رشید کاکاوند
وبلاگ اختصاصی رشید کاکاوند

 
تاريخ : یکشنبه یازدهم خرداد 1393

                                  

امیر ناصرافتتاح فرزند احمد افتتاح افسر ارتش ومجروح جنگ جهانی دوم به سال 1314 خورشیدی در تهران متولد شد. وی بهرمند از تعلیم هوشنگ مهرورزان ، حسین تهرانی ، ابوالحسن صبا وروح الله خالقی بود.

زنده یاد افتتاح هنرمندی که تنبک وریتم از زمان او تابه امروز تحولات بنیادینی پیدا کرد .تاثیر گذاری موسیقی ایشان نه تنها در دوران خودش بلکه حتی امروز نیزبه وضوح دیده میشود.

بسیاری از الگو های ریتمی درزمان او به وجود آمد و بسیاری دیگر با او به کمال رسیدند. برای ریشه یابی چگونگی کار کرد یک سبک هنرنمی توان تنها خود ان سبک را مورد برسی قرار داد وبرای درک بهتر وپی بردن به خاستگاه  تفکرات هنری ایشان باید به بافت تاریخی اثر مشاهده کرد.

چرا که معتقیدیم بشر در هرعصر دانسته های خویش را باورمی سازد واین مناسبت اهمیت و تاثیرگذاری او را در موسیقی ایران یادآور میکند.و میتوان گفت او بیشترین سهم را در این مسیر داشته است وشاگردان ایشان دلیل بر این مدعا می باشند.

کافی است فقط به تاثیر آشکار ایشان ویا رد پای پنهان او را در شیوه ی اجرای نوازندگان بعد مرحوم افتتاح اشاره کنیم. این حد از تاثیر گذاری پرسشی را در پیش روی ما می نهد که در موسیقی ایشان چه چیزپنهان است که این نوازنده تاثیر گذار و ماندگار است. در این مورد بایستی  به بافت تاریخی که افتتاح در ان میزیسته و ناگزیر باید به آنچه در زمان او هویت داشته پرداخت بنابراین بستر فرهنگی و اقتصادی در یک طرف و بستر فکری فلسفی دیگر موضوع قرار داد که بنیان زیباشناسی ذهنی ایشان را به نمایش میگذارد.

نظر افتتاح در مورد تحول موسیقی ایران

هرتغیری را نمی توان تحول نامید. منظور از تحول نوعی دگرگونی  در شکل مثبت است وبیشتر تغیرات در موسیقی ما در چند سال اخیر نوعی تحریف بوده.شرطی لازم برای تحول در هنر وموسیقی است.

1-شناخت همه جانبه و عمیق نظری وعلمی از پشتوانه های گذشته

2-پایبندی به اصول صحیح ودرست هنری و پرهیز ازتقلید و تحریف

3-داشتن قوه ی ابتکار وقریحه طبیعی که گاه  نبوغ نیز نامیده میشود

آثار موسیقایی

آثار موسیقیایی ایشان را می توان به سه دسته تقسیم کرد.

1-دسته اول شامل اجراهایی که در برنامه های مختلف گل ها اجرا شده

2-مسافرت هایی که براساس مبادلات فرهنگی جهت معرفی موسیقی ایران انجام شده

3-آثار ماندگاری ازضیط های خصوصی بعد از دوران باز نشستگی با هنرمندانی چون شهناز-یاحقی-بدیعی-خرم-کسایی وسایر اساتید به جای مانده.

باشنیدن اثر ایشان پیوستگی عمیق و ریشه دار بیشتر مشخص میشود و از امتیازات خاص ایشان در نوازندگی پنجه بسیار پرقدرت اوست که دربین نوازندگان هم عصرش به ندرت نظیر اویافت میشود.به خصوص در هنگام نواختن  اجرای تمپانی و ریز پلنگ که افتتاح در نواختن دو تکنیکی که ذکر شد از مهارت کامل برخور دارست.

در ادامه مطلب باید گفت عواملی که در سبک ایشان مطرح است:

1-کوک دقیق صدای تنبک در ارکستر

2-روش نوازندگی که نتیجه بهترین و صحیح ترین روش آموزش درباره ی وضع استقرار دست هاست(پوزسیون دست ها)استقرار درست وصحیح  انگشتها و قرار گرفتن اصولی ساز دردست به هنگام ناختن.

3-ارایه مطلب یعنی ارایه جملات موسیقی به صورتی قابل فهم و رک به نحوه ای که شنونده لذت جمله نواخته شده را دریافته و اماده ی استماع جمله بعد شود.

4- مبدع ابتکاراتی در ایجاد صدا وهمچنین نظم در ارایه تاکید ها.

5-تسلط بر صدا در اوج و فرود و ادای حق مطلب.

6-دارای خلاقیت هایی استوار ساختن الوهای ریتمیک به خصوص در پاساژها.

7-نوانس یا شدت صدای تنبک و نوسان صدایی ساز ایشان چنانکه صدای تنبک ایشان همیشه چه در دو نوازی ها و چه درگروه نوازی ها زیر صدای ساز یا ارکستر بوده و به اصطلاح حل می شد و در عین حال سر ضرب ها کاملا درست و به جا اجرا وشنیده می شود.

8-عدم استفاده بیش ازحد  از کار های اکروباتیک ونمایشی روی تنبک که متاسفانه در زمان ما بسیار مرسوم و رایج شده وتوانایی نوازندگان بر اساس ان سنجیده میشود.

9-شعور بالای ریتمیک خصوصا در قطعات وضرب های سنگین که از عهده هر کس بر نمی اید.

10-اجرای روان وسلیس ریتم ها وتکنیک ها خصوصا در ریز ها که بسیار پر و روان اجرا می شد که در نسل بعد از ایشان این توانایی را می توان در اجرای تمبک مرحوم ناصر فرهنگفر که افتخار شاگردی یکی از شاگردان استاد افتتاح به نام ترکمان را داراست مشاهده کرد.

11-سونوریته خاص تنبک که از حجم بسیار خوبی برخوردار بودو تناسب مشهوری با ارکستر یاساز همراه داشت و به اصلاح صدای ساز در ارکستر حل می شد.

12-نوازندگی استاد امیر ناصر افتتاح مور تاکید همه بزرگان موسیقی آن زمان بود به طوری که جز افتخارات هر نوازنده این بود که تنبک افتتاح همراه ساز انها باشد بدین جهت که در عین زیبایی و روانی وسلامت ریتمی ایشان تنبک . اصالت وقانونمندی ویژه ای برخوردار است.

 قضاوت در مورد شاگردانش

افتتاح قضاوت در مورد شاگردانش را در پاسخ به سوالی که کدام بهترند؟را به آینده و قضاوت آیندگان واگذار نموده است.

او هر یک از شاگردانش را از لحاظ روحیه کاملا میشناخت و هر یک را مطابق شان کاری و سابقه هنری و رفتارشان بها میداد.

در مورد متد ایشان

در ارتباط با طرز نگارش علائم ومطالب با استفاده از روش مرحوم صبا براساس حامل یک خطی که نمونه ای از یادداشت های استاد فقید صبا در مجله موزیک ایران به تاریخ1338 یعنی دوسال پس از فوت این استاد گرانمایه به چاپ رسیده است.

پس از فوت مرحوم اقتتاح به سال1366 در سال 1371 حاصل زحمات و تجارب ارزنده این استاد گرانمایه که مشتمل بر چند دفترچه بر ارسال روش نت نویسی حامل یک خطی مرحوم صبا بود در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی ( توسط یکی از شاکردان ایشان به نام امیر بابک رکنی والا ) به عنوان روش تدریس تمبک برای سه دوره ابتدایی و متوسطه و عالی نوشته شد.

متد اموزشی مرحوم افتتاح از یک سو از ویژگیهای موسیقی ملی ما الهام گرفته است و نیازهای جامعه ما را دارا بود.ضمنا دقت به موزیک ساز و ارائه جدیدی از جملات موسیقی که حاوی پیامی خاص و تکنیک یا اصول اجرا می باشند در ان به چشم میخورد و همچنین نحوه انگشت گذاری ارائه و اجرای ان در ریتم های متداول اکل خاصی را در نوازندگی دنبال می کرد.

ابتکار در اجرای اشاره نت زینت دوبل با دست راست و ابداع نوع دیگری از اجرای ریز به نام (ریز پلنگ) که از طریق رادیو به همگان انتقال یافت. بعدها این ریز که توسط یک پلنگ اجرا میشد به انگشتان دیگر نیز انتقال و گسترده تر شد.و استفاده از این تکنیک در بسیاری از قسمت های متد ایشان به چشم می خورد.

هنر کده ایشان به عنوان آکادمی تمبک شناخته می شد و اکثر علاقمندان جهت یادگیری این ساز به کلاس ایشان مراجعه می کردند که طبق یک آمار تقریبی نزدیک به دویست نفر از کلاس ایشان استفاده کرده اند.

شادروان افتتاح با مطالعه بر روی آثار به جای مانده از گذشتگان نظیر: اقبال آذر و سید حسین طاهزاده (خواننده) و عبدالله دوامی (نوازنده ضرب و تصنیف خوان) و باقر خان( نوازنده کمانچه )و رضاقلی خان تجریشی (نوازنده ضرب و تصنیف خوان) و مشیر همایون شهردار( نوازنده پیانو) و اکبر خان( نوازنده فلوت) و میرزا اسدالله خان( نوازنده سنتور) و حسین هنگ آفرین (نوازنده ویلن و سه تار) و نایب اسدالله (نوازنده نی) ، متوجه نوانس ها و ویبراسیون هایی شد که با نوانس ها و ویبراسیون های موسیقی جهانی فرق می کند و با توجه به ذوق سلیم و سرشار خود از انها استفاده کرده است.

مرحوم افتتاح از مفاخر موسیقی ملی ایران است و بهترین سالهای زندگیش را صرف هنرش کرد. از نظر موسیقایی در گروه موسیقی دانهایی است که پس از ایجاد موسیقی نوین توسط کلنل وزیری و با تغییراتی در حول و حوش همان مکتب به کار پرداخت و خدمات افتتاح در هنر کد هاش دنباله منطقی همین راه می باشد. بطوری که شاهدیم در ان دوره فقط دو نام در بین نوازندگان تمبک به چشم می خورد (حسین تهرانی و امیرناصر افتتاح)وی مردی مهربان مودب و خوشمحضر بود و سالیان متمادی را در موسیقی ایران از ویژگی های مثبت اخلاقی وی می باشد.

از سال 1330 به طور جدی و مداوم به تعلیم موسیقی به شاگردانش پرداخت و این انسجام و مسئو لیتپذیری ایشان در قبال حفظ کلاس و پرورش شاگردان متعددی که هر کدام صاحب سبک یا بیان هنر خاص خود هستند به طوریکه در دوره ای آبتین اجلالی و بهمن رجبی و محمد اسماعیلی و در دوره ای دیگر مرتضی اعیان و محمود فرهمند و در دوره ای دیگر امیر بابک رکنی والا از کلاس ایشان بیرون آمدند و هر کدام به نوعی به ادامه راه استاد پرداخته اند.

ضمناً در زمینه ساخت و تکامل ساز تمبک امیر همتی یکی از شاگردانش را تشویق و وی تا به امروز به نتایجی نیز در این زمینه رسیده است افتتاح استاد بزرگ و فرزانه ای که بدون تظاهر و دور از هر گونه خودنمایی در سنین بازنشستگی هم برای پیشرفت فرهنگ و هنر صوتی و طنش ایران دست از فعالیت بر نداشت. بطوری که تا یک هفته قبل از فوت ایشان در بهمن ماه 1366 با توجه به کسالت شدید بر سر کلاس حاضر شده و در اواخر عمر به غیر از روزهای دوشنبه و پنج شنبه و جمعه ها را نیز به کلاس های گروهی اختصاص داده و اخرین جمعه عمر این استاد فرزانه با توجه به کسالت شدید در نهایت توانایی برگزار شد.

 

  پدر خوب زنده است     گر چه در شمار مردگان باشد

  روحش شاد

 

منبع : باکاروان هنرمندان جلد سوم (صفحه   129 تا   138 ) نوشته :حبیب اله نصیری فر

انتشارات شباهنگ

 


برچسب‌ها: استاد اميرناصر افتتاح, سبك اميرناصر افتتاح, تمبك, تنبك

ارسال توسط حسام

یکی از ابتدایی ترین مشکلاتی که از سال ها پیش در جامعه نوازندگی و آداب ورود به صحنه دیده می شود عدم آشنایی اکثریت غریب به اتفاق نوازندگان با اصول اولیه اجرا در یک جشنواره است.

متاسفانه اکثر نوازندکان ایرانی هنوز از این موضوع بی اطلاع هستند که در یک کنسرت یا جشنواره نباید با تی شرت آستین کوتاه یا شلوار جین به روی صحنه رفت. بار ها در اکثر جشنواره و کنسرت های داخل کشور شاهد این اتفاق بوده ایم که شرکت کنندگان بدون توجه به نوع پوشش و لباس به روی سن می روند. این در حالی است که در کشورهای خارجی ورود نوازنده با تی شرت و شلوار جین نوعی بی احترامی به شنوندگان حاظر در سالن محسوب می شود. ظاهرا اکثر نوازندگان ایرانی اعم از سنتی کلاسیک ، فلامینگو و پاپ با آداب و رسوم اولیه در یک اجرا آشنا نیستند چه برسد به اینکه بخواهند در مسابقات بین المللی حائز رتبه شوند . هر سبک موسیقی قواعد و شرایط خاص خود را دارد . همان طور که در یک کنسرت پاپ هیچ خواننده ای یا نوازنده ای با کت و شلوار وارد صحنه نمی شوند در یک کنسرت یا مسابقه کلاسیک هم ورود یک نوازنده با تی شرت و یا شلوار جین و کفش ورزشی نوعی بی احترامی به حاظرین و داوران در سالن می شود. در جشنواره های موسیقی سنتی و کلاسیک در ایران ما همیشه شاهد چنین نواقص ابتدایی و ساده هستیم ولی در جشنواره های بین المللی این موضوع به صورت کامل رعایت می شود .

حال از این بحث بگذریم و به سراغ بحث داوری برویم. آیا تا بحال به این فکر کرده اید در یک مسابقه معتبر بین المللی داوران به چه نکاتی اهمیت می دهند؟ بر خلاف نظریات اشتباهی که هر از چند گاهی از طرف بسیاری از هنرجویان و حتی اساتید ایرانی بیان می شود در دنیای جدید گیتار کلاسیک سرعت انگشتان ارزشی نداشته و سریع اجرا کردن یک قطعه دلیلی بر برتری تکنیک نمی باشد. کدام یک از نوازندگان مطرح جهان را سراغ دارید که بخاطر سرعت انگشتانش به شهرت رسیده باشد؟ سگوویا ، دیوید ویلیامز ، مانوول بارواکویا ، .... ؟

سرعت یک قطعه معمولا توسط آهنگساز اثر با واژه هایی نظیر لنتو ، آداجیو ، الگرو مودراتو و... تعیین می شود و در یک مسابقه بین المللی دوران از شرکت کنندگان انتظار دارند دقیقا همان چیزی که در قطعه توسط آهنگساز مشخص شده را اجرا نمایند . در بسیاری از مسابقات بین المللی حتی نوع تنظیمی که از یک قطعه صورت گرفته ار قبل از مسابقه تعیین می شود طوری که هر نوازنده مجبور است دقیقا همان تنظیمی را اجرا کند که هیئت برگزاری مسابقه از قبل تعیین کرده است. متاسفانه در ایران به استثنای چند نوازنده که تعداد آن ها از انگشتان دست کمتر است ، کمتر کمی را سراغ داریم که جز سرعت و پیچیدگی تکنیک قطعات عوامل دیگرای برای وی ملاک قضاوت باشد. اکثر شنوندگان ما هیچ شناختی از هارمونی ، آنالیز موسیقی ، تاریخ موسیقی ، تاریخ تخصصی ساز ، اورکسراسیون و تئوری موسیقی نداشته و جالب اینجاست که پس از گوش دادن به اجرای یک نوازنده حرفه ای با قاطعیت تمام نظر شخصی خود را بیان می کنند. اکثر شنوندگان و حتی داوران مسابقات کشوری به جای اینکه به دنبال اشکالات موسیقی ، تکنیکی ، جمله بندی و طرز بیان و... یک نوازنده باشند تنها به تعداد شمردن تپق های نوازتده در اجرا هستند! ایراداتی که در دنیای روز گیتار کلاسیک هیچ جنبه علمی نداشته و تا به امروز در کنسرت بزرگترین نوازندگان نیز شاهد تپق زدن در حین اجرا بوده ایم. یکی از نکات جالب که در مسابقات داخلی کشور شاهد آن هستیم سطح بسیار بالای قطعات اجباری مسابقه است طوری که سطح بسیاری از این قطعات از سطح قطعات اجباری معتبرترین مسابقات گیتار جهان بالاتر است!! حال سوال اینجاست که آیا سطح نوازندگان ابرانب از نوازندگان اروپایی بالاتر است؟ آیا نوازندگان ما توانایی اجرای چنین قطعاتی را دارند؟ آیا داروان مسابقه خود توانایی درک واجرای این قطعات را دارند؟ جواب این سوال را بر عهده خوانندگان می گذاریم!!!

در قسمت سوم این مقاله به معرفی مسابقه بین المللی “pringtemps de la guitarre” پرداختیم که به عنوان یکی از معتبرترین مسابقات جهانی گیتار شناخته شده است و تا به امروز بسیاری از نوازندگان مطرح جهان را به دنیای موسیقی معرفی نموده . در این قسمت نگاهی خواهیم داشت به قطعات اجباری و طرز امتیاز دادن داوران این مسابقه و مقایسه آن با جشنواره ها و مسابقات گیتار در ایران . در همه موارد برگزاری مسابقه “pringtemps de la guitarre” رسم بر این بوده که شرکت کنندگان در 3 مرحله با یکدیگر به رقابت پرداخته و از یکدیگر تفکیک شوند. در دوره اول این مسابقه تمامی شرکت کنندگان علاوه بر اجرای 10 دقیقه رپرتورار آزاد موظف به اجرای یک قطعه اجباری نیز می باشند که این قطعه اثری از تورینا که در دنیای حرفه ای یک قطعه متوسط یا متوسط رو به دشوار به حساب می آید. این در حالیست که در مسابقات داخلی از همان دور اول مسابقه شاهد انتخاب قطعاتی بسیار پیچیده و دشوار از سوی هیئت برگزاری مسابقه که سطح این قطعات از سطح توانایی اکثر شرکت کنندگان در مسابقه بالاتر است.

اما در مرحله دوم مسابقات “pringtemps de la guitarre” سطح اجرای قطعات تا حدودی افزایش پیدا می کند تا داوران به راحتی بتواند به توانایی نوازندگانی که سربلند از مرحله اول بیرون آمده اند پی ببرند. این قسمت نیز شامل دو قطعه دشوار می باشد. در مرحله دوم سرانجام 4 فینالیست مسابقه مشخص شده و در دور سوم با ارکستر با انتخاب خود به اجرای یکی از 3 کنسرتوهای انتخاب شده از سوی داوران می پردازند که سطح این قطعات بسیار دشوار است.

همان طور که می دانید در مسابقات معتبر بین المللی هیئت برگزاری مسابقه ساعت ها روی چگونگی انتخاب قطعات اجباری فکر و برنامه ریزی می کنند. انتخاب قطعات اجباری برای یک مسابقه خود هنر و دانش موسیقی می طلبد که متاسفانه در ایران هیچ گونه توجهی به آن نمی شود و در اکثر مسابقات داخلی تنها شاهد اجرای قطعات بسیار دشوار که خارج از توانایی اکثر شرکت کنندگان است ، هستیم.

در بحث داوری نیز هیئت داوری با استفاده از امتیازاتی که هر داور به شرکت کننده می دهد نتیجه اعلام می شود. مهم ترین قسمت این مقاله در این جا است که داوران چه فاکتورهایی برای امتیاز دادن به شرکت کنندگان دارند؟ در زیر به این موارد نگاهی خواهیم داشت:

1.        موزیکالیته

2.       تکنیک

3.      سونوریته

4.      حفظ ریتم

5.      طرز بیان

6.       رنگ آمیزی

7.      رعایت جمله بندی و تاکیدات

8.      خلاقیت نوازنده

9.       درک موسیقیایی نوازنده

10.     آداب ورود به صحنه

در مسابقات “pringtemps de la guitarre” ، که هر دوسال یک بار در بلژیک برگزار می شود لیستی در مقابل تک تک داوران قرار می گیرد و هر کدام از داوران به تک تک ابن موارد به شکل جداگانه امتیاز می دهند و در پایان نمره کل یک نوازنده توسط هر کدام از داوران بین 0 تا 100 اعلام خواهد شد. در این میان در صورتی که امتیازی که توسط یک داور اعلام می شود با میانگین رای دیگر داوران بیش از 20 درصد اختلاف داشته باشد مردود اعلام خواهد شد و به جای آن متوسط رای دیگر داوران مد نظر قرار خواهد گرفت. مسلما این قوانین باعث می شود که اشتباه داوران به حداقل رسیده و رای که توسط داوران اعلام می شود به واقیعت نزدیکتر است.

موارد فوق علاوه بر این که باید در مسابقات گیتار کشورمان مد نظر گرفته شود در جشنواره ای موسیقی کلاسیک ایرانی نیز باید صدق کند. زیرا این امر تنها راه کم کردن اشتباهات داوری است.

منبع : سایت هنر و موسیقی


برچسب‌ها: مسابقات گیتار کلاسیک, گیتار, مسابقات گیتار, کانون گیتار قزوین

ارسال توسط حسام
تصنیف (قسمت دوم)

نحوه آهنگسازی در موسیقی کلاسیک ایرانی(تصنیف 2)

ظهور علی اکبر خان شیرازی متخلص به  شیدا و ابوالقاسم  عارف قزوینی؛

تا پیش از شیدا(متولد 1222-متوفی 1285ش) چیزی از سرایندگان تصنیف ها که احتمالاً بصورت بداهه خوانی بوده است نمی دانیم در میان تصنیف های تقریباً همزمان با شیدا و یا اندکی قبل از آن می توان به برخی از شناخته شده ترین آنها اشاره کرد.مانند:

«ای تیر غمت را دل عشاق نشانه»    شاعر:خیالی بخارایی

«خسرو خوبان»                         شاعر:عراقی

«بار فراق دوستان»                     شاعر:سعدی

«چهره به چهره»                        شاعر:قرةالعین

«تمنای وصال»                          شاعر:شیخ بهایی

چنان که در این ترانه ها دیده می شود،میان این تصنیف ها که اکثراً در مجالس از اهل طریقت خوانده می شده با ترانه هایی که در کوچه بازار شنیده می شد تفاوت هایی وجود دارد.همچنین در این ترانه ها شاعر،تصنیف ساز نیست و ساختارشعری آنها با شکل ترانه های مردم پسند متفاوت است.

تا پیش از وقوع نهضت مشروطه در 1285 خورشیدی (1906میلادی)،موسیقی در شهر های بزرگ رواج داشت و غالباً مضامین عاشقانه ،سرگرم کننده و گاه بسیاری بی ارزش داشت.چنان که عارف قزوینی (متولد 1259-متوفی 1312ش)،تصنیف سرای نامدار عصر مشروطه در کتابش می نویسد:«وقتی من به ساختن تصنیف های میهنی روی آوردم،این هنر چنان تنزل یافته بود که که حتی برای گربه شاه نیز تصنیف می ساختند.»

شیدا را در این دوران به عنوان شاعرِ تصنیف ساز می شناسیم و او را نخستین تصنیف ساز شناخته شده در موسیقی ایرانی میدانیم.عارف قزوینی درباره او می گوید «مرحوم شیدا تغییراتی در تصنیف داد و اغلب تصنیف هایش دارای آهنگی دلنشین است،مختصر سه تاری می زد و اغلب نصف شب و در رازو نیاز و تنهایی تصنیف می ساخت.

از شیدا تقریباً 22 تصنیف در اختیاراست که از نظر مضمون شعری و نوع آهنگ آنها مضامین عارفانه وعاشقانه داشته.مانند:

«دل شیدا»،«امشب شب مهتابه»،«ماه غلام رخ زیبایی توست»،«کیه کیه در میزنه من دلم می لرزه»،«عقرب ز لف کجت»،«در خم زلفت دل شیدا شکست»،«بت چین»و........

عارف؛

در این دوره با سرودن اشعار مهیج ملی میهنی واجرای آنان در کنسرت هایش محبوبیت فوق العاده ای در بین خاص و عام برای خود کسب نمود تا قبل از عارف شکل عرضه موسیقی عموماً مجالسی و بزمی بود.عارف اولین کسی بود که تصنیف با مضامین ملی میهنی سرود ونیز برای نخستین بار اجرای کنسرت در ایران را بنا نهاد وموسیقی و ترانه را به عنوان هنری جدی و رسمی و تاثیرگذار به همگان معرفی کرد.از عارف 29 ترانه به یادگار مانده که برخی از آنها عبارتند از:

ای آمان از فراقت      در دستگاه شور(به مناسبت ورود فاتحین به تهران در 1285ش) از خون جوانان وطن     در آواز دشتی(به هنگام گشایش دوره دوم مجلس شورای ملی)

ننگ آن خانه که مهمان زد ِرخان برود     در افشای(به هنگام اولیتماتوم روسیه برای اخراج مورگان شوشتراز ایران)

چه شورها     در شور(به مناسبت آگاهی از مقاصد ننگین عثمانی نسبت به آذربایجان)

گریه کن       در دشتی(به مناسبت مرگ کلنل محمد تقی خان پسیان)

بهار دلکش     در ابوعطا

از کفم رها     در افشاری

افتخار آفاق     در سه گاه

برخی از تصنیف خوانان و ضربی خوانان مشهور اواخر دوره قاجار و اواسط دوره پهلوی عبارت بودند از؛آقا جان اول و دوم،محمد صادق خان (سرور الملک)حبیب اله سماغ حضور،آقا جان ضرب گیر(عین الدوله)،تقی خان نسقچی باشی،باقر خان لبو،بالا خان (نی داوود)،عبد الله دوامی،حسین خان اسماعیل زاده،رضا روانبخش،مهدی غیاثی،حسین تهرانی،ملوک ضرابی کاشانی،محمد علی امیر جاهد.

از اوایل دهه 1320 ش،ترانه سرایی بتدریج رونق گرفت ویکی از مشاغل سازمانهای اداری موسیقی در پایتخت شد و از آن به بعد،به جای تصنیف سازی،ساختن آهنگ و سرودن شعررو کاری جداگانه شد،آهنگ تصنیف را«نواساز» و شعر آن را «ترانه سرا» می ساخت.

برخی از ترانه سرایان مطرح و حرفه ای نظیر رحیم معینی کرمانشاهی،اسماعیل نواب صفا،پرویز خطیبی،رهی معیری،بیژن ترقی و تورج نگهبان.

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی،به دلیل نظر گامهای منفی متدشان نسبت به سوابق ترانه خوانی حتی نام ترانه،به تصنیفها و ترانه هایی در ستایش از انقلاب و رزمندگان جنگ ایران با عراق ساخته شد و عنوان سرود گرفت.در این دوره بتدریج موسیقی گذاشتن بر اشعار سعدی،مولوی،حافظ رواج یافت و تصنیف سازی و ترانه سرایی تقریباً کنار گذاشته شد،اما در سالهای اخیر با  فعالیت مجدد شعرای ترانه سرای قدیم و جدید مانند هوشنگ ابتهاج(هـ.ا.سایر)این کار همچنان رواج دارد.

برخی از تصنیف های معروف دیگر:

بهار دلنشین                 آهنگساز:روح الله خالقی           

ای ایران                       آهنگساز:روح الله خالقی              شاعر:گل گل آب

مرغ سحر                     آهنگساز:مرتضی نی داوود            شاعر:ملک الشعرای بهار

زمن نگارم                     آهنگساز:درویش خان                  شاعر:ملک الشعرای بهار

تو ای پری کجایی           آهنگساز:همایون خرّم                 شاعر:هوشنگ ابتهاج

امان از این دل که داد       آهنگساز:ایر جاهد                   

هزار دستان چمن           آهنگساز:امیر جاهد                  

در بهار امید                   آهنگساز:امیر جاهد                   

و ضمیمه این مقاله یک تصنیف از استاد بنان است با آهنگسازی روح الله خالقی که به همه عزیزان تقدیم میشود.



ارسال توسط محمد مسعود خلیلی
 
تاريخ : سه شنبه بیست و نهم آذر 1390

مقدمه:

در سال 1983 آقاي wak تئوريي‏ را ارائه داد مبني بر اين كه عدم تمركز حواس بر روي درد مي‏تواند درد را كاهش دهد و بعدها  براي انجام اين كار از موسيقي استفاده شد. هر چند كه موسيقي درماني علم جديدي است ولي تأثير موسيقي بر روح و جسم انسان قرنها پيش شناخته شده است. گسترش روز افزون بيماريهاي تمدن كه عمدة آنها جنبه سايكولوژيك دارند سبب ظهور روشهاي درماني نويني شده است كه شايد ساختار آنها به كلي با درمان داروئي متفاوت باشد. از اين روشها مي‏توان به موسيقي درماني، يوگا درماني، نيرو درماني، هيپنوتيزم و … اشاره كرد، به طور كلي در علم پزشكي به اين روشها Alternative Medicine  يا طب حاشيه گفته مي‏شود و پيشينه استفاده از موسيقي درماني به حدود 2500 سال قبل بر مي‏گردد. يكي از آلات موسيقي كه در اين پروسه استفاده مي‏شود آلت چنگ است. موسيقي چنگ در شنونده ايجاد آرامشي فراگير مي‏كند كه باعث كاهش درد، كاهش فشارخون و … مي‏شود. بطور كلي موسيقي داراي يك نوع كيفيت آرام بخش و ديناميكي بالا مي‏باشد كه هم در اشخاصي كه بيماري سوماتيك دارند در تسكين درد مؤثر است و هم در بيماران رواني در تسريع و بهبود روند درمان مفيد است.

ـ موسيقي نه تنها در افراد بزرگسال بلكه در بچه‏ ها و حتي در جنين هم اثرگذار است. ابتكاري كه در اين زمينه صورت گرفته است شامل بررسي عكس ‏العملهاي جنين در هنگام شنيدن آواي آهنگين از قبيل صداي آواز خواندن مادر و … مي‏باشد. با استفاده از تكنيكهاي فيلمبرداري جنين در داخل رحم ديده شده است كه در هنگام صحبت كردن يا آواز خواندن مادر يكسري حركات خاص در جنين اتفاق مي‏افتد كه مبين اين واقعيت است كه جنين به آن محرك صوتي پاسخ مي‏دهد. اگرچه اين مطالعه به بررسي اثرات موسيقي در درد و اضطراب مي‏پردازد، اما جا دارد كه به اثر موسيقي در بهبودي بسياري از بيماريهاي آناتوميكي حركتي از قبيل اختلالات عضلاني اندامها و نارسائيهاي مغزي مثل آفازي هم اشاره كرد. فرد با شنيدن ريتم موسيقي، سعي مي‏كند حركات بدن خود را با آن هماهنگ نمايد و اين هماهنگي حاصل نمي‏شود مگر اينكه مراكز عصبي حركتي مثل هسته ‏هاي قاعده‏اي ـ مخچه و نرونهاي حركتي نخاع با همديگر تطابق و هماهنگي عملكرد داشته باشند كه خود اين امر در درمان بيماران مبتلا به اختلالات حركتي مفيد است. موزيك درماني همچنين بر كاهش اضطراب و درد ناشي از زايمان در زنان بسيار مؤثر بوده است و در تحقيقات انجام شده اين مسأله به اثبات رسيده است.

تأثير موزيك درماني بر افرادي كه ناتواني يادگيري دارند نيز جالب بوده است. در پژوهشي كه در دانشكده پرستاري دانشگاه‎هاي انگليس انجام شد موزيك درماني در بيماراني كه ناتواني يادگيري داشتند باعث كاهش رفتارهاي آسيب به خود و نيز پرخاشگري شد و همچنين باعث افزايش ارتباط اجتماعي آنها و نيز بهبود نسبي در وضعيت سايكولوژيك آنان گرديد. در بررسي تحقيقات انجام شده، موزيك درماني بر مشكلات رفتاري نيز تأثير داشته است.

اثرات موسيقي بر درد:

طبق تحقيقات انجام شده موسيقي مي‏تواند درد را كاهش دهد. در يك مطالعه، خانمي 56 ساله مبتلا به MS و درد شديد به صورت داوطلبانه تحت موزيك درماني قرار گرفت. در اين موزيك كلماتي كه بيمار را تشويق به بهبودي و داشتن اعتقاد به بهبودي مي‏كرد گنجانده شد و بيمار در حالت استراحت 30 دقيقه به آن گوش مي‏كرد. بيمار بعد از شنيدن موسيقي اظهار مي‏داشت كه خواب راحتي داشته و دردش كمتر شده است.

اثرات موسيقي درماني در كودكان مبتلا به سرطان نيز در بخش روانشناسي بيمارستان كودكان دانشگاه تورنتو كانادا مورد پژوهش قرار گرفت آنها از اين پژوهش نتيجه گرفتند كه موسيقي درماني موجب بهتر شدن احساسات كودكان و بهبود فعاليتهاي روز مره آنان مي‏شود. اين تأثير در كودكان پيش دبستاني و بالغين وجود داشت اما در كودكان سنين مدرسه اين تأثير مشاهده نشد.در ایران نیز به بررسي تأثير موسيقي بر ميزان دردهاي مزمن بيماران مبتلا به سرطان بستري در بيمارستان سانترال تهران مي‏پردازد كه توسط آقاي علي يوسفي‏نژاد نوشته شده است، در اين مقاله 40 بيمار مبتلا به سرطان در سنين 70-18 سال قرار داشتند كه به دو گروه الف و ب تقسيم شدند. روند كار اين بود كه ميزان درد در سه روز اول صبح و عصر تعيين گرديد و در سه روز دوم موسيقي براي گروه الف و در سه روز سوم موسيقي براي گروه ب پخش گرديد، آنگاه طي سه روز چهارم ميزان درد تعيين گرديده و با ميزان درد قبل از ارائه موسيقي مقايسه گرديد. يافته‏ها با آزمون تي و ويلكاكسون بررسي شدند، نتايج بر اين بود كه ميزان درد و تعداد مسكن قبل و بعد از پخش موسيقي اختلاف معني‏داري دارد.

- برخي روانپزشكان معتقدند كه گوش دادن به موزيك باعث ترشح اندورفين‏ها در بدن مي‏شود كه اين مولكولها باعث تسكين درد مي‏شوند. همچنين موزيك با انرژي‏زائي در بدن از طريق تأثير بر نرونهاي مغزي مي‏تواند بر تعداد تنفس و ضربان قلب كه خود نمودي فيزيولوژيك از آرامش يا استرس هستند اثر بگذارد.

-موسيقي در طرف چپ مغز يعني همانجايي كه محل پردازش زبان است، درك مي‏شود. موزيك با اثر بر روي سيستم ليمبيك باعث تنظيم و اداره احساسات فردي مي‏شود و به علاوه بعضي از مسائل فيزيولوژيك غيرارادي از قبيل يأس، احساس درد، فشارخون، را هم تنظيم مي‏كند.

با توجه به مسائل ذكر شده، پيشرفت سريع موسيقي درماني در دو دهه اخير امري دور از ذهن نيست و توجه بيشتر به اين شاخه طب حاشيه مي‏تواند نتايج بسيار خوبي داشته باشد.



ارسال توسط حسام

به دلیل نسبتاً زیاد بودن حجم این مقاله در دو قسمت خدمت دوستان عزیز تقدیم می شود.

تصنیف:

قطعه ایست ضربی و موضون که دارای وزن های مختلف بوده و تفاوتش با 3 قالب قبل این است که تصنیف دارای کلام یا شعر(کلاسیک و نو) می باشد.

تصنیفهای موسیقی کلاسیک ایران قبل از سه یا چهار دهۀ قبل اغلب از وزنهای 4/4 6/4 6/8 سنگین و 2/4 بوده اند که از دهۀ 50 به بعد در وزنهای دیگری نیز ساخته شده برای تصنیف تعاریف گوناگونی بیان شده از جمله است:

سخنانی شعر مانند مرکب از تکه های مساوی یا نا مساوی اغلب دارای قافیه و وزن عروضی و گاه بدون آن،که معمولاً همراه موسیقی خوانده می شود.آهنگ ضربی نواختن و تصنیف خواندن،تخصص و مهارت می خواهد که تصنیف خوان باید بتواند ضرب را تشخیص دهد تا در موقع خواندن وزن را از دست ندهد و از ضرب خارج نشود.

تاریخچه تصنیف در ایران:

موسی حورنی(مورخ ارمنی قرن پنجم)و هانری ماسه از تصانیف دوره ایران باستان یاد می کنند و کریستین سن نیز در تاریخ پادشاهان کیانی نمونه های ازاین تصنیفها یاد می کند که نخستین نمونه شعر پهلوی محسوب می شود.

بنابراین شاید بتوان بتعبیر یحیی آرین پور،تصنیف را کهن ترین  شعر پارسی دانست.در زمان هخامنشیان و ساسانیان «گوسان» معادل واژه «خنیاگر» است.گوسان ها راویان شعر و موسیقی و افسانه ها و اساطیر قوم خود بودند  و افسانه های کهن از طریق آنان جمع آوری و برای اولین بار کتابت شد. بنابر تحقیق ملک الشعرای بهار،در ایران دوره ساسانی ظاهراً سه نوع شعر وجود داشته است:سرود،داستان وترانه.

سرودها: همانند خسروانی ها، اشعاری هجایی و مقفّا و نسبتاً طولانی بودند که در حضور پادشاهان خوانده می شدند.

 داستانها: از نوع حماسه و ذکر مناقب پهلوانان و سلاطین بودند که در حضور رجال و در مجامع عمومی و جشنهای ملی با موسیقی. ترانه ها،که به تصانیف امروزی شباهت داشته، شامل تعابیر عاشقانه بودند و به طبقات عامه اختصاص داشته اند. بعد از ورود اسلام سرودها و داستانها،به سبب تحولات سیاسی و اجتماعی از میان رفتند، گرچه رسم داستان گویی و شعر همراه با آواز و ساز هنوز در میان روستاییان و برخی قوم ها به ویژه کردها و بلوچ ها وجود دارد.

 حافظ در اشعار خود از واژۀ  قول غزل در بیان تصنیف استفاده کرده است، بنابراین واژه تصنیف را می توان نامی جدید برای ترانه های مردم ایران دانست که برای اولین بار در آثار عبدالقادر مراغه ای به کار رفته است.

روح الله خالقی که می توان وی را بنیان گذار تدوین تاریخ موسیقی ایران دانست،در مقدمه کتاب خود «سرگذشت موسیقی ایران » نخستین گروه های موسیقی ایران را دو گروه «زهره و مینا» می داند.که گروه های رغیب در دربار محمد شاه قاجار هستند.

زهره و مینا زیر نظر یک ارمنی اصفهانی و یک یهودی شیرازی موسیقی را فرا می گرفتند و روشن است چنین اقدامی در دربار ایران بعد از حکومت دینی و مذهبی صفوی در دربار قاجار امکان پذیر بوده است.

قدیمی ترین تصنیف، تصنیفی است که 60 سال پیش توسط شیدا (اولین تصنیف  سرای ایران سروده شده است) که در میان مردم جنوب ایران و فارس رواج داشته است یک روایت عامیانه از خیانت به شاهزاده زند(لطفعلی خان زند)است که با همه شجاعتش حکومت را به آقا محمد خان قاجار واگذار می کند:

مردم صدای نی میاد               آواز پی در پی میاد

لطفعلی خانم کی میاد           روح و روانم کی میاد

 

 درپایان قسمت اول نمونه ای از تصنیف،اثر استاد شجریان رو برای دانلود ضمیمه این مقاله می نمایم.



ارسال توسط محمد مسعود خلیلی

        رنگ

قطعه ای است ضربی و آهنگین که دارای ریتمهای مطربی شاد و با نشاط است که معمولا در آخر اجرای کامل دستگاه و آواز برای خاتمه برنامه نواخته می شود.

علّت اصلی قرار گرفتن رنگ در خاتمه ردیف دستگاهی موسیقی ایرانی،ایجاد تحرک،نشاط و وجد در شنونده است. چرا که بافت مقاطعی از ردیف موسیقی برای شنونده (مخصوصاً شنونده هایی که بی اطلاع از علم موسیقی هستند)کسل کننده و خمودگی آور باشد و لذا رنگ تزیین نهایی است برای نشان دادن خاتمه نوازندگی.

رنگ از اصلی ترین ترکیب های موسیقی ایرانی بوده است که از دیرباز به خاطر وجود مذهبیون افراطی مورد تهمت قرار گرفته است.

واژه هایی با بار منفی شدید همچون موسیقی رو حوضی،مطربی،رقاصی،دمبکی و ……خود نشانگر این ادعاست رقص ایرانی به همراه رنگ در طول تاریخ بخش مهمی از فرهنگ عامه مردمی بوده است.

 

معروفترین رنگهای موجود در ردیف دستگاهی موسیقی ایران:

رنگ دلگشا(در دستگاه سه گاه)

رنگ اصول(در دستگاه شور)

رنگ کوراغلی(در دستگاه ماهور)

رنگ فرح(در دستگاه همایون)

رنگ فرح انگیز(در دستگاه آواز اصفهان)

رنگ تاجری(در دستگاه بیات ترک)

رنگ لزگی(در دستگاه چهار گاه)

رنگ نستاری(در دستگاه نوا)

 

یک نمونه رنگ ساخته ارشد طهماسبی، در لینک زیر ضمیمه این مقاله می باشد.




ارسال توسط محمد مسعود خلیلی
 
تاريخ : جمعه بیست و هفتم آبان 1390

تنها فرم کاملاً سازی موسیقی ایرانی است. فرمی که وابسته به تکنیک نوازندگی است و قابلیت انطباق(نسبی یا مطلق) با کلام را ندارد، برعکس هر کدام از حالتهای دیگر که قابلیت پذیرش کلام را دارند.

چهارمضراب قطعه ای است که با سازهای مضرابی مانند تار و سنتور نواخته می شده بعدها برخی نوازندگان ممتاز غیرمضرابی مانند ابوالحسن خان صبا با ویلن و حسن کسایی با نی به اجرای چهار مضراب پرداختند. چهار مضراب قطعه ایست موزون که در آن صدای پایه(پدال یا واخوان) به طورمرتب شنیده می شود و جملات تشکیل دهندۀ چهار مضراب با این پایۀ مشخص شناخته می شود.

واژه چهار مضراب از دوره قاجار متداول بوده است بعضی گفتند که چهار مضراب از روی نوعی آهنگ ضربی که استادان قدیم با تار می نواختند به وجود آمده است. این نوع ضربی ها ابتدا با چهار مضراب شروع می شده که نواخت یکم و دوم روی سیم های سفید و نواخت سوم به سیم های زرد و نواخت چهارم به سیم های بم اصابت می کرده و پایه ملودی محسوب می شده است. چهار مضراب هایی که از دوره قاجار باقی مانده اند معمولا کوتاه هستند اما در صد سال اخیر چهار مضراب های مفصل ترمتنوع تر و با تندای (تمپوی) سریع ساخته شده اند.

چهار مضراب ها به دو دسته تقسیم می شوند:

1. دسته ای که در گوشه هایی مختلف دستگاه سیر می کنند و غالبا طولانی اند.

2. دسته ای  که بر یک گوشه خاص و به نام همان گوشه خوانده می شوند.

به گفته روح اله خالقی چهار مضراب ازیک برداشت کوچک به نام پایه شروع می شود و درپرده های گوناگون آواز پرورش می یابد.

برخی از ویژگیهای پایه عبارتند از:

ریتم خاص و تکرار شونده

تاکید بر نتهای مهم گوشه یا دستگاه (مانند نتهای شاهدوایست)

تنوع رنگ صوتی نغمه ها به دلیل استفاده از سیمهای متفاوت

شدت و ضعف نغمه ها (دینامیک) که از اختلاف شدت مضراب های راست و چپ ایجاد می شود

جایگاه چهار مضراب را به این ترتیب می توان بر شمرد:

1. استفاده از چهار مضراب به عنوان مقدمه پیش از به وجود آمدن پیش درآمد(به عنوان مثال در برخی از ردیف ها مانند ردیف ابوالحسنی صبا برای سنتور این مورد وجود دارد)

2. ایجاد فرصتی برای استراحت کردن خواننده (به ویژه در موقعی که برنامه به اوج خود می رسید وخواننده می بایستی نفسی تازه می کرد.)

3. نمایش قابلیتهای تکنیکی نوازندگان

4. ایجاد تنوع وتغییر فضای کلی برنامه

درباره ی وزن چهار مضراب ها می توان گفت، گرچه در بسیاری از موارد نسبت دادن یک متر مشخص به آن صحیح نمی باشد ولی در این میان بیشتر متر ۸/۶ و ۱۶/۶ معمول بوده ولی امروزه چار مضراب هایی با مترهای لنگ 8/7 و 8/5 و 8/10 ساخته شده که برخی از ساخته های حسین علیزاده و پرویز مشکاتیان می باشد.

تندادی (تمپوی) اجرای چهار مضراب معمولا بیشتر از رنگ و پیش درآمد می باشد. جملات چهار مضراب باید منطبق بر گوشه های ردبف موسیقی ایرانی باشد و رعایت تکنیک صحیح ساز از نکات مهم در ساختمان آن است.

یک نمونه چهار مضراب ساخته علی قمصری، در لینک زیر ضمیمه این مقاله می باشد. 



ارسال توسط محمد مسعود خلیلی
 
تاريخ : شنبه چهاردهم آبان 1390

4 نوع آهنگسازی در موسیقی کلاسیک ایرانی

فرم های آهنگسازی در موسیقی کلاسیک ایران بر 4 نوع است که عبارتند از :

1.پیش درآمد

2.چهار مضراب

3.تصنیف

4.رِنگ

سعی می کنم با یاری شما هر هفته در پستی جدید در مورد هر یک از این آهنگسازی ها مطالبی را برای شما دوستان عزیز ارسال نمایم.

پیش درآمد

پیش درآمد از قالب های اصلی سازی در موسیقی کلاسیک ایرانی است که قطعه ای است ضربی، موزون که معمولاً با تمپویی کند اجرا میشود و معرف فضای کلی آواز آن دستگاهی که قرار بود اجرا شود می باشد.سابقه تاریخی ساخت و رواج آن به 100 سال پیش یا به دوران مشروطیت بازمیگردد.امٌا از لحاظ ساختارشناختی میتوانیم ریشۀ آن را در موسیقی های فرمهای قدیمیتر جستجو کرد در بررسی پیشینۀ پیش درآمد 3نکته باید مورد بررسی قرار گیرد:

 1.از لحاظ بررسی برخی ویژگی های ساختاری مانند موزون بودن،بی کلام بودن

 2.بررسی نقش چنین قطعاتی بعنوان فرم مقدمه گونه و مشابهی آن با قطعات قبل از آن

 3.اطلاق اصطلاح پیش سیکلیک یا پیش در آمد به این فرم.

در مورد چگونگی شکل گیری پیش درآمد به مفهوم کنونی آن روایات مختلفی شبیه به هم هستند  ذکر شده است که با مقایسه آن ها میتوان سیر تکوین تدریجی آن را دریافت.نخستین نمونه اینگونه قطعات که در قالب ساختاری پیش درآمد که ریشه در آثار تاریخی برخی از نوازندگان عصر ناصری همچون(محمدخان و سروروالملک) و آقا حسین قلی دارد. لذا قطعات مذکور دارای ساختاری نسبتاً ساده و غیر مستقل بوده وچندان نقش مقدمه گونه نداشته اند و بصورت گروهی نیز اجرا شوند البته در آن زمان عنوان پیش درآمد به آنها اطلاق نمی شد بنا به روایات در اواخر عصر قاجار  هنگامی که موسیقی دانان در مجالس و محافل خویش بانفاق ساز میزدنند معمولاً در ابتدا باهم چیزی نمینواختند بلکه نخست آنکه از همه استاد تر بود شروع به نواختن میکرد و پس از وی بقیه نوازندها به ترتیب بنوبۀ خود مینواختند و چنانچه اگر خواننده ای در جمع آن وجود داشت شروع به خواندن میکرد و نوازندگان به وی اجازه میدادند که خوانندگی کند. در قسمت آخر برنامه قطعاتی ضربی از قبیل تصنیف به ویژه رنگ وجود داشت که نوازندگان بصورت دسته جمعی می نواختند.

تا اینکه در دورۀ استبداد صغیر و به توپ بستن مجلس توسط محمد علی میرزا(ضعیرالدوله)انجمنی بنام انجمن اخوت در کاخ صاحب قرانیه تشکیل داد و کنسرت هایی را به نفع بینوایان و بی پناهان برگزار کرد. در جریان این برنامه ها برای اولین بار به نظر رکن الدین خان مختاری می رسد که مناسب است برای اجرای کنسرت زمانی که نوازندگان دور هم جمع می شوند در مرحله اول قطعه ای بصورت دسته جمعی بنوازند که به اصطلاح گشایش یا خلاصه ای از آنچه که میخواهند بعداً بنوازند با هم شروع کنند و سپس به تکنوازی مشغول شوند وی این نظر را با دیگران در میان گذاشت و روز بعد قطعه ای را که شخصاً معمولاً در موقع تکنوازی بصورت ضربی می نواخت به دسته موسیقیدانان ارائه داد و آنان نیز پس از چند جلسه تمرین آن را فرا گرفتند و بصورت دسته جمعی اجرا کردند نام این قطعه را مشیر همایون پیش درآمد گذاشت به این دلیل که پیشتر اجرای موسیقی با در آمد آغاز می شد بنابراین آنچه قبل از آن نواخته میشود را پیش درآمد می نامند امروزه پیش درآمد فرمی سازی و پیش ساخته است که معمولاً آغازگر اجرای موسیقی سنتی و کلاسیک ایران و نخستین بخش از طرح چهارگانه فرم سیکلیک اجرای سنتی موسیقی ایران است.

این قطعه فضا و حالت مورد نظر را به گونه ای معجز و قالبی موزون ارائه می دهد. و در واقع دارای نقش مقدمه است. این فرم اگرچه دارای متر مشخص است امٌا فاقد متریک یا ریتمیک مشخص شده در قالب اصول یا این قاعده است. طرح ساختاری آن بیشتر متأثر از ساختار مدال و ملودیک دستگاه مورد نظر است. بدین ترتیب که قالباً مد درآمد یا مد اصلی دستگاه یا آواز آغاز می شود و در آن انتقال به گوشه های اصلی دستگاه صورت می پذیرد. پیش درآمد وزن های 2ضربی،3ضربی،4ضربی با سرعت های کند و متوسط ساخته می شود و گاهی به 8/6 سنگین یا 4/6 هم انتقال داده می شود.این نکته نیز شایان توجه است  آهنگ سازانی برجسته که پیش درآمد را رواج داده اند درویش خان و رکن الدین خان مختاری بودند که برای اولین بار وزن دو ضربی تند را با ساختن پیش درآمدی در دستگاه چهار گاه نواختند. رکن الدین خان مختاری اولین کسی بود که بفکر ساخت فرمی بنام پیش درآمد افتاد وی دارای پیشینه ای در موسیقی نظامی بود و اولین کسی بود که وزن 2ضربی تند را در دستگاه چهار گاه آغاز نمود. درویش خان جزء کسانی بود که بعد از رکن الدین خان نقش بسزایی در گسترده کردن پیش درآمدها با فرم های امروزی داشته است.وی در آذر 1305 در نـتـیجه تصادف اتومـبـیل با درشکه‌ای که «درویش خان»سواره بوده در خیابان امیریه،فـقـید مغـفور پـرت شده بود و آناً جان به جان آفرین تسلیم می کند و اولین کسی بود که در ایران توسط تصادف با خودرو جان خود را از دست داد.

یک نمونه پیش درآمد ماهور ساخته درویش خان با اجرای آقای ارشد طهماسبی بصورت فایل صوتی ضمیمه این مقاله است.



ارسال توسط محمد مسعود خلیلی
 
تاريخ : یکشنبه بیست و یکم فروردین 1390

موسیقی از اول با اشعار زیبای شاعران بزرگ کشور همراه بوده است و اگر نبوغ و زیبای در شعر این گونه افراد نبود استعداد کسانی که موسیقی کار می کنند شکوفا نمی شد و یا بهتر است بگویم اینقدر تکامل موسیقی را پیدا نمی کردیم. پس قسمتی از ترنم و زیبایی موسیقی ما همیشه مدیون شاعران ایران زمین به خصوص مولانا جلاالدین بلخی بوده است.

بعد از خواندن و جمع آوری این مقاله از سایت های مختلف دلم می خواست که بازدید کنندگان وبلاگ نگاهی به این موضوع پر اهمیت بکنند امیدوارم مورد رضایت همه دوستان قرار گیرد.

مقدمه:

موسیقی و ادیان
افلاطون می‌گوید: «نغمه و وزن موسیقی تاثیر فوق العاده‌ای در روح انسان دارد و اگر درست به کار رود، می‌تواند زیبایی را در رویاهای روح جایگزین کند». موسیقی تاثیری شگرف بر روح آدمی دارد و می تواند لطیف‌ترین احساسات انسانی را بر انگیزد.
ابونصر فارابی، فیلسوف موسیقیدان شهیر ایرانی و صاحب «الموسیقی الکبیر» نیز میان فطرت انسان و موسیقی، پیوند قائل است و پیدایش موسیقی را معلول سرشت آدمی می‌شناسد.
جایگاه موسیقی در فرهنگ معنوی و مذهبی نیز، بسیار با اهمیت است. ادیان و مذاهب مختلف، تجلی گاه نمونه های متعالی از موسیقی هستند. آیین‌ها و مراسم گوناگون موجود در هر کیش و مذهبی، هر یک به نوعی، با گونه ای از موسیقی همراه‌اند.
اساساً موسیقی انسانهای نخستین، به هر شکل و صورتی که بوده، جنبه روحانی داشته و در قالب ستایش و نیایش خدایان و مناسک دینی بوده است.
در فرهنگ اسلام هم، می توان از موسیقی عاشورایی و تعزیه، موسیقی عبادی (اذان، تلاوت قرآن، روضه، نیایش و...) و موسیقی عرفانی به عنوان جلوه هایی از این حضور نام برد.
بودائیان کتب مذهبی خود را با نوعی موسیقی می‌خوانند و آداب مذهبی آنان همراه با رقص و آواز است. عقیده چینیان نیز بر این بوده است که :«با خدایان، با زبان موسیقی می توان سخن گفت.»

موسیقی، شعر و مولانا
موسیقی پیوندی دیرینه با شعر دارد و در فرهنگ اسلامی نیز چنین است. ابونصر فارابی، معتقد بوده است که اقاویل شعر اگر با موسیقی همراه شوند، عنصر تخییل در آن ها افزون تر خواهد شد و بر میزان فعل و انفعالات ِ نفس در برابر اثر می‌افزاید.
دکتر حسین نصر(از فلاسفه معاصر اسلامی) نیز به این ارتباط تنگاتنگ موسیقی و شعر اشاره دارد و می گوید: «در تمدن اسلامی، به طور کلی موسیقی بسیار آمیخته با شعر بوده است. شعر شکل مطلوب هنر در جهان اسلام است و این توجه به شعر مستقیماً ناشی از ساختار شاعرانه وحی قرآن است. هیچ ملت مسلمانی را نمی یابید که سنت شعری بسیار غنی نداشته باشد. برخی از بزرگترین شاعران در جهان اسلام، نوازندگان و موسیقیدانان بزرگی نیز بوده اند، لذا شعری آفریده اند که بسیار موسیقایی است.»
نمونه بارز چنین شعرایی، مولانا جلال الدین محمد بلخی است. مهارت مولانا در علم موسیقی، سبب شده که وی بتواند در 55 بحر از بحور مختلف، شعر بسراید. وی هم در موسیقی علمی تبحر داشته و هم در موسیقی عملی. او به خوبی وزن شناسی را می دانسته و در جای جای دیوان غزلیات کبیر می توان نشانه هایی از آگاهی گسترده‌ی او از موسیقی را یافت. چنانچه در غزل:
می‌زن سه تا که یکتا گشتم مکن دوتایی
یا پرده رهاوی یا پرده رهایی
بی زیر و بی‌بم تو ماییم در غم تو
در نای این نوا زن کافغان ز بی‌نوایی
قولی که در عراق است درمان این فراق است
بی قول دلبری تو آخر بگو کجایی
ای آشنای شاهان در پرده سپاهان
بنواز جان ما را از راه آشنایی
در جمع سست رایان رو زنگله سرایان
کاری ببر به پایان تا چند سست رایی
از هر دو زیرافکند بندی بر این دلم بند
آن هر دو خود یک است و ما را دو می‌نمایی
گر یار راست کاری ور قول راست داری
در راست قول برگو تا در حجاز آیی
در پرده حسینی عشاق را درآور
وز بوسلیک و مایه بنمای دلگشایی
از تو دوگاه خواهند تو چارگاه برگو
تو شمع این سرایی ای خوش که می‌سرایی
بیش از 20 اصطلاح موسیقی را از قبیل نام سازها و پرده‌ها و مقام‌ها آورده است. او همچنین در موسیقی عملی هم دستی داشته و نوازنده چیره دست «رباب» نیز بوده است. مهارت وی در نواختن رباب تا حدی بوده که حتی در ساختمان این ساز تغییراتی نیز پدید آورده بود.
دکتر شفیعی کدکنی اعتقاد دارد که:«از عصر شاعرْ – خنیاگران ایران باستان، تا امروز، آثار بازمانده هیچ شاعری به اندازه جلال الدین مولوی، با نظام موسیقیایی ِ هستی و حیات انسان، هماهنگی و ارتباط نداشته است.»
اشعار مولانا، به روشنی بیانگر مهارت موسیقیایی وی بوده و اشعار غنایی مولانا با موسیقی درآمیخته است. شاید بتوان گفت که هیچ شاعری، تا به این حد، موسیقی را در شعر خود وارد نکرده است. عنصر موسیقیایی در غزلیات مولانا آنچنان برجسته است که حتی خواندن ساده اشعار وی، بی ساز و آواز، در مخاطب شور و ترقص می انگیزد و وجد و شور می آفریند. البته به شرط آنکه شدّ و مدّ و تقطیعات اشعارش به درستی رعایت شود:
ای هوس های دلم بیا بیا بیا بیا
ای مراد و حاصلم بیا بیا بیا بیا
***
ای یوسف خوش نام، ما خوش می روی بر بام ما
ای در شکسته جام ما، ای بر دریده دام ما
***
مرده بدم زنده شدم، گریه بدم خنده شدم
دولت عشق آمد و من دولت پاینده شدم

موسیقی و جایگاه آن نزد مولانا
آشنایی مولانای روم با موسیقی، به دوران نوجوانی او بر می‌گردد؛ آن هنگام که وی همراه خانواده، از بلخ به بغداد مهاجرت می کردند. در این سفر، او با موسیقی کاروانی آشنا گشت و نیز از هر شهر که می گذشتند، با موسیقی محلی آن دیار آشنا می‌شد. به تعبیر دکتر زرین کوب: « آهنگ حدی که شتربان می‌خواند و نغمه نی که قوال کاروان می نواخت، او را با لحن ها و گوشه های ناشناخته دنیای موسیقی آشنا می‌کرد».
مولانا اما تا پیش از دیدار شمس، چندان به موسیقی نمی پرداخت. او فقیه بود و فقها را میانه ای با موسیقی نبوده و نیست. تا اینکه شمس بر وی طلوع کرد و مولانایی دیگر پدید آمد. شمس، مولانای نو را به سماع خواند؛ کاری که او پیش از آن هرگز انجام نداده بود.
نزد مولانا (مولانای پس از دیدار با شمس!) موسیقی از جایگاه و اعتبار ویژه ای برخوردار بود. مولانا مانند بسیاری از حکمای اسلامی، موسیقی را طنین گردش افلاک می‌دانست. در واقع مولانا با نظریه «فیثاغورث» در باب موسیقی موافق بود و عقیده داشت که اصول موسیقی از نغمات کواکب و افلاک اخذ شده است. همانطور که ضمن داستان ابراهیم ادهم(دفتر چهارم مثنوی) می‌گوید:
پس حکیمان گــفتـه اند این لحـن‌ها
از دوار چــرخ بــگــرفــتـیــم مــا
بانگ گردش های چرخ است اینکه خلق
می‌سرایندش به طنبور و به حلق
چنین معروف است که فیثاغورث با ذکاوت قلبی و روشن بینی خود، نغمه‌های افلاک را می شنیده و سپس اصول موسیقی را بر اساس آن استخراج کرده است. در واقع او موسیقی را، که پیش از آن نیز وجود داشته، با ریاضیات درآمیخت و قواعد و اصول دقیقی برای آن تنظیم کرد. خود فیثاغورث می گوید:«من صدای اصطکاک افلاک را شنیدم و از آن علم موسیقی را نوشتم.»
همچنین مولانا بر این عقیده بوده است که تاثیر نغمات و اصوات موزون بر روان آدمی از آنروست که نغمات آسمانی و ملکوتی جهان پیشین را در ما می انگیزد. چرا که به اعتقاد مولانا، روح آدمی پیش از آنکه به جهان فرودین هبوط کند، در عالم لطیف الهی سیر می کرده و نغمات آسمانی را می شنیده است. بنابراین موسیقی زمینی، تذکار و یادآور موسیقی آسمانی است:
لیک بد مقصودش از بانگ رباب
همچو مشتاقان، خیال آن خطاب
نالــه سـرنا و تـهــدیـد دهـــل
چـیزکـی مـاند بـدان ناقـور کـل
***
مؤمنـان گویـند کآثـار بهشــت
نغــز گردانــیـد هـر آواز زشــت
ما هـمه اجزای آدم بوده ایــم
در بهشت، آن لحن ها بشنوده‌ایم
گرچه برما ریخت آب و گل شکی
یادمــان آمــد از آنــها چــیزکی
همچنین او در جایی دیگر نیز تصریح می‌کند که عارف در صدای رباب، آواز باز و بسته شدن دروازه بهشت را می‌شنود.



ارسال توسط حسام

اسلایدر