه افزود:«طی برنامه ای که با خبرنگاران خواهیم داشت می توانیم به جزئیات برخی از موارد اشاره کنیم. در این جلسه اساتید و بزرگان حضور داشتند و نظرات خود را عنوان کردند. خیلی وقت ها است که سندی تهیه و تصویب و ابلاغ می شود و حوزه دست اندرکار در جریان قرار نمی گیرند. این اتفاقی که الان رخ داد اتفاق مبارکی است که دست اندرکاران حوزه و کسانی هم که حتی نگاه انتقادی به مسائل داشتند در این جلسه شرکت کردند و نظرات خود را عنوان نمودند. در این حوزه یک نتیجه خوب حاصل شد و آن هم این است که این سند احتیاج به بررسی بیشتر دارد.»
معاونت هنری وزارت ارشاد پیرامون حضور اهالی سایر سبک های موسیقی و به خصوص پاپ هم تصریح کرد:«کسانی که در اینجا حضور داشتند سبک موسیقی برای آنها تفاوتی نداشت. موضوع این است که تمامی ابعاد موسیقی مطرح می شود و آنچه که قرار است در صحنه کشور بروز پیدا کند در اینجا مورد بحث قرار نمی گیرد. ما سعی می کنیم که اهالی موسیقی پاپ هم در جلسات آینده حضور داشته باشند. به دلیل اینکه ممکن است مسائل بیشتری هم در این زمینه مطرح شود.»
 

  • *مشاور فرهنگی رییس جمهور: این سند به عنوان سیاست ملی موسیقی کشور است

سپس دکتر «حسام الدین آشنا» افزود:«این سند در دبیرخانه شورای انقلاب فرهنگی تهیه شده است و پیش از اینکه توسط شورا مورد بررسی و تصویب قرار گیرد، بررسی ها در اینجا صورت می پذیرد. فکر می کنم در سطحی که ما صحبت می کنیم، این سند به عنوان سیاست ملی موسیقی کشور است و باید وضعیت موسیقی مشخص شود و نیاز به چنین سندی قطعا وجود دارد. اگر سند خوبی تهیه شود ما به ساماندهی تولید، آموزش، پژوهش، ترویج، واردات و صادرات موسیقی کشور خواهیم رسید.»

دکتر آشنا خطاب به خبرنگاری که پیرامون دولتی شدن موسیقی سوال کرده بود گفت:«این سند حتما به روشن تر شدن رابطه دولت، جامعه، اهالی موسیقی و فضای موسیقایی خارج از کشور کمک خواهد کرد.»

وی در ادامه تصریح کرد:«یک وقتی ما سند تهیه می کنیم برای اینکه بگوییم نگاه دولت به یک موضوع چگونه است. یک وقت است که ما سندی تهیه می کنیم و در طی تولید آن صدای افراد ذینفع را هم می شنویم که این نوع دوم است. نوع سوم این است که سند با مشارکت افراد ذینفع تهیه شود و اینگونه نباشد که فقط صدا را شنیده باشیم و خودمان تصمیم گرفته باشیم. تلاش می کنیم که این سند از نوع سوم باشد.»

مشاور رییس جمهور ضمانت اجرایی سند موسیقی را هم اینگونه تشریح کرد:«اسنادی که شورای انقلاب فرهنگی تصویب کند در حکم قانون است و در نتیجه هر ضمانت اجرایی که سایر قوانین داشته باشد، این قانون هم دارد.»
 

  • *استاد حسین علیزاده: این سند مورد تایید هیچکدام از اهالی فن قرار نگرفت

استاد حسین علیزاده هم گفت:«این سند قرار بود که در شورای انقلاب فرهنگی تصویب شود و آقای «روحانی» هم بر روی ارائه نظرات اهل فن تاکید داشتند، اما این سند مورد تایید هیچکدام از اهالی فن قرار نگرفت. حدود چهل صفحه یادداشت شد و نظرات توسط حاضرین اعلام شد و مجددا باید برای تدوین سند جدید تلاش صورت گیرد. انسان همیشه به امید زنده است و طی این 35 در نکات زیادی از موسیقی هنوز اندرخم یک کوچه هستیم. این امید بوده است که توانسته ما را نگه دارد تا در کشور خودمان حق نفس کشیدن و کار کردن داشته باشیم. مملکت ایران را مملکت خودمان می دانیم پس باید امید داشته باشیم تا نقایص را برطرف کنیم. می خواهم بگویم که یک مقدار دیر شده است و از نظر زمان عقب هستیم و باید به این مسائل رسیدگی شود. ما چه موافق و چه مخالف باشیم، سندهایی تهیه می شود و جزو قوانین کشور می شود. ما گاهی اوقات فکر کرده ایم که نظر دادن روی نظرات اشخاص دیگر خطرناک است ولی در مورد موسیقی همیشه من اعلام کرده ام که یک تخصص است. درست است که ما در یک حکومت دینی زندگی می کنیم و از نظر شرعیات باید نظر داده شود ولی نظرات باید تخصصی باشد. من نمی توانم نظر کسی که جایگاه شرعی بزرگی دارد اما اطلاعی از موسیقی ندارد را قبول کنم.»


 

  • *رییس دفتر موسیقی وزارت ارشاد: برخی واژه های این سند نیازمند تعابیر و تفسیرهای دقیق تر است

دکتر پیروز ارجمند هم نظرات خود را اینگونه بیان کرد:«اسناد مبتنی بر سندهای دیگری است که شامل پژوهش های بنیادین نیست. لذا ما فقط چندین بند را داریم که در این بندها کلی گویی و بدون راهکار مناسب برای ارتقای موسیقی است. شورای راهبری تشکیل شد که وظیفه مدیریت این حرکت را بر عهده خواهد داشت و در وهله اول، پژوهشی است که برای تدوین سند بعدی صورت خواهد گرفت. توسط اساتید دانشگاه و چهره های برجسته این حوزه وضعیت موسیقی کشور مورد تحلیل قرار می گیرد. نکته دیگر این است که امکان دارد که این سند سالها مورد استفاده دستگاههای مختلف قرار گیرد باید ظرفیت های صنعت و هنر موسیقی در سالیان بعد را هم مدنظر داشته باشد. به گونه ای که اگر در بخش رسانه های نوین یک قابلیت جدید ایجاد شد در این سند آن قابلیت هم دیده شده باشد. بحث دیگری که در شورا مطرح شد پیرامون واژه ها و تعابیری بود که در این سند استفاده شد. واژه هایی مثل موسیقی فاخر، موسیقی حرام و موسیقی مبتذل که این واژه ها کلی است و ما نیازمند تعابیر و تفسیرهای دقیق تری هستیم که در سند رعایت شود. اسناد موجود در شورای عالی انقلاب فرهنگی برای برنامه ریزی نهادهای دولتی، اسناد راهگشا نیستند که به طور خاص بتوانند برنامه ریزی ما را تحت پوشش قرار دهند. در تدوین سند بعدی باید نقش تمامی نهادها دیده شود و نکته مورد تاکید این بود که نقش و جایگاه مردم در تدوین سند باید مشخص شود. باید نقش مردم به عنوان مخاطبان اصلی و مصرف کنندگان محصولات موسیقی در تدوین سند به شکل پررنگ دیده شود و حقوق آنها مدنظر قرار گیرد. به مباحثی مثل کپی رایت و حقوق مادی و معنوی شرکت ها که خیلی مدنظر ما است و صنعت موسیقی با آن درگیر است هم باید نگاه شود. تاکید تمامی اعضای شورا بر این بود که صدا و سیما به عنوان نهاد رسمی که بالاترین مصرف را از تولیدات موسیقی دارد باید در این سند ملزم به رعایت حقوق مولف و مصنف باشد. همانطور که برای پخش یک فیلم حقوقی را پرداخت می کند، در اینجا هم چنین اتفاقی باید رخ دهد. تاکید شورا بر بخشی بود که شورای هماهنگی موسیقی پیشنهاد شد. یکی دیگر از بخشها پیشنهاد شورای هماهنگی موسیقی بود. شورای هماهنگی موسیقی متشکل از مدیران و کارشناسان بخش های مختلف موسیقی، وظیفه مدیریت و هدایت کل این هنر را بر عهده خواهند داشت که این به نظر من بخش مثبت این سند خواهد بود. به دلیل اینکه می تواند در موازی کاری کنونی نهادهای مختلفی مثل حوزه هنری، وزارت ارشاد، صدا و سیما، فرهنگستان هنر و نهادهای خصوصی یک همپوشانی انجام دهد و با یک وحدت رویه رو به رو شویم. به عنوان مثال شما می بینید که دانشگاه های ما به جای کار پژوهشی کار اجرایی انجام می دهد، فرهنگستان هنر به جای کار بنیادین به یک مجموعه تولید کننده شده است. این تداخل باعث شده است که جزایر پراکنده ای در سیاست گذاری موسیقی داشته باشیم. علاقه مند هستیم که بتوانیم سازمان موسیقی کشور را تاسیس کنیم.»
 

  • *دبیر نشست بررسی سند موسیقی: اجماع حاضرین در جلسه بر این بود که این سند پیشنهادی پذیرفتنی نیست

دکتر فاضلی به عنوان دبیر نشست بررسی سند موسیقی و یکی از اعضای شورای سه نفره راهبردی گفت:«سند سامان دهی و توسعه موسیقی به عنوان سندی که در دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی در دست بررسی بوده است برای بررسی از سوی ریاست جمهوری به این مرکز ارجاع داده شده است. فلسفه ارجاع سند به مرکز بررسی های استراتژیک این است که یکی از شعارها و تعهدات دولت دکتر «روحانی» این بوده است که سیاست گذاری و هر تصمیم کارشناسی با مشاوره متخصصین و ذینفعان آن حوزه سیاست گذاری صورت گیرد. ما قبلا هم در اواخر تیرماه نشست تخصصی بررسی سند سامان دهی سینما را به همین نحو برگزار کردیم و گزارش های مربوط به آقای رییس جمهور و شورای عالی انقلاب فرهنگی ارائه خواهد شد. این نشست هم به همین دلیل و بر اساس اصل نظرخواهی و جمع بندی متخصصین اهالی حوزه که دولت به آن پایبند است، تشکیل شد. ما جمعی از متخصصین موسیقی و پژوهشگران و اساتید و هنرمندان بزرگ را در این جمع داشتیم. آنها درباره سند توسعه و سامان دهی موسیقی که هنوز به صحن شورای عالی انقلاب فرهنگی نرفته است نظر دادند و بررسی کردند.»


او در تشریح سوالی مبنی بر طرح این سند در گذشته و لحاظ نشدن نظرات اهالی این حوزه افزود:«حدودا یک سال و نیم پیش این سند به مجموعه ای از متخصصین موسیقی ارائه شده است و آنها در کلمات و عبارات و مفاهیم سند تغییراتی ایجاد کردند و به شورا ارائه کردند و اعمال نشد. ما قرار نیست که آن روند را طی کنیم و نوع تعامل ما با شورا هم اینگونه خواهد بود که ما می توانیم سند جایگزینی را تدوین کنیم. نظر جلسه این بود که شیوه طی شده برای تدوین این سند شیوه درستی نبوده است و می توان سند بهتری با روال مبتنی بر کارشناسی و تخصصی گری تدوین کرد. آن سند می تواند به دبیرخانه و شورا ارائه شود و نهایتا شورا دو سند داشته باشد. یک سند که سند موجود است و یکی هم سندی است که ما سعی می کنیم با همکاری معاونت هنری وزارت ارشاد و جامعه تخصصی موسیقی تدوین کنیم. تصمیم گیری درباره آن دو سند که کدام یک پذیرفته شود بر عهده شورای عالی انقلاب فرهنگی خواهد بود. روالی که ما طی می کنیم این است که سندی جایگزین، مبتنی بر اسنادی که کار مطالعاتی آن را با همکاری معاونت هنری و جامعه تخصصی موسیقی، ارائه کنیم.»

وی در ادامه تصریح کرد:«دو تفاوت اساسی وجود دارد. یکی اینکه معلوم نیست در برابر یک سند جایگزین که جدید تدوین می شود و اسناد پشتیبانی مبتنی بر مطالعات دارد حتما این سند موجود تصویب شود. موضوع اصلی سیاست گذاری همین هنرمندان و مصرف کنندگان و جامعه موسیقایی هستند. جمعی که در نهایت می خواهد تصمیم گیری کند حتما این ملاحظه را در نظر می گیرد که بین دو سند موجود و سند جایگزینی که ارائه خواهد شد، کدام یک پذیرش جامعه هنری را دارد. در اصل ما دو فرآیند متفاوت را طی می کنیم. یک فرآیند که به اذعان جمع حاضر در اینجا اصلا در تدوین سند موجود از آنها نظرخواهی نشده است و حتی در همان یک مورد هم که چند کلمه را تغییر داده اند اعمال نشده است. مبنای سند جدید بر این است که با مشارکت و نظرخواهی جامعه موسیقی تدوین شود. حتما فکر می کنم کسانی که می خواهند درباره سند تصمیم بگیرند به این مورد توجه خواهند داشت. اما اجماع حاضرین در جلسه بر این بود که این سند پیشنهادی پذیرفتنی نیست.»

یکی دیگر از نکات مورد اشاره دکتر این بود که:«این جلسات ادامه پیدا می کند و ما حداقل یک جلسه دیگر با متولیان فقهی و دینی بخش موسیقی خواهیم داشت. از این واقعیت نمی توان صرف نظر کرد که یکی از چالش های موسیقی در جامعه ایران مباحث فقهی و دینی است. ما حتما یک جلسه دیگر با روحانیون متخصصی که در حوزه موسیقی کار کرده اند خواهیم داشت و نظر آنها را جویا خواهیم شد. تصمیم جلسه بر این شد که یک شورای سه نفره متشکل از نماینده مرکز، نماینده جامعه موسیقی که به اجماع حاضرین در جلسه آقای «ساسان فاطمی» انتخاب شد و آقای مرادخانی معاونت هنری وزارت ارشاد تشکیل شود. این شورای سه نفره جلسات آینده و تحقیقاتی که باید انجام شود و اسناد پشتیبانی که باید تهیه شود را هدایت کنند. تا اینکه حداکثر تا پایان سال جاری مرکز بررسی های استراتژیک ریاست جمهوری یک سند جایگزین سند فعلی را به عنوان سند پیشنهادی خدمت رییس جمهور ارائه کند.»



وی نهایتا پیرامون عدم حضور «حمیدرضا نوربخش» رییس خانه موسیقی اعلام کرد:«آقای نوربخش به این جلسه دعوت شده بودند و تا دیروز هم قرار بود که ایشان یکی از سخنرانان جلسه باشند و موضع خودشان و خانه موسیقی را اعلام کنند. در تدوین سند فعلی تا جایی که ما می دانیم آقای نوربخش حضور داشتند و قرار بود که ایشان هم حضور داشته باشند و نظر خودشان و خانه موسیقی را اعلام کنند. قطعا نظر آقای نوربخش ممکن است که نظر خانه موسیقی تلقی نشود زیرا تکثر و تنوع در آنجا وجود دارد. اما روالی که ما طی می کنیم بر مبنای مشارکت تمامی اهالی موسیقی است. شورای راهبری سه نفره هم همین هدف را دارد تا تضمین کند که همه بخش ها دیده می شوند و مطالعات لازم انجام می شود و فرآیند کارشناسی دقیقی طی می شود تا نهایتا بتوانیم بگوییم سندی تدوین می شود که nاستاد موسیقی و روسای اصناف موسیقی پای آن را امضا می کنند.»

منبع : سايت موسيقي ما



ارسال توسط حسام
 
تاريخ : دوشنبه بیستم مرداد 1393

مقدمه: از دوره های باستانی تا قرون وسطی رشته های مختلف علم و هنر در اندیشهء متفکران از یک واحد به نام علوم انسانی منشعب می شده است و دانشمندان این دوره مانند اقلیدس، نیقوماخس، بطلیموس و پلوتارک در دنیای یونان، سن اگوستین و بوئس در دنیای لاتین، کندی، فارابی، ابن سینا در دنیای اسلام رشته های گوناگون علمی و ادبی و هنری زمان خود را در یک واحد برقرار ساخته اند. مجموع این رشته ها فلسفه عمومی را تشکیل می داده و موسیقی همراه ریاضیات تحصیل می شده است.

به همین دلیل است که مشاهده می کنیم فارابی بزرگترین فیلسوف قرون وسطی و دنیای اسلام در تمام رشته های علوم نظری زمان خود مانند فلسفه، منطق، اخلاق، سیاست، فیزیک و شیمی، ریاضی و موسیقی تبحر یافته و کتاب نوشته است.

در موسیقی تنها کتاب هايي كه از  او بجا مانده «کتاب الموسیقی الکبیر» ، «کتاب الایقاعات»  ، «کتاب احصاء الایقاعات» است که به زبان عربی نوشته است.

شرح حال

  • ابونصر محمدبن محمد طرخان اهل فاراب خراسان در 260 هجری تولد یافت و پس از تحصیلات مقدماتی به بغداد رفت و در آنجا اقامت گزید. پس از فراگرفتن زبان عربی نزد ابی بشر ستی بن یونس علوم حکمت و منطق آموخت. آنگاه به شهر حران رفت و نزد حکیم و پزشک یوحنابن حیلان بتحصیل و تحقیق ادامه داد. سپس به بغداد برگشت و در علوم یونانی و آثار ارسطو چنان تبحر یافت که از معاصران خود پیشی گرفت و در فلسفه و علوم نظری و عقلی سرآمد گردید و استاد ثانی لقب یافت (استاد اول ارسطو است). گویند نسخه ای از کتاب النفس ارسطو یافت شده است که در آن فارابی بخط خود یادداشت کرده است که این کتاب را صد بار خوانده است.

فارابی موسیقی دان مبرز و نوازنده عودی زبردست بوده و در آواز هم دست داشته است. چنانکه شاهزاده سیف الدوله حمدانی که فرمانروائی دانش دوست و هنرپرور بود او را بحلب خواند و در آنجا چنان شهرت یافت که شاگردان بسیار از اطراف و اکناف برای استفاده از محضر این فیلسوف و موسیقی دان بزرگ به مجالس درس او حاضر می شدند. سیف الدوله بسبب دانش و هنرش احترام و لطف خاصی باو داشت. به همین سبب همراه سیف الدوله به دمشق رفت و در سال 329 هجری دار فانی را وداع گفت.

وضع موسیقی در عصر فارابی

  • فارابی در اواخر سلطنت خلفای عباسی و در دورهء ضعف آنان ظهور کرد. این دوره وارث تمدن های درخشانی بوده است که تحولات تاریخی آنها را در سراشیب نزول سوق داده و موسیقی آن تمدن ها را نیز مانند سایر مظاهرش رو به ضعف کشانده بوده است. تورات از هزاران خواننده و نوازنده یاد می کند که عبری ها در مراسم جشن های مذهبی همراه با آلات گوناگون از چنگ و مزمار گرفته تا سایر انواع سازها بزمی، بادی و کوبی برای تجلیل از یهوه در معابد به کار می برده اند. در کتیبه های مصری هزاران نقش نوازنده با آلات گوناگون دیده می شود که نشانه ای از وجود ارکسترهای بزرگ در مراسم پرستش خدایان و یا در بزم های تفرج روی قایق ها در روی نیل می باشد. در یونان دوره های درخشانی از توسعهء موسیقی وجود داشته است که در تئاترهای قدیم اجرای نمایش ها خوانده و نواخته می ‏شده است. مد های گوناگون برای نمایش تراژدی وجود داشته است که عدم اجرای صحیح آن مورد انتقاد منتقدین و زیباشناسان یونانی بوده است. به ویژه در ایران تا اواخر ساسانیان دوره های درخشانی از موسیقی بوده است. نام های باربد، نکیسا، سرکش و بامشاد مشهور خاص و عام است. در شکارگاه خسرو پرویز در طاق بستان نوازندگان بیشمار در رکاب ملوکانه همراه با سازهای گوناگون دیده می شوند.

فارابی از فهلبد خوانندهء مشهور درباره خسرو دوم بعنوان هنرمند تراز اول یاد می کند. شعرای ایران در وصف رزم و بزم و شکارگاهها پیوسته از گروه های نوازنده و خواننده و انواع دستان های مختلف و سازهای گوناگون که نام آنها بر جای مانده است شعرها سروده اند. بعید به نظر می رسد با این همه خواننده و نوازنده و آلات موسیقی مختلف در این دوره های تمدن درخشان موسیقی بحالت ابتدایی مانده باشد. شاید هم نوعی خط موسیقی و بعقیده « کارادو وو» نوعی آرمنی وجود داشته که در سیر نزولی تمدن های فوق از میان رفته و در عصر فارابی نشانی از آنها باقی نمانده است.

این شعر از فردوسی این احتمال را تقویت می کند:

سراینده ای این غزل ساز کرد

دف و چنگ و نی را هم آواز کرد

که امروز روزیست با فر و داد

که رستم نشسته است با کیقباد

شاید هم آوازی همان هماهنگی باشد که امروز هارمونی خوانند و دارای روشی خاص بوده است.

آنچه مسلم است در عصر فارابی موسیقی از لحاظ کمیت رو بانحطاط بوده و آلات متنوع موسیقی مورد عمل از یاد رفته و معدودی از آنها بجا مانده بوده است. چه اسلام بر خلاف مسیحیت موسیقی را وسیله ای برای تبلیغ دین نپذیرفت و تنها آن را بصورت اذان و تلاوت قرآن مجید و گاهی بحالت ابتدائی در مراسم عروسی جائز دانست.

در این عصر حکمرانان ایرانی که فرستادهء خلیفه بودند کم کمک در صدد رهائی از یوغ تسلط خارجی برآمدند و در زنده کردن تشریفات دربار دورهء ساسانی پیش قدم شدند. در مجالس بزم از هنرمندان تشویق به عمل آوردند و اهل ادب و هنر نزد آنان منزلتی بسزا یافتند و همین خود باعث پیشرفت موسیقی و بیرون آمدن از خفای کامل گردید ولی چون در هر حال نزد عموم از لحاظ مذهبی مذموم شمرده میشد توسعهء آن بر سازهای کم صدا و محجوب محدود گردید.

سیف الدوله یکی از شخصیت های مهم قرون وسطی بود که در زمان خلیفه عباسی المقتدر بر منطقهء حلب، دمشق  و موصل حکومت می کرد و سلطانی با فرهنگ، مقتدر، دانش دوست و هنرپرور و شاعری ظریف بود که بسیاری از دانش پژوهان و هنرمندان را در درباره خود گرد آورده بود و فارابی بین آنان از لحاظ دانش و هنر سرآمد بود. از مهارت و چیره دستی فارابی در نوازندگی داستان ها گفته اند حکایت فارابی و مجلس سیف الدوله معروف است که «در محفل وی از انبانی که داشت چوب پاره ای چند بدر آورد و بر هم نهاد  و تاری چند بر آن شد کرد و بنواخت حضار بخنده و گریه درآمدند پس راه بگردانید همه را خواب در ربود و خود از مجلس بیرون رفت». اگر تا درجه ای در این قول اغراق باشد معهذا مهارت عملی فارابی را مسلم می دارد.

متاسفانه از موسیقی عملی زمان فارابی نوشته ای در دست نیست که به کمک آن بتوان از چگونگی آن اطلاعی حاصل نمود ولی به قرینه می توان دریافت که همیشه و همه جا نوعی موسیقی عامیانه بر مبنای آهنگ های محلی برای رفع خستگی و خوشاینده گوش بین مردم معمول بوده است که در اجتماعات خصوصی و کاروانسراها باسازها و آوازهای ابتدائی نواخته و خوانده می شده است. این موسیقی در هر شهر و دیار رنگ محلی ویژهء خود را داشته است. در برابر این نوع موسیقی نوعی موسیقی استادانه و هنری ماهرانه بر مبنای سنن موسیقی قدیم ایران نزد اهل ذوق و ارباب هنر موجود بوده است. از آن نوع موسیقی که فارابی بنام «طرائق» و «رواسین» قدیم خراسان یاد می کند که چنان با مهارت روی ساز اجرا می شده است که تقلید آن به وسیله خواندن میسر نبوده است و یا از آن نوع موسیقی که برای بیان احساسات خاصی و یا ایجاد تخیل بکار می رود و فارابی آنها را در انواع دوم و سوم طبقه بندی می کند و برای منظور خاصی ساخته و پرداخته می ‏شده است و نمونهء کامل آنرا فارابی در آثار اسحق موصلی می یابد. نقل قولی که فارابی از اسحق موصلی در تعریف موسیقی می آورد: « موسیقی اثری است که بوسیله مردان ساخته و بوسیله زنان پرداخته می شود.» می رساند که نشانه یا خط موسیقی خاص وجود داشته است و آهنگساز برای نگارش آن از شاگردان خود کمک می گرفته است. معروف است که زریاب شاگرد موصلی موسیقیدان معروفی که موسیقی ایران را تا اسپانیا برده است دو دختر موسیقیدان جوان در استخدام داشته است و شب هنگام  آنها را بیدار می کرده است تا آهنگی را که بنظرش رسیده آماده و ثبت کنند. بدیهی است این نوع موسیقی بوسیلهء آهنگسازان و موسیقیدانان بنام باتفکر و تعقل ساخته و نواخته می شده و با مهارت عالی هنری اجرا می گشته است و بر قواعد و قوانین دقیق استوار بوده است که بوسیلهء نظری دانائی چون فارابی، ابن سینا کشف و تدوین شده است.

روش تحقیق فارابی

  • از 135 سال پیش که «کز گارتن» برای تهیه مقدمه ای بر ترجمهء «اغانی» ابوالفرج اصفهانی به لاتین راجع به فارابی مطالعاتی نموده تاکنون بسیاری از محققین و مستشرقین کتاب ها و رساله های زیادی راجع به موسیقی و موسیقی شناسان مشرق نوشته اند. از آنجمله اند لاند، هامر یورگشتال، سالوادور دانیل، کلانژت، رزنوال، فارمر، کارا دو وو، بارون رودلف در لانژه و دیگران و اخیرا دانیلو و تران وانکه.

بیشتر این مستشرقین پایه و اساس نظریه های فارابی و پیروان او را در موسیقی از عقاید یونان می دانند بدین سبب که فیلسوفان مشرق با آثار قدیم یونانیان آشنائی داشته و از آن الهام گرفته اند. مثلا کتاب افلاطون از دیرزمانی به عربی ترجمه شده بوده است و شرقیان بآن دسترسی داشته اند و فارابی خود به متقدمین یونانی آشنائی کامل داشته است. با اینحال این مستشرقین ناگزیر از این اعترافند که فارابی توانسته است نظریه های دانشمندان یونانی را در قابل تازه ای که او را از پیشینیان خود متمایز و ممتاز می سازد معرفی کند و آثار او شخصیت مستقلی داشته، در بعضی فصول آموزنده تر و در برخی باموشکافی بیشتر تجزیه و تحلیل شده است. هم‏چنین اقرار دارند که قدرت او در ترکیب و عمق او در مسائل نظری و بسط او در افکار فلسفی همراه با تجربه های علمی و مهارتی که در موسیقی داشته دست بدست هم داده و کتاب او را در موسیقی به صورت پرارزش ترین آثار قرون وسطی درآورده است.

فارابی با اطلاع از آثار متقدمین خود و ابتکارها و ابداعات شخصی عواملی را که به عنوان استخوان‏بندی نظریه های موسیقی زمان خود و رایج در ممالک اسلامی لازم بوده است یافته و تدوین کرده است. و منظورش علاوه بر جنبه های علمی موسیقی راهنمائی موسیقی‏دانان هم ‏عصر خود به روش هائی است که هنر آنان را بر پایه های مستحکم استوار سازد. هنری که قواعد و قوانینش تا آنزمان تثبیت نگشته و یا در تغییر بوده است. بیان آنها از یک طرف شرح قوانین کلی موسیقی را شامل می شود که میتوان بر هر نوع موسیقی قابل تطبیق دانست واز طرف دیگر شرح ویژگی های موسیقی هائی است که در ممالک اسلامی معمول بوده و از موسیقی ایران سرچشمه گرفته است.

با اینحال روش فارابی در تجزیه و تحلیل مسائل نشان می دهد که عقاید پیشینیان یونانی خود یعنی فیثاغورثی‏ها و نوافلاطونی‏ها را پیروی نمی کند. اینان پیوسته در جستجوی رابطه ای بین اوضاع و احوال آسمان با خواص روح و ابعاد موسیقی بوده اند و فارابی در رد این عقاید صریح است. در مقاله اول در شرح رابطهء علوم نظری و هنر موسیقی نظری می نویسد:

«عقاید فیثاغورثی ها که کرات آسمان و ستارگان در گردش خود صداهای موسیقی ایجاد می کنند و از اختلاطشان ترکیب موسیقی در فضا پخش می شود باطل است و علم فیزیک ایجاد چنین صداهائی را از حرکت کرات و ستارگان نفی می کند.»

«ابن سینا» نیز باین نکته اشاره می کند و فارابی را به سبب رد این عقاید می ستاید. آنجا که در مقدمهء «شفا» می نویسد:

«هم‏چنین از جستجوی رابطه ای بین اوضاع و احوال آسمان و خواص روح با ابعاد موسیقی خودداری می کنیم وگرنه روش کسانی را که از حقیقت علم آگاهی ندارند پیروی کرده باشیم. اینان وارث فلسفه ای مندرس و سست می باشند و صفات اصلی و کیفیات اتفاقی اشیاء را بجای هم گرفته و خلاصه کنندگان نیز از آنها تقلید کرده اند ولی اشخاصی که فلسفه حقیقی را فهمیده و مشخصات اصلی و صحیح اشیاء را درک کرده اند اشتباهاتی را که در اثر تقلید رخ می دهد تصحیح نموده و غلط هائی را که زیبائی های افکار کهنه را می پوشاند پاک کرده اند، اینان سزاوار تحسینند. »

در این گفته مقصود ابن سینا از فلسفهء مندرس همانا مکتب فیثاغورثی در تشخیص ابعاد موسیقی و فواصل صداها از راه ارتباط با اوضاع سماوی است و منظور از خلاصه کنندگان پیروان مکتب افلاطونی جدید است که هر دو را مورد انتقاد قرار داده و اشارهء ابن سینا به آنانکه فلسفهء حقیقی را فهمیده اند فارابی و پیروان اوست.

از طرف دیگر با وجدان علمی که در فارابی سراغ داریم و در مقدمهء کتاب «موسیقی کبیر» او دربارهء علت تالیف کتاب بخوبی مشهود است چنین مستفاد می شود که اگر مقصود بازآوری و تکرار عقاید متقدمین بود فارابی دست به تالیف این کتاب نمی زد. فارابی در این مقدمه با صراحت اقرار می کند که دلیل تالیف این کتاب این بوده است که پیشینیان او بعضی از فصول را در تالیف کتاب خود به ‏دست فراموشی سپرده اند و بانزاکت خاصی آنان را معذور و کتاب های مربوط به این فصول را مفقود قلمداد می کند. آنجا که خطاب به محمد کرجی (در بعضی نسخه ها «کرخی») وزیر دربار خلیفه عباسی الراضی بالله (222 تا 229 هجری) چنین آغاز می کند:

«اظهار علاقه کردی هنر موسیقی را آنچنانکه پیشینیان تصویر کرده اند بشناسی و از من خواستی درا ین باب کتابی ساده و قابل فهم عموم برای تو بنگارم. در این خواست تو مدتی تاخیر کردم بدین سبب که خواستم تمام آثار دانشمندان پیشین را که به ما رسیده است و هم‏چنین آثار پیروان آنها و آثار معاصرین خودمان را با دقت بخوانم. امید داشتم در این نوشته ها آنچه را میخواستی بدانی بیابم و اگر چنین بودی از نگارش کتاب تازه ای در این باب بی‏نیاز گشتی. چه اگر مطالعه دقیق و کاملی از تمامی اجزاء این علم در دست بود نگارش کتاب مجددی درباره آن بی ‏فایده و زائد می نمود و اختصاص نوشته های دیگران بخود ناشی از نادانی و بدی نیب بشمار می رفت. اگر اثری دارای گذرهای تاریک و قسمت های نارسا و یا هر عیب دیگری باشد دیگری مجاز است به ‏تشریح آن بپردازد و آن را کامل کند و افکار مولف را روشن سازد در این صورت افتخار از آن مولف اصلی است و آن دیگری جز نقل افکار و تشریح و بیان آن ادعائی نتواند کرد.

از آثاری که خواندم بنظرم رسید که برخی از قسمت های این فن کنار گذارده شده و گفته های مولفین آن‏ها به ویژه از لحاظ نظری پیوستگی و روشنی لازم را ندارد. این معایب را نمی توان به سبب قصوری از جانب آنان دانست و نه به سبب ناتوانی آنان در تکمیل این آثار. نویسندگان این آثار بسارند و همگی در فن خود استاد بوده اند و فکری جز پیشرفت علم نداشته اند. هر یک از آنان گفته های پیشینیان خود را با تیزهوشی مطالعه کرده و خود چیزی بر آن افزوده اند منتها نوشته های آنان در موسیقی مفقود گشته و یا به زبان عربی بد ترجمه شده است. این امر تنها دلیلی است که می توان برای نقص این کتاب ها ذکر کرد. بدین سبب است که من خواست تو را در تالیف این کتاب پذیرفتم.»

از این مقدمه چنین برمی آید که فارابی دارای دید جدید علمی است که امروز هم پیشرفت علوم بر آن استوار است. وظیفه هر محقق می داند که از آثار و نظرهای متقدمین خود آگاهی حاصل کند و خود چیزی بر آن بیفزاید و این نظر امروز هم می تواند سرلوحهء کار و سرمشق پژوهش‏گران در زمینه های علمی و عملی باشد.

از طرف دیگر فارابی نه تنها عقاید متقدمین یونانی را در تشخیص «ملایمت فواصل» از راه ارتباط با اوضاع سماوی رد می کند بلکه قضاوت شخصی را هم در مسائل علمی و هنری صحیح نمی پندارد و شهادت عموم یعنی آزمایش های مکرر را قائل است. آنجا که در مقالهء دوم دربارهء احساسات طبیعی می خوانیم:

« اکنون می خواهیم اصول موسیقی را که زائیدهء آزمایش اند تعیین کنیم. نخست بیان می کنیم چه اشیائی را عموما می توان طبیعی دانست. چون تنها احساسات صدائی طبیعی را که می توان بچیزی نسبت داد آنهائی هستند که در تمام اشیاء شبیه بهم و بیشتر اوقات. احساسات طبیعی صوتی وقتی طبیعی است که گوش همگی ما را همیشه اوقات آرامش بخشد و یا اکثر ما را و اغلب اوقات.

وقتی یکی از حواس مدرکهء ما آرامش یابد خوش آیندی در ما پدیدار می شود و احساس غیر طبیعی که حواس ما را آرامش ندهد بدآیندی و ناراحتی ایجاد می کند. خوش آیندی که در انسان تولید می شود نشانهء آنست که احساس حس مربوطه را آرامش داده است. پس اگر احساسی سبب آرامش حس مدرکه اغلب ما گردید باید آنرا طبیعی دانست و در این صورت افرادی را که در چگونگی احساس مشترکند عادی گوئیم. ممکن است احساسی که سبب آرامش یک فرد عادی نشود، در فرد دیگری خوش آیندی پدیدار کند. در این صورت باید این یکی را غیر عادی دانست چنانکه نزد مریض ممکن است حس ذائقه غیر عادی شود و چیزی که نزد دیگران تلخ است در دهان او شیرین نماید. هم‏چنین است در مورد حس شنوائی هنگامی که این حس در شخصی خلقتاً غیر عادی باشد صدائی را که نزد دیگران «غیر ملایم» است ملایم شنود و بعکس. پس انسان نباید به قضاوت شخصی خود قناعت ورزد بلکه باید عقاید دیگران را نیز مورد دقت قرار دهد. در موسیقی نیز مانند نجوم اصولی قابل قبول است که به‏شهادت عموم متکی باشد... »

فارابی در کتاب خود در موارد بسیار دربارهء تشخصی فاصله های ملایم و غیر ملایم و ویژگی های دیگر موسیقی آزمایش را مبنای کار قرار می دهد و حتی خود برای همین منظور صداسنجی اختراع کرده و فاصله ها را روی آن امتحان می کند و این همان دید علمی جدید است که از دورهء تجدد مبنای پیشرفت سریع علوم گردید و غربیها بناحق آنرا بخود نسبت می‏دهند.

تالیفات فارابی در موسیقی

  • فارابی در موسیقی دارای چهار کتاب است:

1-   کتاب الموسیقی الکبیر

2-   کتاب فی احصاء الایقاع

3-   کتاب فی النقره (در بعضی نسخه ها «فی النقله» مضافا الی الایقاع

4-   کتاب کلام فی الموسیقی

فارابی در کتاب الموسیقی الکبیر از کتاب الحاقی دیگری به آن کتاب شامل چهار مقاله نام می برد که در آن عقاید نظری‏دانان پیش از خود را آورده و آنها را تصحیح کرده است. کز گارتن، لاندو تریپودو اظهار نظر کرده اند که کتاب دست نویسی بنام «مجال الموسیقی» که در کتابخانه عبدالحمید قسطنطنیه نگهداری می شود همین کتاب دوم موسیقی فارابی است ولی فارمر معتقد است که در عنوان اشتباهی رخ داده و این کتاب همان «مدخل الموسیقی» است که جزء اول کتاب موسیقی کبیر است و دست نویس های آن بطور جداگانه در بعضی از کتابخانه ها موجود است. همچنین فارمر از کتاب دیگری بنام «کتاب الادوار» موجود در کتابخانهء احمد تیمور نام می برد که بعضی آنرا به فارابی نسبت داده اند.

از تالیفات موسیقی فارابی تنها کتاب موسیقی کبیر در دست است که خوشبختانه مهم‏تر از کتاب های دیگر او در این فن است. جزئی از این کتاب (فصل مربوط به آلات موسیقی) به مناسبت ششمین کنگره شرق‏شناسی (لید: 1884) بوسیلهء لاند تحت عنوان موسیقی عرب چاپ شده است و تمام کتاب بوسیلهء بارون رودولف در لانژه از 1930 تا 1935 به فرانسه ترجمه شده است.

در ترجمهء انگلیسی کتاب همراه با شرح و تفسیر بوسیلهء غطاس عبدالملک خشبه و دکتر محمود الخفی در 1967 بوسیله دارالمکاتب الویی للطباعه و النشر بالقاهره چاپ شده است.

نظری اجمالی به کتاب «الموسیقی الکبیر»

  • در آغاز این کتاب فارابی پس از ذکر علت تالیف که شرح آن گذشت چنین می خوانیم:

«برای آشنایی کامل انسان بهر علم نظری سه مرحله ضروری است:

1-   شناسائی کامل اصول آن علم

2-   توانائی استنباط نتایج حاصل از آن اصول در عوامل موجود در آن علم

3-   توانایی تشخصی نظرهای اشتباهی در آن علم و تجزیه و تحلیل عقاید اظهار شده بوسیله دیگران بمنظور جداسازی صحیح از غلط و رفع اشتباه و اصلاح آنها.

بر این اساس موسیقی نظری خود را در دو کتاب تالیف نمودیم:

در کتاب اول با روش خاص خود و بدون اختلاط آن با روش های دیگران آنچه را که برای رسیدن باصول اولیه این علم لازم است بطور کامل آورده ایم. و در کتاب دوم عقاید نظری‏دانان مشهوری را که پیش از ما در موسیقی وارد شده و کتابهایشان بنظر ما رسیده است ذکر کرده ایم و آنچه را که به‏نظرمان مبهم آمده تشریح نموده و با دقت عقاید آنهائی را که نوشته هایشان به نظر ما رسیده است تجزیه و تحلیل کرده و اشتباهات آنان را گوشزد و تصحیح نموده ایم.

کتاب اول به دو جزء تقسیم شده است. قسمت اول، دخول در موسیقی است و قسمت دوم اصل موضوع.

جزء اول دارای دو مقاله است.

و جزء اصل دارای سه بخش (فنی) است. در بخش اول اصول موسیقی و تمام عواملی که بطور کلی باین هنر مربوط است آورده شده است. بیشتر نویسندگان پیشین که کتابهایشان بما رسیده و همچنین معاصرین ما که بپیروی آنان قناعت ورزیده اند مطالعاتشان در موسیقی محدود بهمین بخش است.

در بخش دوم آلات موسیقی زمان خود را شرح و نشان داده ایم چگونه اصولی را که در بخش اول بیان شده است میتوان بوسیله این آلات بمرحلهء اجرا درآورد. سهمی را که معمولا از هر یک از این آلات میتوان برگرفت روشن بیان کرده ایم. هم‏چنین آنچه را که از قابلیت این آلات میتوان بدست آورد ولی عادت بر آن جاری نیست. در بخش سوم از چگونگی ساختن آهنگ های خاص گفتگو شده است.

هر یک از این بخش های سه گانه در دو مقاله گنجانده شده است و رویهم کتاب اول دارای هشت مقاله است و کتاب دوم دارای چهار مقاله و تمام اثر ما در موسیقی در دوازده مقاله است.»

از این نوشتهء فارابی چگونگی تقسیم موسیقی نظری فارابی روشن می شود. از عنوان کتاب «الموسیقی الکبیر» و مقدمهء بالا چنین استنباط می شود که این کتاب خود شامل دو کتاب بوده است. کتاب اول در هشت مقاله و کتاب دوم در چهار مقاله. از طرف دیگر چون پس از اتمام هشت مقاله کتاب اول عبارت «تمام شد کتاب» به چشم می خورد میتوان چنین پنداشت که کتاب الموسیقی الکبیر شامل هشت مقاله خود کتاب کاملی است. و کتاب دوم جدا از این کتاب نوشته شده است و شاید همان «کلام فی الموسیقی» منسوب به فارابی باشد که تاکنون بدست نیامده است و اگر بخت موسیقی‏شناسان یاری کند و روزی این کتاب پیدا شود بسیاری از تاریکی های موسیقی سنتی ایران روشن می گردد.

در هر صورت کتاب موسیقی کبیر فارابی دارای دو جزء است. جزء اول دخول در موسیقی و جزء دوم اصل موضوع شامل سه بخش، هر یک در دو مقاله و رویهم کتاب موسیقی کبیر دارای هشت مقاله است. اگر فهرستی از مطالب مورد بحث در این کتاب تنظیم کنند بیش از چهارصد موضوع می شود و اهمیت این کتاب را می رساند.

بسیار مناسب است که در اینجا دو موضوع مهم یکی انواع موسیقی و دیگر آهنگ سازی از نظر فارابی به اختصار گفته شود:

  • راجع به اقسام، فارابی موسیقی را چه از لحاظ اجرا و چه از لحاظ ساختن آهنگ به سه تقسیم می کند. قسم اول: موسیقی نشاط انگیز (ملذ) است که بیشتر متداول است و برای انسان دلنشین و آرامش افزاست بدون آنکه توجه هنری را تحریک و جلب کند و برای رفع خستگی بکار می رود.

قسم دوم برای انسان دلنشین است و علاوه بر آن با ایجاد احساس های مختلف قوهء تخیل و تصویر ما را برمی انگیزد و تصاویری از اشیاء در ذهن ایجاد می کند. این قسم موسیقی افکاری به ما تلقین می کند و آنها را چنان بیان می کند که در ذهن ما نقش می بندد و شکل می گیرد. می توان این نوع موسیقی را احساس انگیز (انفعالی) نامید.

تاثیر قسم اول را بر گوش میتوان به تاثیر یک نقش تزئینی بر چشم تشبیه کرد. در صورتیکه تاثیر قسم دوم شبیه تاثیر یک نقاشی تصویری بر چشم است. یک نقش تزئینی تنها برای چشم خوش آیند است در حالیکه یک تابلوی نقاشی علاوه بر آن نهادهای موجودات، تمایلات، افعال و اخلاق و روحیات آنها را در ذهن مجسم می سازد.

قسم سوم نوعی از موسیقی است که نمایش واکنشی از حالات روحی انسان است و میتوان آنرا خیال انگیز (مخیل) نامید. این نوع موسیقی قوهء تصور ما را تحریک می کند به ویژه اگر با حکایت منظوم و یا اشکال دیگر گفتارهای خطایی همراه باشد. دراین صورت تاثیر آن تشدید می شود.

  • و اما دربارهء آهنگسازی چنین اظهار نظر می کند:

هنگامی که شخصی بحدی از توانائی فطری با اکتسابی برسد که بتواند آهنگ خوب را از بد تمیز دهد. «ملایم» را از «غیر ملایم» باز شناسد و نت های متوافق و منتافر را از هم جدا سازد و نت های موسیقی را چنان با هم ترکیب کند که به گوش و به طور کلی در ساختن آهنگ دست پیدا کرده باشد، موسیقی عملی را در جلوهء دوم خود دارا میباشد (جلوه اول اجرای آنست). برای رسیدن باین پایه شخص باید دارای گوش حساس و دقیق،  توانائی درک و تصور طبیعی باشد. برای اینکه موسیقی‏دانی جزء این دسته از هنرمندان باشد کافی است بتواند آهنگ بسازد بدون آنکه آنرا تفسیر یا قضاوت کند.

هم‏چنین موسیقی دانانی یافت می شوند که می توانند بداهه نوازی کنند یعنی آهنگ هائی را که از پیش در ذهنشان نقش نبسته است فی البداهه بنوازند. آهنگ نزد آنان هنگام احساس صوتی خاص شکل می گیرد مثلا خود چند نت زمزمه کنند و یا زمزمه ای از دیگری بشنوند. چنین هنرمندانی از دسته اول چیزی کم ندارند. نزد آنان نهادهای موسیقی چنان است که آهنگ در لحظه ای که قصد ساختن می کنند هنگام نواختن شکل می گیرد و تنها نوازش مختصری از گوش کافیست آنان را براه اندازد.

دستهء دیگر از آهنگسازان قوهء تصورشان از این حد هم بالاتر است. آهنگ موسیقی یا عواملی که آنرا ترکیب می کنند برای آنان بدون احتیاج به یک محرک خارجی از احساس صوتی و بدون نوازش گوش با چند نت موسیقی در ذهنشان نقش می بندد. تنها ارادهء آنان برای ساختن یک اثر موسیقی و گذار از تصورشان کافی است.

بنابرآنچه گفته شد موهبت آفرینش موسیقی را می توان به سه درجه تقسیم نمود:

نخست موهبتی که با دارا بودن آن هنرمند برای ساختن آهنگ احتیاج به کمک یک عامل حسی دارد.

دوم موهبتی که با دارا بودن آن هنرمند برای ساختن آهنگ به‏ هیچگونه کمک خارجی نیازمند نیست ولی هنوز قادر به استدلال و توجیه آنچه ساخته است، نیست.

سوم موهبتی که با دارا بودن آن هنرمند به درجه ای از قوهء توانایی تصویر می رسد که از عهدهء توجیه و استدلال آنچه می سازد، بر می آید و اسحق موصلی از این دسته بوده است.

***

  • چنانکه ملاحظه می شود تقسیم موسیقی به انواع سه گانه امروز هم قابل قبول است و بر همه نوع موسیقی موجود نزد هر ملت صادق است.

در مورد آهنگ ‏سازی بسیار قابل توجه است که فارابی بداهه‏نوازی را نوعی آهنگ سازی می داند و اهمیت آنرا کم از آهنگ سازی نمی شناسد و این عین حقیقت است چه وقتی نوازنده ای در درجه ای از مهارت رسید که بتواند قوهء تصور خود را روی ساز خود مجسم سازد در حقیقت خود آهنگ سازی است که هنگام اجرا آهنگ سازی می کند.

بنابراین اینکه گفته می شود که اگر ردیف موسیقی ایرانی را پیاپی بنوازند 12 ساعت موسیقی بیشتر نمی شود بهیچ وجه صحیح نیست چه بداهه نواز هیچ گاه دستگاهی را تقلید نمی کند و هربار که آنرا اجرا می کند خود آهنگ تازه ای محسوب می شود و همین غنای موسیقی ایرانی را می رساند و ردیف به منزلهء «متد» است که برای رساندن موسیقی دان به درجهء بداهه نوازی به کار می رود.

 

اطلاعات مقاله:

مجله رودکی٬ شماره ۳۹ و ۴۰ـ سال چهارم٬ دی و بهمن ۱۳۵۳ـ صفحات ۲ تا ۵

مجموعه: لاله تقیان و جلال ستاری

آماده سازی برای انتشار: ندا زندی



ارسال توسط حسام

سرو چمان من چرا میل چمن نمی کند 

همدم گل نمی شود یاد سمن نمی کند

دل به امید وصل تو همدم جان نمی شود

جان به هوای کوی تو خدمت تن نمی کند

با همه عطر دامنت آیدم از صبا عجب

کز گذر تو خاک را مشک ختن نمی کند

تا دل هرزه گرد من رفت به چین زلف تو

زان سفر دراز خود عزم وطن نمی کند

ساقی سیم ساق من گر همه جور می دهد

کیست که تن چو جام می جمله دهن نمی کند

اعضاي گروه:

مجيد درخشاني (تار و سرپرست گروه)

محمدرضا شجريان (آواز)

همايون شجريان(آواز و تمبك)

حسين رضايي نيا(دف)

سعيد فرجپوري(كمانچه)

محمد فيروزي(بربط)

برای دانلود کیلیک نمایید

حجم فايل : 20 مگابايت

زمان فايل : 10 دقيقه


برچسب‌ها: محمدرضا شجريان, استاد شجريان, همايون شجريان

ارسال توسط حسام
 
تاريخ : پنجشنبه شانزدهم مرداد 1393

جمشید شمیرانی (زاده ۱۳۲۰ تهران) هنرمند و نوازنده تمبک می‌باشد.

شمیرانی تعلیم یافته مکتب حسین تهرانی است او در سال ۱۳۳۹ شمسی برای ادامه تحصیل در رشته ریاضی به فرانسه رفت اما در مسیر دیگری قرار گرفت. او از بدو ورود در مرکز مطالعات شرقی وابسته به دانشگاه سوربون پاریس مشغول آموزش تمبک شد و در طول پانزده سال فعالیتش در این مرکز شاگردان بسیاری را که اکثراً غیر ایرانی بودند، تربیت کرد. علاوه بر این او در سال‌های اولیه اقامتش در فرانسه به جشن هنر شیراز نیز دعوت شد و ساز استادان بزرگی چون سعید هرمزی، غلامحسین بیگجه خانی، علی‌اصغر بهاری و... را با تمبک همراهی کرد. در اوایل دهه هفتاد میلادی نیز با داریوش طلایی، مجید کیانی، محمود تبریزی‌زاده و محمد موسوی نیز همکاری‌هایی داشته که حاصل آن چند سی دی است که از سوی رادیو فرانسه و دیگر موسسات نشر فرانسوی منتشر شده است. او همچنین حسین علیزاده و محمدرضا شجریان را نیز در تورهایشان همراهی کرده است.

شمیرانی با هنرمندان بنام اروپایی و غیر اروپایی نظیر:

  • پیتر بروک
  • رس دالی
  • آنری آنیل
  • ژان پیر دروئه
  • سلیمان ترائوره
  • عمر سوزا
  • زامیر احمد

و . . . نیز همکاری داشته که حاصل این همکاری‌ها بیش از ده‌ها سی دی منتشر شده و نیز کنسرت‌های بی شمار است که بسیاری از آنها از ماندگار ترین آثار موسیقی، به ویژهموسیقی تلفیقی، به شمار می‌روند. آلبوم موسیقی «اشاره» اثری از جمشید شمیرانی توسط انتشارات ماهور منتشر شد، این مجموعه به پاس ۵۰ سال فعالیت هنری شمیرانی، در کشور زادگاهش منتشر می‌شود و تلاش شده است، مسیر حرکت هنری او در طول این سال‌ها و نیز تنوع تکنیک، اجراها و وسعت دید هنریِ وی را تا آنجا كه ممکن است دربرگیرد.

  • دونوازی کمانچه و تمبک (محمود تبریزی‌زاده و جمشید شمیرانی)
  • جلوه گل (آوازعلیرضا قربانی تمبک جمشید شمیرانی)
  • دلگشا (تار داریوش طلایی تمبک جمشید شمیرانی)
  • رنگ فرح (آواز رضوی سروستانی تمبک جمشید شمیرانی)
  • اشاره از جمله كارهاي او مي باشد..

قطعه تصويري سه نوازي تمبك

برای دانلود کیلیک نمایید

حجم فايل : 20 مگابايت

زمان فايل : 6 دقيقه


برچسب‌ها: جمشيد شميراني, تمبك, بيژن شميراني, شميراني ها

ارسال توسط حسام
 
تاريخ : پنجشنبه نهم مرداد 1393

نشانی‌هاست در چشمش نشانش كن نشانش كن
ز من بشنو كه وقت آمد كشانش كن كشانش كن
برآمد آفتاب جان فزون از مشرق و مغرب
بیا ای حاسد ار مردی نهانش كن نهانش كن
از این نكته منم در خون خدا داند كه چونم چون
بیا ای جان روزافزون بیانش كن بیانش كن
بیانش كرده گیر ای جان نه آن دریاست وان مرجان
نیارامد به شرحش جان عیانش كن عیانش كن
عیانش بود ما آمد زیانش سود ما آمد
اگر تو سود جان خواهی زیانش كن زیانش كن
یكی جان خواهد آن دریا همه آتش نهنگ آسا
اگر داری چنین جانی روانش كن روانش كن
هر آن كو بحربین باشد فلك پیشش زمین باشد
هر آن كو نی چنین باشد چنانش كن چنانش كن
برون جه از جهان زوتر درآ در بحر پرگوهر
جهنده‌ست این جهان بنگر جهانش كن جهانش كن
اگر خواهی كه بگریزی ز شاه شمس تبریزی
مپران تیر دعوی را كمانش كن كمانش كن
 

استاد مجید درخشانی: نوازنده‌ تار، آهنگساز و سرپرست گروه

رامین صفایی: نوازنده‌ سنتور

مژگان شجریان: نوازنده سه تار

محمد رضا ابراهیمی: نوازنده‌ عود

شاهو عندلیبی: نوازنده‌ نی

رادمان توکلی: نوازنده تار

حمید قنبری: نوازنده تنبک

سینا جهان آبادی: نوازنده‌ کمانچه

حسین رضایی‌نیا: نوازنده‌ دف و دایره

حامد افشاری :نوازنده قیچک باس

مهدی امینی: نوازنده‌ رباب

مهرداد ناصحی: نوازنده‌ قیچک آلتو

کاوه معتمدیان دهکردی: نوازنده‌ کمانچه

سحر ابراهیم: نوازنده قانون

نگار خارکن: نوازنده کمانچه

جمشید صفرزاده: نوازنده بم ساز

استاد محمدرضا شجریان: خواننده
 
 
 
برای دانلود کیلیک نمایید
 
حجم فايل : 20 مگابايت
 
زمان فايل : 6 دقيقه
 

برچسب‌ها: محمدرضا شجريان, استاد شجريان, مجيد درخشاني, گروه شهناز, شجريان

ارسال توسط حسام
 
تاريخ : شنبه چهارم مرداد 1393
استاد سید خلیل عالی نژاد چهره بی ادعا و بی همتای تاریخ معاصر ایران در زمینه عرفان , سلوک , شناخت موسیقی غنی ایرانی و تنبور نوازی است که با صدایی شگفت انگیز و عارفانه اش روح و روان هر انسانی را دگرگون میکرد . زنده یاد عالی نژاد در سال 1336 در کرمانشاه متولد شد .
 
 
 
 
پدرش مرحوم سید شاهمراد تنبور می نواخت سید خلیل مشق تنبور را به تشویق مادر با سید نادر طاهری آغاز کرد و بعد از 2 سال نزد سید امرالّه شاه ابراهیمی رفت همچنین از درویش امیر حیاتی بهره برد. بعدها به محضر استاد عابدین خادمی راه یافت و از گنجینه پنهان در سینه آن مرحوم بهره مند شد.همزمان سرپرستی گروه تنبور نوازان صحنه را به عهده گرفت ، در اواخر دهه پنجاه استاد عالی نژاد در رشته موسیقی دانشگاه هنر فارغ التحصیل شد . او برردیف موسیقی دستگاهی ایران تسلطی کافی داشت .
 
سید خلیل صدای گرم و عرفانی داشت و آواز را از مکتب مرحوم استاد میرزا حسین خادمی آموخته بود وازمرحوم نادر نادری دف آموخت و تار را از کیخسرو پور ناظری ، نواختن تارش به شیوه نوا زندگی مکتب برومند نزدیک بود و پرده گیری های زیبایش و مضراب شمرده و جمله بندی هایش در سه تار، ساز مرحوم یوسف فروتن را به یاد می آورد. استاد همچنین علاوه بر نوا زندگی تنبور به ساخت تنبور نیز پرداخته است و تنبورهای او با مهرشیدا و قلندر موجود است . اوایل دهه 60 گروه تنبور شمس به سرپرستی پورناظری تشکیل شد و استاد عالی نژاد به جمع این گروه پیوست . حاصل همکاری با تنبور شمس تکنوازی و جواب آواز ماندگار سید خلیل در کاست صدای سخن عشق بود که با صدای ناظری انتشار یافت . در اواسط دهه 60 سید خلیل خود گروه بابا طاهر را تشکیل داد و اعضای گروه باباطاهر کاستی بیرون دادند به نام« زمزمه قلندری » ، در اواخر دهه 60 به خواست مرحوم عبادی برای شرکت در مراسم خاکسپاری او به تهران آمد و ماندگار شد. او علاوه بر خوانندگی و تنبور نوازی سه تار, دوتار,تار, دف هم می نواخت ودستی چیره بر آن داشت. سال 1376که به جشنواره موسیقی حماسی آمد و زیر بغل استاد وپیر مرادش درویش امیرحیاتی را گرفت و او را به صحنه تالار اندیشه آورد تا هنرش را عرضه بدارد.وخودش نیز در بخشی از برنامه مقام های سوار سوار ، سماع رقم چهارم ، جلوشاهی وخان امیری رااجرا کرد و زیبایی کارش در آن بود که ماهورایلامی و عالی مکان رابرای اولین بار عرضه نمود که هنر اجرایش مورد تشویق تماشاگران قرار گرفت. سالهای ماندگاری او در تهران منجر به تألیف کتاب تنبور از دیر باز تاکنون شد وهمچنین به دلیل فعالیتهایی که داشت همان سالها مشکلاتی برایش ایجاد شد و زندگی ملال آوری را تجربه کرد تا آنجا که مجبور به ترک وطن شد و به سوئد مهاجرت کرد . شوربختانه این فرزند غیور ایران در 27 آبان 1380 دور از میهن در شهر گوتنبرگ سوئد در سر کلاس درس تنبور ایرانی به قتل رسید وخانه وجسم پاکش را به آتش کشیدند. کالبد سوخته اش را در مقابل تالار وحدتت در تهران با حضور مسئولین وزارت ارشاد و همچنین در کرمانشاه تشیع کردند . استاد عالی نژاد دهها کنسرت در ایران و به خصوص در تهران به زبانهای پارسی و کردی اجرا کردند که مورد استقبال مردم نیز واقع شد . اشعار انتخابی استاد عالی نژاد نشان از روح بزرگ و ایرانی اش داشت . سخنان مولانا , حافظ , سعدی , باباطاهر , خیام , فردوسی و . . . مهم ترین انتخابهای او بودند . دولت وقت ایران در سال هشتاد سفیر سوئد را برای توضیح دادن پیرامون این جنایت هولناک فراخواند ولی متاسفانه به دلیل عدم پیگیری مداوم دولت این جنایت بی سابقه مسکوت ماند و مشخص نگردید که چه کسانی می توانستند مردی وارسته , عارفی بی ادعا که صدا و تنبورش آوازه جهانی داشت را اینچنین وحشیانه به آتش بکشند ؟
 
 
سخن بالا که اگر هیچ سایه پذیرد ما سایه هیچیم نشان از روحیه بی ادعا و افتاده این درویش,عارف و استاد وارسته همیشه ماندگار تاریخ ایران دارد . پس از مرگش معلوم گردید که وی هزینه چندین جوان را از کودکی تا مرحله دانشگاه و همچنین چندین خانواده کم درآمد را بر عهده گرفته بود .
 
 
 
ولی آنچه که مسلم است این است که وی پیش از آنکه ارزش واقعی اش در میان جامعه مشخص گردد از سوی ما پرکشید و رفت . شاید به آرزوی درینه اش رسید ولی غمی بزرگ بر جامعه عرفانی و عاشق پرور ایران زمین بر جای گذاشت که هرگز جبران نخواهد شد . شاید این واقعه تلخ تجربه ای برای ارزش نهاندن بر دیگران بزرگان این سرزمین گردد 
 
 
در پايان نيز قطعه تصويري مقام سحري را از استاد فقيد تقديم شما مي كنيم...
 
برای دانلود کیلیک نمایید
 
 حجم فايل : 13 مگابايت
 
زمان فايل : 5 دقيقه
 

برچسب‌ها: سيد خليل عالي نژاد, تنبور

ارسال توسط حسام
 
تاريخ : چهارشنبه یکم مرداد 1393

عكس برگزيده شده ماه پنجم سال 1393

رشید کاکاوند و شهرام ناظری

رشيد كاكاوند و شهرام ناظري


برچسب‌ها: رشيد كاكاوند, شهرام ناظري

ارسال توسط حسام

شروع فعالیت هنری او با ساز سنتور نزد محمد وکیلها بود. آهنگسازی و تئوری موسیقی را نزد استاد پرویز منصوری و استاد محمدرضا درویشی آموخته و در سال 1368 که دانشکده موسیقی افتتاح شد جزء اولین ورودی های این دانشگاه بود. در سال 72 فارغ التحصیل شد و از سال 70 تا 76 نزد استاد فقید فرامرز پایور کسب علم نمود. در سال 75  موفق به قبولی کارشناسی ارشد در رشته پژوهش هنر شد و تدریس در دانشگاه را در سال 78 شروع کرد . در سال 80 پس از مدیر گروه شدن در دانشگاه در رشته پژوهش هنر به مقطع دکتری راه یافت .او از 1390 عضو هیئت علمی و هم اکنون رئیس دانشکده موسیقی دانشگاه هنر می باشد.

در یکی از روزهای گرم تابستان با دکتر حسین میثمی به گفتگو پرداختیم و او برای ما از پیرامون موسیقی شهر گفت.

موسیقی استان قزوین را چه طور می بینید؟ این چند سال پیشرفتی داشته یا خیر؟

پیشرفت بله داشته است.  به لحاظ نوازندگی ماپیشرفت داشته ایم ، علت آن هم نزدیکی به تهران است. اکثر نوازندگان ما یا آموزش آکادمیک دیده اند و یا اگر دانشگاه نرفته اند زیر نظر اساتید بزرگ درس گرفته اند.سطح نوازندگی در استان قزوین خوب است ونمونه اش آمارهایی است که در جشنواره های مختلف ما شاهد آن هستیم و بعضی از آنها در گروه های مطرح ساز می زنند.

شما سالها در انجمن موسیقی استان قزوین به فعالیت پرداخته اید . سطح جشنواره قزوین را چگونه می بینید؟

نفس  جشنواره این است که ما بتوانیم با ایده ها و نوآوری ها و تکنیک ها و... روبرو شویم و از آنها استفاده کنیم . در واقع یک گردهمایی است برای اینکه ما بتوانیم دانش هنری خودمان را تقویت نماییم. رقابت بخش دوم جشنواره است و بد هم نیست که چند گروه به رقابت بپردازند و از میان آنان گروه برتر انتخاب شود. این دید از جشنواره خیلی خوب است.

به نظر شما تنها یک جشنواره می تواند تاثیری بر روند روبه رشد  موسیقی استان داشته باشد؟ در واقع فقط یک جشنواره کافی است یا باید کارهای دیگر در کنار جشنواره صورت بگیرد؟

خیر . فقط یک جشنواره نمی تواند تاثیر به سزایی در روند رو به رشد موسیقیایی شهرمان داشته باشد. به عقیده بنده معمولا جشنواره مواقعی معنی دارد که بنادی قوی داشته باشد . وقتی ما اعلام می کنیم جشنواره ، ممکن است چندین گروه دور هم جمع بشنود وشروع به فعالیت کنند و به اجرای برنامه در جشنواره بپردازند . ولی این کار بنیاد ندارد. چندین سال پیش، بنده یک طرحی در انجمن مطرح کردم ، آن هم این بود که یک سری از گروه های آماتور را دور هم جمع کنیم و که این ها چند سال با هم کار کنند زیر نظر یک سرپرست که از تجربه لازم برخوردار باشد یا اینکه حداقل لیسانس موسیقی داشته باشد. در ابتدا سه یا چهار گروه تشکیل شد . بعد از گذشت یک سال تصمیم گرفتیم که گروه ها را افزایش دهیم. اواخر به هشت یا نه گروه رسیده بود . بعد طرحی دادم به نام" مکتب آواز قزوین" . همانطور که می دانید گروه های قزوین از نبود یک خواننده خوب رنج می بردند. طرح مکتب آواز قزوین این بود که هنرجویان با استعداد آواز زیر نظر اساتید کشوری در شهر قزوین به یادگیری مشغول شوند. دوازده نفر از سی نفری که شرکت کرده بودند پذیرفته شدند تا نظیر نظر اساتیدی چون مرحوم ابراهیمی و جناب آقای ناصح پور کار کنند . این برنامه یک سال برگزار شد. متاسفانه با عوض شدن مسئولین در ارشاد این طرح به راحتی منتفی شد و دیگر اجرا نشد.

در جشنواره استان قزوین یک اتفاق خوب افتاده آن هم برگزاری رقابت بین گروه های کوبه ای است که حتی در جشنواره فجر نیز همچین ژانر اختصاصی نیز وجود ندارد. به نظر شما ما برای اینکه این ژانر را بیشتر در کشور جا بیندازیم چه کارهایی باید انجام دهیم؟

خب هر استانی یک ویژگی منحصر به فرد دارد . مثلا در لرستان شما اکثریت نوازنده های کمانچه قوی می بینید، در اصفهان نوازنده نی قوی می بیند ، در کردستان نوازندگان تنبور میبینید. ما در این زمینه قدرت کافی داریم باید مسئولین به فکر باشند تا بتوانیم این موضوع را ساماندهی نماییم. ما هم در قزوین هشت یا نه گروه حرفه ای کوبه ای داریم که باید این گروه هارا پشتیبانی کنیم تا به هدف اصلیشان نزدیک تر شوند تا بتوانند در عرصه ملی بیشتر بدرخشند و در واقع باید این ویژگی خوب و شایسته استان را بزرگ و مطرح کنیم. این وظیفه برعهده اداره ارشاد می باشد و کارشناسان باید بیشتر در این مسئله یاری نمایند.

چه کتاب هایی از شما به چاپ رسیده؟ اگر امکان دارد کمی در مورد مقاله هایتان نیز  برایمان توضیح دهید.

بنده شش کتاب تالیف کرده ام که چهار كتاب  آن به چاپ رسیده است. یکی در رابطه با مباحث فقهی است و دومین کتاب بنده در رابطه با موسیقی دوران صفویه است ، سومین کتاب در موردحاج ملا عبدالکریم جناب قزوینی . چهارمین آن نیزدر مورد موسیقی استان قزوین است .

 دو عدد کتاب دیگر که هنوز به چاپ نرسیده است با موضوع بیوگرافی چهرهای موسیقی استان قزوین و دومین کتابی که هنوز به چاپ نرسیده در  ارتباط با تاریخ موسیقی ایران است که برای آموزش و پرورش تالیف شده است. در زمینه مقاله نیز حدودا سی مقاله نوشته ام در زمینه های مختلف موسیقی.

چرا در دانشگاه ها اکثریت سازها به عنوان ساز تخصصی تدریس می شود ولی سازهای کوبه ای نظیر(تمبک و دف) به عنوان ساز تخصص در لیست دروس موسیقی نیست؟

این موضوع برمیگردد به سیاست گذاری هایی که اوایل برای تاسیس این رشته راه انداختند. در واقع هدف از راه اندازی رشته موسیقی در دانشگاه ردیف موسیقی کلاسیک ایرانی بود. چون با سازهای کوبه ای هنرجونمی تواند ردیف بنوازد بنابراین سازهای ملودیک را در لیست رشته موسیقی قرارداده اند.

یعنی هیچ طرحی برای وارد شدن ساز کوبه ای به دانشگاه تا به الان مطرح نشده؟

معاون آموزشی دانشگاه یک طرحی در این زمینه مطرح کرد و در حال پیگری می باشد وسیاست این است که بتوانیم واحد های ریتمیک این دانشجویان را بیشتر کنیم ویک رشته مجزابه نام نوازندگی ساز کوبه ای به وجود بیاوریم. ولی اینکه بتوانیم این امر رامحقق کنیم یک مقدار زمان بر است.

نیاز جامعه موسیقی استان قزوین چیست؟

علاوه بر سرمایه گذاری نیاز به مدیریت و  طرح داریم. این سه وجه مانند یک مثلث می ماند ، اگر یکی از آنها را نداشته باشیم طبیعتاً نمیتوانیم در راستای هدفمند شدن موسیقی استان قدم برداریم.

و اما سخن آخر...

تصمیمات نباید روی تصورات لحظه ای صورت گیرد. توجه مسئولین را به این مسئله جلب می کنم که به این جنبه ها وایده ها فکر کنند و  در کارهای بنیادین موسیقی شهرمان سرمایه گذاری نمایند . کاری که بتواند نوازنده خوب در سطح استان بسازد...



ارسال توسط حسام

نوشته ای که پیش روی شماست رساله پژوهشی فیلم مستند "اقبال ایران" ساخته نیما حسن بیگی است . ایـن پژوهش طی مدت تقریبـا هفت ماه (از بهمن مـاه ۹۰ تـا مرداد مـاه ۹۱) گرد آوری شده و در آن تـلاش کرده ایم با کنار هم قرار دادن اطلاعات منابع مکتوب و تصویری مختلف ، زندگی طولانی و پر فراز و نشیب استاد اقبال آذر به طور دقیق قبل بررسی کنیم و به جرات می توان گفت این کاملترین و بی تعصب ترین تحقیقی است که درباره ابوالحسن اقبال آذر انجام شده .

با تشکر از دکتر حسین میثمی (مدرس موسیقی و استادیار دانشگاه هنر) ، بهروز خاماچی (پژوهشگر و نویسنده تاریخ و عضو شورای اسلامی شهر تبریز) ، محمدعلی حضرتی (شاعر و پژوهشگر) و نادر ساعی ور (نویسنده و فیلمساز تبریزی)

رساله ی پژوهشیِ فیلم مستند "اقبال ایران"

گرد آورنده: نیما حسن بیگی –  صبا کاظمی

ابوالحسن خانِ قزوینی ملقب به اقبال السلطان و مشهور به اقبال آذر در روستای الوند در یک فرسخی قزوین چشم به جهان گشود . از تاریخ تولد او چهار روایت در دست است؛ یکی 1242 خورشیدی (به گفته بهروز خاماچی پژوهشگرِ تاریخِ آذربایجان) ، دیگری 1246 خورشیدی است که این تاریخ بر اساس جشن سده ی اقبال است که در سال 1346 در تبریز گرفته شد . تاریخ سوم 1252 خورشیدی است و چهارمی 1260 خورشیدی مصادف با 1300 هجری قمری است . تاریخهای سوم و چهارم بر اساس اسناد دولتی آن زمان است و به همین دلیل مستندتر به نظر می رسد . در گواهینامه عدم سو پیشینه اقبال آذر که در 28/6/1342 خورشیدی توسط دادگستری آذربایجان تهیه شده تاریخ تولد ایشان 1252خورشیدی به ثبت رسیده ، اما در اوراقِ خلاصه ی سجلِ احوال او که توسط اداره آمارِ بلدیه تهران در 1304 تنظیم شده تاریخ تولد اقبال آذر 1260 خورشیدی ثبت شده است .

پدر ایشان "مُلا موسا خان" معروف به موسا خان الوندی (از مجتهدان به نام آن زمان) بـوده و مادر ابوالحسن عزت خانم نام داشته است .

 

در عکس: ابوالحسن خان قزوینی (اقبال آذر) در ایام جوانی

نقل کرده اند ابوالحسن از کودکی صدای دلنشینی داشته و در باغهای سر سبز روستای الوند گردش می کرده و به صدای بلبلان گوش می داده و سعی می کرده مثل آنها تحریر بزند . به گفته خودش تقلید صدای پرندگان برایش جذابیت خاص داشته . ابوالحسن هفت سال بیشتر نداشته که پدرش مُلا موسا خان فوت می کنـد و چندی بعد ابـوالحسن همراه خانواده اش راهی قزویـن می شود . در قزوین او مدتی در مدرسه صالحیه ی مشغول تحصیل شده اما چون صدایی خوش و رسا داشته ، تحصیل را رها می کند و به دسته تعزیه خوانی میرزا حسن ثقفی می پیوندد . میرزا حسن ثقفی استعداد ابوالحسن را کشف کرده و او را زیر پر و بال خود می گیرد و به نوعی پدرخوانده ابوالحسن می شود . ابوالحسن طی سالهای بعد در دسته شبیه خوانی میرزا حسن ثقفی پرورش می یابد . همچنین میرزا حسن به منظور آشنا شدن ابوالحسن با دستگاه‌های موسیقیِ ایرانی ، وی را نزد استاد "حاج مُلا عبدالکریم جنابِ قزوینی" می بَرد . مُلا جناب قزوینی ملقب به "ناظم البـکا" از خوانندگان بنام آن زمان و مورد توجه خاص ناصرالدین شاه قاجار بوده است .

ابوالحسن از میرزا حسن ثقفی تکنیـک های تعزیـه خوانی و از مُلا جنابِ قزوینی تکنیـک هـای آوازی و دستگاه های موسیقی ایرانی را می آموزد . به گفته خودِ اقبال آذر ، تنها استادِ آوازش مُلا جناب قزوینی بوده که دستگاه ها ، گوشه ها و ردیفهای موسیقی ایرانی را به او آموخته است .

گویا جنابِ قزوینی چهار شاگرد سرشناس تربیت کرده است؛ قربان خان شاهی (قربان خان قزوینی) ، ابوالحسن خان قزوینی (اقبال السطان) ، عارف قزوینی و سید یحیا مجابی (سید یحیا عندلیب) .

میرزا حسن ثقفی شش فرزند داشته به نامهای؛ میرزا هدایت الله ، میرزا یحیـا ، میرزا حسین ، میرزا ابوالفضل ، عاتقه و صفیه . ابوالحسن که شغل بُنکداری را پیشه کرده بوده در سال 1271 خورشیدی با "صفیه" دخترِ میرزا حسن ثقفی ازدواج می کند که ثمره ی این ازدواج پسری می شود به نام "غلامحسین" و دختری به نام "نواب" . صفیه در سال 1276 ، هنگام زایمانِ نواب فوت می کند .

دسته شبیه خوانان میرزا حسن ثقفی شامل 28 نفر می شده که از میان آنان می توان به نام های زیر اشاره کرد: غلامحسین زره باف (امام خوان) – مشهدی یوسف خالو ، میرزا محمود صحاف و احمد شفیعی (مخالف خوان) – باقر خان صراف (عباس خوان) – کربلایی قنبر و غلام (شمر خوان) – حاج مهدی احمدی (تخت خوان) حاج محمدعلی بزاز (متفرقه خوان) – میرزا ابوالحسن (مولف خوان) – میرزا جواد – حاج میرزا علی علاقه بند – علی اکبر طالقانی – مُلا شریف و پسرش (زن پوش) – مُلا علی جان – مُلا تراب و سید قارا .

 

 در عکس: دسته شبیه خوانان قزوینی در زمان قاجار به سرپرستی میرزا حسن ثقفی معین البکا . (میرزا حسن نسخه تعزیه به دست در سمت چپ عکس دیده می شود)

و اما نقطه عطف زندگی ابوالحسن زمانی است که او با محمدعلی میرزای ولیعهد دیدار می کند . از این ماجرا دو روایت وجود دارد . تاریخ نویسان آورده اند؛ محمدعلی میرزا که آوازه ی تعزیه خوانان قزوینی را شنیده بوده ، دسته میرزا حسن ثقفی را برای برگزاری مجالس تعزیه در ماه محرم به تبریز دعوت می کند . در ماه محرم سال ۱۲۷7 خورشیدی دسته میرزا حسن ثقفی ، به مدت ده روز در تکیه دولتی آذربایجان تعزیه اجرا می کند و در پایان آن مراسم میرزا حسن ثقفی از جانب محمدعلی میرزا به "معین البکا" ملقب می شود . پس از پایانِ ایامِ عزاداری ، ولیعهد می خواهد ابوالحسن را نزد خودش نگه دارد . ابوالحسن به همراه دسته تعزیه به قزوین برمی گردد . او دخترش نواب را به مادر زنش (مُلا کوکب) می سپارد و خود به همراه مادرش و پسرشغلامحسین دوباره راهی تبریز می شود تا در دربارِ ولیعهدِ قاجار خدمت کند .

و اما ابراهیم بوذری – نزدیکترین شاگرد و دوست اقبال آذر – نقل می کند؛

که گویا در سال 1277 خورشیدی  – پیش از شروع ماه محرم – محمدعلی میرزای ولیعهد در سفر خود از تهران به تبریز ، به قزوین می رسد و شب را در عمارت سپهسالار اقامت می کند . ولیعهد که گویا مدتها برای دربارش به دنبال یک آواز خوان متبحر و خوش صدا می گشتـه از استادش جواد خان کمانچه کِش میخواهد خواننده ای به او معرفی کند تا با خودش به دربار تبریز ببرد . جواد خان نیز ، ابوالحسن را که جوانی حدودا 25 ساله بوده به ولیعهد معرفی می کند . ولیعهد دستور می دهد بنکداری ابوالحسن را بفروشند و او را همراه خود راهی تبریز می کند .

در هر صورت ، ابوالحسن طی حُکمی در 24 آذر ماه 1277 خورشیدی از جانب محمدعلی میرزا ، فراش و آواز خوانِ مخصوصِ دربارِ تبریز می شود . ابوالحسن در تبریز ، هنر موسیقی و تعزیه را دنبال می کند . محمدعلی میرزا لقب "خان" به او می دهد و بعد از آن او را "ابوالحسن خان" می نامند . ابوالحسن خان به دلیـل داشتن صدایی شش دانگ ، توانایی بالا در اجرای تحریرهای ظریف ، تسلط داشتن بر دستگاه ها و گوشه ها و ردیفهای موسیقی ایرانی به عنوان یکی از خوانندگان برجسته و صاحب سبک ایران شناخته می شود . یکی از تخصصهای اقبال آذر "مرکب خوانی" بـوده که مرکب خوانی از ویژگی های مکتبِ آوازی قزوین است و گویا ملا جناب قزوینی در این کار تبحری خاص داشته است  . یکی از معروف ترین مرکب خوانی های اقبال آذر که منسوب به جناب قزوینی است به شرح زیر است؛

راست گویان حجازی به نوا می گفتند / که حسین کشته شد از جور مخالف به عراق

در 14 مرداد ماه 1285 خورشیدی مظفرالدین شاه فرمان مشروطه را امضا می کند و چندی بعد در 14 مهر ماه همان سال نخستین جلسه دوره ی اول مجلس شورای ملی ایران برگزار می شود . مجلسیان مکانِ خانه ملت را در میدان بهارستان در خانه "میرزا حسین خان مشیرالدوله" صدراعظم معروف ناصرالدین شاه در نظر می گیرند . در هشتم دی ماه 1285 قانون اساسی ایران به امضای مظفرالدین شاه می رسد و شاه ده روز پس از آن تاریخ می میرد . با مرگ او پسرش محمدعلی میرزا بر تخت می نشیند . بنابراین ابوالحسن خان نیز در دربار شاهِ جدید به تهران می رود .

در تهران ابوالحسن خانِ قزوینی با حفظِ سمتِ رسمي درباري ، شبيه خوان شاخص تكيه دولت شده و با اساتيد مقيم پایتخت دیدار می کند . او پس مدتی با انجمن اُخوَت آشنا می شود . این انجمن در جوارِ خانهعلي خان قاجار ملقب به ظهيرالدوله وزیر تشریفات دربارِ ناصری برپا بوده . ظهیر الدوله که دختر ناصر الدین شاه "فروغ الدوله" ملقب به تومان آغا را به زنی گرفته بوده ، گویا خود قطبِ درويشان صفايي بوده است .

ظهیر الدوله یکی از مریدانِ وفادارِ صفی علیشاه ، در ابتدا از سوی پدر زنش ناصرالدین شاه مامور می شود رفتار "صفی علی شاه" را زیر نظر بگیرد و مراقب او باشد ولی پس از چندی خود شیفته صفی علی شاه و مرید او شده و از جناب صفی علیشاه به "صفا علیشاه" ملقب می شود .

انجمن اُخوَت كه حدوداً در سال 1278 خورشیدی توسط ظهيرالدوله تأسيس شد ، براي تبليغ آزادي و تربيت مردم خدمات ارزنده اي انجام مي داده . گفته اند ظهیر الدوله انجمن اُخوَت را با حضور و عضویت یکصد و ده نفر (معادل نام امام علی به حروف ابجد) افتتاح کرده . نام اعضای برجسته این انجمن عبارت بود از ظهیرالدوله ، دبیرالملک و حاجی سیف الدوله (برادر عین الدوله ی صدر اعظم) .

گویا شبهای جمعه در این انجمن جلسات معمول برقرار بوده و غیر از آن هر سال به مناسبت های گوناگون  مانند عیدهای مذهبی و یا عید نوروز جشن و گلریزان بر پا می کردند . ظهیر الدوله و همراهانش در انجمن اُخوَت پول اعانه براي خانواده ی مجاهدانِ کشته شده جمع آوری مي كردند و براي اين كار جشن نصرت ملي مي گرفتند .

همچنین این انجمن کوششهایی داشته جهت آموزش فن و حرفه به مردم ، به خصوص به زنان . فنونی مثل: قلاب بافی ، نقاشی ، بافندگی ، سوزن دوزی ، خیاطی و ...

 

در عکس: علی خان ظهیرالدوله (صفا علیشاه)

از امور دیگری که در این انجمن باب شد چاپ نشریه ای ادواری بود به نامه "مجموعه ی اخلاق" که از سال 1323 قمری به نشر آن اقدام شد و در کل 18 شماره در 146 صفحه به چاپ رسید . مدیر آن تا شماره 16میرزا علی اکبرخان متخلص به سروش بود . شماره های 17 و 18 آن به مدیریت میرزا ابراهیم خان منشی انتشار یافت . در این نشریه بعضی از آثار فکری ظهیرالدوله هم به چاپ رسیده است . برپشت جلدِمجموعه اخلاق این دو بیت نوشته می شده :

لوحی به مثل همچو کتاب مسطور                     از انجمن اُخوَت آمد به ظهور

دیدش چو سروش از پی تاریخش گفت               مجموعه اخلاقی آن مطلع نو

اعضای این انجمن در حیاط خانه ظهیر الدوله از بيرق ها و فانوسها اتاقی زيبا مثل صحنه تئاتر درست می کردند و در آن به اجراي موسيقي مي پرداختند . گروه موسیقی انجمن اُخوَت از هنرمندانی برجسته و صاحب نام تشکیل می شده . بعدها ابوالحسن خان بر حسب دعوت غلامحسين درويش خان سرپرست اركستر این انجمن ، با آنها كنسرت اجرا می کند . در ارکستر انجمن اُخوَت اساتید برجسته ای با یکديگر همكاري می کردند ، اساتیدی چون؛

غلامحسین درویش خان ، علی اکبر خان شیدا ، دكتر مهدي صُلحي ملقب به منتظم الحكما ، حسين خان هنگ آفرين ، حبیب الله خان سپهسالار معروف به مشير همايون شهردار ، غلامرضا خان مین ‌باشیان ملقب به سـالار مُعزز ، يوسف فروتن ، ارفع الملك ، يوسف خان صفايي ، يحيي خان قوام الدوله ، کُلنل علي نقي وزيري ، فخام الدوله بهزادی ، اسماعيل قهرماني ، حاج غلامرضا گـاوي ، حسين خان اسماعيل زاده ، باقر خان رامشگر ، تقي دانشور ملقب به اَعلم السلطان ، سرتیپ ركن الدين خان مختاري ، جهانگیر مراد ملقب به حسام السلطنه ، حشمت دفتری ، حاجي خان ، رضا قليخان تجریشی ، استاد نـایب اسدالله ، یدالله میرزا شاهيدي ، سيد احمد خان ساوه ای ، سرتیپ ناصر سيف ، ميرزا حسين ساعت ساز و سيدحسين طاهرزاده 

 

 در عکس: ارکستر انجمن اُخوت در حیاط خانه علی خان ظهیر الدوله (درویش خان به عنوان سرپرست گروه در عکس دیده می شود)

 

در عکس: ارکستر انجمن اُخوت در حیاط خانه علی خان ظهیر الدوله

اما محمدعلی شاه که از همان ابتدای امر دشمنی خود را با مجلس مشروطه نشان داده بود و مدام در کار مجلسیان خلل ایجاد می کرد ، بالاخره در دوم تیر ماه 1287 خورشیدی به لیاخوف روس دستور می دهد مجلس را به توپ ببندند و این چنین روزهای خونین و هولناک انقلاب مشروطه فرا می رسد .

نصرالله فتحی (ادیب و پژوهشگر) روایت می کند که ابوالحسن خانِ قزوینی در تمام آن دوران (از به توپ بسته شدن مجلسِ شورای ملی تا پیروزی دوباره مشروطه خواهان و فتح تهران توسط مجاهدان گیلان و بختیاری در 1288 و پناهنده شدن محمدعلی شاه به سفارت روسیه) نـزد شاه قاجار بوده و برای وی آواز می خوانده . اما وقتی شاهِ مخلوع قصد می کند از کشور خارج شود و از ابوالحسن خان می خواهد همراه او کشور را ترک کند ، ابوالحسن که مهر وطن به دل داشته نمی پذیرد و نارضایتی اش را به ميرزا علي ثقه الاسلام می رساند . ثقه الاسلام نیز ستار خان – سردار ملی – را در جریان کار می گذارد و با تلگرافی که ستارخان به سفارت روسیه و شاه مخلوع می زند ، ابوالحسن خان رها می شود و پس از مدت کوتاهی به تبریز باز می گردد .

با برکنار شدن محمدعلی شاه ، پسر نوجوان او احمد میرزا بر تخت سلطنت قاجار می نشیند .

 

 در عکس: مشروطه خواهان (قشون مجاهدان بختیاری به فرماندهی سردار اسد بختیاری)

 این قشون به همراه مجاهدان گیلان به فرماندهی سپهدار تنکابنی تهران را فتح کردند و محمدعلی شاه را از تخت پادشاهی به زیر کشیدند .

 در سال 1290 خورشیدی از مورگان شوستر امریکایی و یال مارسن سوئدی دعوت می شود تا برای سر و سازمان دادن به اوضاع اقتصادی و نظامی کشور به ایران بیایند . روسیه و انگلستان که منافع خود را در خطر می دیدند از این اقدام به شدت خشمگین می شوند و به ایران جهت اخراج اتباع امریکایی و سوئدی اولتیماتوم می دهند و کشمکشی بین دولت و مجلسِ ایران بر سر پذیرش این اولتیماتوم پیش می آید . بالاخره در روز پنج شنبه هفت دی ماه 1290 خورشیدی ، قوای روس به بهانه پایان زمان اولتیماتوم تبریز را اشغال می کند . فرمانده قشون روسیه ژنرال وردان اوف بوده که طی سه روز جنگ خیابانی در تبریز این شهر را به طور کامل اشغال کرده و با بی رحمی هشت تن از مشروطه خواهان از جمله ثقه الاسلام ، شیخ سلیم ، حسن و قدیر – پسران علی موسیو –  را بـه دار می آویزد .

چندی بعد ژنرال وردان اوف "صمد خان شجاع الدوله" را که سرسپرده ی محمدعلی شاه مخلوع بود به حکمرانی تبریز می گمارد .

در همان ایام شجاع الدوله از ابوالحسن خان می خواهد در ضیافتی برای آنها آواز بخواند . ابوالحسن خان که نمی پذیرد و مجبور به این کار می شود ، در آن مجلس این شعر را می خواند: "من ملک بودم و فردوس برین جایم بود / آدم آورد درین دیر خراب آبادم" .

می گویند شجاع الدوله که منظور ابـوالحسن خان را فهمیده بوده ، بـه خشم می آیـد و با او بـد رفتـاری می کند . اما چنـدی بعد شجاع الدوله با دادن لقب "اقبال السلطان" بـه او ، از ایـن هنرمنـد توانـا دلجویی می کند .

پس از شهادت ثقه الاسلام و یـارانش ، میـرزا حسن مشکوه المَمالک (داماد ثقه الاسلام) بـه تفلیس تبعیـد می شود . اقبال السلطان نیز به میل خود به همراه او می رود تا میرزا حسن تنها نباشد .

البته احتمال می رود اقبال السطان گرایشهای مشروطه خواهی پیدا کرده بوده و از این جهت شجاع الدوله او را به تفلیس تبعید می کند .

در هر صورت اقبال السلطان مدتی در تفلیس زندگی می کند و با موسیقی دانانِ آنجا آشنا شده و خود را خواننده ی دربار ایران معرفی می کند . هنگامی که موسیقی دانانِ تفلیس از توانایی و هنر کم نظیر اقبال السطان آگاه می شوند از او دعوت می کنند تا کنسرتی در آن شهر برگزار کند . اما در همین ایام خبر میرسد که شجاع الدوله از حکومت آذربایجان برکنار و به تفلیس فرار کرده است . پس اقبال السطان و میرزا حسن مشکوه المَمالک در یازده مهر ماه 1292 خورشیدی به تبریز باز می گردند .

گویا اقبال السلطان در همان سال در تهران و در منزل ظهیرالدوله ، به همراهی ارکستر انجمن اُخوَت و به سرپرستی درویش خان کنسرت برگزار می کند .

در 30 تیر ماه 1293 خورشیدی ، احمد شاه قاجار تاجگذاری می کند .

در مرداد ماه 1293 خورشیدی جنگ جهانی اول آغاز می شود و مدتی بعد ایران به اشغال نیروهای درگیر جنگ در می آید و میان انگلستان و روسیه تقسیم می شود .

در آن ایام اقبال السطان که در تهران به سر می بُرده ، قضیه کنسرت تفلیس را با اساتید تهران مطرح می کند . مدتی بعد او به دعوت کمپانی آلمانی Monarch Record برای پر کردن صفحه گرامافون و برگزاری کنسرت به همراه غلامحسین درویش‌خان (تار) ، باقرخان رامشگر (کمانچه) ، سید حسین طاهر زاده (آواز) و عبدالله ‌خان دوامی (تنبک ، آواز و تصنیف) به تفلیس می رود . گویا عارف قزوینی هم قرار بوده با این گروه همراه شود ولی به علت اختلافش با درویش خان از این سفر جا می ماند . از این پروژه ی ضبط صفحه ، فقط یازده قطعه موسیقی موجود است چرا که بیشتر صفحه ها در جنگ جهانی اول در اثر بمبارانِ تفلیس نابود شده است .

اقبال السطان در تفلیس با "سید شوشینسکی" خواننده مشهور آن سرزمین دیدار می کند . شوشینسکی امکان برگزاری کنسرتی با شکوه را برای آن گروه ایرانی فراهم کرده و به خرج خود برای آنها لباس فراک تهیه می کند . اقبال السلطان و همراهانش در "کازیونع تئاتر" شهر تفلیس برنامه ای با نام "کنسرتِ شرق" برگزار می کنند . آنها در این کنسرت قطعاتی در "بیات شیراز" و "راست پنجگاه" اجرا می کنند .

اقبال السطان تمام سهمش از درآمد این کنسرت را به مدرسه اتفاق (مدرسه ایرانیان قفقاز) اهدا می کند .

 

در عکس: اولین گروه ایرانی اعزام شده به تفلیس برای ضبط صفحه گرامافون (به سرپرستی درویش خان)

ایستاده از راست؛ عبدالله خان دوامی و باقر خان رامشگر

نشسته از راست: اقبال السطان ، درویش خان ، سید حسین طاهر زاده

گویا وانوسارا جاشویلی بنیانگذار اُپرای گرجستان با حضور در آن کنسرت ، ضمن تحسین موسیقی ایرانی و موسیقی دانان ایرانی ، اقبال السلطان را یکی از خوانندگان برجسته و متبحر شرق می داند .

چندی بعد اقبال السطان و گروهش به ایران باز می گردند . در آن زمان قشون روسیه هنوز در ایران بودند .

در روز 10 اسفند ماه 1293 خورشیدی ، قشون ترکان عثمانی تبریز را اشغال می کند . اشغال تبریز توسط عثمانی – که در جنگ جهانی اول هم پیمان آلمان بودند – زیـاد بـه درازا نـمی کشد چرا که قشون روسیـه وارد عمل می شود و ترکان عثمانی را از تبریز بیرون می راند .

اما در سال 1296 خورشیدی برابر با در 1917 میلادی حکومت تزاری سوریه در اثر انقلاب بلشویکی سرنگون شده و لنین ، رهبر حکومتِ جدیدِ آن سرزمین می شود . لنین تمام قرار دادهای بین روسیه و ایران را که در زمان حکومت تزاری بسته شده بوده لغو می کند و دستور می دهد ارتش روسیه بدون جنگ و خونریزی خاک ایران را ترک کند .

در طی سالهای بعد رضا خان میر پنج ، که بعدها به سردار سپه معروف می شود به تدریج قدرت می گیرد تا در اسفند ماه 1299 در طی کودتایی قدرت نظامی کشور را در دست می گیرد .

اقبال السلطان در حدود 1300 خورشیدی به نایب الحکومگی خلخال منصوب می شود .

سرانـجام در سال 1304 خورشیـدی رضا خـان سردار سپـه بـا رای مجلس موسسان بـر تخت پـادشاهی می نشیند .

با سقوط سلسله ی قاجار و روی کار آمدن پهلوی و منسوخ شدن القاب پر طمطراق قجری ، ابوالحسن به "اقبال آذر" مشهور می شود و با نام "ابوالحسن اقبال آذر" سجل احوال می گیرد .

پس از به سلطنت رسیدن رضا خانِ سردار سپه ، وقتی کلیه مستخدمان دربار قاجار در اسفند ماه 1304 مشمول قانون استخدام شدند ، اقبال آذر نیز در زمره آنان با ده سال و دو ماه و 25 روز سابقه خدمت در دربار قاجار ، با رتبه چهار اداری وارد خدمت رسمی وزارت داخله شده و در تهران مشغول کار می شود .

در اواسط سال 1305 خورشیدی که اقبال آذر در تهران به سر می بُرده به دعوت نماینده کمپانی انگلیسی "هایز ماسترزویز" در مجموعه ی ضبط های تهران با همکاری علی اکبر خان شهنازی ، عبدالحسین خان شهنازی و کمانچه ی هایگ نومیان (معروف به موسیو هایگ) دوباره موفق به ضبط صفحه می شود .

اقبال آذر در همان سال – 1305 – از طرف وزارت داخله ماموریت می گیرد و به عنوان بازرس اداره سجل احوال به تبریز می رود . او در سال 1307 به سمت مفتش دایره ارزاق تبریز منصوب می شود و در سال 1311 از طرف رییس شهرداری تبریز به سمت ریاست دایره ارزاق منصوب می شود .

 

در عکس: اقبال آذر در روزگار میانسالی

اقبال آذر در سالهای 1309 ، 1310 و 1313 خورشیدی نیز در تبریز کنسرت اجرا کرده است . در سال 1309 در شهر سلماس زلزله شدیدی رخ می دهد و اقبال آذر با همکاری محمدحسین عُذاری (نوازنده تار) به نفع زلزله زدگان سلماس کنسرت می دهد . همچنین در سال ۱۳10 اقبال آذر با همراهی علی‌اکبر خان شهنازی ، حسین استوار و حسین سنجری کنسرتی در تبریز برگزار می کند که بسیار مورد توجه و تشویق مردم قرار می گیرد . در مهر ماه 1313 در تبریز سیل جاری می شود و به مردم خسارت زیادی می زند . اقبال آذر باز هم با همراهی محمدحسین عذاری کنسرتی برگزار می کند و عواید آن را به سیل زدگان می دهد . گویا تمام این کنسرتها در تالار شیر و خورشید شهر تبریز برگزار شده است .

از دیگر کنسرتهای اقبال آذر می توان به موارد زیر اشاره کرد:

کنسرت تبریز در سال 1298 خورشیدی . کنسرت تهران در سال 1313 به نفع توسعه ی مدرسه ی زرتشتانِ فیروز بهرام . کنسرت تبریز به همراه تارِ محمدحسن عذاری به نفع روزنامه شاهین . و کنسرت تبریز در اواخرِ اسفند ماه سال 1313 به همراه تارِ محمدحسن عذاری به نفع کلوپ ایالتی آذربایجان .

در سال 1318 خورشیدی جنگ جهانی دوم آغاز می شود و در شهریور ماه 1320 ، ایران به اشغال ارتش متفقین در می آید .

اقبال آذر در هفتم تیر ماه سال ‪۱۳۲۱ به ریاست کارگزینی شهرداری تبریز منصوب می شود . در دوم اردیبهشت ماه سال 1323 هنگامی که غلامرضا الهامی – رییس شهرداری تبریز – به خاطر همکاری با روسها از سمت خود برکنار می شود ، اقبال آذر از سوی وزارت کشور برای مدتی به کفالت شهرداری تبریز می رسد .

در اردیبهشت ماه 1324 خورشیدی ، آلمان بدون شرط تسلیم متفقین و در شهریور ماه همان سال ژاپن تسلیم می شود ، بدین ترتیب جنگ جهانی دوم به پایان می رسد . پس مردم ایران به انتظار خارج شدن قشون متفقین از خاک سرزمینشان می نشینند . نیروهای امریکایی به سرعت خاک ایران را ترک می کنند و چندی بعد قوای انگلیس از کشور ما خارج می شوند . اما ارتشِ سرخِ جماهیر اتحاد شوروی همچنان در ایران باقی می ماند تا در 21 آذر ماه 1324 در تبریز ، "فرقه دموکرات آذربایجان" (به رهبری سید جعفر پیشه وری) با حمایت آشکار و نهانِ شوروی سوسیالیستی بر منطقه آذربـایجانِ ایران مسلط می شود . این فرقه چندی بعد رسما با عنوان "حکومت ملی آذربایجان" اعلان وجود می کند . در شبِ روز 21 آذر از اقبال آذر دعوت می کنند تا در مهمانی یی که در عمارت شهرداری تبریز بر پا بوده ، برای فرقه دموکرات آذربایجان کنسرتی اجرا کند . اقبال السلطان که این خواسته را به سختی می پذیرد ، در طول ایـن کنسرت – بدون هیچ سازی – تمام آوازهایش را بـه فـارسی می خوانـد و وقتـی از او می پرسنـد چرا تُـرکی نمی خوانی ، می گوید؛ "من ایرانی ام و عقد نامه ی مادرم به زبان فارسی نوشته شده" .

اقبال آذر در پایان این کنسرت آوازی از عارف قزوینی می خواند که این گونه به پایان می رسد؛

لباس مرگ بر اندام عالمی زیباست / چه شد که کوته و زشت این قبا به قامت ماست

چرا که مجلس شورا نمی کند معلوم / که خانه خانه ی غیر است یا که خانه ی ماست

ز حد گذشت تعدی کسی نمی پرسد / حدود خانه ی بی خانمان ما به کجاست

خراب ، مملکت از دست دزد خانگی است / ز دست غیر چه نالیم ، هر چه هست از ماست

می گویند در این هنگام مردم بـه شور می آینـد و گریـه می کننـد و بلوا به پا می شود . به گفته ی خودِ اقبال آذر؛ در آن لحظه سرتیپ درخشـانی (فرمانده لشگر تبریز) بـه اعتراض به او می گوید؛ "چه می خوانی ؟ مردم دارند گریه می کنند !" و اقبال آذر در جواب می گوید؛ "مردم ایران باید خون گریه کنند !"

شاهدان این ماجرا نقل می کنند که در آن لحظه ، دوستداران اقبال آذر او را از درِ پشتیِ عمارتِ شهرداری فراری می دهند تا موردِ خشم و غضبِ مامورانِ فرقه ی دموکرات قرار نگیرد . در پی این اتفاق ، اقبال آذر از ریاست شهرداری تبریز بر کنار می شود .

 

 در عکس: سید جعفر پیشه وری رهبر فرقه دموکرات آذربایجان

 

در عکس: جمعی از اعضای فرقه دموکرات آذربایجان در همان سالها (عکس استالین در دست آنها دیده می شود)

اقبال آذر در هشتم اسفند ماه 1324 خورشیدی به دستور محمد بی ریا (وزیر معارف و اوقاف حکومت به اصطلاح ملی آذربایجان) و به درخواست رسام موزع زاده (رییس اداره هنرهای ظریفه این حکومت) به ریاست شعبه موسیقی "اداره هنرهای ظریفه" ی تبریز گمارده می شود .

عیوض صادق‌زاده همکار نزدیک اقبال آذر در ادارة هنرهای ظریفه ، به تاریخ 7/6/1325 در مقاله‌ای تحت عنوان "موسیقی آذربایجان ایران و هنرمندان آن" دربارة اقبال آذر و هنر آوازخوانی او می‌نویسد:

"ابوالحسن خان اقبال آذر ، اکنون مشهورترین هنرمند موسیقی آذربایجان ایران است . ابوالحسن خان که دوران پیری را می‌گذراند شهرت خوانندگی‌اش به سی ـ چهل سال پیش بر می‌گردد . او همزمان با خوانندگان مشهور آذربایجان شوروی (ایران شمالی) مانند جبار قاریاغدی اوغلو ، علعسگر عبدالله‌یوف و سیدشوشینسکی به عرصة هنر گام نهاده و شهرت بسزایی کسب نموده است . ابوالحسن خان استاد مسلّم موسیقی مقامی است و می‌توان گفت که از معدود بنیانگذاران مقام کلاسیک به شمار می‌رود . ابوالحسن خان ضمن ایفای مقام‌ها سعی می‌کند ظریف‌ترین جهات و نکات آن را به شنونده انتقال دهد . او به هنگام خواندن ، برخلاف سایر خواننده‌ها دایره به دست نمی‌گیرد و نمی‌نشیند . گاهی نیز به خاطر اینکه تار و کمانچه مخّل ملاحت صدایش نشود بدون همراهی ساز می‌خواند ."

 

 در عکس: اقبال آذر در روزگار پیری

اما در سالهای بین 1324 تا 1325 خورشیدی ایران برای حل مساله آذربایجان با شوروی و سازمان ملل متحد رای زنی می کند . روسها که خود را از همه جا بی خبر نشان می دادند آشکارا از فرقه دموکرات آذربایجان حمایت می کردند به طوری که ارتش سرخ شوروی در کرج و قزوین بارها مانع از حرکت ارتش ایران به سوی تبریز می شود . مهمترین دست آورد شوروی از حمایت کردن از فرقه دموکرات آذربایجان تصاحب نفت شمال ایران بود . ایران که چه از لحاظ نظامی و چه از لحاظ اعتبار و نفوذِ بین المللی در مقابل شوروی حرفی برای گفتن نداشت دست به کار عجیب و پر ماجرایی می زند . ابراهیم حکیمی (نخست وزیر ایران) که مورد تـایید روسها نبوده ، شکایت نـامه ای به شورای امنیت سازمان ملل متحد می فرستد و خود استعفا می دهد واحمد قوام (قوام السلطنه) به عنوان نخست وزیر ایران انتخاب می شود . سید حسن تقی زاده (سفیر ایران در انگلیس و نماینده ایران در شورای امنیت سازمان ملل) شکایت ایران را پیگری می کند و همزمان احمد قوامِ پیر و با تجربه ، بازی پیچیده ای را آغاز می کند . او دستور می دهد تمام رجال سیاسی راستگرا را دستگیر کنند . سپس برای جلب اعتماد روسها حزبی بنام حزب دموکرات قوام که ظاهرا چپگرا و طرفدار کمونیست بودند تاسیس می کند . قوام در مرحله بعد برای مذاکره مستقیم با استالین وارد مسکو می شود . احمد قوام در مسکو تلاش می کند اعتماد استالین و مولوتوف را جلب کند . سپس به تهران باز می گردد و با سادوچیکوف (سفیر کبیر وقت شوروی در تهران) به رای زنی می پردازد . از طرفی با منتقل شدن سازمان ملل متحد به کشور امریکا ،  حسین اعلا سفیر ایران در امریکا به عنوان نماینده ی جدید ایران در شورای امنیت ، شکایت ایران را پیگیری می کند . امریکا ، انگلستان ، کانادا و بسیاری از کشورهای دیگر عملکرد شوروی را محکوم کرده و او را تحت فشار قرار می دهند . در نتیجه پس از هفته ها رای زنی بالاخره پیمان نـامه ای بین سادوچیکوف و احمد قوام بـه امضا می رسد . بـر حسب این پیمان نـامه شوروی ملزم می شود سریعا ارتش خود را از خاک ایران بیرون بکشد و تمامیت ارضی کشورمان را به رسمیت بشناسد و در عوض احمد قواملایحه ی واگذاری نفت شمال کشور را تقدیم به چهاردهمین مجلس شورای ملی ایران کند . پس بر این اساس ، در اردیبهشت 1325 خورشیدی ارتش سرخ شوروی خاک ایران را ترک می کند . به این ترتیب پیشه وری تنها می ماند و فرقه دموکرات آذربایجان خلع سلاح می شود . اما مراحل بعدی بازی قوام به این ترتیب اتفاق افتاد؛ او می دانست که عمر مجلس چهاردهم رو به پایان است و تصویب لایحه واگذاری نفت شمال باید در انتظار تشکیل مجلس پانزدهم بماند . و بر طبق قانون اساسی ایران ، برای برگزاری انتخابات پارلمانی ، ارتش ایران باید در همه جای کشور حضور یابد تا امنیت کامل بر قرار شود . پس به این بهانه ارتش مرکزی ایران در 19 آذر همان سال به سوی تبریز حرکت کرده و در روستای باسمنج با قوای فرقه دموکرات درگیر می شود و در 21 آذر ماه ۱۳۲۵ تبریز را فتح می کند . سید جعفر پیشه وری و حدودا هشتاد هزار نفر از همدستانش به شوروی می گریزند و بسیاری کشته می شوند . اندکی بعد از این اتفاق انتخابات پارلمانی برگزار می شود و حزب دموکرات قوام بیشترین کُرسی مجلس پانزدهم را از آن خود می کند . احمد قوام نیز به عهد خود وفا کرده و لایحه نامبرده را تقدیم مجلس شورای ملی ایران می کند . اما بر طبق نقشه ای از پیش طراحی شده ، مجلس لایحه ی قوام را رد می کند . به این ترتیب دست شوروی هم از نفت ایران و هم از خاک ایران کوتاه می ماند .

بعدها اقبال آذر دوباره به ریاست کارگزینی شهرداری تبریز منسوب می شود تا بالاخره در سال 1328 خورشیدی بازنشسته می شود .

اقبال آذر در روز ملی شدن صنعت نفت ایران به تاریخ 29 اسفنده ماه 1331 خورشیدی ، در جشنی که توسط طرفداران جبهه ملی در تالارِ فرهنگِ دبیرستانِ فردوسیِ تبریز برگزار می شود شرکت می کند و آواز می خواند . او همچنین پس از کودتای 28 مرداد 1332 که موجب سقوط دولت دکتر محمد مصدق و تبعید ایشان شد ، جهت تبریک عید نوروز و سالِ جدید نامه ای برای پسر دکتر مصدق می فرستد تا او نامه را به دست پدرش برساند . اقبال آذر در این نامه بیت زیر را با خط درشت می نویسد:

به شب نشینی زندانیان برم حسرت / که نقل مجلسشان دانه های زنجیر است

در مرداد ماه سال 1334 خورشیدی ، ابوالحسن خان صبا و عبدالله خان دوامی برای دیدار با اقبال آذر به تبریز می روند .

در سال 1336 در پی دومین سفر محمدرضا شاه پهلوی به تبریز و ملاقات با اقبال آذر در یک مهمانی ، شاه از او می خواهد برای سر و سامان دادن به موسیقی اصیل ایرانی به تهران برود . چندی بعد آقای معینیانرییس وقت اداره رادیو از تهران به تبریز می رود و با اقبال آذر ملاقات می کند . وی پس از مراجعت به تهران طی حکمی رسما اقبال آذر را به عضویت شورای موسیقی رادیو منسوب می کند . اقبال می پذیرد و راهی تهران می شود .

 در عکس: اقبال آذر در کنار غلامحسین بیگجه خانی در حال اجرای آواز - سال ۱۳۳۶ - باشگاه افسران تبریز

 

در 20/2/1338 اقبال آذر به اداره رادیو تبریز منتقل می شود .

آثار اقبال آذر در سه دوره ضبط شده است؛ دوره نخست در تفلیس به سال 1293 خورشیدی ، دوره دوم بین سالهای 1305 تا 1313 در تهران توسط کمپانی "هایز ماسترزویز" و دوره سوم به سال 1342 در رادیو تبریز به در خواست محمدحسن عزیز عرب (رییس وقت اداره رادیو تبریز) . مجموعه ضبط های تبریز به نام "آوازهای صد سالگی اقبال آذر" معروف است .

قطعه هایی را که از اقبال آذر ضبط شده در دستگاه ها و گوشه های زیر می توان شنید؛

شور ، بیات اصفهان ، افشاری ، چهار گاه ، ماهور ، همایون ، بیات زند ، منصوری ، شوشتری منصوری ، ابوعطا (حجاز) ، دشتی ، بیات کُرد (هم کوک با دشتی) ، سه گاه (مخالف) ، نوا ، همایون (چکاوک) ، همایون (بیداد) ، ماهور (راک) ، ماهور (گشایش) ، نوا (نهفت) ، ابوعطا ، بیات ترک ، دلکش و عراق ، زابل و مخالف ، بیات شیراز و راست پنج گاه ، تصنیف افشاری (به همراه ضرب و آواز عبدالله خان دوامی)

از دیگر کسانی که در اجرای کنسرتها و یا در ضبطِ صفحه های موسیقی با اقبال آذر همکاری داشته اند می توان به غلامحسین بیگجه خانی ، محمدحسین بیگجه خانی ، حسن دشتی ، ابـوالحسن خان صبا ، روح الله خالقی ، شهباز بَرمَکی ، آقای یگانه ، محمود فرنام و ابراهیم منصوری اشاره کرد .

در سال 1346 اداره کل فرهنگ و هنر آذربایجان شرقی ، به مناسبت صدمین سال تولد اقبال آذر جشن صد سالگی ایشان را با عنوان "سده ی اقبال" برگزار کرد . این جشن با حضور هنرمندان ، اساتید و رجال سیاسی وقت تبریز برگزار شد .

  در عکس: تالار فرهنگ تبریز - سال ۱۳۴۶ - جشن سده اقبال

  اقبال آذر چهار بار ازدواج می کند که از همسر اولش (صفیه)  و همسر دومش (خورشید بانو) صاحب پنج فرزند به نام‌های غلامحسین ، نواب ، اکرم ، عفت و نصرت می شود .

از شاگردانِ بنامِ اقبال آذر می توان به رضاقلی میـرزا ظلی ، ابراهیم بوذری ، عبدالحسین سرداور (بلبلک) ، سرتیپ نـاصر سِیف ، شیخ عبدالحسین تُرک ، بانو مُلوک ضرابی ، ابوالحسن بخشایشی ، حاج غلامرضا قیطانچیان عظیمی اشاره کرد .

اقبال آذر در روز دو شنبه سوم اسفند ماه ۱۳۴۹ به علت نارسایی کبد ، در خانه خود در محله اَهراب تبریز درگذشت . آرامگاه اقبال آذر در قطعه هنرمندانِ گورستان "وادی رحمت" تبریز است .

سال های زندگی "اقبال آذر" که همزمان بوده با وقایع مهم سیاسی - اجتماعی :

1268 خورشیدی؛ جنبش تنباکو و لغو قرار داد رژی . صدر اعظمی علی اصغر خان امین السطان معروف به اتابک (در 16 سالگی اقبال)

1274 خورشیدی؛ ترور ناصر الدین شاه قاجار توسط میرزا رضای کرمانی و به تخت نشستن پسرش مظفرالدین میرزا (در 22 سالگی اقبال)

1277 خورشیدی؛ سفر همراه با دسته تعزیه ی میرزا حسن ثقفی به تبریز و آشنایی اقبال آذر با محمدعلی میرزای ولیعهد (در 25 سالگی اقبال)

1285 خورشیدی؛ امضای فرمان مشروطه توسط مظفر الدین شاه قاجار (در 33 سالگی اقبال)

1287 خورشیدی؛ به توپ بسته شدن مجلس توسط کُلنل لیاخوف روس به دستور محمدعلی شاه (آغاز دوران استبداد صغیر و مقاومت تبریز)

1288 خورشیدی؛ پیروزی دوباره مشروطه خواهان بر سلطنت طلبان ، سقوط محمدعلی شاه و بر تخت نشستن احمد شاه نوجوان . (در 36 سالگی اقبال)

1290 خورشیدی؛ اشغال تبریز توسط قشون روس به فرماندهی ژنرال وردان اوف و قضیه مورگان شوستر امریکایی .

1293 خورشیدی؛ تاجگذاری احمد شاه جوان / آغاز جنگ جهانی اول/ اشغال تبریز توسط قشون عثمانی (در 43 سالگی اقبال)

1296 خورشیدی؛ مصادف با 1917 میلادی ، انقلاب سوسیالیستی شوروی و فروپاشی روسیه تزاری / خروج قشون روسیه از خاک ایران .

1297 خورشیدی؛ پایان جنگ جهانی اول

1299 خورشیدی؛ قیام شیخ محمد خیابانی در تبریز / کودتای رضا خان میر پنج در سوم اسفند ماه و افتادن تمام قدرت نظامی کشور به دست رضا خان / قیام میرزا کوچک خان در گیلان .

1304 خورشیدی؛ تغییر سلطنت از قاجار به پهلوی با رای مجلس موسسان و به پادشاهی رسیدن رضا خان سردار سپه در 21 آذر (در 52 سالگی اقبال)

1305 خورشیدی؛ تاجگذاری رضا شاه پهلوی در چهارم اردیبهشت در تالار کاخ گلستان .

1318 خورشیدی؛ آغاز جنگ جهانی دوم (در 76 سالگی اقبال)

1320 خورشیدی؛ وقایع شهریور 20 (ورود ارتش متفقین به ایران  / استعفای رضا شاه از سلطنت و به تخت نشستن محمدرضا پهلوی / اعلام موجودیت حزب توده ایران)

1322 خورشیدی؛ کنفرانس تهران با حضور سران کشورهای متفق در جنگ جهانی دوم (روز وِلت ، چرچیل و استالین)

1324 خورشیدی؛ پایان جنگ جهانی دوم / تسلط فرقه دموکرات آذربایجان بر تبریز ، اردبیل و ارومیه به رهبری سید جعفر پیشه وری با اندیشه استقلال طلبی و تجزیه ایران (در 72 سالگی اقبال)

1325 خورشیدی؛ در هم شکستن سلطه ی فرقه دموکرات آذربایجان با تدبیر قوام السلطنه و عملیات ارتش مرکزی ایران .

1329 خورشیدی؛ ملی شدن صنعت نفت ایران با تلاشهای دکتر محمد مصدق (در 77 سالگی اقبال)

1332 خورشیدی؛ کودتای 28 مرداد و سقوط جبهه ملی و دولت دکتر مصدق .

1342 خورشیدی؛ وقایع 15 خرداد 42 (دستگیری آیت الله خمینی / کشته شدن کف پوشان ورامین توسط نیروهای دولتی / قیام مردم تهران)

1343 خورشیدی؛ تصویب لایحه کاپیتولاسیون در مجلس شورای ملی در 21 مهر ماه و سخنرانی آیت الله خمینی در اعتراض به قانون کاپیتولاسیون در آبان ماه همان سال / دستگیری دوباره ی آیت الله خمینی و تبعید کردن ایشان به ترکیه در 13 آبان / نخست وزیری امیر عباس هویدا (در 91 سالگی اقبال)

1346 خورشیدی؛ جشن تاجگذاری محمدرضا شاه پهلوی / جشن بزرگداشت صد سالگی اقبال آذر

1345 خورشیدی؛ ترور حسنعلی منصور توسط محمد بخارایی

1349 خورشیدی؛ واقعه ی سیاهکل در 19 بهمن (مرگ اقبال آذر در 3 اسفند 49)

 

منابع پژوهش:

با زمزمه ی هزار دستان – نوشته ی سید جواد حسینی – نشر نی

سرگذشت موسیقی دانان قزوین – نوشته ی مهدی نورمحمدی – انتشارات حدیث امروز

تاریخ بیداری ایرانیان – نوشته ی ناظم الاسلام کرمانی

تاریخ مشروطه ایران – نوشته ی احمد کسروی

انقلاب مشروطیت ایران – نوشته ی ادوارد براون – انتشارات کویر

تاریخ تجزیه ایران (دفتر اول)  – نوشته ی هوشنگ طالع – انتشارات سمرقند

تاریخ نهضت های ملی ایران – نوشته ی عبدالرفیع حقیقت – نشر کومش

نگاهی به تاریخ پهلوی دوم – نوشته ی عباس قدیانی – نشر فرهنگ مکتوب

کتابچه های نشر موسیقی ماهور

فیلمِ مستند از گذشته با گذشته – ساخته ی منوچهر عسکری – 1348

فیلم تبلیغی فرقه دموکرات آذربایجان - ساخته اتحاد جماهیر شوروی - ۱۹۴۵ 

 


برچسب‌ها: استاد اقبال آذر, زندگينامه اقبال آذر

ارسال توسط حسام
 
تاريخ : چهارشنبه هجدهم تیر 1393

 

 آلبوم «آغاز پر پایان» حاصل همکاری صائب کاکاوند و رشید کاکاوند، به یاد استاد لطف اله مجد آهنگسازی شده و از روز شنبه توزیع آن در فروشگاه‌ای فرهنگی سرایر کشور آغاز می‌شود.

رشید کاکاوند با اعلام این خبر به خبرنگار موسیقی ما گفت: این آلبوم شامل دونوازی تار و تنبک است که نوازندگی تار و آهنگسازی آن توسط آقای صائب کاکاوند انجام داده و من هم در این کار تنبک و سازهای کوبه‌ای مثل دهل، بندیر و کوزه نواخته‌ام.

کاکاوند درباره مایه‌ها و دستگه‌هایی از موسیقی ایرانی که کار‌ها در قالب آن‌ها ارائه شده افزود: این آلبوم در دو بخش ابوعطا و همایون طراحی شده و شامل ۶ ترک ابوعطا و هشت ترک همایون است. طبیعتا چون کار به یاد استاد مجد ساخته شده است دو قطعه از قطعات ایشان هم در این آلبوم قرار گرفته‌اند. بقیه آثار ساخته آقای صائب کاکاوند است و البته یکی از کار‌ها هم تنظیم جدیدی از یکی از قطعات استاد فرامز پایور است.

رشید کاکاوند نوازنده سازهای کوبه‌ای سابقه نوازندگی در آلبوم‌های «سوگواران خموش» در همکاری با پژمان طاهری و «قاف عشق» با خوانندگی علیرضا قربانی را داردو البته در ۴ آلبوم دیگر هم نوازندگی کرده است.

وی همچنین در موسیقی فیلم‌های «بی‌پولی» و «فریدون مهربان» به عنوان نوازنده سازهای کوبه‌ای حضور داشته است.

این نوازنده موسیقی ایرانی با گروه اشتیاق به سرپرستی و خوانندگی علیرضا قربانی در ۱۰ جشنواره بین المللی شرکت کرده که از جمله آن‌ها می‌توان به شرکت در جشنواره «رودل اشتت» آلمان، فستیوال «الموسیقات» تونس و «VOIX» در فرانسه و بزرگداشت حضرت مولانا در قونیه اشاره کرد.
تشکیل و سرپرستی گروه کوبه‌ای افتتاح از جمله دیگر فعالیت‌های کاکاوند است که همراه با‌‌ همان گروه در جشنواره‌های استانی و آموزگاه‌های آزاد کل کشور شرکت داشته است.


برچسب‌ها: آغاز پر پايان, صائب كاكاوند, رشيد كاكاوند

ارسال توسط حسام
 
تاريخ : سه شنبه هفدهم تیر 1393
جشنواره موسيقي استان قزوين اين بار ششمين دوره خود را در روزهاي 4 تا 7 مهر ماه 1393 برگزار مي كند.

اهداف اين جشنواره شامل موارد زير است:

1. انسجام گروه هاي موسيقي و رقابت سالم با يكديگر

2. شناسايي استعداد ها و تشويق و معرفي آنها

3.توجه به ظرفيت هاي موسيقي ايراني و هدايت و حمايت گروهها در اين راستا

4. ارتقا سطح فرهنگ شنيداري مخاطبان موسيقي استان

اميد است با بهره گيري از امكانات و داوران مناسب گروه ها در اين جشنواره به رقابتي سالم بپردازند

گفتني است ژانر كوبه اي(پوستي خود صدا) اين جشنواره اولين ژانر مستقل كوبه اي در ايران است كه به صورت مجزا داوري مي شود و اين قسمت از جشنواره فقط در شهر قزوين اجرا مي شود و جشنواره هاي ديگر در شهر هاي مختلف (حتي جشنواره فجر) از داشتن اين ژانر محرومند.


برچسب‌ها: ششمين جشنواره موسيقي استان قزوين

ارسال توسط حسام

حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند

محرمی کو که فرستم به تو پیغامی چند

ما بدان مقصد عالی نتوانیم رسید

هم مگر پیش نهد لطف شما گامی چند

چون می از خم به سبو رفت و گل افکند نقاب

فرصت عیش نگه دار و بزن جامی چند

قند آمیخته با گل نه علاج دل ماست

بوسه‌ای چند برآمیز به دشنامی چند

زاهد از کوچه رندان به سلامت بگذر

تا خرابت نکند صحبت بدنامی چند

عیب می جمله چو گفتی هنرش نیز بگو

نفی حکمت مکن از بهر دل عامی چند

ای گدایان خرابات خدا یار شماست

چشم انعام مدارید ز انعامی چند

پیر میخانه چه خوش گفت به دردی کش خویش

که مگو حال دل سوخته با خامی چند

حافظ از شوق رخ مهر فروغ تو بسوخت

کامگارا نظری کن سوی ناکامی چند

برای دانلود کیلیک نمایید

حجم فايل : 44 مگابايت

زمان فايل : 5 دقيقه


برچسب‌ها: همايون شجريان, محمدرضا شجريان, هابيل علي اف

ارسال توسط حسام

اسلایدر