رشید کاکاوند
وبلاگ اختصاصی رشید کاکاوند

 
تاريخ : چهارشنبه دوازدهم تیر 1392



ارسال توسط حسام

جشنواره موسيقي استان قزوين كه به همت اداره محترم ارشاد و با كمك انجمن موسيقي هرساله در قزوين برگزار مي گردد ، عليرغم تمام كاستي هاي خود همواره جوانان اين شهر را براي ورود به دنياي حرفه اي موسيقي آماده ساخته و باعث مي شود هنرجويان با ملزومات اين رشته آشنا شوند.

وجود ژانر مستقل كوبه اي در بخش رقابت  ، برگزاري جشنواره در سالن مناسب ، به كارگيري داوران متعهد و كشوري و... از جمله نكات مثبت اين جشنواره در سالهاي قبل به شمار مي رود.

اما چند نكته كوچك ولي تاثيرگزار وجود دارد كه در دوره هاي قبل كمتر به آن پرداخته شده و براي حل اين مشكلات اقداماتي صورت نگرفته است در صورتي كه اگر اين معضلات ديگر مشاهد نشود بي شك ، 20 تا 30 درصد از سطح كيفي و كمي جشنواره افزايش مي يابد.

اولين مشكلي كه هرساله شركت كنندگان از آن به عنوان "مشكل بزرگ جشنواره" ياد مي كنند ، صدابرداري است.(ناگفته نماند اين انتقادات ، به شخص صدابردار وارد نبوده و اگر صحبتي در مورد اين موضوع مطرح مي گردد در مورد صدابرداري اجراهاست نه صدابردار) به هرحال همانگونه كه مي دانيد ، صدا فاكتور بسيار مهمي در اجراي موسيقي است. نوازندگاني  كه براي اجرا به روي سن مي روند اكثريت به دليل كم بودن صداي مانيتور و  شنيده نشدن صداي اعضاي گروه با مشكل مواجه مي شوند و هم اين امر باعث بهم ريختن ريتم فردي و گروهي ، رعايت نشدن نوانس و موزيكاليته گروه و ... مي شود  كه مهمترين نكات در جشنواره هستند و داوران نيز طبق همين آيتم ها نظرات خود را اعلام مي كنند.

البته ، بخش زيادي از اين و موضوع به دليل كمبود زمان است كه به صدابردار داده مي شود و اگر زمان سان چك بيشتري به صدابردار داده شود هم از استرس نوازندگان كاسته مي شود و هم از استرس صدابردار و همچنين زماني براي استراحت گوش داوران نيز فراهم مي شود.

ديگر مشكل در اجراي برنامه اين است كه علاوه بر نور سن نور سالن هم در بعضي از اجراها روشن بوده كه اين عامل موجب عدم تمركز نوازندگان مي شود و رفت و آمد هاي پي در پي تماشاچيان در سالن با تاثير منفي بر اجراي شركت كنندگان همراه است.

اميد است با ياري مسئولين اين مشكلات در جشنواره اين دوره ديده نشود و شاهد هرچه با شكوه برگزار كردن اين جشنواره باشيم...

 از اين رو گفتگویی دوستانه با دوتن از مسئولین جشنواره جناب آقای محمد وکیلها (ریاست محترم انجمن موسیقی استان قزوین ) و "سعیدرضا دولت زارعی" (عضو هئیت مدیره انجمن موسیقی قزوین)  داشته ايم. 

اگر امکان دارد کمی در مورد جشنواره استان قزوین برایمان بگوئید.

همان طور که می دانید ، این جشنواره ششمین بار است که در شهر هنرپرور قزوین برگزار می گردد. امسال نسبت به سال های قبل وسیع تر اجرا خواهد شد و در برگیرنده همه ژانرهای موسیقیایی است و گروه های پاپ نیز می توانند در جشنواره امسال شرکت کنند و هرکدام یک از این ژانر ها به صورت مستقل داوری می شوند.

تفاوت این جشنواره نسبت به جشنواره های قبل چیست؟

مسلما هر سال که می گذرد باعث می شود که ما مشکلاتی که در جشنواره های قبلی داشته ایم را به کمک مسئولین بررسی و حل نماییم و شاهداین باشیم که کار بهتری از سوی هنرمندانی که شرکت می کنند ارائه شود. در واقع ما امیدواریم جشنواره ششم در مقایسه با قبل بهتر وپررنگ تر اجرا شود.

در جشنواره قزوین ژانر اختصاصی کوبه ای وجود دارد که دیگر جشنواره ها از داشتن این ژانر محرومند. اگر امکان دارد کمی برایمان در مورد توضیح دهید.

خوشبختانه قزوین اولین شهری است که به برگزاری ژانر مستقل کوبه ای در ایران پرداخته و گروههای خوبی در سطح استان به فعالیت می پردازند  که حتی در کشور هم مطرح شده اند و این نشان دهنده این است که سیاست گذاری در این برنامه بسیار سازنده بوده است .

گروههای از دیگر شهرها هم می توانند شرکت کنند؟

چون جشنواره استانی است ، خیر نمی توانند و فقط این بوجه که به ما ابلاغ شده برای برگزاری جشنواره استانی است نه کشوری. در حقیقت ، اگر ما این کار را بکنیم ظلمی است در برابر هنرمندان استانی که دراین زمینه به فعالیت مشغولند...

به نظر شما ، فقط یک جشنواره می تواند تاثیر مثبتی در روند رو به رشد موسیقیایی شهرمان داشته باشد؟

جشنواره ، نوعی استعلام از توانمندی های آن منطقه است. در واقع ، ما می خواهیم ببینیم که گروهها چه پتانسیلی دارند ، در چه محدوده سنی هستند و بعد از پیدا کردن نواقص و توامندی ها یک سال (تا جشنواره سال بعد) ما این فرصت را داریم که روی این نواقص و توانمندی ها کار کنیم. از توانمندهای آن ها استفاده ونواقص آن ها را رفع نماییم. سیاست انجمن موسیقی دقیقا رشد کیفی موسیقی استان قزوین است.

در بخش پژوهش هنر موسیقی در استان چه تدابیری دیده شده است؟

در این بخش هم باید بگویم که ما اولین پژوهشکده موسیقی ایران را در قزوین داریم که به همت استاد محمدرضا درویشی افتتاح گردیده است و هم اکنون هم به کار خود ادامه می دهد.

و سخن آخر:

یکی از شاخصه های استان قزوین ، موسیقی است. ما مخاطب هایی موسیقی در این شهر داریم که سالن های دو هزار نفری کنسرت های اساتید را به راحتی پر می کنند . کمتر استانی هستند که اینگونه باشند. این مخاطب ساختارش یکساله و دوساله نیست ، بلکه زمانبر است.

سياست انجمن موسيقي استان در برگزاري جشنواره چيست؟

در واقع ارتقاي موسيقي استان مد نظر انجمن است. ما در سال هاي قبل گفتيم كه گروه ها نوازنده مشترك نداشته باشند ، اين امر خيلي تاثير مثبت در سطح كيفي و كمي جشنواره داشت و نوازنده فقط بر روي يك گروه متمركز مي شد كه طبيعتا بازده بيشتري داشت.

در مورد اينكه نوازندگان فقط در يك گروه در ‍‍ژانر مورد نظر ساز بزنند هم تدابيري انديشيديد؟

امسال به دليل كم بودن وقت تمرين براي گروه ها زياد نتوانسته ايم اين امر را محقق كنيم.

استقبال هنرمندان تا به امروز براي شركت در جشنواره چه طور بوده است؟

امسال خوشبختانه اساتيد نيز در اين جشنواره شركت خواهند كرد و ديگر آن روند تحريم از سوي بزرگان موسيقي شهر را نخواهيم ديد .

بليط هاي جشنواره چگونه توزيع مي شودو قيمت آنها چقدر است؟

در مورد توزيع بيلط ها نيز بايد بگوييم از طريق سايت توزيع مي شود هنردوستان محترم مي توانند با مراجه به پايگاه اينترنتي كه  معرفي ميشود بليط جشنواره را تهيه نمايند و در مورد قيمت آن هنوز چيزي مشخص نيست . تفاوت اين جشنواره در ارئه بيلط ها نسبت به جشنواره قبلي اين است كه ، هر ژانر موسيقي كه داوري مستقل دارد مخاطبان براي بازديد آن  بايد به صورت جداگانه بليط تهيه كنند.

در مورد ژانر كوبه اي چه پيشنهادي دارديد؟

توصيه من به دوستان هنرمندم اين است كه در كاري كه قرار است اجرا كنند به سازبندي هاي كوبه اي بيشتر بپردازند و مرزبندي در سازها را رعايت كنند. يعني بيشتر از سازهاي ايراني استفاده كنند تا سازهي غربي ...

گروه هاي كر همچنان در بخش جنبي به فعاليت ميپردازند؟

چون تعداد كمي از اين ژانر در سطح شهر به فعالبت مي پردازند ما نمي توانيم آنها را در بخش رقابتي قرار دهيم و اميدواريم در سال هاي بعد رقابت بين  گروه هاي  كر را نيز شاهد باشيم.

همان طور كه مي دانيد جشنواره تك نوازي هر ساله جايگاه وسيعي براي معرفي هنرجويان مستعد مي باشد ، انجمن موسيقي استان قزوين براي برگزاري جشنواره تكنوازي برنامه اي ندارد؟

طبيعتا تاثير بسزايي مي تواند در روند كاري هنرجويان بگذارد . در سال هاي قبل اين جشنواره از طرف حوزه هنري استان برگزار شد ولي متاسفانه بازتاب خوبي نداشت و با كمك اداره محترم ارشاد به جشنواره گروه نوازي كه الان مستحضر هستيد تبديل شده و فعلا ما توانمان را براي اين جشنواره گذاشته ايم كه تا به الان شاهد اتفاقات و بازتاب هاي خوبي بوده ايم.


برچسب‌ها: محمد وکیلها, سعیدرضا دولت زارعی

ارسال توسط حسام

عضو شورای مشورتی خانه موسیقی گفت: قرار است این شورا دغدغه های اهالی موسیقی را در زمینه‌های

گوناگون و به خصوص عرصه های صنفی برطرف کند.

علیرضا قربانی درباره‌ حضور خود به عنوان یکی از اعضای شورای مشورتی خانه موسیقی گفت: من و دوستان‌ موسیقی دان عضو این خانه شدیم تا به خانه موسیقی به عنوان تنها نهاد صنفی فعالان این عرصه، پیشنهاد و مشورت دهیم و تلاش کنیم تا انتقاداتی که ممکن است در این زمینه وجود داشته باشد را با تعامل با مدیرعامل این خانه و همچنین شورای عالی به حداقل برسانیم.

وی افزود: قرار است این شورا دغدغه های اهالی موسیقی را در زمینه‌های گوناگون و به خصوص عرصه های صنفی برطرف کند، ما قریب یک سال در جلسات منظم با مدیرعامل خانه موسیقی و دیگر اعضای این خانه، انتقادها و پیشنهادهایی را مطرح کردیم تا این خانه بتواند نقش فعال تری را در زمینه موسیقی ایفا کند.

علیرضا قربانی درباره نتایج جلسات شورای مشورتی خانه موسیقی گفت: ما گمان کردیم که کمبود یک فستیوال موسیقی که توسط نهادهای صنفی - نه با حمایت حاکمیت و دولت- برگزار شود، به شدت احساس می‌شود. به خصوص اینکه موسیقی در کشور ما همواره تحت فشار بوده است. در نتیجه تصمیم گرفتیم فستیوالی را با حضور کسانی که بیشترین فعالیت را در طول سال داشته و مخاطبان خودشان را دارند و در عین حال در ارتباط با خانه موسیقی هستند، برگزار کنیم. اگرچه امیدواریم که تعداد گروه‌های شرکت کننده در سال‌های بعد هم به جهت تعداد و هم به جهت کیفیت بیشتر شود و علاوه بر آن جنبه‌ی بین‌المللی پیدا کند تا فستیوال موسیقی تهران به صورت پربارتری درآید.

او به این مساله اشاره دارد که قرار است درآمد این کنسرت‌ها به خانه‌ موسیقی برسد که آن را نیز باید در ادامه حرکت صنفی دانست که شروع شده و به این ترتیب خانه موسیقی می‌تواند استقلال بهتری پیدا کند و به خواسته‌هایش برسد.

علیرضا قربانی در نظر دارد در اولین فستیوال موسیقی تهران، همراه با گروه اشتیاق، قطعاتی از آثار خاطره‌انگیز خود که از ساخته های هنرمندانی چون همایون خرم، علی تحویدی، فرهاد فخرلدینی و فردین خلتعبری است را به همراه چند قطعه‌ که پیش از این در سریال هایی چون مدار صفر درجه و شب دهم شنیده شده است را به اجرا درآورد.

جشن پانزدهمین سالگرد تاسیس خانه موسیقی در قالب نخستین "جشنواره موسیقی تهران" از 12 الی 18 شهریورماه در عمارت مسعودیه با اجراهایی از گروه های هم آوایان(حسین علیزاده)، کامکارها، پالت، شمس(پورناظری ها)، همایون شجریان و برادران پورناظری و اشتیاق(علیرضا قربانی) اجرا می شود.

علاقمندان برای تهیه بلیت می توانند به سایت خانه موسیقی با نشانی www.iranhmusic.ir و سامانهwww.84200.ir مراجعه کنند.

 



ارسال توسط حسام
 
تاريخ : سه شنبه چهارم شهریور 1393

اعضاي گروه:

علي قمصري (تار و سرپرست گروه)

همابون شجريان (خواننده)

حسين رضايي نيا(دف)

همايون نصيري(پركاشن)

آئين مشكـاتيان (تمبـــك)

مصباح قمصري (بم كمان)

ميثم مروستي (ويلن)

سامان صميمي (ويلن)

پدرام فريوسفي (ويلن)

برای دانلود کیلیک نمایید

حجم فايل : 15 مگابايت

زمان فايل : 4 دقيقه


برچسب‌ها: همايون شجريان, علي قمصري, مرغ سحر

ارسال توسط حسام

اولین کنسرت سمفونی رومی «حافظ ناظری» به همراه استاد «شهرام ناظری» و ستارگان موسیقی در تهران لغو شد.

به گزارش موسیقی ما، نخستین کنسرت حافظ ناظری که قرار بود پس از ۱۴ سال در شهریور ماه امسال در تالار وزارت کشور تهران، با حضور نوازنده‌های بین المللی و حضور استاد شهرام ناظری برگزار شود، پس از کش و قوسهای فراوان اجرا نخواهد شد.

 این اتفاق در حالی رخ داد که کلیه مقدمات لازم برای برگزاری با شکوه این کنسرت در تهران به مدت ۶ ماه در حال انجام بود ولی رایزنی‌های انجام شده برای صدور روادید نوازنده‌های سر‌شناسی که قرار بود در این برنامه حضور داشته باشند در این مدت به نتیجه نرسید و سرانجام با توجه به مدت زمان اندکی که تا تاریخ مورد نظر زمان باقی مانده بود، این برنامه لغو گردید.

 «حافظ ناظری» پس از قطعی شدن لغو این برنامه، در اولین گفتگوی اختصاصی‌اش با «موسیقی ما» توضیح داد: «هدف ما برای این کنسرت اجرای برنامه‌ای متفاوت و با کیفیت بالا برای مردم عزیز ایران و در عین حال نشان دادن و معرفی فرهنگ ملی ایران به جهان بود. با خبرهایی که در رسانه‌های جهانی درباره آلبوم «بعد یازدهم» Untold منتشر شده، نگاه جهانیان را بیشتر از گذشته به سمت موسیقی ایران معطوف کرده و این کنسرت می‌توانست فرصت مناسبی برای نشان دادن بیشتر ظرفیت‌ها و واقعیت‌های فرهنگ و جامعه ایرانی به جهان باشد.»

ناظري افزود: «من سالهای سال دور از وطن برای چنین روزی لحظه شماری می‌کردم و هماهنگی‌های بسیاری برای اجرای این برنامه انجام داده بودیم ولی متاسفانه تا این لحظه روادید این هنرمندان صاحب نام صادر نشده است و ما زمان بسیاری را برای برگزاری این کنسرت از دست دادیم و همین باعث شد کل برنامه را لغو کنیم.»

وی در انتهای صحبت‌هایش گفت: «استاد شهرام ناظری قرار است در آن تاریخ به تنهایی به اجرای برنامه بپردازند.»

منبع:  سایت موسیقی ما


ارسال توسط حسام
 
تاريخ : دوشنبه بیست و هفتم مرداد 1393

بهمن رجبي در سال 1318 در شهر رشت متولد شد. او نويسنده، محقق و سخنور نظام موسيقي ايران مي باشد. وي دو کتاب تحققي و دو کتاب آموزشي دارد و دو کتاب تحققي او عبارتند از:
1- تنبک و نگرشي به ريتم از زواياي مختلف.( کتاب اول )
2- تنبک و نگرشي به ريتم از زواياي مختلف.( کتاب دوم )
که کتاب دوم تحقيقي وي مشتمل بر سه فصل است:
1- آيا در رشته ي تنبک نوازي هر نوازنده الزاما هنرمند هم است؟
2- رد تحريم موسيقي در تشيع.
3- جامعه شناسي ريتم.

و دو کتاب آموزشي وي در زمينه ي هنر والاي تنبک نوازي عبارتنداز:



1- آموزش دوره ي ابتدايي و متوسطه.
2- آموزش دوره ي عالي وفوق عالي.

بهمن رجبي تکنوازي و دو نوازي تنبک و همکاري با سازهاي ملوديک را از سال 1350 نشان داده است.آخرين اجراي تکنوازي، گروه نوازي خود را با سازهاي ملوديک در سال 1384 با ارکستر ملل به رهبري پيمان سلطاني اجرا کرده که طي آن از تکنوازي ( که تجسم ريتميک قسمت اول قطعه ي موتزارت بود ) با تنبک نوازي خود ، قطعه را نيز پياده کرده است.

يکي از قطعات معروف تنبک نوازي که مطعلق به بهمن رجبي است قطعه ي معروف به گفتگوي چپ و راست است که در کتاب عالي و فوق عالي وي موجود است.

او در دو کتاب آموزشي خود قطعه اي از قطعات ملوديک موسيقي ايراني را با ريتم تجسم کرده است مانند:قطعه ي ( در قفس ) که نغمه اي است از ابولحسن صبا .



قطعه ي زيباي ديگري که انسان را به ياد کودکي مي اندازد قطعه ي زيباي -اتل متل توتوله- است.
بهمن رجبي وابسته به هيچ يک از نهادهاي موسيقي - چه دولتي و چه غير دولتي - نبوده است.  او از ورزشها ورزش کوهنوردي را برگزيده است. رجبي در مورد تکنوازي تنبک معتقد است که نوازنده بايد دو ويژگي داشته باشد:
اول : قدرت اجرايي

 دوم : ظرافت اجرايي كه در پس و پشت آن ، خلاقيت آشکاري نهفته است.به عبارت ديگر تار قدرت و پود ظرافت.در مورد مکتب بهمن رجبي قابل ذکر است که بگويم يکي از تکنيک هاي اين مکتب اين است که عکس و بر گردان ، خيلي از قطعات موجود در کتابهايش هم نوشته و مي نوازد.

يکي ديگر از ويژگي هاي مکتب وي اين است که ميزان هايي از گذشتگان گرفته و آن را به زيبايي هر چه تمام تر بسط و گسترش داده که نمونه ي آن هشت ميزان از ميزان هاي زنده ياد ( امير ناصر افتتاح ) است که آنها را بسط و گسترش داده و سه قطعه ي مستقل بوجود آورده است.

از کارها ي بزرگي که بهمن رجبي براي تنبک نوازي ايران انجام داده است ساخت ريزهاي شانزده گانه است ؛ و يکي ديگر ، بسط و گسترش ريتم هاي مطربي است توام با ظرافت که زمان آن حدود 12 دقيقه است.

او زنده ياد حسين تهراني را به عنوان پدر تنبک نوازي و از زنده ياد امير ناصر افتتاح به عنوان معلم بزرگ تنبک نوازي ايران ياد مي کند.مطلب را با يکي از جملات کوتاه وي تمام ميکنيم : ومن ميگويم که بايستي از دريچه اي به عظمت آفرينش به ريتم نگريست .



و سر انجام به اعتقاد بهمن رجبي اطلاق کلمه ي « ضرب » به اين ساز ايراني به طور کلي غلط است منتها يک « غلط مصطلح » که استعمال آن هم به اينصورت اشکالي در بر نخواهد داشت .

در اين مورد قبل از هر چيز لازم است ياد آور شويم که ايراد و اعتراض ما به کلمه ي « ضرب » ناشي از عربي بودن واژه ، و به عبارت کلي تر خارجي بودن کلمه مذ کور نيست و يا اينکه به هيچ وجه تعصبي مبني بر اينکه چرا بايد يک ساز اصيل ملي توسط يک کلمه غير ايراني ، شناسانده شود در بين نيست و نخواهد بود ؛

زيرا به خوبي بر اين مهم واقف هستيم که وجود « تعصب » در هر زمينه اي از زمينه هاي مختلف زندگي ، صرفا ناشي از « يکدندگي » و « جهل » بوده و مانع بزرگي براي تحقيق و پژوهش مي باشد و لذا اعمال آن _ هر چند که موجه نيز جلوه کند _ شايسته نيست .
مي دانيم که « ضرب » کلمه اي است عربي از نوع مصدر آن هم ثلاثي مجرد توضيح اينکه مصدر هاي ثلاثي مجرد قاعده ي کلي ندارند و در اصطلاح ادبا « سماعي » هستند به اين معني که معيار به کاربردشان فقط « شنيدن » از متقدمين و استنباط از نصر و نظم ادبا و فصحاي بزرگ و استعمال ديگران هست و بر آنها ، قياس نمي توان کرد و به عبارت ديگر « قياسي » نيستند .
مصدر هاي ثلاثي مجرد در عربي داراي اوزان بسيار است وبرخي از آنها که در زبان فارسي وجود دارند عبارتند از وزنهايي مانند : « ضرب » ، « صدق » ، « طلب » ، « شغل » وامثال آن .

تذکر اين نکته ، ضروري است که ظهر هر يک از اسامي مذکور در زمان خاصي وبه مناسبت خاصي بوده است زيرا همانطوريکه اطلاق کلمه ي « ضرب » به اين ساز ايراني مستقيما با آمدن اعراب به ايران ارتباط دارد لذا ديگر نامگذاري هاي مربوطه نيز نمي توان بي مناسبت باشد .

تنبک از پنج قسمت به شرح زير تشکيل شده است :

1. پوست.
2. دهانه ي بزرگتر.
3. تنه.
4. نفير يا گلويي.
5. کاليبر يا دهانه ي بزرگتر.

تنبک کاملترين ساز ضربه اي موجود در دنياست :

قبل از هر چيز لازم است اين نکته را ياد آور شويم که منظور و مقصود ما از عنوان « تنبک کاملترين ساز ضربه اي موجود در دنياست » ، لذا از جهت ساختمان ظاهري آن بسيار ساده واز يک تکه پوست ويک تکه چوب درست شده وبه عبارت ديگر سازي است : ناقص حتي به تعبيري وحشي _ بلکه منظور و مقصود مااز عنوان مذکور جهت امکانات وسيعي است که نوازنده ي آن در اختيار دارد و يا ميتواند داشته باشد و اين درست همان چيزي است که در اين مطلب دربارهاش بررسي و تحقيق به عمل مي آوريم .

نکته ي دوم اينکه خواندن عبارت فوق در وهله ي اول ، شايد اين تصوير را در اذهان عمومي ايجاد کند که نگارنده با توجه به « نوازنده بودن » خود ، بدون شک به حالت مذموم ، « خود پسندي » و « خد برتر بيني » دچار گشته و لذا به اين وسيله از قلم خود سوء استفاده کرده است .به عبارت ديگر قصدش اين است که ضمن « بيش از اندازه » بالا بردن ارزش تنبک ، به طور غير مستقيم به قول معروف وجه چنين نيست چرا که ديگران نيز ، مشابه نظريه ي نگارنده را داشته و دارند و بدون اينکه از اين رهگذر ، نفعي عايدشان شود .



« لئون کني پر » آهنگساز نامي روس در اين مورد عقيده اش را اينطور بيان کرده که :

« شما بي جهت نام اين آلت را ضرب گذاشته ايد من آن را ساز مي دانم چه در عين سادگي ، کاملترين ساز ضربي است ... » در اينجا قبل از هر چيز نکته اي را به طور کلي عنوان مي کنيم .
تنبک تنها ساز ضربه اي دنياست که نوازنده ي آن ، امکان استفاده ي کامل از تمام انگشتان دو دست خود را دارا ميباشد . درحاليکه نوازندگان ديگر ساز هاي ضربه اي دنيا به دلايل مختلف چه از جهت ساختمان ظاهر و چه از جهت نقش ذات ريتم هاي نواخته شده درمحدوده ي مليت هاي مختلف فاقد چنين امکاني هستند .

خدايا مطربان را انگبين ده براي ضرب دستي پر آهنين ده «مولاناجلالدين »

و آنجا که فتد مال تو در معرض قسمت تنبک زند و حق طمع ها بگذارد «حکيم انوري »

کنگر اگر اين است که من مي بينم خوبان دگر ، تنبک تعليم کنند «سيد برهنه »

به دوستي که ز دست تو ضربت شمشير چنان موافق طبع آمدم که ضرب اصول «شيخ سعدي » 

تار زن زاغي و ريحان و مليخاي يهود ضرب گير، اکبري و احمدي و بابائي «حبيب قاآني »

تنبک محمل ارباب وفا را بردار بلبل باغ دلي ، شور و نوا را بردار «میر نجات اصفهانی»

 

قطعه تصويري "گفتگوي چپ و راست " از استاد بهمن رجبي

برای دانلود کیلیک نمایید

حجم فايل : 6 مگابايت

زمان فايل : 2 دقيقه


برچسب‌ها: بهمن رجبي, زندگينامه بهمن رجبي, تمبك, تنبك

ارسال توسط حسام
 
تاريخ : پنجشنبه بیست و سوم مرداد 1393

نشست بررسی سند اصول و سیاست های موسیقی کشور صبح روز 21 مردادماه در مرکز بررسی های استراتژیک ریاست جمهوی برگزار شد. در این برنامه علاوه بر حضور جمعی از اساتید و پیشکسوتان موسیقی، دکتر «حسام الدین آشنا» مشاور فرهنگی رییس جمهور، دکتر «علی مرادخانی» معاونت هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ، دکتر «پیروز ارجمند» ریاست دفتر موسیقی وزارت ارشاد  و دكتر «حسين ميثمي» رياست دانشكده موسيقي دانشگاه هنر حضور داشتند. حدودا یک سال و نیم قبل سندی برای اصول و سیاست های موسیقی کشور تدوین شد اما مورد تایید جامعه موسیقی قرار نگرفت و اجرایی نشد. بر اساس سیاست های دولت «تدبیر و امید» مبنی بر شرکت متخصصین هر صنف در تصمیم گیری های مربوطه، آن سند با حضور اساتید و چهره ها و فعالان موسیقی به بحث گذاشته شد. آن سند در دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی بود و به درخواست دکتر «حسن روحانی» ریاست محترم جمهوری ایران، به مرکز بررسی های استراتژیک ارجاع داده شد.



پس از اتمام این نشست چهره های حاضر به میان خبرنگاران آمدند و نظرات خود را درباره سند فوق و جزئیات مباحث مطرح شده عنوان کردند. اما کلیدی ترین نکته مورد تایید مشاور رییس جمهور و اهالی موسیقی این بود که جلسات هم اندیشی و بررسی ادامه خواهد داشت.
 

  • *معاون هنری وزارت ارشاد: سعی می کنیم که اهالی موسیقی پاپ هم در جلسات آینده حضور داشته باشند

دکتر علی مرادخانی توضیحات پیرامون این سند و جلسه مذکور را اینگونه آغاز کرد:«این جلسه بنا به دعوت مشاور محترم فرهنگی رییس جمهور و برای بررسی سند راهبردی موسیقی کشور که توسط دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی تهیه شده بود، تشکیل شد. جناب آقای دکتر «آشنا» به دلیل اینکه این سند به عنوان یک ابزار کاربردی اساسی و استراتژیک در حوزه موسیقی کشور مطرح است، سوالاتی را طرح کردند و نگاه هایی داشتند. پیرامون این قضیه تحقیق و پژوهش های اساسی را لازم می دانستند. به همین دلیل از اساتید موسیقی ایران، دانشگاهیان و دست اندرکاران و فعالان حوزه های مختلف اجرایی دعوت به عمل آورند. این دعوت صورت گرفت تا تمامی نظرات را بشنوند و مطالب را بررسی کنند. این اولین جلسه است و موضوع به صورت میدانی بررسی و تحقیق می شود. قرار شد که در آینده در زمینه های مختلف، کمیسیون ها و کارگروه هایی تشکیل شود تا اگر قرار است سندی به تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی برسد، سندی دقیق و درست با توجه به تمامی ویژگی های موسیقی کشور باشد.»


وی در ادامه افزود:«طی برنامه ای که با خبرنگاران خواهیم داشت می توانیم به جزئیات برخی از موارد اشاره کنیم. در این جلسه اساتید و بزرگان حضور داشتند و نظرات خود را عنوان کردند. خیلی وقت ها است که سندی تهیه و تصویب و ابلاغ می شود و حوزه دست اندرکار در جریان قرار نمی گیرند. این اتفاقی که الان رخ داد اتفاق مبارکی است که دست اندرکاران حوزه و کسانی هم که حتی نگاه انتقادی به مسائل داشتند در این جلسه شرکت کردند و نظرات خود را عنوان نمودند. در این حوزه یک نتیجه خوب حاصل شد و آن هم این است که این سند احتیاج به بررسی بیشتر دارد.»
معاونت هنری وزارت ارشاد پیرامون حضور اهالی سایر سبک های موسیقی و به خصوص پاپ هم تصریح کرد:«کسانی که در اینجا حضور داشتند سبک موسیقی برای آنها تفاوتی نداشت. موضوع این است که تمامی ابعاد موسیقی مطرح می شود و آنچه که قرار است در صحنه کشور بروز پیدا کند در اینجا مورد بحث قرار نمی گیرد. ما سعی می کنیم که اهالی موسیقی پاپ هم در جلسات آینده حضور داشته باشند. به دلیل اینکه ممکن است مسائل بیشتری هم در این زمینه مطرح شود.»
 

  • *مشاور فرهنگی رییس جمهور: این سند به عنوان سیاست ملی موسیقی کشور است

سپس دکتر «حسام الدین آشنا» افزود:«این سند در دبیرخانه شورای انقلاب فرهنگی تهیه شده است و پیش از اینکه توسط شورا مورد بررسی و تصویب قرار گیرد، بررسی ها در اینجا صورت می پذیرد. فکر می کنم در سطحی که ما صحبت می کنیم، این سند به عنوان سیاست ملی موسیقی کشور است و باید وضعیت موسیقی مشخص شود و نیاز به چنین سندی قطعا وجود دارد. اگر سند خوبی تهیه شود ما به ساماندهی تولید، آموزش، پژوهش، ترویج، واردات و صادرات موسیقی کشور خواهیم رسید.»

دکتر آشنا خطاب به خبرنگاری که پیرامون دولتی شدن موسیقی سوال کرده بود گفت:«این سند حتما به روشن تر شدن رابطه دولت، جامعه، اهالی موسیقی و فضای موسیقایی خارج از کشور کمک خواهد کرد.»

وی در ادامه تصریح کرد:«یک وقتی ما سند تهیه می کنیم برای اینکه بگوییم نگاه دولت به یک موضوع چگونه است. یک وقت است که ما سندی تهیه می کنیم و در طی تولید آن صدای افراد ذینفع را هم می شنویم که این نوع دوم است. نوع سوم این است که سند با مشارکت افراد ذینفع تهیه شود و اینگونه نباشد که فقط صدا را شنیده باشیم و خودمان تصمیم گرفته باشیم. تلاش می کنیم که این سند از نوع سوم باشد.»

مشاور رییس جمهور ضمانت اجرایی سند موسیقی را هم اینگونه تشریح کرد:«اسنادی که شورای انقلاب فرهنگی تصویب کند در حکم قانون است و در نتیجه هر ضمانت اجرایی که سایر قوانین داشته باشد، این قانون هم دارد.»
 

  • *استاد حسین علیزاده: این سند مورد تایید هیچکدام از اهالی فن قرار نگرفت

استاد حسین علیزاده هم گفت:«این سند قرار بود که در شورای انقلاب فرهنگی تصویب شود و آقای «روحانی» هم بر روی ارائه نظرات اهل فن تاکید داشتند، اما این سند مورد تایید هیچکدام از اهالی فن قرار نگرفت. حدود چهل صفحه یادداشت شد و نظرات توسط حاضرین اعلام شد و مجددا باید برای تدوین سند جدید تلاش صورت گیرد. انسان همیشه به امید زنده است و طی این 35 در نکات زیادی از موسیقی هنوز اندرخم یک کوچه هستیم. این امید بوده است که توانسته ما را نگه دارد تا در کشور خودمان حق نفس کشیدن و کار کردن داشته باشیم. مملکت ایران را مملکت خودمان می دانیم پس باید امید داشته باشیم تا نقایص را برطرف کنیم. می خواهم بگویم که یک مقدار دیر شده است و از نظر زمان عقب هستیم و باید به این مسائل رسیدگی شود. ما چه موافق و چه مخالف باشیم، سندهایی تهیه می شود و جزو قوانین کشور می شود. ما گاهی اوقات فکر کرده ایم که نظر دادن روی نظرات اشخاص دیگر خطرناک است ولی در مورد موسیقی همیشه من اعلام کرده ام که یک تخصص است. درست است که ما در یک حکومت دینی زندگی می کنیم و از نظر شرعیات باید نظر داده شود ولی نظرات باید تخصصی باشد. من نمی توانم نظر کسی که جایگاه شرعی بزرگی دارد اما اطلاعی از موسیقی ندارد را قبول کنم.»


 

  • *رییس دفتر موسیقی وزارت ارشاد: برخی واژه های این سند نیازمند تعابیر و تفسیرهای دقیق تر است

دکتر پیروز ارجمند هم نظرات خود را اینگونه بیان کرد:«اسناد مبتنی بر سندهای دیگری است که شامل پژوهش های بنیادین نیست. لذا ما فقط چندین بند را داریم که در این بندها کلی گویی و بدون راهکار مناسب برای ارتقای موسیقی است. شورای راهبری تشکیل شد که وظیفه مدیریت این حرکت را بر عهده خواهد داشت و در وهله اول، پژوهشی است که برای تدوین سند بعدی صورت خواهد گرفت. توسط اساتید دانشگاه و چهره های برجسته این حوزه وضعیت موسیقی کشور مورد تحلیل قرار می گیرد. نکته دیگر این است که امکان دارد که این سند سالها مورد استفاده دستگاههای مختلف قرار گیرد باید ظرفیت های صنعت و هنر موسیقی در سالیان بعد را هم مدنظر داشته باشد. به گونه ای که اگر در بخش رسانه های نوین یک قابلیت جدید ایجاد شد در این سند آن قابلیت هم دیده شده باشد. بحث دیگری که در شورا مطرح شد پیرامون واژه ها و تعابیری بود که در این سند استفاده شد. واژه هایی مثل موسیقی فاخر، موسیقی حرام و موسیقی مبتذل که این واژه ها کلی است و ما نیازمند تعابیر و تفسیرهای دقیق تری هستیم که در سند رعایت شود. اسناد موجود در شورای عالی انقلاب فرهنگی برای برنامه ریزی نهادهای دولتی، اسناد راهگشا نیستند که به طور خاص بتوانند برنامه ریزی ما را تحت پوشش قرار دهند. در تدوین سند بعدی باید نقش تمامی نهادها دیده شود و نکته مورد تاکید این بود که نقش و جایگاه مردم در تدوین سند باید مشخص شود. باید نقش مردم به عنوان مخاطبان اصلی و مصرف کنندگان محصولات موسیقی در تدوین سند به شکل پررنگ دیده شود و حقوق آنها مدنظر قرار گیرد. به مباحثی مثل کپی رایت و حقوق مادی و معنوی شرکت ها که خیلی مدنظر ما است و صنعت موسیقی با آن درگیر است هم باید نگاه شود. تاکید تمامی اعضای شورا بر این بود که صدا و سیما به عنوان نهاد رسمی که بالاترین مصرف را از تولیدات موسیقی دارد باید در این سند ملزم به رعایت حقوق مولف و مصنف باشد. همانطور که برای پخش یک فیلم حقوقی را پرداخت می کند، در اینجا هم چنین اتفاقی باید رخ دهد. تاکید شورا بر بخشی بود که شورای هماهنگی موسیقی پیشنهاد شد. یکی دیگر از بخشها پیشنهاد شورای هماهنگی موسیقی بود. شورای هماهنگی موسیقی متشکل از مدیران و کارشناسان بخش های مختلف موسیقی، وظیفه مدیریت و هدایت کل این هنر را بر عهده خواهند داشت که این به نظر من بخش مثبت این سند خواهد بود. به دلیل اینکه می تواند در موازی کاری کنونی نهادهای مختلفی مثل حوزه هنری، وزارت ارشاد، صدا و سیما، فرهنگستان هنر و نهادهای خصوصی یک همپوشانی انجام دهد و با یک وحدت رویه رو به رو شویم. به عنوان مثال شما می بینید که دانشگاه های ما به جای کار پژوهشی کار اجرایی انجام می دهد، فرهنگستان هنر به جای کار بنیادین به یک مجموعه تولید کننده شده است. این تداخل باعث شده است که جزایر پراکنده ای در سیاست گذاری موسیقی داشته باشیم. علاقه مند هستیم که بتوانیم سازمان موسیقی کشور را تاسیس کنیم.»
 

  • *دبیر نشست بررسی سند موسیقی: اجماع حاضرین در جلسه بر این بود که این سند پیشنهادی پذیرفتنی نیست

دکتر فاضلی به عنوان دبیر نشست بررسی سند موسیقی و یکی از اعضای شورای سه نفره راهبردی گفت:«سند سامان دهی و توسعه موسیقی به عنوان سندی که در دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی در دست بررسی بوده است برای بررسی از سوی ریاست جمهوری به این مرکز ارجاع داده شده است. فلسفه ارجاع سند به مرکز بررسی های استراتژیک این است که یکی از شعارها و تعهدات دولت دکتر «روحانی» این بوده است که سیاست گذاری و هر تصمیم کارشناسی با مشاوره متخصصین و ذینفعان آن حوزه سیاست گذاری صورت گیرد. ما قبلا هم در اواخر تیرماه نشست تخصصی بررسی سند سامان دهی سینما را به همین نحو برگزار کردیم و گزارش های مربوط به آقای رییس جمهور و شورای عالی انقلاب فرهنگی ارائه خواهد شد. این نشست هم به همین دلیل و بر اساس اصل نظرخواهی و جمع بندی متخصصین اهالی حوزه که دولت به آن پایبند است، تشکیل شد. ما جمعی از متخصصین موسیقی و پژوهشگران و اساتید و هنرمندان بزرگ را در این جمع داشتیم. آنها درباره سند توسعه و سامان دهی موسیقی که هنوز به صحن شورای عالی انقلاب فرهنگی نرفته است نظر دادند و بررسی کردند.»


او در تشریح سوالی مبنی بر طرح این سند در گذشته و لحاظ نشدن نظرات اهالی این حوزه افزود:«حدودا یک سال و نیم پیش این سند به مجموعه ای از متخصصین موسیقی ارائه شده است و آنها در کلمات و عبارات و مفاهیم سند تغییراتی ایجاد کردند و به شورا ارائه کردند و اعمال نشد. ما قرار نیست که آن روند را طی کنیم و نوع تعامل ما با شورا هم اینگونه خواهد بود که ما می توانیم سند جایگزینی را تدوین کنیم. نظر جلسه این بود که شیوه طی شده برای تدوین این سند شیوه درستی نبوده است و می توان سند بهتری با روال مبتنی بر کارشناسی و تخصصی گری تدوین کرد. آن سند می تواند به دبیرخانه و شورا ارائه شود و نهایتا شورا دو سند داشته باشد. یک سند که سند موجود است و یکی هم سندی است که ما سعی می کنیم با همکاری معاونت هنری وزارت ارشاد و جامعه تخصصی موسیقی تدوین کنیم. تصمیم گیری درباره آن دو سند که کدام یک پذیرفته شود بر عهده شورای عالی انقلاب فرهنگی خواهد بود. روالی که ما طی می کنیم این است که سندی جایگزین، مبتنی بر اسنادی که کار مطالعاتی آن را با همکاری معاونت هنری و جامعه تخصصی موسیقی، ارائه کنیم.»

وی در ادامه تصریح کرد:«دو تفاوت اساسی وجود دارد. یکی اینکه معلوم نیست در برابر یک سند جایگزین که جدید تدوین می شود و اسناد پشتیبانی مبتنی بر مطالعات دارد حتما این سند موجود تصویب شود. موضوع اصلی سیاست گذاری همین هنرمندان و مصرف کنندگان و جامعه موسیقایی هستند. جمعی که در نهایت می خواهد تصمیم گیری کند حتما این ملاحظه را در نظر می گیرد که بین دو سند موجود و سند جایگزینی که ارائه خواهد شد، کدام یک پذیرش جامعه هنری را دارد. در اصل ما دو فرآیند متفاوت را طی می کنیم. یک فرآیند که به اذعان جمع حاضر در اینجا اصلا در تدوین سند موجود از آنها نظرخواهی نشده است و حتی در همان یک مورد هم که چند کلمه را تغییر داده اند اعمال نشده است. مبنای سند جدید بر این است که با مشارکت و نظرخواهی جامعه موسیقی تدوین شود. حتما فکر می کنم کسانی که می خواهند درباره سند تصمیم بگیرند به این مورد توجه خواهند داشت. اما اجماع حاضرین در جلسه بر این بود که این سند پیشنهادی پذیرفتنی نیست.»

یکی دیگر از نکات مورد اشاره دکتر این بود که:«این جلسات ادامه پیدا می کند و ما حداقل یک جلسه دیگر با متولیان فقهی و دینی بخش موسیقی خواهیم داشت. از این واقعیت نمی توان صرف نظر کرد که یکی از چالش های موسیقی در جامعه ایران مباحث فقهی و دینی است. ما حتما یک جلسه دیگر با روحانیون متخصصی که در حوزه موسیقی کار کرده اند خواهیم داشت و نظر آنها را جویا خواهیم شد. تصمیم جلسه بر این شد که یک شورای سه نفره متشکل از نماینده مرکز، نماینده جامعه موسیقی که به اجماع حاضرین در جلسه آقای «ساسان فاطمی» انتخاب شد و آقای مرادخانی معاونت هنری وزارت ارشاد تشکیل شود. این شورای سه نفره جلسات آینده و تحقیقاتی که باید انجام شود و اسناد پشتیبانی که باید تهیه شود را هدایت کنند. تا اینکه حداکثر تا پایان سال جاری مرکز بررسی های استراتژیک ریاست جمهوری یک سند جایگزین سند فعلی را به عنوان سند پیشنهادی خدمت رییس جمهور ارائه کند.»



وی نهایتا پیرامون عدم حضور «حمیدرضا نوربخش» رییس خانه موسیقی اعلام کرد:«آقای نوربخش به این جلسه دعوت شده بودند و تا دیروز هم قرار بود که ایشان یکی از سخنرانان جلسه باشند و موضع خودشان و خانه موسیقی را اعلام کنند. در تدوین سند فعلی تا جایی که ما می دانیم آقای نوربخش حضور داشتند و قرار بود که ایشان هم حضور داشته باشند و نظر خودشان و خانه موسیقی را اعلام کنند. قطعا نظر آقای نوربخش ممکن است که نظر خانه موسیقی تلقی نشود زیرا تکثر و تنوع در آنجا وجود دارد. اما روالی که ما طی می کنیم بر مبنای مشارکت تمامی اهالی موسیقی است. شورای راهبری سه نفره هم همین هدف را دارد تا تضمین کند که همه بخش ها دیده می شوند و مطالعات لازم انجام می شود و فرآیند کارشناسی دقیقی طی می شود تا نهایتا بتوانیم بگوییم سندی تدوین می شود که nاستاد موسیقی و روسای اصناف موسیقی پای آن را امضا می کنند.»

منبع : سايت موسيقي ما



ارسال توسط حسام
 
تاريخ : دوشنبه بیستم مرداد 1393

مقدمه: از دوره های باستانی تا قرون وسطی رشته های مختلف علم و هنر در اندیشهء متفکران از یک واحد به نام علوم انسانی منشعب می شده است و دانشمندان این دوره مانند اقلیدس، نیقوماخس، بطلیموس و پلوتارک در دنیای یونان، سن اگوستین و بوئس در دنیای لاتین، کندی، فارابی، ابن سینا در دنیای اسلام رشته های گوناگون علمی و ادبی و هنری زمان خود را در یک واحد برقرار ساخته اند. مجموع این رشته ها فلسفه عمومی را تشکیل می داده و موسیقی همراه ریاضیات تحصیل می شده است.

به همین دلیل است که مشاهده می کنیم فارابی بزرگترین فیلسوف قرون وسطی و دنیای اسلام در تمام رشته های علوم نظری زمان خود مانند فلسفه، منطق، اخلاق، سیاست، فیزیک و شیمی، ریاضی و موسیقی تبحر یافته و کتاب نوشته است.

در موسیقی تنها کتاب هايي كه از  او بجا مانده «کتاب الموسیقی الکبیر» ، «کتاب الایقاعات»  ، «کتاب احصاء الایقاعات» است که به زبان عربی نوشته است.

شرح حال

  • ابونصر محمدبن محمد طرخان اهل فاراب خراسان در 260 هجری تولد یافت و پس از تحصیلات مقدماتی به بغداد رفت و در آنجا اقامت گزید. پس از فراگرفتن زبان عربی نزد ابی بشر ستی بن یونس علوم حکمت و منطق آموخت. آنگاه به شهر حران رفت و نزد حکیم و پزشک یوحنابن حیلان بتحصیل و تحقیق ادامه داد. سپس به بغداد برگشت و در علوم یونانی و آثار ارسطو چنان تبحر یافت که از معاصران خود پیشی گرفت و در فلسفه و علوم نظری و عقلی سرآمد گردید و استاد ثانی لقب یافت (استاد اول ارسطو است). گویند نسخه ای از کتاب النفس ارسطو یافت شده است که در آن فارابی بخط خود یادداشت کرده است که این کتاب را صد بار خوانده است.

فارابی موسیقی دان مبرز و نوازنده عودی زبردست بوده و در آواز هم دست داشته است. چنانکه شاهزاده سیف الدوله حمدانی که فرمانروائی دانش دوست و هنرپرور بود او را بحلب خواند و در آنجا چنان شهرت یافت که شاگردان بسیار از اطراف و اکناف برای استفاده از محضر این فیلسوف و موسیقی دان بزرگ به مجالس درس او حاضر می شدند. سیف الدوله بسبب دانش و هنرش احترام و لطف خاصی باو داشت. به همین سبب همراه سیف الدوله به دمشق رفت و در سال 329 هجری دار فانی را وداع گفت.

وضع موسیقی در عصر فارابی

  • فارابی در اواخر سلطنت خلفای عباسی و در دورهء ضعف آنان ظهور کرد. این دوره وارث تمدن های درخشانی بوده است که تحولات تاریخی آنها را در سراشیب نزول سوق داده و موسیقی آن تمدن ها را نیز مانند سایر مظاهرش رو به ضعف کشانده بوده است. تورات از هزاران خواننده و نوازنده یاد می کند که عبری ها در مراسم جشن های مذهبی همراه با آلات گوناگون از چنگ و مزمار گرفته تا سایر انواع سازها بزمی، بادی و کوبی برای تجلیل از یهوه در معابد به کار می برده اند. در کتیبه های مصری هزاران نقش نوازنده با آلات گوناگون دیده می شود که نشانه ای از وجود ارکسترهای بزرگ در مراسم پرستش خدایان و یا در بزم های تفرج روی قایق ها در روی نیل می باشد. در یونان دوره های درخشانی از توسعهء موسیقی وجود داشته است که در تئاترهای قدیم اجرای نمایش ها خوانده و نواخته می ‏شده است. مد های گوناگون برای نمایش تراژدی وجود داشته است که عدم اجرای صحیح آن مورد انتقاد منتقدین و زیباشناسان یونانی بوده است. به ویژه در ایران تا اواخر ساسانیان دوره های درخشانی از موسیقی بوده است. نام های باربد، نکیسا، سرکش و بامشاد مشهور خاص و عام است. در شکارگاه خسرو پرویز در طاق بستان نوازندگان بیشمار در رکاب ملوکانه همراه با سازهای گوناگون دیده می شوند.

فارابی از فهلبد خوانندهء مشهور درباره خسرو دوم بعنوان هنرمند تراز اول یاد می کند. شعرای ایران در وصف رزم و بزم و شکارگاهها پیوسته از گروه های نوازنده و خواننده و انواع دستان های مختلف و سازهای گوناگون که نام آنها بر جای مانده است شعرها سروده اند. بعید به نظر می رسد با این همه خواننده و نوازنده و آلات موسیقی مختلف در این دوره های تمدن درخشان موسیقی بحالت ابتدایی مانده باشد. شاید هم نوعی خط موسیقی و بعقیده « کارادو وو» نوعی آرمنی وجود داشته که در سیر نزولی تمدن های فوق از میان رفته و در عصر فارابی نشانی از آنها باقی نمانده است.

این شعر از فردوسی این احتمال را تقویت می کند:

سراینده ای این غزل ساز کرد

دف و چنگ و نی را هم آواز کرد

که امروز روزیست با فر و داد

که رستم نشسته است با کیقباد

شاید هم آوازی همان هماهنگی باشد که امروز هارمونی خوانند و دارای روشی خاص بوده است.

آنچه مسلم است در عصر فارابی موسیقی از لحاظ کمیت رو بانحطاط بوده و آلات متنوع موسیقی مورد عمل از یاد رفته و معدودی از آنها بجا مانده بوده است. چه اسلام بر خلاف مسیحیت موسیقی را وسیله ای برای تبلیغ دین نپذیرفت و تنها آن را بصورت اذان و تلاوت قرآن مجید و گاهی بحالت ابتدائی در مراسم عروسی جائز دانست.

در این عصر حکمرانان ایرانی که فرستادهء خلیفه بودند کم کمک در صدد رهائی از یوغ تسلط خارجی برآمدند و در زنده کردن تشریفات دربار دورهء ساسانی پیش قدم شدند. در مجالس بزم از هنرمندان تشویق به عمل آوردند و اهل ادب و هنر نزد آنان منزلتی بسزا یافتند و همین خود باعث پیشرفت موسیقی و بیرون آمدن از خفای کامل گردید ولی چون در هر حال نزد عموم از لحاظ مذهبی مذموم شمرده میشد توسعهء آن بر سازهای کم صدا و محجوب محدود گردید.

سیف الدوله یکی از شخصیت های مهم قرون وسطی بود که در زمان خلیفه عباسی المقتدر بر منطقهء حلب، دمشق  و موصل حکومت می کرد و سلطانی با فرهنگ، مقتدر، دانش دوست و هنرپرور و شاعری ظریف بود که بسیاری از دانش پژوهان و هنرمندان را در درباره خود گرد آورده بود و فارابی بین آنان از لحاظ دانش و هنر سرآمد بود. از مهارت و چیره دستی فارابی در نوازندگی داستان ها گفته اند حکایت فارابی و مجلس سیف الدوله معروف است که «در محفل وی از انبانی که داشت چوب پاره ای چند بدر آورد و بر هم نهاد  و تاری چند بر آن شد کرد و بنواخت حضار بخنده و گریه درآمدند پس راه بگردانید همه را خواب در ربود و خود از مجلس بیرون رفت». اگر تا درجه ای در این قول اغراق باشد معهذا مهارت عملی فارابی را مسلم می دارد.

متاسفانه از موسیقی عملی زمان فارابی نوشته ای در دست نیست که به کمک آن بتوان از چگونگی آن اطلاعی حاصل نمود ولی به قرینه می توان دریافت که همیشه و همه جا نوعی موسیقی عامیانه بر مبنای آهنگ های محلی برای رفع خستگی و خوشاینده گوش بین مردم معمول بوده است که در اجتماعات خصوصی و کاروانسراها باسازها و آوازهای ابتدائی نواخته و خوانده می شده است. این موسیقی در هر شهر و دیار رنگ محلی ویژهء خود را داشته است. در برابر این نوع موسیقی نوعی موسیقی استادانه و هنری ماهرانه بر مبنای سنن موسیقی قدیم ایران نزد اهل ذوق و ارباب هنر موجود بوده است. از آن نوع موسیقی که فارابی بنام «طرائق» و «رواسین» قدیم خراسان یاد می کند که چنان با مهارت روی ساز اجرا می شده است که تقلید آن به وسیله خواندن میسر نبوده است و یا از آن نوع موسیقی که برای بیان احساسات خاصی و یا ایجاد تخیل بکار می رود و فارابی آنها را در انواع دوم و سوم طبقه بندی می کند و برای منظور خاصی ساخته و پرداخته می ‏شده است و نمونهء کامل آنرا فارابی در آثار اسحق موصلی می یابد. نقل قولی که فارابی از اسحق موصلی در تعریف موسیقی می آورد: « موسیقی اثری است که بوسیله مردان ساخته و بوسیله زنان پرداخته می شود.» می رساند که نشانه یا خط موسیقی خاص وجود داشته است و آهنگساز برای نگارش آن از شاگردان خود کمک می گرفته است. معروف است که زریاب شاگرد موصلی موسیقیدان معروفی که موسیقی ایران را تا اسپانیا برده است دو دختر موسیقیدان جوان در استخدام داشته است و شب هنگام  آنها را بیدار می کرده است تا آهنگی را که بنظرش رسیده آماده و ثبت کنند. بدیهی است این نوع موسیقی بوسیلهء آهنگسازان و موسیقیدانان بنام باتفکر و تعقل ساخته و نواخته می شده و با مهارت عالی هنری اجرا می گشته است و بر قواعد و قوانین دقیق استوار بوده است که بوسیلهء نظری دانائی چون فارابی، ابن سینا کشف و تدوین شده است.

روش تحقیق فارابی

  • از 135 سال پیش که «کز گارتن» برای تهیه مقدمه ای بر ترجمهء «اغانی» ابوالفرج اصفهانی به لاتین راجع به فارابی مطالعاتی نموده تاکنون بسیاری از محققین و مستشرقین کتاب ها و رساله های زیادی راجع به موسیقی و موسیقی شناسان مشرق نوشته اند. از آنجمله اند لاند، هامر یورگشتال، سالوادور دانیل، کلانژت، رزنوال، فارمر، کارا دو وو، بارون رودلف در لانژه و دیگران و اخیرا دانیلو و تران وانکه.

بیشتر این مستشرقین پایه و اساس نظریه های فارابی و پیروان او را در موسیقی از عقاید یونان می دانند بدین سبب که فیلسوفان مشرق با آثار قدیم یونانیان آشنائی داشته و از آن الهام گرفته اند. مثلا کتاب افلاطون از دیرزمانی به عربی ترجمه شده بوده است و شرقیان بآن دسترسی داشته اند و فارابی خود به متقدمین یونانی آشنائی کامل داشته است. با اینحال این مستشرقین ناگزیر از این اعترافند که فارابی توانسته است نظریه های دانشمندان یونانی را در قابل تازه ای که او را از پیشینیان خود متمایز و ممتاز می سازد معرفی کند و آثار او شخصیت مستقلی داشته، در بعضی فصول آموزنده تر و در برخی باموشکافی بیشتر تجزیه و تحلیل شده است. هم‏چنین اقرار دارند که قدرت او در ترکیب و عمق او در مسائل نظری و بسط او در افکار فلسفی همراه با تجربه های علمی و مهارتی که در موسیقی داشته دست بدست هم داده و کتاب او را در موسیقی به صورت پرارزش ترین آثار قرون وسطی درآورده است.

فارابی با اطلاع از آثار متقدمین خود و ابتکارها و ابداعات شخصی عواملی را که به عنوان استخوان‏بندی نظریه های موسیقی زمان خود و رایج در ممالک اسلامی لازم بوده است یافته و تدوین کرده است. و منظورش علاوه بر جنبه های علمی موسیقی راهنمائی موسیقی‏دانان هم ‏عصر خود به روش هائی است که هنر آنان را بر پایه های مستحکم استوار سازد. هنری که قواعد و قوانینش تا آنزمان تثبیت نگشته و یا در تغییر بوده است. بیان آنها از یک طرف شرح قوانین کلی موسیقی را شامل می شود که میتوان بر هر نوع موسیقی قابل تطبیق دانست واز طرف دیگر شرح ویژگی های موسیقی هائی است که در ممالک اسلامی معمول بوده و از موسیقی ایران سرچشمه گرفته است.

با اینحال روش فارابی در تجزیه و تحلیل مسائل نشان می دهد که عقاید پیشینیان یونانی خود یعنی فیثاغورثی‏ها و نوافلاطونی‏ها را پیروی نمی کند. اینان پیوسته در جستجوی رابطه ای بین اوضاع و احوال آسمان با خواص روح و ابعاد موسیقی بوده اند و فارابی در رد این عقاید صریح است. در مقاله اول در شرح رابطهء علوم نظری و هنر موسیقی نظری می نویسد:

«عقاید فیثاغورثی ها که کرات آسمان و ستارگان در گردش خود صداهای موسیقی ایجاد می کنند و از اختلاطشان ترکیب موسیقی در فضا پخش می شود باطل است و علم فیزیک ایجاد چنین صداهائی را از حرکت کرات و ستارگان نفی می کند.»

«ابن سینا» نیز باین نکته اشاره می کند و فارابی را به سبب رد این عقاید می ستاید. آنجا که در مقدمهء «شفا» می نویسد:

«هم‏چنین از جستجوی رابطه ای بین اوضاع و احوال آسمان و خواص روح با ابعاد موسیقی خودداری می کنیم وگرنه روش کسانی را که از حقیقت علم آگاهی ندارند پیروی کرده باشیم. اینان وارث فلسفه ای مندرس و سست می باشند و صفات اصلی و کیفیات اتفاقی اشیاء را بجای هم گرفته و خلاصه کنندگان نیز از آنها تقلید کرده اند ولی اشخاصی که فلسفه حقیقی را فهمیده و مشخصات اصلی و صحیح اشیاء را درک کرده اند اشتباهاتی را که در اثر تقلید رخ می دهد تصحیح نموده و غلط هائی را که زیبائی های افکار کهنه را می پوشاند پاک کرده اند، اینان سزاوار تحسینند. »

در این گفته مقصود ابن سینا از فلسفهء مندرس همانا مکتب فیثاغورثی در تشخیص ابعاد موسیقی و فواصل صداها از راه ارتباط با اوضاع سماوی است و منظور از خلاصه کنندگان پیروان مکتب افلاطونی جدید است که هر دو را مورد انتقاد قرار داده و اشارهء ابن سینا به آنانکه فلسفهء حقیقی را فهمیده اند فارابی و پیروان اوست.

از طرف دیگر با وجدان علمی که در فارابی سراغ داریم و در مقدمهء کتاب «موسیقی کبیر» او دربارهء علت تالیف کتاب بخوبی مشهود است چنین مستفاد می شود که اگر مقصود بازآوری و تکرار عقاید متقدمین بود فارابی دست به تالیف این کتاب نمی زد. فارابی در این مقدمه با صراحت اقرار می کند که دلیل تالیف این کتاب این بوده است که پیشینیان او بعضی از فصول را در تالیف کتاب خود به ‏دست فراموشی سپرده اند و بانزاکت خاصی آنان را معذور و کتاب های مربوط به این فصول را مفقود قلمداد می کند. آنجا که خطاب به محمد کرجی (در بعضی نسخه ها «کرخی») وزیر دربار خلیفه عباسی الراضی بالله (222 تا 229 هجری) چنین آغاز می کند:

«اظهار علاقه کردی هنر موسیقی را آنچنانکه پیشینیان تصویر کرده اند بشناسی و از من خواستی درا ین باب کتابی ساده و قابل فهم عموم برای تو بنگارم. در این خواست تو مدتی تاخیر کردم بدین سبب که خواستم تمام آثار دانشمندان پیشین را که به ما رسیده است و هم‏چنین آثار پیروان آنها و آثار معاصرین خودمان را با دقت بخوانم. امید داشتم در این نوشته ها آنچه را میخواستی بدانی بیابم و اگر چنین بودی از نگارش کتاب تازه ای در این باب بی‏نیاز گشتی. چه اگر مطالعه دقیق و کاملی از تمامی اجزاء این علم در دست بود نگارش کتاب مجددی درباره آن بی ‏فایده و زائد می نمود و اختصاص نوشته های دیگران بخود ناشی از نادانی و بدی نیب بشمار می رفت. اگر اثری دارای گذرهای تاریک و قسمت های نارسا و یا هر عیب دیگری باشد دیگری مجاز است به ‏تشریح آن بپردازد و آن را کامل کند و افکار مولف را روشن سازد در این صورت افتخار از آن مولف اصلی است و آن دیگری جز نقل افکار و تشریح و بیان آن ادعائی نتواند کرد.

از آثاری که خواندم بنظرم رسید که برخی از قسمت های این فن کنار گذارده شده و گفته های مولفین آن‏ها به ویژه از لحاظ نظری پیوستگی و روشنی لازم را ندارد. این معایب را نمی توان به سبب قصوری از جانب آنان دانست و نه به سبب ناتوانی آنان در تکمیل این آثار. نویسندگان این آثار بسارند و همگی در فن خود استاد بوده اند و فکری جز پیشرفت علم نداشته اند. هر یک از آنان گفته های پیشینیان خود را با تیزهوشی مطالعه کرده و خود چیزی بر آن افزوده اند منتها نوشته های آنان در موسیقی مفقود گشته و یا به زبان عربی بد ترجمه شده است. این امر تنها دلیلی است که می توان برای نقص این کتاب ها ذکر کرد. بدین سبب است که من خواست تو را در تالیف این کتاب پذیرفتم.»

از این مقدمه چنین برمی آید که فارابی دارای دید جدید علمی است که امروز هم پیشرفت علوم بر آن استوار است. وظیفه هر محقق می داند که از آثار و نظرهای متقدمین خود آگاهی حاصل کند و خود چیزی بر آن بیفزاید و این نظر امروز هم می تواند سرلوحهء کار و سرمشق پژوهش‏گران در زمینه های علمی و عملی باشد.

از طرف دیگر فارابی نه تنها عقاید متقدمین یونانی را در تشخیص «ملایمت فواصل» از راه ارتباط با اوضاع سماوی رد می کند بلکه قضاوت شخصی را هم در مسائل علمی و هنری صحیح نمی پندارد و شهادت عموم یعنی آزمایش های مکرر را قائل است. آنجا که در مقالهء دوم دربارهء احساسات طبیعی می خوانیم:

« اکنون می خواهیم اصول موسیقی را که زائیدهء آزمایش اند تعیین کنیم. نخست بیان می کنیم چه اشیائی را عموما می توان طبیعی دانست. چون تنها احساسات صدائی طبیعی را که می توان بچیزی نسبت داد آنهائی هستند که در تمام اشیاء شبیه بهم و بیشتر اوقات. احساسات طبیعی صوتی وقتی طبیعی است که گوش همگی ما را همیشه اوقات آرامش بخشد و یا اکثر ما را و اغلب اوقات.

وقتی یکی از حواس مدرکهء ما آرامش یابد خوش آیندی در ما پدیدار می شود و احساس غیر طبیعی که حواس ما را آرامش ندهد بدآیندی و ناراحتی ایجاد می کند. خوش آیندی که در انسان تولید می شود نشانهء آنست که احساس حس مربوطه را آرامش داده است. پس اگر احساسی سبب آرامش حس مدرکه اغلب ما گردید باید آنرا طبیعی دانست و در این صورت افرادی را که در چگونگی احساس مشترکند عادی گوئیم. ممکن است احساسی که سبب آرامش یک فرد عادی نشود، در فرد دیگری خوش آیندی پدیدار کند. در این صورت باید این یکی را غیر عادی دانست چنانکه نزد مریض ممکن است حس ذائقه غیر عادی شود و چیزی که نزد دیگران تلخ است در دهان او شیرین نماید. هم‏چنین است در مورد حس شنوائی هنگامی که این حس در شخصی خلقتاً غیر عادی باشد صدائی را که نزد دیگران «غیر ملایم» است ملایم شنود و بعکس. پس انسان نباید به قضاوت شخصی خود قناعت ورزد بلکه باید عقاید دیگران را نیز مورد دقت قرار دهد. در موسیقی نیز مانند نجوم اصولی قابل قبول است که به‏شهادت عموم متکی باشد... »

فارابی در کتاب خود در موارد بسیار دربارهء تشخصی فاصله های ملایم و غیر ملایم و ویژگی های دیگر موسیقی آزمایش را مبنای کار قرار می دهد و حتی خود برای همین منظور صداسنجی اختراع کرده و فاصله ها را روی آن امتحان می کند و این همان دید علمی جدید است که از دورهء تجدد مبنای پیشرفت سریع علوم گردید و غربیها بناحق آنرا بخود نسبت می‏دهند.

تالیفات فارابی در موسیقی

  • فارابی در موسیقی دارای چهار کتاب است:

1-   کتاب الموسیقی الکبیر

2-   کتاب فی احصاء الایقاع

3-   کتاب فی النقره (در بعضی نسخه ها «فی النقله» مضافا الی الایقاع

4-   کتاب کلام فی الموسیقی

فارابی در کتاب الموسیقی الکبیر از کتاب الحاقی دیگری به آن کتاب شامل چهار مقاله نام می برد که در آن عقاید نظری‏دانان پیش از خود را آورده و آنها را تصحیح کرده است. کز گارتن، لاندو تریپودو اظهار نظر کرده اند که کتاب دست نویسی بنام «مجال الموسیقی» که در کتابخانه عبدالحمید قسطنطنیه نگهداری می شود همین کتاب دوم موسیقی فارابی است ولی فارمر معتقد است که در عنوان اشتباهی رخ داده و این کتاب همان «مدخل الموسیقی» است که جزء اول کتاب موسیقی کبیر است و دست نویس های آن بطور جداگانه در بعضی از کتابخانه ها موجود است. همچنین فارمر از کتاب دیگری بنام «کتاب الادوار» موجود در کتابخانهء احمد تیمور نام می برد که بعضی آنرا به فارابی نسبت داده اند.

از تالیفات موسیقی فارابی تنها کتاب موسیقی کبیر در دست است که خوشبختانه مهم‏تر از کتاب های دیگر او در این فن است. جزئی از این کتاب (فصل مربوط به آلات موسیقی) به مناسبت ششمین کنگره شرق‏شناسی (لید: 1884) بوسیلهء لاند تحت عنوان موسیقی عرب چاپ شده است و تمام کتاب بوسیلهء بارون رودولف در لانژه از 1930 تا 1935 به فرانسه ترجمه شده است.

در ترجمهء انگلیسی کتاب همراه با شرح و تفسیر بوسیلهء غطاس عبدالملک خشبه و دکتر محمود الخفی در 1967 بوسیله دارالمکاتب الویی للطباعه و النشر بالقاهره چاپ شده است.

نظری اجمالی به کتاب «الموسیقی الکبیر»

  • در آغاز این کتاب فارابی پس از ذکر علت تالیف که شرح آن گذشت چنین می خوانیم:

«برای آشنایی کامل انسان بهر علم نظری سه مرحله ضروری است:

1-   شناسائی کامل اصول آن علم

2-   توانائی استنباط نتایج حاصل از آن اصول در عوامل موجود در آن علم

3-   توانایی تشخصی نظرهای اشتباهی در آن علم و تجزیه و تحلیل عقاید اظهار شده بوسیله دیگران بمنظور جداسازی صحیح از غلط و رفع اشتباه و اصلاح آنها.

بر این اساس موسیقی نظری خود را در دو کتاب تالیف نمودیم:

در کتاب اول با روش خاص خود و بدون اختلاط آن با روش های دیگران آنچه را که برای رسیدن باصول اولیه این علم لازم است بطور کامل آورده ایم. و در کتاب دوم عقاید نظری‏دانان مشهوری را که پیش از ما در موسیقی وارد شده و کتابهایشان بنظر ما رسیده است ذکر کرده ایم و آنچه را که به‏نظرمان مبهم آمده تشریح نموده و با دقت عقاید آنهائی را که نوشته هایشان به نظر ما رسیده است تجزیه و تحلیل کرده و اشتباهات آنان را گوشزد و تصحیح نموده ایم.

کتاب اول به دو جزء تقسیم شده است. قسمت اول، دخول در موسیقی است و قسمت دوم اصل موضوع.

جزء اول دارای دو مقاله است.

و جزء اصل دارای سه بخش (فنی) است. در بخش اول اصول موسیقی و تمام عواملی که بطور کلی باین هنر مربوط است آورده شده است. بیشتر نویسندگان پیشین که کتابهایشان بما رسیده و همچنین معاصرین ما که بپیروی آنان قناعت ورزیده اند مطالعاتشان در موسیقی محدود بهمین بخش است.

در بخش دوم آلات موسیقی زمان خود را شرح و نشان داده ایم چگونه اصولی را که در بخش اول بیان شده است میتوان بوسیله این آلات بمرحلهء اجرا درآورد. سهمی را که معمولا از هر یک از این آلات میتوان برگرفت روشن بیان کرده ایم. هم‏چنین آنچه را که از قابلیت این آلات میتوان بدست آورد ولی عادت بر آن جاری نیست. در بخش سوم از چگونگی ساختن آهنگ های خاص گفتگو شده است.

هر یک از این بخش های سه گانه در دو مقاله گنجانده شده است و رویهم کتاب اول دارای هشت مقاله است و کتاب دوم دارای چهار مقاله و تمام اثر ما در موسیقی در دوازده مقاله است.»

از این نوشتهء فارابی چگونگی تقسیم موسیقی نظری فارابی روشن می شود. از عنوان کتاب «الموسیقی الکبیر» و مقدمهء بالا چنین استنباط می شود که این کتاب خود شامل دو کتاب بوده است. کتاب اول در هشت مقاله و کتاب دوم در چهار مقاله. از طرف دیگر چون پس از اتمام هشت مقاله کتاب اول عبارت «تمام شد کتاب» به چشم می خورد میتوان چنین پنداشت که کتاب الموسیقی الکبیر شامل هشت مقاله خود کتاب کاملی است. و کتاب دوم جدا از این کتاب نوشته شده است و شاید همان «کلام فی الموسیقی» منسوب به فارابی باشد که تاکنون بدست نیامده است و اگر بخت موسیقی‏شناسان یاری کند و روزی این کتاب پیدا شود بسیاری از تاریکی های موسیقی سنتی ایران روشن می گردد.

در هر صورت کتاب موسیقی کبیر فارابی دارای دو جزء است. جزء اول دخول در موسیقی و جزء دوم اصل موضوع شامل سه بخش، هر یک در دو مقاله و رویهم کتاب موسیقی کبیر دارای هشت مقاله است. اگر فهرستی از مطالب مورد بحث در این کتاب تنظیم کنند بیش از چهارصد موضوع می شود و اهمیت این کتاب را می رساند.

بسیار مناسب است که در اینجا دو موضوع مهم یکی انواع موسیقی و دیگر آهنگ سازی از نظر فارابی به اختصار گفته شود:

  • راجع به اقسام، فارابی موسیقی را چه از لحاظ اجرا و چه از لحاظ ساختن آهنگ به سه تقسیم می کند. قسم اول: موسیقی نشاط انگیز (ملذ) است که بیشتر متداول است و برای انسان دلنشین و آرامش افزاست بدون آنکه توجه هنری را تحریک و جلب کند و برای رفع خستگی بکار می رود.

قسم دوم برای انسان دلنشین است و علاوه بر آن با ایجاد احساس های مختلف قوهء تخیل و تصویر ما را برمی انگیزد و تصاویری از اشیاء در ذهن ایجاد می کند. این قسم موسیقی افکاری به ما تلقین می کند و آنها را چنان بیان می کند که در ذهن ما نقش می بندد و شکل می گیرد. می توان این نوع موسیقی را احساس انگیز (انفعالی) نامید.

تاثیر قسم اول را بر گوش میتوان به تاثیر یک نقش تزئینی بر چشم تشبیه کرد. در صورتیکه تاثیر قسم دوم شبیه تاثیر یک نقاشی تصویری بر چشم است. یک نقش تزئینی تنها برای چشم خوش آیند است در حالیکه یک تابلوی نقاشی علاوه بر آن نهادهای موجودات، تمایلات، افعال و اخلاق و روحیات آنها را در ذهن مجسم می سازد.

قسم سوم نوعی از موسیقی است که نمایش واکنشی از حالات روحی انسان است و میتوان آنرا خیال انگیز (مخیل) نامید. این نوع موسیقی قوهء تصور ما را تحریک می کند به ویژه اگر با حکایت منظوم و یا اشکال دیگر گفتارهای خطایی همراه باشد. دراین صورت تاثیر آن تشدید می شود.

  • و اما دربارهء آهنگسازی چنین اظهار نظر می کند:

هنگامی که شخصی بحدی از توانائی فطری با اکتسابی برسد که بتواند آهنگ خوب را از بد تمیز دهد. «ملایم» را از «غیر ملایم» باز شناسد و نت های متوافق و منتافر را از هم جدا سازد و نت های موسیقی را چنان با هم ترکیب کند که به گوش و به طور کلی در ساختن آهنگ دست پیدا کرده باشد، موسیقی عملی را در جلوهء دوم خود دارا میباشد (جلوه اول اجرای آنست). برای رسیدن باین پایه شخص باید دارای گوش حساس و دقیق،  توانائی درک و تصور طبیعی باشد. برای اینکه موسیقی‏دانی جزء این دسته از هنرمندان باشد کافی است بتواند آهنگ بسازد بدون آنکه آنرا تفسیر یا قضاوت کند.

هم‏چنین موسیقی دانانی یافت می شوند که می توانند بداهه نوازی کنند یعنی آهنگ هائی را که از پیش در ذهنشان نقش نبسته است فی البداهه بنوازند. آهنگ نزد آنان هنگام احساس صوتی خاص شکل می گیرد مثلا خود چند نت زمزمه کنند و یا زمزمه ای از دیگری بشنوند. چنین هنرمندانی از دسته اول چیزی کم ندارند. نزد آنان نهادهای موسیقی چنان است که آهنگ در لحظه ای که قصد ساختن می کنند هنگام نواختن شکل می گیرد و تنها نوازش مختصری از گوش کافیست آنان را براه اندازد.

دستهء دیگر از آهنگسازان قوهء تصورشان از این حد هم بالاتر است. آهنگ موسیقی یا عواملی که آنرا ترکیب می کنند برای آنان بدون احتیاج به یک محرک خارجی از احساس صوتی و بدون نوازش گوش با چند نت موسیقی در ذهنشان نقش می بندد. تنها ارادهء آنان برای ساختن یک اثر موسیقی و گذار از تصورشان کافی است.

بنابرآنچه گفته شد موهبت آفرینش موسیقی را می توان به سه درجه تقسیم نمود:

نخست موهبتی که با دارا بودن آن هنرمند برای ساختن آهنگ احتیاج به کمک یک عامل حسی دارد.

دوم موهبتی که با دارا بودن آن هنرمند برای ساختن آهنگ به‏ هیچگونه کمک خارجی نیازمند نیست ولی هنوز قادر به استدلال و توجیه آنچه ساخته است، نیست.

سوم موهبتی که با دارا بودن آن هنرمند به درجه ای از قوهء توانایی تصویر می رسد که از عهدهء توجیه و استدلال آنچه می سازد، بر می آید و اسحق موصلی از این دسته بوده است.

***

  • چنانکه ملاحظه می شود تقسیم موسیقی به انواع سه گانه امروز هم قابل قبول است و بر همه نوع موسیقی موجود نزد هر ملت صادق است.

در مورد آهنگ ‏سازی بسیار قابل توجه است که فارابی بداهه‏نوازی را نوعی آهنگ سازی می داند و اهمیت آنرا کم از آهنگ سازی نمی شناسد و این عین حقیقت است چه وقتی نوازنده ای در درجه ای از مهارت رسید که بتواند قوهء تصور خود را روی ساز خود مجسم سازد در حقیقت خود آهنگ سازی است که هنگام اجرا آهنگ سازی می کند.

بنابراین اینکه گفته می شود که اگر ردیف موسیقی ایرانی را پیاپی بنوازند 12 ساعت موسیقی بیشتر نمی شود بهیچ وجه صحیح نیست چه بداهه نواز هیچ گاه دستگاهی را تقلید نمی کند و هربار که آنرا اجرا می کند خود آهنگ تازه ای محسوب می شود و همین غنای موسیقی ایرانی را می رساند و ردیف به منزلهء «متد» است که برای رساندن موسیقی دان به درجهء بداهه نوازی به کار می رود.

 

اطلاعات مقاله:

مجله رودکی٬ شماره ۳۹ و ۴۰ـ سال چهارم٬ دی و بهمن ۱۳۵۳ـ صفحات ۲ تا ۵

مجموعه: لاله تقیان و جلال ستاری

آماده سازی برای انتشار: ندا زندی



ارسال توسط حسام

سرو چمان من چرا میل چمن نمی کند 

همدم گل نمی شود یاد سمن نمی کند

دل به امید وصل تو همدم جان نمی شود

جان به هوای کوی تو خدمت تن نمی کند

با همه عطر دامنت آیدم از صبا عجب

کز گذر تو خاک را مشک ختن نمی کند

تا دل هرزه گرد من رفت به چین زلف تو

زان سفر دراز خود عزم وطن نمی کند

ساقی سیم ساق من گر همه جور می دهد

کیست که تن چو جام می جمله دهن نمی کند

اعضاي گروه:

مجيد درخشاني (تار و سرپرست گروه)

محمدرضا شجريان (آواز)

همايون شجريان(آواز و تمبك)

حسين رضايي نيا(دف)

سعيد فرجپوري(كمانچه)

محمد فيروزي(بربط)

برای دانلود کیلیک نمایید

حجم فايل : 20 مگابايت

زمان فايل : 10 دقيقه


برچسب‌ها: محمدرضا شجريان, استاد شجريان, همايون شجريان

ارسال توسط حسام
 
تاريخ : پنجشنبه شانزدهم مرداد 1393

جمشید شمیرانی (زاده ۱۳۲۰ تهران) هنرمند و نوازنده تمبک می‌باشد.

شمیرانی تعلیم یافته مکتب حسین تهرانی است او در سال ۱۳۳۹ شمسی برای ادامه تحصیل در رشته ریاضی به فرانسه رفت اما در مسیر دیگری قرار گرفت. او از بدو ورود در مرکز مطالعات شرقی وابسته به دانشگاه سوربون پاریس مشغول آموزش تمبک شد و در طول پانزده سال فعالیتش در این مرکز شاگردان بسیاری را که اکثراً غیر ایرانی بودند، تربیت کرد. علاوه بر این او در سال‌های اولیه اقامتش در فرانسه به جشن هنر شیراز نیز دعوت شد و ساز استادان بزرگی چون سعید هرمزی، غلامحسین بیگجه خانی، علی‌اصغر بهاری و... را با تمبک همراهی کرد. در اوایل دهه هفتاد میلادی نیز با داریوش طلایی، مجید کیانی، محمود تبریزی‌زاده و محمد موسوی نیز همکاری‌هایی داشته که حاصل آن چند سی دی است که از سوی رادیو فرانسه و دیگر موسسات نشر فرانسوی منتشر شده است. او همچنین حسین علیزاده و محمدرضا شجریان را نیز در تورهایشان همراهی کرده است.

شمیرانی با هنرمندان بنام اروپایی و غیر اروپایی نظیر:

  • پیتر بروک
  • رس دالی
  • آنری آنیل
  • ژان پیر دروئه
  • سلیمان ترائوره
  • عمر سوزا
  • زامیر احمد

و . . . نیز همکاری داشته که حاصل این همکاری‌ها بیش از ده‌ها سی دی منتشر شده و نیز کنسرت‌های بی شمار است که بسیاری از آنها از ماندگار ترین آثار موسیقی، به ویژهموسیقی تلفیقی، به شمار می‌روند. آلبوم موسیقی «اشاره» اثری از جمشید شمیرانی توسط انتشارات ماهور منتشر شد، این مجموعه به پاس ۵۰ سال فعالیت هنری شمیرانی، در کشور زادگاهش منتشر می‌شود و تلاش شده است، مسیر حرکت هنری او در طول این سال‌ها و نیز تنوع تکنیک، اجراها و وسعت دید هنریِ وی را تا آنجا كه ممکن است دربرگیرد.

  • دونوازی کمانچه و تمبک (محمود تبریزی‌زاده و جمشید شمیرانی)
  • جلوه گل (آوازعلیرضا قربانی تمبک جمشید شمیرانی)
  • دلگشا (تار داریوش طلایی تمبک جمشید شمیرانی)
  • رنگ فرح (آواز رضوی سروستانی تمبک جمشید شمیرانی)
  • اشاره از جمله كارهاي او مي باشد..

قطعه تصويري سه نوازي تمبك

برای دانلود کیلیک نمایید

حجم فايل : 20 مگابايت

زمان فايل : 6 دقيقه


برچسب‌ها: جمشيد شميراني, تمبك, بيژن شميراني, شميراني ها

ارسال توسط حسام
 
تاريخ : پنجشنبه نهم مرداد 1393

نشانی‌هاست در چشمش نشانش كن نشانش كن
ز من بشنو كه وقت آمد كشانش كن كشانش كن
برآمد آفتاب جان فزون از مشرق و مغرب
بیا ای حاسد ار مردی نهانش كن نهانش كن
از این نكته منم در خون خدا داند كه چونم چون
بیا ای جان روزافزون بیانش كن بیانش كن
بیانش كرده گیر ای جان نه آن دریاست وان مرجان
نیارامد به شرحش جان عیانش كن عیانش كن
عیانش بود ما آمد زیانش سود ما آمد
اگر تو سود جان خواهی زیانش كن زیانش كن
یكی جان خواهد آن دریا همه آتش نهنگ آسا
اگر داری چنین جانی روانش كن روانش كن
هر آن كو بحربین باشد فلك پیشش زمین باشد
هر آن كو نی چنین باشد چنانش كن چنانش كن
برون جه از جهان زوتر درآ در بحر پرگوهر
جهنده‌ست این جهان بنگر جهانش كن جهانش كن
اگر خواهی كه بگریزی ز شاه شمس تبریزی
مپران تیر دعوی را كمانش كن كمانش كن
 

استاد مجید درخشانی: نوازنده‌ تار، آهنگساز و سرپرست گروه

رامین صفایی: نوازنده‌ سنتور

مژگان شجریان: نوازنده سه تار

محمد رضا ابراهیمی: نوازنده‌ عود

شاهو عندلیبی: نوازنده‌ نی

رادمان توکلی: نوازنده تار

حمید قنبری: نوازنده تنبک

سینا جهان آبادی: نوازنده‌ کمانچه

حسین رضایی‌نیا: نوازنده‌ دف و دایره

حامد افشاری :نوازنده قیچک باس

مهدی امینی: نوازنده‌ رباب

مهرداد ناصحی: نوازنده‌ قیچک آلتو

کاوه معتمدیان دهکردی: نوازنده‌ کمانچه

سحر ابراهیم: نوازنده قانون

نگار خارکن: نوازنده کمانچه

جمشید صفرزاده: نوازنده بم ساز

استاد محمدرضا شجریان: خواننده
 
 
 
برای دانلود کیلیک نمایید
 
حجم فايل : 20 مگابايت
 
زمان فايل : 6 دقيقه
 

برچسب‌ها: محمدرضا شجريان, استاد شجريان, مجيد درخشاني, گروه شهناز, شجريان

ارسال توسط حسام
 
تاريخ : شنبه چهارم مرداد 1393
استاد سید خلیل عالی نژاد چهره بی ادعا و بی همتای تاریخ معاصر ایران در زمینه عرفان , سلوک , شناخت موسیقی غنی ایرانی و تنبور نوازی است که با صدایی شگفت انگیز و عارفانه اش روح و روان هر انسانی را دگرگون میکرد . زنده یاد عالی نژاد در سال 1336 در کرمانشاه متولد شد .
 
 
 
 
پدرش مرحوم سید شاهمراد تنبور می نواخت سید خلیل مشق تنبور را به تشویق مادر با سید نادر طاهری آغاز کرد و بعد از 2 سال نزد سید امرالّه شاه ابراهیمی رفت همچنین از درویش امیر حیاتی بهره برد. بعدها به محضر استاد عابدین خادمی راه یافت و از گنجینه پنهان در سینه آن مرحوم بهره مند شد.همزمان سرپرستی گروه تنبور نوازان صحنه را به عهده گرفت ، در اواخر دهه پنجاه استاد عالی نژاد در رشته موسیقی دانشگاه هنر فارغ التحصیل شد . او برردیف موسیقی دستگاهی ایران تسلطی کافی داشت .
 
سید خلیل صدای گرم و عرفانی داشت و آواز را از مکتب مرحوم استاد میرزا حسین خادمی آموخته بود وازمرحوم نادر نادری دف آموخت و تار را از کیخسرو پور ناظری ، نواختن تارش به شیوه نوا زندگی مکتب برومند نزدیک بود و پرده گیری های زیبایش و مضراب شمرده و جمله بندی هایش در سه تار، ساز مرحوم یوسف فروتن را به یاد می آورد. استاد همچنین علاوه بر نوا زندگی تنبور به ساخت تنبور نیز پرداخته است و تنبورهای او با مهرشیدا و قلندر موجود است . اوایل دهه 60 گروه تنبور شمس به سرپرستی پورناظری تشکیل شد و استاد عالی نژاد به جمع این گروه پیوست . حاصل همکاری با تنبور شمس تکنوازی و جواب آواز ماندگار سید خلیل در کاست صدای سخن عشق بود که با صدای ناظری انتشار یافت . در اواسط دهه 60 سید خلیل خود گروه بابا طاهر را تشکیل داد و اعضای گروه باباطاهر کاستی بیرون دادند به نام« زمزمه قلندری » ، در اواخر دهه 60 به خواست مرحوم عبادی برای شرکت در مراسم خاکسپاری او به تهران آمد و ماندگار شد. او علاوه بر خوانندگی و تنبور نوازی سه تار, دوتار,تار, دف هم می نواخت ودستی چیره بر آن داشت. سال 1376که به جشنواره موسیقی حماسی آمد و زیر بغل استاد وپیر مرادش درویش امیرحیاتی را گرفت و او را به صحنه تالار اندیشه آورد تا هنرش را عرضه بدارد.وخودش نیز در بخشی از برنامه مقام های سوار سوار ، سماع رقم چهارم ، جلوشاهی وخان امیری رااجرا کرد و زیبایی کارش در آن بود که ماهورایلامی و عالی مکان رابرای اولین بار عرضه نمود که هنر اجرایش مورد تشویق تماشاگران قرار گرفت. سالهای ماندگاری او در تهران منجر به تألیف کتاب تنبور از دیر باز تاکنون شد وهمچنین به دلیل فعالیتهایی که داشت همان سالها مشکلاتی برایش ایجاد شد و زندگی ملال آوری را تجربه کرد تا آنجا که مجبور به ترک وطن شد و به سوئد مهاجرت کرد . شوربختانه این فرزند غیور ایران در 27 آبان 1380 دور از میهن در شهر گوتنبرگ سوئد در سر کلاس درس تنبور ایرانی به قتل رسید وخانه وجسم پاکش را به آتش کشیدند. کالبد سوخته اش را در مقابل تالار وحدتت در تهران با حضور مسئولین وزارت ارشاد و همچنین در کرمانشاه تشیع کردند . استاد عالی نژاد دهها کنسرت در ایران و به خصوص در تهران به زبانهای پارسی و کردی اجرا کردند که مورد استقبال مردم نیز واقع شد . اشعار انتخابی استاد عالی نژاد نشان از روح بزرگ و ایرانی اش داشت . سخنان مولانا , حافظ , سعدی , باباطاهر , خیام , فردوسی و . . . مهم ترین انتخابهای او بودند . دولت وقت ایران در سال هشتاد سفیر سوئد را برای توضیح دادن پیرامون این جنایت هولناک فراخواند ولی متاسفانه به دلیل عدم پیگیری مداوم دولت این جنایت بی سابقه مسکوت ماند و مشخص نگردید که چه کسانی می توانستند مردی وارسته , عارفی بی ادعا که صدا و تنبورش آوازه جهانی داشت را اینچنین وحشیانه به آتش بکشند ؟
 
 
سخن بالا که اگر هیچ سایه پذیرد ما سایه هیچیم نشان از روحیه بی ادعا و افتاده این درویش,عارف و استاد وارسته همیشه ماندگار تاریخ ایران دارد . پس از مرگش معلوم گردید که وی هزینه چندین جوان را از کودکی تا مرحله دانشگاه و همچنین چندین خانواده کم درآمد را بر عهده گرفته بود .
 
 
 
ولی آنچه که مسلم است این است که وی پیش از آنکه ارزش واقعی اش در میان جامعه مشخص گردد از سوی ما پرکشید و رفت . شاید به آرزوی درینه اش رسید ولی غمی بزرگ بر جامعه عرفانی و عاشق پرور ایران زمین بر جای گذاشت که هرگز جبران نخواهد شد . شاید این واقعه تلخ تجربه ای برای ارزش نهاندن بر دیگران بزرگان این سرزمین گردد 
 
 
در پايان نيز قطعه تصويري مقام سحري را از استاد فقيد تقديم شما مي كنيم...
 
برای دانلود کیلیک نمایید
 
 حجم فايل : 13 مگابايت
 
زمان فايل : 5 دقيقه
 

برچسب‌ها: سيد خليل عالي نژاد, تنبور

ارسال توسط حسام
 
تاريخ : چهارشنبه یکم مرداد 1393

عكس برگزيده شده ماه پنجم سال 1393

رشید کاکاوند و شهرام ناظری

رشيد كاكاوند و شهرام ناظري


برچسب‌ها: رشيد كاكاوند, شهرام ناظري

ارسال توسط حسام

شروع فعالیت هنری او با ساز سنتور نزد محمد وکیلها بود. آهنگسازی و تئوری موسیقی را نزد استاد پرویز منصوری و استاد محمدرضا درویشی آموخته و در سال 1368 که دانشکده موسیقی افتتاح شد جزء اولین ورودی های این دانشگاه بود. در سال 72 فارغ التحصیل شد و از سال 70 تا 76 نزد استاد فقید فرامرز پایور کسب علم نمود. در سال 75  موفق به قبولی کارشناسی ارشد در رشته پژوهش هنر شد و تدریس در دانشگاه را در سال 78 شروع کرد . در سال 80 پس از مدیر گروه شدن در دانشگاه در رشته پژوهش هنر به مقطع دکتری راه یافت .او از 1390 عضو هیئت علمی و هم اکنون رئیس دانشکده موسیقی دانشگاه هنر می باشد.

در یکی از روزهای گرم تابستان با دکتر حسین میثمی به گفتگو پرداختیم و او برای ما از پیرامون موسیقی شهر گفت.

موسیقی استان قزوین را چه طور می بینید؟ این چند سال پیشرفتی داشته یا خیر؟

پیشرفت بله داشته است.  به لحاظ نوازندگی ماپیشرفت داشته ایم ، علت آن هم نزدیکی به تهران است. اکثر نوازندگان ما یا آموزش آکادمیک دیده اند و یا اگر دانشگاه نرفته اند زیر نظر اساتید بزرگ درس گرفته اند.سطح نوازندگی در استان قزوین خوب است ونمونه اش آمارهایی است که در جشنواره های مختلف ما شاهد آن هستیم و بعضی از آنها در گروه های مطرح ساز می زنند.

شما سالها در انجمن موسیقی استان قزوین به فعالیت پرداخته اید . سطح جشنواره قزوین را چگونه می بینید؟

نفس  جشنواره این است که ما بتوانیم با ایده ها و نوآوری ها و تکنیک ها و... روبرو شویم و از آنها استفاده کنیم . در واقع یک گردهمایی است برای اینکه ما بتوانیم دانش هنری خودمان را تقویت نماییم. رقابت بخش دوم جشنواره است و بد هم نیست که چند گروه به رقابت بپردازند و از میان آنان گروه برتر انتخاب شود. این دید از جشنواره خیلی خوب است.

به نظر شما تنها یک جشنواره می تواند تاثیری بر روند روبه رشد  موسیقی استان داشته باشد؟ در واقع فقط یک جشنواره کافی است یا باید کارهای دیگر در کنار جشنواره صورت بگیرد؟

خیر . فقط یک جشنواره نمی تواند تاثیر به سزایی در روند رو به رشد موسیقیایی شهرمان داشته باشد. به عقیده بنده معمولا جشنواره مواقعی معنی دارد که بنادی قوی داشته باشد . وقتی ما اعلام می کنیم جشنواره ، ممکن است چندین گروه دور هم جمع بشنود وشروع به فعالیت کنند و به اجرای برنامه در جشنواره بپردازند . ولی این کار بنیاد ندارد. چندین سال پیش، بنده یک طرحی در انجمن مطرح کردم ، آن هم این بود که یک سری از گروه های آماتور را دور هم جمع کنیم و که این ها چند سال با هم کار کنند زیر نظر یک سرپرست که از تجربه لازم برخوردار باشد یا اینکه حداقل لیسانس موسیقی داشته باشد. در ابتدا سه یا چهار گروه تشکیل شد . بعد از گذشت یک سال تصمیم گرفتیم که گروه ها را افزایش دهیم. اواخر به هشت یا نه گروه رسیده بود . بعد طرحی دادم به نام" مکتب آواز قزوین" . همانطور که می دانید گروه های قزوین از نبود یک خواننده خوب رنج می بردند. طرح مکتب آواز قزوین این بود که هنرجویان با استعداد آواز زیر نظر اساتید کشوری در شهر قزوین به یادگیری مشغول شوند. دوازده نفر از سی نفری که شرکت کرده بودند پذیرفته شدند تا نظیر نظر اساتیدی چون مرحوم ابراهیمی و جناب آقای ناصح پور کار کنند . این برنامه یک سال برگزار شد. متاسفانه با عوض شدن مسئولین در ارشاد این طرح به راحتی منتفی شد و دیگر اجرا نشد.

در جشنواره استان قزوین یک اتفاق خوب افتاده آن هم برگزاری رقابت بین گروه های کوبه ای است که حتی در جشنواره فجر نیز همچین ژانر اختصاصی نیز وجود ندارد. به نظر شما ما برای اینکه این ژانر را بیشتر در کشور جا بیندازیم چه کارهایی باید انجام دهیم؟

خب هر استانی یک ویژگی منحصر به فرد دارد . مثلا در لرستان شما اکثریت نوازنده های کمانچه قوی می بینید، در اصفهان نوازنده نی قوی می بیند ، در کردستان نوازندگان تنبور میبینید. ما در این زمینه قدرت کافی داریم باید مسئولین به فکر باشند تا بتوانیم این موضوع را ساماندهی نماییم. ما هم در قزوین هشت یا نه گروه حرفه ای کوبه ای داریم که باید این گروه هارا پشتیبانی کنیم تا به هدف اصلیشان نزدیک تر شوند تا بتوانند در عرصه ملی بیشتر بدرخشند و در واقع باید این ویژگی خوب و شایسته استان را بزرگ و مطرح کنیم. این وظیفه برعهده اداره ارشاد می باشد و کارشناسان باید بیشتر در این مسئله یاری نمایند.

چه کتاب هایی از شما به چاپ رسیده؟ اگر امکان دارد کمی در مورد مقاله هایتان نیز  برایمان توضیح دهید.

بنده شش کتاب تالیف کرده ام که چهار كتاب  آن به چاپ رسیده است. یکی در رابطه با مباحث فقهی است و دومین کتاب بنده در رابطه با موسیقی دوران صفویه است ، سومین کتاب در موردحاج ملا عبدالکریم جناب قزوینی . چهارمین آن نیزدر مورد موسیقی استان قزوین است .

 دو عدد کتاب دیگر که هنوز به چاپ نرسیده است با موضوع بیوگرافی چهرهای موسیقی استان قزوین و دومین کتابی که هنوز به چاپ نرسیده در  ارتباط با تاریخ موسیقی ایران است که برای آموزش و پرورش تالیف شده است. در زمینه مقاله نیز حدودا سی مقاله نوشته ام در زمینه های مختلف موسیقی.

چرا در دانشگاه ها اکثریت سازها به عنوان ساز تخصصی تدریس می شود ولی سازهای کوبه ای نظیر(تمبک و دف) به عنوان ساز تخصص در لیست دروس موسیقی نیست؟

این موضوع برمیگردد به سیاست گذاری هایی که اوایل برای تاسیس این رشته راه انداختند. در واقع هدف از راه اندازی رشته موسیقی در دانشگاه ردیف موسیقی کلاسیک ایرانی بود. چون با سازهای کوبه ای هنرجونمی تواند ردیف بنوازد بنابراین سازهای ملودیک را در لیست رشته موسیقی قرارداده اند.

یعنی هیچ طرحی برای وارد شدن ساز کوبه ای به دانشگاه تا به الان مطرح نشده؟

معاون آموزشی دانشگاه یک طرحی در این زمینه مطرح کرد و در حال پیگری می باشد وسیاست این است که بتوانیم واحد های ریتمیک این دانشجویان را بیشتر کنیم ویک رشته مجزابه نام نوازندگی ساز کوبه ای به وجود بیاوریم. ولی اینکه بتوانیم این امر رامحقق کنیم یک مقدار زمان بر است.

نیاز جامعه موسیقی استان قزوین چیست؟

علاوه بر سرمایه گذاری نیاز به مدیریت و  طرح داریم. این سه وجه مانند یک مثلث می ماند ، اگر یکی از آنها را نداشته باشیم طبیعتاً نمیتوانیم در راستای هدفمند شدن موسیقی استان قدم برداریم.

و اما سخن آخر...

تصمیمات نباید روی تصورات لحظه ای صورت گیرد. توجه مسئولین را به این مسئله جلب می کنم که به این جنبه ها وایده ها فکر کنند و  در کارهای بنیادین موسیقی شهرمان سرمایه گذاری نمایند . کاری که بتواند نوازنده خوب در سطح استان بسازد...



ارسال توسط حسام

اسلایدر